آقای هالو در زندان وقید کفالتی که رد شد

سعید زندگانی؛ جرس: در اولین پرده، سراغ شاعر طنز پرداز محمدرضاعالی پیام (آقای هالو) را درزندان اوین می گیریم که همراه مدیر انجمن ادبی امیرکبیر چند روز پیش بازداشت شده است؛ در پرده دوم می خوانیم که پس از مخالفت مجلس با ساخت «لاله» و پافشاری دولت به ساخت آن، کار ممکن است به بالاترها هم کشیده شود؛ پرده سوم گزارشی است اختصاصی از نشست نقد و بررسی کتاب «درخرابات مغان» داریوش مهرجوئی و دعوای او بامنتقدین کتابش؛ پرده چهارم خبری است از فروش بی سابقه «کلاه قرمزی و پسرعمه» در سینماها، درحالیکه شنیده می شود شخصیت «جیگر» از این مجموعه را در تلویزیون حذف کرده اند؛ پرده پنجم از بلاتکلیف ماندن خانه سیمین دانشور و جلال آل احمد در میان دعواهای خانوادگی وراث می گوید؛ پرده ششم خبری است از جلوگیری از اجرای نمایش «آنتیگون» درتهران؛ و پرده آخر گزارشی است از ارسال هزار نامه دعوت به شفیعی کدکنی برای حضور این ادیب نامور در نشست «شب سرشک»!
آقای هالو در زندان
کی گفته که ما دولت راحت طلبیم؟
در فکر گرفتاری خلق عربیم
اینقدر نگوئید اهر زلزله شد
فعلا که گرفتار دمشق و حلبیم
این آخرین دوبیتی است که محمدرضا عالی پیام متخلص به «آقای هالو» شاعر طنز پردازمعاصر پس از زلزله آذربایجان، هنگامی که احمدی نژاد برای شرکت در کنفرانس سران کشورهای اسلامی به عربستان رفته بود، سرود و در فضای مجازی انتشار بافت تا موجب شود صبر سربازان گمنام امام زمان سرآید و بیست و هشتم مردادماه به دفترش در تهران بریزند و نه تنها خود او بلکه همه دفتر و دستکش را هم باخود ببرند. نزدیک به یک هفته پس از بازداشت وی، اطلاع دادند که برای شاعر سی میلیون تومان قرار صادر شده است وازخانواده اش خواستند که به دادسرا مراجعه کرده و اورا با قید کفالت آزاد کنند؛ اما نه تنها این اتفاق نیافتاد، بلکه معلوم شد محمد باقرصدرا مدیر انجمن ادبی امیرکبیر نیز که عالی پیام شعرهایش را درهمایش ماهانه این انجمن در تهران می خواند، تقریبا همزمان با عالی پیام دستگیر شده اما خبری از بازداشت او انتشار نیافته است.
محمدرضا عالی پیام عضو کانون فیلمنامه نویسان سینمای ایران، عضو شورای مرکزی و دبیر انجمن تهیه کنندگان مستقل سینمای ایران، انجمن صنفی شرکت های تبلیغاتی و عضو دایمی آکادمی داوری خانه سینما، عضو چند انجمن ادبی هنری تهران، مدیرعامل موسسه مینا فیلم و مدیر مسئول موسسه تبلیغاتی دایره مینا است اما چند سالی ست که پس از روی کار آمدن دولت احمدی نژاد، برای سروده های طنز و اعتراض آمیز خود شهره خاص و عام شده است. او این سروده ها را در همایش ماهانه انجمن امیرکبیر می خواند و صدا و تصویرش بلافاصله در فضای مجازی (یوتیوب و فیس بوک) منتشر می شد و ورد زبانها می گشت. پیش از بازداشت، عالی پیام را چند بار به نهادهای امنیتی احضار کرده و به او اخطار داده بودند که چون به این اخطارها توجه نکرد، بالاخره سر از زندان جمهوری اسلامی درآورد.
