بایگانی برچسب‌ها: محمد نوری زاد

گریه های شدید خامنه ای

گریه های شدید خامنه ای

محمد نوری زاد

 دیده بود از دور یکی می آید. داد زده بود. که به این سو بیا. و آمده بود. جوانی بود با سر و رویی خونین. که فریاد می کشید و چیزی می گفت و گریبان می درید. با تماشای چهره ی خونین جوان با آن حس تلخی که به صورت نشانده بود، ترسید. برگشت و پا بفرار نهاد.

لینک دانلود نسخه الکترونیکی این مطلب

اینجا اتاق خلوت یا به قول خودش “غار تنهایی” او بود. که کف آن با موکتی نرم و ساده و بی نقش فرش شده بود. با قفسه ای از کتاب های خاص، و میز و صندلی ای برای مطالعه. و کامپیوتری برای سرزدن به سایت ها و دنیای شگفت آور مجازی . و یک جالباسی عمودی برای آویختن لباس های بلند او. و سجاده ای که رو به کنج اتاق تا نیمه تا خورده بود.

چیزی به اذان صبح باقی نمانده بود که به غار تنهایی خود داخل شد. چراغ کم سویی را روشن کرد. نور مختصر این چراغ او را در نماز صبح و مغرب و عشاء همراهی می کرد. که او همیشه به خود نهیب زده بود: مگذار نمازت به تکرار افتد. مباد نمازت از روح تهی باشد.

برخلاف این که دیروز را سرخوشانه به پایان رسانده بود و سرخوشانه نیز سر به بالین نهاده بود، امروز اما حس و حال خوبی نداشت. چرایی اش را نیک می دانست. مگر می شود جوانی را ببینی که با سر و رویی خونین بر درِ اتاق تو می کوبد و با تقلا می خواهد فریادِ در گلو مانده اش را به گوش تو برساند و تو با تماشای آن چهره ای که هم غریبه است و هم آشنا، حال خوبی داشته باشی؟ عجب صحنه ی دلخراشی: تو همچنانکه وحشت زده از آن جوان خونچکان می گریزی، سر برمی گردانی و می ببینی آن جوان با گامهای بریده اما بلند از پی می آید و بی صدا اسم تو را داد می زند. به خواندن ادامه دهید

محمد نوری زاد در مصاحبه با رادیو فردا: رهبر باید به تاریخ پاسخ دهد چرا وارد قمار هسته ای شده

محمد نوری زاد در مصاحبه با رادیو فردا: رهبر باید به تاریخ پاسخ دهد چرا وارد قمار هسته ای شده
علیرضا کرمانی: محمد نوریزاد، روزنامه‌نگار و مستندسازی که پس از انتخابات ۱۳۸۸ به صف منتقدان رهبر جمهوری اسلامی ایران پیوست و بازداشت هم شد و ماه ها در زندان به‌سر برد، بارها و بارها در نامه‌های سرگشاده‌اش، خطاب به آیت‌الله علی خامنه‌ای، از او خواسته است که راه و روش کشورداری خود را عوض کند.

خطاب محمد نوریزاد، در تازه‌ترین نامه سرگشاده‌اش، این بار مراجع تقلید هستند و نه رهبر جمهوری اسلامی ایران و آقای نوریزاد از مراجع تقلید خواسته است تا آشکارا از رهبر جمهوری اسلامی ایران بخواهند که دست از سماجت بردارد و به عواقب هولناک اوضاع کنونی بیندیشد.

در گفت و گو با محمد نوری زاد، نخست از او پرسیدم که این بار، چرا نامه‌ به مراجع تقلید؟

محمد نوری زاد: به هر حال من فکر می کنم ما باید دست به دامن همه بشویم برای اینکه از این بحران بیرون بیاییم. یعنی الان اوضاع بحرانی تر از آن چیزی است که بخواهد گفته شود. شرایط داخل بسیار ملتهب است. ممکن است حاکمان حتی به سمت یک جنگ داخلی بروند. مثل خیلی از چیزهای دیگر، اینکه دارند اسرائیل را تحریک می کنند یا پرواز پهباد بر فراز اسرائیل.

