روح‌الله زم به علی خامنه‌ای: دستگاه امنيتی تحت مديريت شما فاسد ترين و پليد ترين دستگاهها در تاريخ سياسی حکومتهای حاکم بر ايران

آقای علی خامنه ای
در مدت زمانی نه چندان دور اطلاع يافتم که تعدادی از سران تاثير گذار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با دستگاههای امنيتی کشورهای مختلف ارتباط پيدا کرده و بر سر “ کنار رفتن شما از قدرت” و نظام بعد از “نظام جمهوری اسلامی” توافق حاصل کرده اند. اين توافق در پس معامله هايی صورت گرفته که اهم آن عبارتست از :
انتقال جان و مال وناموسشان به کشورهايی خاص در ازای دريافت “ امان نامه “ و چمدانهايی از دلارهای ناقابل آمريکايی برای فردای بعد از “جمهوری اسلامی”!
* لازم است بدانيد سيستم امنيتی شما در چند روز گذشته پيشنهادات متعددی از جمله معامله و … را با بنده مطرح نموده و اعلام کرده در صورت عدم قبول اين پيشنهادات فيلمهايی از زندگی خصوصی بنده را بقصد تخريب منتشر خواهد کرد.
* فرزند فرديکه با ادعای “ولايتمداری” ۵ دوره در مجلس شورای اسلامی بعنوان نماينده شهر تهران حضور داشت ، اکنون چهار ماه است که درهتلی گرانقيمت در شهر نيويورک آمريکا اقامت دارد و چندين هزار دلار بابت اين “نگهداری” هزينه نموده است ، بلکه برای فرزند خود گرين کارت کشورآمريکا را اخذ کند و برای خود هم “ نمدی از اين کلاه بدوزد”.
روح الله زم پسر حجت الاسلام و المسلمين محمد علی زم رئیس سابق حوزه هنری سازمان تبليغات اسلامی و معاون سابق شهردار تهران در نامه سرگشاده دیگری به علی خامنه‌ای ضمن افشاگری‌های تازه‌ای در باره سپاه پاسداران از رهبر ج.ا. خواسته است با مردم همراه شود تا سرنوشتی همچون صدام حسین پیدا نکند. ولی با مقایسه ایران ۲۰۱۲ با عراق ۲۰۰۳ همانندی‌های بسیاری را مورد اشاره قرار می‌دهد و از رهبر ج.ا. می‌خواهد که تا دیر نشده ایران را از سرنوشتی مشابه دور کند.
روح‌الله زم همچنین اشاره دارد که گروه زیادی از سرداران سپاه در حال مشورت با کشورهای دیگر برای گرفتن امان نامه هستند تا جان و مال و فرزندان خود را در فردای بعد از سقوط ج.ا. به آن کشورها منتقل کنند.
متن کامل این نامه سرگشاده در زیر به نقل از سحام‌نیوز می‌آید.
——————————————
 جناب آقای علی خامنه ای

چاره ای نداريم جز اينکه شما را رهبر جمهوری اسلامی بناميم.عنوان ديگری برای شما در حال حاضر در دسترس نيست.

رهبری مطلقه که خداوند متعال را در ظل سايه توجهات خود قرار داده است.با اين تفاوت که خداوند متعال را پاسخی برای بندگانش هست(ادعونی استجب لکم) .اما شما را پاسخی برای بندگان خداوند متصور نيست!
ليکن ما اينقدر اين در را می کوبيم تا صاحب خانه خسته شود و در را باز کند.در مکاتبات قبل بارها به شنيدن صدای چکمه پوشان فاسد نظامی و امنيتی اشاره نمودم.تصورم بر اين بود که اين ماموران ناپاک بنای حذف فيزيکی اينجانب را داشته باشند.
چه اينکه ميدانم مطالب واگويی شده عمومی قبلی چنان بر شما و دستگاه امنيتی جمهوری اسلامی گران آمده که به کمتر از اين بها رضايت نخواهيد داد.
ليکن اکنون ناچارم اقرار نمايم دستگاه امنيتی تحت مديريت شما فاسد ترين و پليد ترين دستگاهها در تاريخ سياسی حکومتهای حاکم بر ايران در تاريخ اين سرزمين بوده است.

