توصیه های رهبر برای خارجی ها نه ایرانیان؟ وقتی آیت‌الله خامنه‌ای مدعی می‌شود؛ مرتضی کاظمیان

وقتی آیت‌الله خامنه‌ای مدعی می‌شود

برای فرمانروا، داشتن صفات خوب چندان مهم نیست، مهم این است كه او فن تظاهر به‌داشتن این صفات را بلد باشد

«زندانهاى مخفى آمریکایی‌‌ها و صهیونیست‌ها در نقاط متعددى در قاره‌هاى گوناگون شاهد زشت‌ترين و نفرت‌انگيزترين رفتارها با زندانيان بى‌دفاع و بى‌وكيل و بى‌محاكمه است…»

رهبر جمهوری اسلامی دیروز در اجلاس سران عدم تعهد، در کنار دیگر ملاحظاتش در مورد «حقوق بشر» و «دموکراسی» در جهان، و نیز انتقاد از «تحریف حقیقت» و «دروغ‌گویی» و «زورگویی» و «دیکتاتوری» قدرت‌های جهانی در عرصه‌ی مناسبات بین‌المللی، جمله‌ی پیش گفته را نیز بیان کرد.

جابه‌جای سخنان آیت‌الله خامنه‌ای قابل ارجاع به وضع داخل ایران است؛ ازجمله آن‌جایی که در مورد حق فلسطینیان، تاکید کرد: «ما راه‌حلى عادلانه و كاملاً دموكراتيك را پيشنهاد كرده‌ايم: همه‌ى فلسطينى‌ها، چه ساكنان كنونى آن، و چه كسانى كه به كشورهاى ديگر رانده شده و هويت فلسطينى خود را حفظ كرده‌اند، اعم از مسلمان و مسيحى و يهودى، در يك همه‌پرسىِ عمومى، با نظارتى دقيق و اطمينان‌بخش شركت كنند و ساختار نظام سياسى اين كشور را انتخاب نمايند و همه‌ى فلسطينيانى كه سالها رنج آوارگى را تحمل كرده‌اند، به كشور خود بازگردند و در اين همه‌پرسى و سپس تدوين قانون اساسى و انتخابات، شركت نمايند. آنگاه صلح برقرار خواهد شد.»

آیا رأس هرم قدرت در جمهوری اسلامی چنین امکانی را برای ایران نیز توصیه و مهیا می‌کند؟ آیا وی حاضر است برای تحقق صلح و دموکراسی در داخل کشور، «انتخابات آزاد، سالم و عادلانه»ای برگزار شود؟ و آیا اجازه خواهد داد با این انتخابات و «نظارتی دقیق و اطمینان بخش»، ایرانیان سرنوشت سیاسی ایران را رقم زنند؟ و چنان‌که وی برای فلسطین توصیه می‌کند، ایرانیان خود «ساختار نظام سیاسی کشور را انتخاب نمایند»؟

از این دست پرسش‌ها در مورد سخنان دیروز رهبر جمهوری اسلامی، کم نیست؛ نگارنده اما ترجیح می‌دهد تنها بر همان یک جمله‌ی ابتدای مکتوب تمرکز کند، و پی‌جوی تغییر وضع زندانیان سیاسی در ایران باشد. سخن گفتن از هر اقدام و گام دیگر، بدون عبور از این پله‌ی نخست، به «وعده‌ی سر خرمن» و فریب بیشتر شبیه خواهد بود تا اقدامی عینی و از سر تعهد و وطن‌دوستی.