انجمن ادبی امیرکبیر را تعدادی از چهره های فرهنگی شهر اراک که در تهران اقامت دارند، پس از انقلاب بنیان نهادند. این انجمن هیئت مدیره ای دارد که از همان آغاز، ریاست آن با محمدباقرصدرا نویسنده، شاعر و فرزند آیت اله صدرای اراکی بوده است. مهمترین فعالیت این انجمن همایش ماهانه ای است که چهارشنبه آخر هرماه برپا می شود و شاعران بسیاری در این همایش به قرائت آخرین سروده هایشان می پردازند و گروههای موسیقی مختلف برنامه اجرا می کنند. در چند سال اخیر همایش ماهانه انجمن امیرکبیر در سالن غذاخوری دانشکده فنی در کوی دانشجویان دانشگاه تهران در امیراباد برپا می شد و محمد رضا عالی پیام با شعرهای طنز اجتماعی خود یکی از جذابت های آن بود که پس از چند بار تذکر، بالاخره مامورین امنیتی به سراغش آمدند و بازداشتش کردند.
به گزارش سایت ملی – مذهبی شنبه چهارم شهریور برخی از نزدیکان عالی پیام به شعبه سه دادیاری دادسرای شهید مقدس تهران برای سپردن کفالت جهت آزادی وی مراجعه نمودند اما دادیاری از قبول کفالت خودداری و اعلام نموده که وی تا اطلاع ثانوی آزاد نخواهد شد. این در حالی است که در آخرین ساعات اداری سه شنبه سی و یکم مرداد ماه به خانواده وی اعلام شده بود که عالی پیام با قرار کفالت آزاد خواهد شد؛ اما یک روز بعد هنگام مراجعه خانواده به آن ها گفته شد قاضی مرخصی است و شنبه (چهارم شهریور) مراجعه کنند و شنبه هم گفتند تا اطلاع ثانوی شاعر در زندان می ماند!
محمد باقر صدرا که علاوه بر مدیریت انجمن امیرکبیر، اداره و اجرای همایش ماهانه این انجمن را نیز برعهده دارد، اول شهریور بازداشت شده است. گفته می شود ماموران با حضور در منزل وی، ضمن ضبط برخی ازوسایل و کتابهایش ، او را بازداشت کرده اند. صدرا بیش از بیست سال است مدیریت انجمن امیر کبیر را بر عهده دارد و چهارشنبه آخر هر ماه بطور مرتب همایشهای ماهانه آن تشکیل می شود که این همایش در ماه مرداد برگزار نشد. چندی پیش نیز انجمن وحدت ملی ایران (در اصفهان ) که ازتشکلهای فعال استان اصفهان محسوب میشد تعطیل شد.
لاله در مجلس رد شد، دعوا به بالاها کشیده می شود!
اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی پس از نشست های مختلف با مسئولین ارشاد و سازمان سینمائی و عوامل سازنده فیلم «لاله» به این نتیجه رسیدند که ساختن این فیلم با هزینه ای معادل نه میلیارد تومان، نمی تواند در اولویت کارهای فرهنگی و سینمائی ارشاد باشد و باید ازآن گذشت؛ اما ارشاد همچنان بر ساخت این فیلم پا می فشارد چرا که قول آن ازسوی اسفندیاررحیم مشائی به فیلمساز مقیم آمریکا اسداله نیک نژاد داده شده وچون این کارگردان راهنمای احمدی نژاد در سفر به نیویورک هم بوده؛ ساخت «لاله» از حمایت تمام قد رئیس دولت هم برخوردار است. حالا یک نماینده عضو کمیسیون فرهنگی مجلس می گوید با این وضع ممکن است کار بالا بگیرد و موضوع «لاله» به مقامات ارشد نظام هم برسد!