بارها منتقدين شما اشاراتی داشتند(محمد نوريزاد، مهدی خزعلی) که توسط مراجع مختلف حکومت شما به افشای خصوصی ترين روابط خود تهديد شده اند.

نظام فاسد جمهوری اسلامی برای انگ زدن به منتقدين و مخالفانش به پليد ترين شيوه ها دست يازيده که انسان را شرم از بيان آن است.

نفوذ عنصری تحت عنوان يک “همراه” در عميق ترين حالات زندگی خصوصی خانواده ای که تحت زعامت آن رهبر فرزانه !! کشور خود را ترک نموده که آسيبی به جان و مال و ناموسش از ناحيه حکومت فاسد شما وارد نيايد و اين خانواده از اين کشور به آن کشور ، از اين شهر به آن شهر در حال کوچ ميباشد. اين شنيع ترين کاريست که به جای “پاسخگويی” يک حاکم با مخالف و منتقد خود ميتواند انجام دهد و اين اعمال ناپاک توسط حکومت تحت سيطره مطلقه شما بارها و بارها در حال انجام است.

در پی اين نفوذ و تصوير برداری از خصوصی ترين حالات ، باج خواهی و اخاذی عامل رژيم و تهديد به سکوت در برابر ظلم فاحش رفته توسط شما ، به مردمی رنج کشيده در “قدم اول” و درخواست های مکرر برای انجام خواسته های بعدی در “قدمهای بعد” برای اينجانب در حال وقوع است.

اجمالا عرض ميکنم از آنجاييکه جاسوسان و عوامل امنيتی فاسد رژيم ايران به مانند حوادث تروريستی در کشورهای تايلند و آرژانتين دست و پای خود را در محل “جا” می گذارند و عاجز از اداره خود هستند و نميتوانند بمبی را در جای خود منفجر نمايند! اين بار نيز عامل جاسوسی رژيم شما در محل حادثه مدارکی را بر جای نهاده که هويت او را با ذکر جزييات فاش کرده و اين بار هم دستگاه امنيتی رژيم ايران نتوانست ماموريت خود را آنگونه که بايد به انجام برساند و آن عامل اکنون به سمت آن “ لانه “ متواری شده است.

فردی که مامور نفوذ در حيطه خصوصی اينجانب بود تحت عنوان خبرنگار ، فعال سياسی و از اقوام نزديک يکی از زندانيان سياسی دربند جمهوری اسلامی معرفی ميشود.
اما کيست که نداند يک فرد معمولی وعادی در نظام جمهوری اسلامی تنها می تواند يک پاسپورت(گذرنامه) از مرجع مربوطه اخذ کند. ليکن آن عامل دو پاسپورت با يک عکس و دو مشخصات به همراه داشته است !
از آنجايی که خداوند متعال ، دشمنان راه حق را از “احمق” ها آفريده است آن مامور ناپاک کاملا توسط اينجانب شناسايی گرديد.
اما اکنون از ذکر نام و مشخصات جزيی و حتی “کد ملی” او خودداری می کنم و شما را مطلع ميسازم که تک تک عوامل فاسد امنيتی رژيم اسلامی شما را در زمان خود افشاء خواهم نمود که در صورت افشاء ، به دادگاه صالحه ملت ايران در فردای بعد از “جمهوری اسلامی” سپرده خواهند شد.

عجالتا با اجازه آن فرزانه مشخصات دو نفر از مامورين شناسايی شده امنيتی رژيم ايران را که بمدت دو ماه در کنار بنده قرار داشته اند را به مجامع ذيصلاح بين المللی خواهم سپرد تا در صورت خروج از کشور بلافاصله دستگير و به دست عدالت سپرده شوند. باشد که برای ساير خود فروختگان عبرتی شوند.