اینها تحریکاتی است که با آن می گویند آقا بیایید به ما حمله کنید. ما برای برون رفت از این مشکلاتی که خودمان درست کرده ایم چاره دیگری نداریم. به خواندن ادامه دهید

نهمین فیلم کوتاه محمد نوری زاد با نام شعبون بی مخ ها ۷ به مدت ۲۱دقیقه

نهمین فیلم کوتاه محمد نوری زاد با نام شعبان بی مخ ها 7

نهمین فیلم کوتاه محمد نوری زاد با نام شعبون بی مخ ها 7 / * قسمت اول و دوم و سوم و چهارم و پنجم و ششم این مجموعه را را در لینکها همراه ببینید / دانلود کنید و یا بخوانید

مقدمه: در هفتمین قسمت از مجموعه ی”شعبون بی مخ ها” رهبر را با خود به شیراز برده ام و گوشه هایی از وحشی گری بسیجیان روحانی و غیرروحانی آن دیار را نشان وی داده ام. شکل و شمایل شعبون بی مخ های بسیجی در همه جای ایران یکسان است. چه در تهران و چه درشهری دور. چرا که اینان از یک بلندگوی مرکزی خط می گیرند و همان بلندگوی مرکزی بر زبانشان الفاظ می نشاند و به دستشان چوب و چماق و سنگ و اسلحه می دهد و کیفیت به زیرکشاندن مخالفان و معترضان را نیز دم گوششان نجوا می کند.

در قاموس شعبون بی مخ ها، آبروی مردم که هیچ، آبروی جمهوری اسلامی که هیچ، آبروی خدا و پیغمبر و قرآن و اهل بیتی که مرتب ازآنان دم می زنند نیز هیچ در هیچ است. اگر خواستید یک شعبون بی مخ حکومتی را بشناسید حتماَ به کانون حساسیت او دخول کنید. در این کانون، توهین به هست و نیست همه ی مقدسات را می شود نادیده گرفت اما یک اعتراض و انتقاد ساده به رهبری رگ های گردن اینان را برمی کشد و کف بر لبانشان می آورد و چماق را از غلافش بدر می برد.

این فیلم را ببینید تا با مختصری از مختصات همین کانون مورد اشاره آشنا شوید. و این که بدانید جمهوری اسلامی ایران در این سالها چه هیبت هیولاگونی به اسم بسیج برساخته است که نه خدا می شناسد و نه قانون و نه انسانیت. همان بسیجی که خدا خدا می کند و فحش می دهد. حسین حسین می کند و زیر و بالای ناموس دیگران را بر طبق ویرانگی آرزوهای مردم می نشاند. همان بسیجی که بدیهی ترین خصلت های دینی و انسانی را زیر پا می گذارد تا خود را “ولایی” نشان بدهد. زبانم لال گویی خدا و قرآن و اهل بیت نیز اگر بخواهند در میان بسیجیان مقبولیتی برای خود دست و پا کنند، باید و حتماً در صف ولایتمداری بیت رهبری بایستند و ازگذرگاه فداییان رهبرعبور کنند، وگرنه حسابشان با اسلحه و چوب و چماق و دهان آلوده ی بسیجیان، کف دستشان نهاده می شود. به خواندن ادامه دهید

شعبون بی مخ ها ۵ /هفتمین فیلم کوتاه محمد نوری زاد+ دانلود و متن نوشتاری

مدت ۱۳دقیقه/  * قسمت اول و دوم و سوم و چهارم این مجموعه را را در لینکها همراه ببینید / دانلود کنید و یا بخوانید

سومین فیلم کوتاه محمد نوری زاد: شعبون بی‌مخ‌ها، قسمت اول

مقدمه: روی سخن من در این فیلم هنوز با شخص رهبر است. همو که باید یکبار و برای همیشه تکلیف خود را با جماعت شعبون بی مخ ها روشن فرماید. در این قسمت من دامنه ی شعبون بی مخی را از محدوده ی بسیجیان بدر برده ام و پای دیگرانی را که بظاهر بلندپایه اند پیش آورده ام. دیگرانی که برای خود دم و دستگاهی آراسته اند و هوشمندانه و قدم به قدم جامعه را به همان سمتی می برند که مأمور انجام آنند. من صمیمانه و از سر درد می گویم: شعبون بی مخ ها می توانند دکتر و آیت الله باشند و بدون آنکه خود بدانند توسط ابن الوقت ها و قدرت های مخوف در سایه، همانی را بگویند که باید بگویند. بی آنکه اراده ای از خود ابراز کنند. اما به اسم خود. و این که اگر ما عربده می کشیم، این عربده حتما مخصوص و متعلق به خودمان است. (محمد نوری زاد) به خواندن ادامه دهید

ششمین فیلم کوتاه محمد نوری زاد با نام شعبون بی مخ ها (4)+ دانلود و متن نوشتاری

* قسمت اول و دوم و سوم این مجموعه را را در لینکها همراه ببینید / دانلود کنید و یا بخوانید