در این مورد جلیل عرفانمنش مشاورجواد شمقدری رئیس سازمان سینمائی در وزارت ارشاد و فیلمنامهنویس پروژه «لاله» در پاسخ به این سئوال که آیا نظرات اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس مبنیبر تغییر محتوایی فیلمنامه «لاله» مورد توجه عوامل تولید فیلم قرار گرفتهاست یا خیر؟ به خبرگزاری «مهر» گفته است: «قطعا نظرات کمیسیون فرهنگی مورد توجه قرار گرفته و به زودی این نظرات اعمال و تغییرات انجام خواهد شد.» وی درمورد کم وکیف انجام این تغییرات توضیح داد: «اصلاحات و تغییرات راهبردی کمیسیون فرهنگی مجلس هم در محتوای فیلمنامه و هم در ساختار، با تصمیم نهایی آقای نیکنژاد بهعنوان کارگردان اثر اعمال خواهد شد و طبق صحبتهایی که با ایشان داشتم از انجام این تغییرات استقبال کردهاند و به نوعی موافقت خود را مطرح کردهاند.» اوبا اشاره به این مطلب که فیلمنامه این فیلم اثری کاملا ایرانی است گفت: «اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس بر گرایش فمینیستی فیلمنامه فیلم لاله نظر داشتند که این نظرات اعمال شده است. نکته دیگر اینکه فیلمنامه این فیلم سینمایی یک اثر کاملا ایرانی است و با هدف تبلیغ ارزشهای ایرانی دربستر واقعیتهای زندگی خانم لاله صدیق نوشته شده است»!
عرفان منش این حرفها را زمانی می زند که دوروز قبل از آن، محمدباقری عضو کمیسیون فرهنگی مجلس ضمن گلایه از اصرار مدیران سینمایی برای به سرانجام رساندن پروژه «لاله» از احتمال کشیده شدن حاشیههای این پروژه به سطوح بالاتر از مجلس و ریاست جمهوری خبر داد. نماینده بناب ضمن بیان این مطلب درخصوص بررسی فیلمنامه «لاله» درکمیسیون فرهنگی گفت: «پس از مذاکره بسیار با وزیر ارشاد و معاونت سینمایی و همچنین خواندن فیلمنامه به این نتیجه رسیدیم که تولید این فیلم بههیچ عنوان دراولویتهای فرهنگی نظام مقدس جمهوری اسلامی نیست و باید در مورد ساخت این پروژه تجدید نظر شود. با وجود تذکرهای بسیاری که به مدیرسازمان سینمایی کشور مبنیبر عدم ساخت فیلم «لاله» دادهایم، اینگونه پاسخ گرفتیم که اگر باما به توافق نرسند از کانالهای دیگری برای تولید این فیلم اقدام میکنند.» باقری در پاسخ به این سئوال که درصورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات عوامل فیلم با کمیسیون فرهنگی مجلس، آیا امکان ورود نهاد ریاست جمهوری به میدان وجود دارد یا خیر؟ گفت: «نهاد ریاست جمهوری به نوبه خود نظراتی ارائه میدهد اما شاید مسئله به سطوح بالاتری نیز کشیده شود که ترجیح میدهم فعلا در این مورد صحبت نکنم. طرح موضوع فیلم «لاله» در کمیسیون فرهنگی به معنای واقعی وقت اعضا را گرفت و انصافا سوژهای نبود که ارزش این همه وقت گذاشتن را داشته باشد؛ اما چون به یک مبحث اجتماعی تبدیل شده بود باید نظر نهایی را بیان میکردیم. با وجود اینکه تولید این فیلم از اولویتهای فرهنگی نیست، متاسفانه با پافشاری بسیار معاونت سینمایی مواجه هستیم که باید در کم و کیف تولید این فیلم به معنای واقعی تجدیدنظر کند.»
مهرجوئی نقد کتابش را تاب نیاورد
داریوش مهرجوئی فیلمساز نامدار ایرانی، که در تدارک فیلم جدیددش«چه خوبه برگشتی» است که در حال و هوای «اجارهنشینها» ویک طنز اجتماعی خواهد بود، نقد کتابش «درخرابات پیرمغان» را تاب نیاورد و در میانه صحبت منتقدین با گفتن این جمله که «چقدر حرف می زنید، حوصله ام سر رفت، من می روم استراحت کنم و برگردم» نشست مربوط به نقد و بررسی کتاب را ترک کرد و پس از پایان صحبت های منتقدین برگشت و با لحنی توهین آمیز به نقدها جواب داد و منتقدین را ناآگاه ومغرض خواند! به گزارش خبرنگار ما، در این جلسه شیوا مقانلو و امیرعلی نجومیان که هر دو از منتقدین مشهور، استاد دانشگاه و نویسنده و مترجم هستند، کتاب جدید مهرجوئی را هم ازنظر محتوی و هم از نظر ساختار، فاقد ارزشهای لازم خواندند و نجوميان با اشاره به ضعف اين رمان در استفاده از ایهام ادبي، آن را فيلمنامهاي آماده ساخت دانست و نه بیشتر!
