بایگانی دسته‌ها: نجواهای روز به روز ماه مبارک رمضان با صدای محمد نوری زاد

خود خدای متعال فرموده : لااکراه فی الدین . ما کیستیم که از خدا جلوتر بدویم ؟ نجواهای روزانه ماه مبارک رمضان (22 تا 24)؛ محمد نوریزاد

نجوای روز بیست و دوم ماه مبارک رمضان(نشسته ام مقابل رهبرم خامنه ای!)

درکوفه ام . و در سرسرایی ساده اما تمیز . مقابل مردی نشسته ام که از چشمانش نفوذ ، و از کلامش رعشه برتنم می ریزد . پراز گفتنی ام . اما جاذبه اساطیری مرد ، زبانم را از کارانداخته و مرا درسکوت و بهت منجمد کرده است.

مرد که به یک نگاه ، درماندگی ام را فهمیده است ، برمی خیزد و با یکی دوگام ، خود را به من می رساند . زانو به زانوی من می نشیند و دست بر شانه ام می گذارد و لبخند نمکینش را نشانم می دهد . گرمای دستش ، ذرات وجودم را به جنبش می آورد . ترس از این که من دربرابر چه کسی نشسته ام ، به یکباره از درون و زبانم می گریزد . و مرد ، اکسیر کلامش را با ” عزیزم ، سخن بگو، مهراس ! ” درجانم می ریزد . مست می شوم . احساس می کنم درآغوش محبت مواج مادرم ، و نوازش تمام نشدنی پدرم دست به دست می شوم : عزیزم ، سخن بگو !. من به والیان و فرمانداران خود گفته و نوشته ام که با نحوه رفتار خود ، لکنت از زبان مردم کوچه و بازار بگیرند . بگو و از هیچ مهراس ! به خواندن ادامه دهید

Advertisements

سپاه ما امروز ، به ملک طلق جماعتی درآمده که با او آن می کنند که با ارث پدری شان نمی کنند؛ نجوای روز بیست و یکم

 نجوای روز بیست و یکم ماه مبارک رمضان(سهام سپاه)

محمد نوریزاد: این که من آیا یک چنین پولی دارم یا ندارم سخن دیگری است . که دارم . خواهم گفت . اما می خواهم علت این خرید را ، و بیرون بردن پای سپاه از این مهلکه را پیش آورم . حیثیتی که به اسم سپاه  امروز توسط جماعتی از بی خبران به خاک برده می شود ، امانتی است که همه ما حمل آن را به شانه های فرزندان خود سپرده ایم .

سپاه اگر آبرویی دارد ، متعلق به خودش نیست . و اگر نفوذی ، این نیز برآمده از همان تعلقی است که به او مربوط نمی شود . سپاه ، یک حساب بانکی معنوی است که جزبه جز دارایی اش را مدیون دیگران است . دیگرانی که برای برداشت حسابشان هیچگاه به سپاه مراجعه نکرده ونمی کنند .

اگر امروز سرداران و سرلشگرانی هستند که  بخاطر سالهای حضورشان درجبهه ها خود را طلبکار سپاه می دانند ، باید بدانند که : طلبشان را تا کنون گرفته اند . بیشترهم گرفته اند . می ماند طلب مردمی که به سپاه  ، قدر وقیمت و آبرو داده اند . می ماند طلب آنانی که از سپاه ، نه یک قوه نظامی صرف  ، که یک قوه متراکمی از شرافت و درستی و هوشمندی و گذشت و پاکی و پایمردی برآورده اند . به خواندن ادامه دهید

نجواهای روزهای نوزدهم و بیستم ماه مبارک رمضان(سمفونی ای کاش های من و سبزی به نام سلمان سیما)

* من این روزها لذتی از سالهای خدمتم به انقلاب نمی برم . من از این که هموطنانم درخیابانهای شهر کشته می شوند ، به انقلابی بودن خود تردید می کنم .  .. حکایات بعد از انتخابات ، بساط فکری مرا به هم ریخته است . این روزها من و امثال من دچار تردید شده ایم . قرار نبود در افق این انقلاب ، ظلم عربده بکشد و قداره به کمر ببندد  -« این نوشته پیشتر در تیرماه سال ۸۸ منتشر گردیده بود»

ایکاش خامنه ای ما…

محمد نوریزاد: من از تبار طایفه ای هستم که درحد خود برای آرمانهای این انقلاب زحمت کشیده است . چه با حضور تنگاتنگش در میان محرومین مناطق دور و مرزی ، چه در سالهای جنگ ، و چه در حضور رسانه ای اش که عمدتا همان جامعه آرمانی را در کم کاری و بدکاری و خوب کاری مسئولین رصد می کرده است . من ، دراین سی سال عمر انقلاب ، بسیار از باید ها و نباید ها نوشته و تصویر ساخته ام . و در این راه ، خدای می داند که آبروی خود را نیز به میان آورده ام و برای فرزندان و خانواده خویش زحمت تراشیده ام . و چون وامدار کسی و جریانی نبوده ام ، تیز گفته ام و تیز نوشته ام . بقدر بضاعت خود ، تلاش کرده ام دراین تیز گفتن و تیز نوشتن ، جانب انصاف و درستی را بگیرم . به خواندن ادامه دهید

دستنوشته های نجواگونه ی محمد نوری زاد برای روزهای رمضان (15 تا 18)

روز پانزدهم ماه مبارک رمضان(دستنوشته های نجواگونه ی محمد نوری زاد)

خدایا می خواهم از دوستانی یاد کنم که گرچه از چشم ما دورند اما بزرگند. بزرگتر از بسیاری چون ما که بی دلیل، و به زعم خود نام و نشانی یافته ایم.  بیا با هم به تماشای مردمی برویم که در کافرستان غرب، برای رقبای انتخاباتی خود، فراتر از حقوق شهروندی، احترام نیزقائلند. مردمی که برای شنیدن سخنان مخالف، درکنار تریبون های متعدد خود، تریبون های متعدد نصب می کنند.  آنان آنقدر از نردبان رشد بالا رفته اند که برای سخن درست کاندیدای رقیب نیز کف بزنند، و نادرستی سخن کاندیدای خویش را برنتابند.