اما در صورتی که دستگاه امنيتی جمهوری اسلامی بخواهد اعمال کثيف خود را عليه اينجانب ادامه دهد ،علاوه بر نام اين دو نفر ، نام افراد ديگری را نيز که با “ماموريت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی” حتی در جامعه سينمايی کشور نفوذ کرده اند را افشاء و بهمراه عکس و مشخصات بصورت علنی و عمومی منتشر می نمايم تا در معرض حکم دادگاه ملت ايران در فردای پس از “جمهوری اسلامی” قرار گيرند که يقين دارم که آن روز بسيار نزديک است.
لازم است بدانيد سيستم امنيتی شما در چند روز گذشته پيشنهادات متعددی از جمله معامله و … را با بنده مطرح نموده و اعلام کرده در صورت عدم قبول اين پيشنهادات فيلمهايی از زندگی خصوصی بنده را بقصد تخريب منتشر خواهد کرد.

از اينجانب شناخت کافی داريد.من همان “پسر کوچولوی شيطونی” هستم که بارها بر سرش دست می کشيديد و يکبار به فردی “در گوشی” گفتيد:اين بزرگ بشه چی ميشه؟!

من بارها اعلام نموده ام بر پای عهد خويش با مردم کشورم استوارم و تا زمان آزادی ايران از يد فاسد حکومت اسلامی از پای نخواهم نشست و اساسا پای در اين راه گذاشته ام تا “جان” دهم. نام و نان را برای من اعتباری نيست که اگر بود فی الحال سفره ای گسترده در کنار خوان رنگين شما و درباريانتان بر پا کرده بودم و چنين خانه به دوش نبودم.

ضمن تجديد عهد بر آرمانهای آزاديخواهانه خود با مردم ستمديده ايران فرصت را مغتنم شمرده و اعلام می نمايم حال که حکومت فاسد اسلامی پا را از حد خود فراتر نهاده و پايانی را بر اعمال ناپاک خود متصور نيست ، لازم است حقايقی را برای نخستين بار با شما و مخاطبان فاش گويم.

چه اينکه بيان اين مطالب ممکن است چند ماه به امتداد رهبری شما افزون کند.اما چاره ای برای بيان آن حقايق نديده ام ودر اينجا قسمتی از آن را با شما در ميان ميگذارم و قسمت ديگر را می گذارم برای بعد.

آقای علی خامنه ای
در مدت زمانی نه چندان دور اطلاع يافتم که تعدادی از سران تاثير گذار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با دستگاههای امنيتی کشورهای مختلف ارتباط پيدا کرده و بر سر “ کنار رفتن شما از قدرت” و نظام بعد از “نظام جمهوری اسلامی” توافق حاصل کرده اند.

اين توافق در پس معامله هايی صورت گرفته که اهم آن عبارتست از :
انتقال جان و مال وناموسشان به کشورهايی خاص در ازای دريافت “ امان نامه “ و چمدانهايی از دلارهای ناقابل آمريکايی برای فردای بعد از “جمهوری اسلامی”!

قضيه از اين قرار است که دوستی نسبتا قديمی با اينجانب قرار ملاقاتی گذاشت و من با اکراه اين ملاقات را پذيرفتم.
اما پس از ملاقات آن دوست و تبادل اين اطلاعات که “سه ساعت” به طول انجاميد ، مجذوب حرفهای وی شدم و نگريستم “سرداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی” با چه قيمتهايی شما را “معامله” می کنند.

اين سرداران سپاه دريافته اند که شما و حکومت جمهوری اسلامی در پايين ترين مرتبه مشروعيت ملی قرار داريد و اذعان داشته اند که نظام جمهوری اسلامی با سطح گسترده ای از فساد اداری در داخل و بحران مشروعيت داخلی و خارجی روبروست…
اذعان کرده اند که اين حکومت با رهبری شما ديگر دوامی نخواهد داشت. فلذا در ازای حفظ جان خود و خانواده هايشان و همچنين انتقال ثروتهای باد آورده از کيسه ملت ايران به کشورهای محدودی شما را “ فروخته اند”. به همين سادگی، به همين…

بی اختيار بعد از شنيدن اين سخنان به ياد فتح کشورعراق توسط “کشورهای متحد” افتادم و بياد آوردم : “اولين” عاملی که باعث شد آمريکا در سال ۲۰۰۳ کشور عراق را فتح کند (بدون اينکه در اين مرحله قطره ای خون از بينی سربازی آمريکايی ريخته باشد) همين عامل بود.