نقد و بررسي رمان «در خرابات مغان» نوشته داريوش مهرجويي سهشنبه 31 مردادماه با حضور نویسنده در شهر كتاب برگزار شد. علياصغر محمد خاني – معاون فرهنگي شهر كتاب- در معرفی مهرجويي گفت: «او از فيلمسازان برجسته ما است كه تجربه كار در حوزههاي مختلف فرهنگي و هنري را دارد. او دانش آموخته فلسفه است، چند كتاب ترجمه كرده و علاوه بر فيلمها و تئاترهايش دو رمان نيز نوشته است؛ اما حالا بايد با نگاه به اين رمانها ببينيم آيا مهرجويي در این زمینه هم مانند فيلمهايش ماندگار خواهد بود؟ مهرجويي در بيشتر فيلمهايش تلاش دارد دريافت تازهاي از جهان ارائه كند؛ در كتابهايش هم در همين جستوجو است. يكي از محورهاي اساسي آثار مهرجويي، عشق و ايمان و تضاد تجدد و سنت است. يكي از مسائلي كه مهرجويي در آثارش دنبال ميكند عرفان است و من تاثير كتاب «جهان هولوگرافيك» را در كتابهاي مهرجويي ميبينم. همچنين ميتوان رگههايي از جريانهاي عرفان ايراني- اسلامي را در آثار او ديد. شايد آشنايي مهرجويي با داريوش شايگان و آثار هانري كربن بر اين ادبيات اثر گذاشته و از منابع خلق ادبيات او بوده است. اوتا كنون از آثار ادبي ايران و جهان اقتباسهايي داشته و در فيلمهايي چون «درخت گلابي»،«پري» و «گاو» اين اقتباسها را ميبينيم.»
در ادامه اين نشست، داريوش مهرجويي که پس از «استراحت» به جلسه برگشته بود، با به زبان آوردن این جمله که «شما خیلی حرف زدید، حالا نوبت من است»، با اشاره به نگارش رمان «درخرابات مغان» گفت: «من هميشه وسوسه نوشتن داشتهام و سناريوي همه فيلمهايم را هم خودم نوشتهام و انسي با كلام و شيوههاي نگارش دارم و سعي كردهام خودم را در كوران ادبيات دنيا و ايران بگذارم و چون كار ديگري بلد نيستم، نوشتهام. مهم است وقتي آدم هنوز زنده است بداند چه اتفاقي در آثارش افتاده است. اما من در كار حرفهايام در سينما و حتي ادبيات نميخواستم جلوي دوربين باشم و بنازم. مردم ما فهيم با ذكاوت و زيرك هستند و حتي نسل جديد موشكاف و زيرك هستند و من خوشحالم كه ميتوانم از طريق آثارم به ذهنهاي بارور آنها كمك كنم.»
كارگردان فیلم ستودنی «هامون» ضمن اعتراض به این موضوع که «هامون مرد، تمام شد، همه کارهای مرا با این فیلم مقایسه نکنید»، در پاسخ به این سوال كه چرا به سراغ نوشتن رمان رفته است گفت: «حرف اصلي «فرويد» اين است كه فرهنگ زاده بيماري و مرض است و تا بيماري نباشد، فرهنگ نيست. سينما پر از سرمايه است، بگير و بيار دارد. اما در ادبيات راحتتر ميشود آنچه را كه ميخواهي اجرا كني. من حتي «درخرابات مغان» را براي نمايندگيهاي مختلف ایران در خارج فرستادم تا اين اثر ساخته شود؛ اما گفتند كه سياسي است و آن را رد كردند. بنابراين ترجيح ميدهم آن را در ادبيات بنويسم و در آرزوي اين كه فيلمي از آن ساخته شود، بمانم»!
این فیلمساز در پایان همایش، هنگامی که مقانلو قصد خداحافظی از وی را داشت، با لحنی پرخاشگرانه به این بانوی منتقد گفت: «خب خانم، حالا شما چه می نویسید؟ بدهید ماهم ببینیم!» و وقتی این منتقد جواب داد در زمینه های مختلف ادبی فعالیت می کند و قلم می زند، مهرجوئی از او خواست که نوشته هایش را به او بدهد که بخواند تا چیزی یاد بگیرد و منتقد با ادب جواب داد: «آقای مهرجوئی نوشته های من ازشعرو داستان و ترجمه ونقد رمان حدود بیست جلد کتاب است که همه را یکجا نمی توانم تقدیم کنم، اما برخی از آنها را در همین کتابسرا هم می توانید تهیه کنید»!