من ای خدا می دانم که این بندگان کافرخود را، برما که حسین حسین می کنیم و علی علی می گوییم و سراپای زندگی مان از دوز و کلک سرشاراست، ترجیح می دهی. به خواندن ادامه دهید

نجواهای روز به روز ماه مبارک رمضان با صدای محمد نوری زاد( روزهای 13و 14)

خدایا در این ۳۲ سال انقلاب ، ما ایرانیان انقلاب کرده به عدل تو ، جفاکردیم و نام تو را از بلندای درستی ات ، به زیر کشیدیم.سخن از عدالت گفتیم و به مردم خود ظلم کردیم…خدایا سرنگونشان کن و از صفحه ی روزگار محوشان فرما…

خدایا در این روز می خواهم از عدالت با تو بگویم ، همان گوهری که سنگ بنای هستی است ، عدالتی که زمین و آسمان را به کار انداخته و نظام هستی را پایداری بخشوده است.عدالتی که اگر پای از رکاب یک جامعه بیرون بکشد ، شقاوت و ظلم جایش را می گیرد.

خدایا در کشور ما ، از عدالت فراوان سخن گفته می شود . از عدل تو ، از عدل پیامبران ، از عدل علی و عدالت علی در این میان محور و موضوع سخنان فراوان و آتشین سخنوران بوده است که یعنی ما در اجرای عدالت ، شاخص درخشانی چون علی داریم ، که سخت به دختر کوچک خود خروشید ، آنجا که گردنبندی ساده و رنگین از بیت المال به امانت گرفته بود و یا آنجا که میله ی گداخته و داغی را جلوی صورت برادرش عقیل گرفت ، برادری نابینا که از علی انتظار حمایت و رعایت مختصری داشت. به خواندن ادامه دهید

نجواهای روز به روز ماه مبارک رمضان با صدای محمد نوری زاد(روز ۱۲ )

…خدایا ما در کنار پیران خوب ، پیران حریص و آشفته حال نیز فراوان داریم.پیرانی که مگر خاک گور چشم تنگ و قدرت دوست آنان را پر کند.پیرانی که بر مسندهای کلیدی کشور ما آرمیده اند و بدون ذرّه ای جوشش خیر همچنان جای هزاران جوان را اشغال کرده اند و با پیرفکری های خود ، هم روان جامعه رامی خراشند و هم جامعه را به قهقرا می برند.خدایا به این پیران حریص ، به این کورچشمان بی خرد ، شمّه ای از آینده ی مخوف شان را نشان شان بده تا از مقام و منصبی که شایسته اش نیستند ، کنار بکشند…

خدایا در این روزها از زنان و ختران و پسران خود گفته ام ، امروز با تو از پیران خود می گویم ، پیرانی که اگرخوب باشند ، ذخایر تمام نشدنی هر کشوراند و اگر بد باشند ، هیچ کس جلودار حرص و ولع و چشم سیری ناشدنی آنان نیست.

خدایا به پیران ما آرامش و وقار و اطمینان بده و مارا در بهره گرفتن از تجربه های گرانقدرشان حریص کن.

اگر در غرب ، پیران  به حاشیه می روند ، مادوست داریم از پیران خود همچنان درس بگیریم و از ادبشان لبریز شویم ، دوست داریم پیران ما ، چه زن و چه مرد ، چشم و چراغ جوانان ما باشند ، دوست داریم اگرچه امروز کهنسال و فرطوت و از پای افتاده اند اما از برکت وجودشان بهره مندمان کنی.

دوست داریم سهمی از دعاهای گاه و بیگاه آنان برای ما باشد.خدایا بی احترامی به بزرگان را از جامعه ی ما ریشه کن کن.

به جوان های ما شیرینی و طعم خوش احترام به بزرگترها را بچشان.ما دوست نداریم جزو کسانی باشیم که پیرانشان را به دور می اندازند ، ما دوست نداریم آه پیران دامن گیر ما شود ، ما دوست نداریم پیران ما از ما به تو شکایت کنند.

خدایا ما نیز یک روز پیر خواهیم شد و عجبا که دوست داریم در زمان پیری همه ی اطرافیان دست به سینه ی ما باشند.تو را سپاس که مردمان سرزمین مارا هنوز از معرفتی انباشته ای که قدر بزرگان خود را نیک می دانند. به خواندن ادامه دهید

نجواهای روز به روز ماه مبارک رمضان با صدای محمد نوری زاد(10 و 11 رمضان) + دانلود

خدایا اکنون جمعی از پسران و دختران ما بی هیچ گناه در زندان اند.بله ، بی هیچ گناهی!…

خدایا ظلم در جامعه ی ما بی واهمه جولان می دهد و عربده می کشد.جوانان و مردان و زنان بی گناهی که اکنون زندانی اند ، دیر یا زود آزاد خواهند شد امّا با سینه هایی پر از نفرت و با پرسش هایی تند که بزرگان جامعه از پاسخ بدان ها ، در خواهند ماند… به خواندن ادامه دهید