سومین فیلم کوتاه محمد نوری زاد: شعبون بی‌مخ‌ها، قسمت اول

مقدمه: من در این فیلم در کنار تصاویری از شعبان جعفری و دکتر مصدق بهمراه تصاویری از کتک خوردن مردم در خیابان ها در سال های اخیر، به مقوله استقبال مردم از مسئولین و همچنین نمونه هایی از رفتارهای آن ها در قبال علی مطهری نماینده مجلس و سردار علایی پرداخته ام. همچنین در کنار نمایش توهین های بسیجیان به فائزه هاشمی رفسنجانی و شکستن شیشه ماشین های مردم توسط بسیجی ها، با رهبری سخن گفته ام.
این فیلم کوتاه را با تأمل تماشا کنید و به این پرسش ها پاسخ بگویید که:
۱ – چه کسانی از وحشی گری شعبون بی مخ ها سود می برند؟
۲- چرا و برای چه مقاصدی این جماعت اختراع شدند؟
۳ – برای این وحشی ها در آینده ی حوادث ایران چه نقشی درنظر گرفته شده است؟

دانلود نسخه با کیفیت خوب: لینک مستقیملینک غیرمستقیم

دانلود نسخه با کیفیت پایین: لینک مستقیملینک غیرمستقیم

به خواندن ادامه دهید

نیایش های محمد نوری زاد در زندان

مقدمه: نیایش های من در زندان اوین، در حال و هوای خاصی نوشته و در یک مرخصی که از زندان بیرون آمده بودم، در یک استودیوی کوچک ضبط شده است. من خود این اثر را شاید صد بار شنیده ام و در هر بار -به یاد عزیزان دربندمان- گریسته ام. پیشنهاد می کنم این اثر را در یک فراغت چهل دقیقه ای بشنوید. در آخرهای شب. یا درحین رانندگی. این یک نیایش آهنگین یک زندانی بی دلیل است.
محمد نوری زاد سیزدهم مرداد سال نود و یک

لینک مستقیم دانلود فایل صوتی نجواهای محمد نوری زاد در زندان اوین با کیفیت بالا

لینک مستقیم دانلود فایل صوتی نجواهای محمد نوری زاد در زندان اوین با کیفیت پایین

لینک مستقیم {کمکی} دانلود فایل صوتی نجواهای محمد نوری زاد در زندان اوین با کیفیت بالا از سرور دوم

لینک غیرمستقیم دانلود فایل صوتی نجواهای محمد نوری زاد در زندان اوین با کیفیت بالا

لینک غیرمستقیم دانلود فایل صوتی نجواهای محمد نوری زاد در زندان اوین با کیفیت پایین

متن مکتوب نیایش: به خواندن ادامه دهید

چهارمین فیلم کوتاه محمد نوری زاد با نام: شعبون بی مخ ها (قسمت دوم) به مدت ۲۳ دقیقه

سومین فیلم کوتاه محمد نوری زاد: شعبون بی‌مخ‌ها، قسمت اول
 برای دیدن قسمت اول شعبون بی مخ ها به این لینک مراجعه کنید. برای دانلود قسمت دوم لینکهای زیر را کلیک کنید:

لینک دانلود ویدئو – نسخه با کیفیت متوسط – MP4 – 80MB 

لینک دانلود ویدئو – نسخه با کیفیت پایین – ۳GP – 14MB

محمد نوری زاد: من دراین فیلم بسیار صریح و بدون لکنت با رهبر صحبت کرده ام و به او نشان داده ام که شعبون بی مخ ها عمله های بیت رهبری هستند و محاکمه ی آنان بمثابه محاکمه ی خود ماست. در این فیلم به رهبر گفته ام: به لحاظ حقوق شهروندی چرا شما با سایر مردم برابر نیستید؟ و چرا این برابری که در قانون بدان تأکید شده امروزه به یک طنز منجرشده؟ به حادثه ی خونین کوی دانشگاه پرداخته ام. و این که چرا بانیان این حادثه که بسیجیان چماق بدست بوده اند، باوجود تأکید شما، محاکمه و مجازات نشدند؟ و خودم دلیل این رویگردانی حیرت انگیز را بازگفته ام. سرآخر با نمایش فیلم هایی از شقاوت شعبون بی مخ ها، به رهبر گفته ام ما دوست نداریم سرنوشت قذافی برای شما رقم بخورد. اما چرا باور نمی کنید که در این کشور هفتاد میلیونی، شما تنها رهبر ده میلیون نفرید، و نه بیشتر… بیش از این نگویم. خودتان تماشا کنید.

تماشای آنلاین فیلم:

به خواندن ادامه دهید