سانسور «جیگر» و فروش میلیاردی «کلاه قرمزی»!

درحالی که علي زارعان مدیر کودک شبکه دو سیمای جمهوری اسلامی منکر هرگونه سانسورشخصیت «جیگر» در نمایش های تلویزیونی مجموعه عروسکی «کلاه قرمزی» است، خبرهای درز کرده از پخش تلویزیون، حاکی از آن است که سانسورچی های صدا و سیما این کره خر دوست داشتنی اما معترض را تاب نیاورده و معتقدند حرفهایش برای بچه ها بدآموزی دارد. از سوی دیگر، فیلم «کلاه قرمزی و بچه ننه» جدید ترین ساخته ایرج تهماسب در مدت کمتر از دوهفته و تنها در سینماهای تهران فروشی بیش از یک میلیارد تومان داشته و اگر همین گونه پیش برود، می تواند به حدنصاب بی سابقه ای در سینمای ایران دست پیدا کند. علي سرتيپي مدير عامل موسسه «فيلميران» در گفتوگويي با «ایسنا» درباره آمارفروش فيلمهاي روي پرده گفت: «كلاهقرمزي و بچهننه» تا 6 شهريور ماه پس از 13 روز نمايش به فروش يك ميليارد و 60 ميليون توماني رسيده، در حالیکه «بيخداحافظي» در همین مدت 112 ميليون تومان و «ضد گلوله» 103 ميليون تومان فروش داشتهاند.»
شخصیت عروسکی «كلاه قرمزي» با دو فيلم سينمايي قبلي خود يعني «كلاه قرمزي و پسرخاله» و «كلاه قرمزي و سروناز» هم فروش بسيار خوبي را داشت و اینک سومین ساخته از این ردیف می رود تا رکورد فروش در سینماها را که پیش از این در دست «ورود آقایان ممنوع» و «جدائی نادر از سیمین» بود، بشکند. «کلاه قرمزی و بچه ننه» جمعه گذشته در سینماهای تهران 150میلیون تومان فروش کرد و انتظار می رود این رکورد را درروزهای تعطیلی چندروزه ای که دولت بعلت همایش سران کشورهای غیرمتعهد در تهران اعلام کرده حفظ کند. این درحالی است که با حل اختلاف شهرداری، حوزه هنری و شورای صنفی نمایش از پنج شنبه و جمعه گذشته به تعداد سالنهای نمایش دهنده این فیلم اضافه شدهاست.
حمید جبلی، ایرج طهماسب، خسرو احمدی، مهدی باطبی، عیسی یوسفی پور، بهادر مالکی، بنفشه صمدی، پوپک مظفری، داوود دلقندی، سورن مناچکیان، پویان طباطبایی، محمد بحرانی، قاسم قباخلو و بهرام بهنوید بازیگران «کلاه قرمزی و بچه ننه»هستند. صداپیشگان عروسکهای این فیلم هم حمید جبلی، محمدرضا هدایتی، بنفشه صمدی، بهادر مالکی و محمد بحرانی هستند. این فیلم داستان شیطنت های پسرعمه است که کلاه قرمزی و آقای مجری را به دردسر میاندازد.
بلاتکلیفی خانه دانشور و آل احمد در میانه دعوای وراث


ماجرای خانه سیمین دانشور که محل زندگی او و همسرش جلال آل احمد بود، پس از گذشت چندماه ازمرگ این بانوی نویسنده گویا هنوز قرار بر سامان گرفتن ندارد و پیگیری سرانجام این خانه چیزی جز حسرت و البته اندوه برای کسی به ارمغان نمیآورد. خانه ای که گفته میشود خود جلال آل احمد درساخت آن همراهی فیزیکی هم داشته و در زمان حیاتش آن را به دانشور هدیه کرده است، خانهای است که بر روی زمین اهدایی آموزش و پرورش که گویا در اصل از اداره اوقاف وقت به آموزش و پرورش اهدا شده بود، ساخته شده ودریکصد قدمی منزل نیما یوشیج در محله شمیران تهران قرار دارد. پس از درگذشت دانشور میان بازماندگانش در مورد مالکیت و سرانجام این منزل اختلاف نظرهای متعدد و گاه شدیدی رخ داد و در نهایت نیز فرجام این منزل تا اعلام رای دادگاه مبنی بر تنفیذ وصیت نامه دانشور به تعویق افتاده است.