دیروز، شخص اول رژیم سیاسی در ایران از «زشت‌ترین و نفرت‌انگیزترین رفتارها (توسط حاکمان آمریکا و اسراییل) با زندانیان بی‌دفاع و بی‌وکیل و بی‌محاکمه» سخن گفت. آیا آیت‌الله خامنه‌ای از حبس رهبران جنبش سبز بدون هیچ محاکمه‌ای، بی‌خبر است؟ و آیا او از بدرفتاری با مهندس میرحسین موسوی، با وجود بیماری قلبی و آنژیوی چند روز پیش، اطلاع ندارد؟ رهبر نظام سیاسی آیا از «زشت‌ترین و نفرت‌انگیزترین رفتارها» با زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران (ازجمله با عبدالله مومنی و حمزه کرمی و مهدی محمودیان، و قربانیان کهریزک) چیزی نشنیده است؟ گیریم رهبر جمهوری اسلامی از وضع زندانیان سیاسی و عقیدتی گمنام بی‌خبر است، او آیا از شرایط بازداشت کنشگران سیاسی شناخته شده (چون بهزاد نبوی و مصطفی تاج‌زاده) چیزی نمی‌داند؟ وی «ادعا»یی را برای جهان طرح می‌کند که خود حاضر به خفیف آن در ایران نیست. چرا؟

آیت‌الله خامنه‌ای مزاح نمی‌کند؛ حتی به تعبیری، دروغ هم نمی‌گوید. وی بخشی از وافعیت‌های جهان را به نفع بقای حاکمیت اقتدارگرا و سرکوبگر در ایران، مصادره می‌کند. او آشکارا می‌کوشد از مفاهیم مورد توافق افکار عمومی در جهان، به نفع تداوم اقتدار غیردموکراتیک حاکمیت سرکوبگر، «سود» جوید. رهبر جمهوری اسلامی نیم‌نگاهی به زندان‌های ایران و نحوه‌ی رسیدگی به اتهامات فعالان سیاسی نمی‌کند. در نظامی که آیت‌الله خامنه‌ای بر صدرش تکیه زده، حتی برای دبیرکل سازمان ملل متحد نیز امکان دیدار با رهبران در حبس جنبش سبز وجود ندارد. رأس ماکروفیزیک قدرت در ایران، با این دست سخنان چه کسی را می‌فریبد؟ افکار عمومی داخل کشور را یا افکار عمومی خارج از ایران را؟ و از همین جمع روسا و هیات‌های دیپلماتیک حاضر در اجلاس غیرمتعهدها، چند نفر از سرکوب‌های خونین و محاکمه‌های غیرقانونی و نمایشی پس از کودتای انتخاباتی 1388، بی‌اطلاع هستند؟

آشکار است که رهبر جمهوری اسلامی شیوه‌ای از زمام‌داری را برگزیده و روشی از مواجهه با واقعیت‌های جهان و ایران را در دستور کار قرار داده که بیش از هر چیز با «فریب» هم‌خانه و هم‌خانواده است: تظاهر به متخلق بودن خود و دیگر حاکمان به فضائل اخلاقی و نیکوترین روش‌های مدیریتی و رعایت لوازم دموکراسی در ایران.

در نگاه نخست به‌نظر می‌رسد که مرکز ثقل قدرت سخت‌افزاری در کشور، آموزه‌های نیکولو ماکیاولی را خوب خوانده است؛ «برای فرمانروا، داشتن صفات خوب چندان مهم نیست، مهم این است كه او فن تظاهر به‌داشتن این صفات را خوب بلد باشد»؛ اما چنین نیست. گویی آیت‌الله خامنه‌ای این ملاحظه‌ی ماکیاولی را از یاد برده است: «درست‌ترین راه رسیدن به بهشت این است که راه دوزخ را بشناسیم و از آن دوری کنیم.»

ظاهرا رهبر جمهوری اسلامی به‌گونه‌ای بس پرهزینه برای ایران، راهی را برگزیده که معمر قذافی در لیبی انتخاب کرد و بشار اسد در سوریه پیش گرفته است. به شکلی آکنده از ریسک و خطرخیز برای ایرانیان، متاسفانه به‌ نظر می‌رسد که آیت‌الله خامنه‌ای و جریان امنیتی ـ نظامی ـ رانتی هم‌گام با وی، چندان از «دوزخ» دوری نمی‌کنند.

نظرات وارده دریادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s