علی خلاقی همسر لیلی ریاحیپور فرزندخوانده سیمین دانشور در این زمینه به خبرگزاری «مهر» گفته است: «وصیت نامه مرحوم دانشور روشن است. او لیلی ریاحی را وصی، صاحب ثلث اموال و صاحب و مسئول آثار خود پس از مرگش قرار داده است که این وصیت نامه آخرین وصیت نامه نوشته شده توسط دانشور در مرداد ماه سال 1385 است. شنیدهام که ویکتوریا دانشور (خواهر سیمین) به منزل مرحوم دانشور رفته و خود درآن ساکن شده و از سوی دیگر مستخدم قدیمی منزل را نیز اخراج کرده است. من از این نوع رفتار وی و همسرش بسیار متاسفم . من و همسرم نیز منتظر اعلام نظر دادگاه هستیم. درصورت پذیرش وصیت نامه دانشور از سوی دادگاه، همسر من هم در فرجام این خانه سهیم خواهد بود و همه چیز به ویکتوریا ختم نمیشود.»
خلاقی درباره سرنوشت قانونی این خانه که وجهه تاریخی آن کم از ارزش مادی آن نیست، میگوید: «منزل دانشور با شماره 11466 در فهرست آثار ملی ثبت شده است. اما میراث فرهنگی تمایلی برای خرید و تملک آن ندارد چون به گفته خودش برای این منظور هزینهای را نمیتوانند اختصاص دهند. من به مدیریت میراث فرهنگی تهران نامهای نوشتم و خواستار حفظ این خانه در برابر تخریب شدم و حتی در آن عنوان کردم که حاضرم با ویکتوریا دانشور در این زمینه همکاری کنم. بیم آن میرود که برخی بخواهند با تخریب آن خانه و فروش زمینش به نوعی آن را تصاحب کنند اما در وضعیت فعلی، اصلی ترین کار حفظ بنای خانه است.» خلاقی همچنین تاکید کرد که بر خلاف نظر برخی از افراد که دندان طمع برای خانه تیز کردهاند، در صورت تخریب این ملک هیچ بهایی و پولی به زمین آن تعلق نمی گیرد.
شاپور منوچهری وکیل لیلی ریاحی نیز درمورد فرجام وصیتنامه سیمین دانشور به «مهر» گفته است: «من از طرف خانواده خلاقی، متن وصیتنامه را برای تنفیذ به دادگاه ارسال کردهام و این موضوع در جریان رسیدگی قرار دارد؛ اما اینکه دقیقا چه زمانی به نتیجه برسد هنوز مشخص نیست. پروسه قانونی تنفیذ و بررسی وصیت نامه در دادگاه زمانبر خواهد بود و پس از تایید دادگاه و قطعیت میتوان بر اساس آن در مورد منزل دانشور تصمیمگیری کرد.» وی همچنین اظهار میکند که تاریخی دقیقی برای اعلام نتیجه دادگاه مشخص نشده است اما امیدوارست که تا پیش از سالگرد درگذشت دانشور این مساله تعیین تکلیف شود.
به «آنتیگونه» پروانه نمایش ندادند
نمایش آنتیگونه به نویسندگی و كارگردانی همایون غنیزاده، كار مشترك ایران و كشور استونی مجوز اجرا دریافت نكرد. به گزارش خبرگزاری «ایلنا» درحالی كه كارگردان این نمایش در نشست رسانهای نسبت به صدور مجوز ابراز امیدواری كرده بود، بعداز ظهر ششم شهریور خبر عدم صدور مجوز اجرای عمومی این گروه اعلام شد؛ این درحالی است كه گروه از چند روز قبل تمرینات خود را در تماشاخانه ایرانشهر آغاز كرده و به دلیل محدودیت زمانی اجرای محدود خود را شروع كرده بود.
مجوز اجرای این نمایش درحالی صادر نشده است كه گروه میهمان از كشور استونی حدود یك هفته است در تهران به سر میبرند. برخی شنیدهها از این حكایت میكند كه شورای نظارت و ارزشیابی ابتدا مجوز اجرای نمایش را صادر كرده و سپس نظر خود را تغییر داده است. اما برخی هم می گویند كه «آنتیگونه» اصلا مجوزی دریافت نكرده بود و كارگردان سرخود فروش بلیت برای این نمایش را همزمان با تمرینات گروه آغاز كرده بود.
هزار نامه برای دعوت از شفیعی کدکنی


محمدرضا شفیعی کدکنی استاد دانشگاه، ادیب، شاعر و نویسنده بزرگ معاصر، کمتر در جائی آفتابی می شود و به میان جمع می رود. از این رو انجمن شاعران ایران در طرحی ابتكاری «شب سرشک، هزار نامه به شفیعی کدکنی» از شاعران ونویسندگان ایران خواسته است نامه ای به این استاد که «سرشک» نام ادبی اوست، بنویسند و برای حضور در یک جلسه سخنرانی و شعر خوانی از او دعوت به عمل آورند. مهلت ارسال این نامه ها تا آخر آبان اعلام شده و به نویسندگان ده نامه برتر هدایائی در نظر گرفته شده است. در متن نامه ای که از سوی انجمن شاعران ایران به رسانه ها ارسال شده، آمده است:
صبر بسیار بباید، پدر پیر فلک را
تا دگر مادر گیتی، چو تو فرزند بزاید
به نام خدا
همه علاقه مندان به شعر و ادب پارسی می دانند که حضرت علامه محمدرضا شفیعی کدکنی، به سبب بزرگی ذاتی و مناعت طبع و برخی ملاحظات شخصی، از حضور در جمع پرهیز دارند و دوستداران و شیفتگان آن بزرگ مرد و نادره زمان، اگرچه ازدریای معلومات و دانش آن بزرگوار بی نصیب نیستند، اما آرزوی دیدار ایشان، همچنان از دست نیافتنی ترین های این روزگارشان است. بخصوص نسل جوان ایرانی علاقمند به شعر و ادب و خاصه شاعران جوان، که بسیارند در گوشه و کنار، از انجمن شاعران ایران خواسته اند که امکان درکِ حضور بزرگانی چون استاد شفیعی کدکنی را فراهم آورد. از این رو بر آن شدیم، تا صدای مخاطبِ مشتاقِ این دریای معرفت را به نحوی شایسته به حضرت ایشان برسانیم – هرچند که از این اشتیاق وصف ناشدنی بی خبر هم نیستند – به همین منظور، انجمن شاعران ایران از همه دوستداران و علاقمندان دعوت می کند تا با نوشتن نامه، در طرحِ دعوت از استاد محمدرضا شفیعی کدکنی برای شعرخوانی وسخنرانی در جمع، شرکت کنند. همه مشتاقان و علاقمندان ادب پارسی، از جای جای ایرانِ عزیز، می توانند دراین فراخوان بزرگ شرکت کرده و نامه های خود را به نشانی انجمن شاعران ایران ارسال کنند. انجمن شاعران ایران ضمن رساندن تک تکِ نامه ها به استاد، از نویسنده ده نامه برتر با هدایایی تقدیر خواهد کرد.
شرایط:
نامه ها می بایست روی یک برگه A4 و حداکثر در چهار سطر نوشته شده باشد.
در پایین نامه نام و نشانی و شماره تماس فرستنده قید شده باشد.
مهلت ارسال نامه ها تا پایان آبان ماه 1391 میباشد.
هرچند ممکن است این درخواست جمعی از سوی استاد محمدرضا شفیعی کدکنی پذیرفته نشود، اما انجمن شاعران ایران اعتقاد دارد، که به وظیفه ذاتی خود در قبال علاقمندان به شعر و ادب پارسی عمل کرده است و رد دعوت از طرفِ ایشان را به منزله بی اعتنایی به مخاطب نمی داند، که گفته اند: «بزرگان آن بینند که ما نمی دانیم»

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s