شباهتهای ايران فعلی با عراق سال ۲۰۰۳ بسياراست.

*من در اينجا به گوشه ای از اين شباهتها ميپردازم:

فساد گسترده اداری و حکومتی / سيطره نظاميان و سرداران فاسد بر امور حياتی ، زير بنايی و اقتصادی کشور/ تهديد آزاديهای مشروع مردم / عدم توجه رهبران دو حکومت به جان،مال و ناموس مردم / شرايط وخيم اقتصادی جامعه / عدم توجه به منافع ملی و اصرار بر گسترش انرژی هسته ای/ عدم اعمال قانون اساسی / علاقه شديد رهبران دو کشور به تملق و چاپلوسی اطرافيان خود / ديدگاههای مشترک ضد امپرياليستی و ضد صهيونيستی / به بند کشيدن گسترده نخبگان ، دلسوزان و فعالان سياسی و عقيدتی / اذيت و آزار خانواده های زندانيان سياسی و عقيدتی / عدم پاسخگو بودن رهبران هر دو کشور و متنفذين حکومتی در برابر فسادهای موجود در دادگاههای صالحه و در پيشگاه ملت / “توهم ولی خدا “ بودن رهبران دو کشور/ کشتار وسيع مردمی و سرکوبهای داخلی سياسی در جنگ گسترده دو کشور با يکديگر / اعمال قساوت در برابر اعتراضات مسالمت آميز مردمی / تحريمهای گسترده بين المللی و اجرای برنامه نفت در برابر غذا / و دهها مورد ديگر…

لازمست بسيار گزيده به شما عرض کنم که جمعی از سرداران فعلی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نهادهای امنيتی با استفاده از اختيارات اعطايی گسترده اقتصادی و سياسی شما ، به کشورهای متعدد تردد می نمايند و در جلسات محفلی داخلی در تعدادی از شهرها من جمله مشهد مقدس ، شهرستان ری و شهر مذهبی قم حضور می يابند و درباره مسائلی با يکديگر هماهنگی های لازم را انجام ميدهند.
متاسفم اين مطالب را بصورت عمومی بيان می کنم. کاش سيستم امنيتی شما کار را به اينجا نمی کشاند.

اينجانب در مرقومه سوم خود به جنابعالی از پروژه ای تحت عنوان “اندلسی سازی” ايران نام بردم و از شما بعنوان مهندس آن پروژه ياد کردم و سر مهندس را در انگلستان يافتم . چه اينکه در بحران فعلی تهديد روابط ايران با کشورهای مختلف جهان ، مقامی بلند پايه از انگليس مخفيانه به ايران سفر کرده است !

پروژه “ اندلسی سازی ايران” در اواسط دهه هفتاد شمسی به سمع و نظر شما رسيده بود. شما از محتوای آن اطلاع داشته ايد ، اما آنرا به بايگانی مخصوص در دبيرخانه “بيت” سپرديد و نام آن را به “تهاجم فرهنگی” و “شبيخون فرهنگی” تغيير داديد و اساسا راه را اشتباه طی کرديد و “کد” اشتباه به ملت ايران و دستگاههای ناظر داديد.

جنابعالی خبر نداشتيد که خود در حال اجرای همان پروژه هستيد و اطرافيان فاسد شما دانسته يا نادانسته شما را به سمت اوضاع فعلی هدايت کردند.(فاکتورهای مهم آن پروژه را در همان نامه عنوان نمودم)
به زعم کارشناسان امر شما و اطرافيانتان پروژه را کامل اجرا نموده ايد و دچارکمترين ميزان مشروعيت در نزد مردم خود شديد و ديگر راهی تا پايان باقی نيست.

*اما تمايل دارم شرايطی را که منجر به فتح کشورعراق در سال ۲۰۰۳ شد را با يکديگر مرور نماييم.چه اينکه تاريخ را بايد هميشه مرور کرد و از آن درس گرفت!

همانطور که عرض کردم کشورعراق در سال ۲۰۰۳ شباهت بسياری با ايران سال ۲۰۱۲ دارد. جای بسی تاسف که همه کشورها “پيشرفت” ميکنند و ما “پسرفت”.

ميدانيم که برای فتح کشورعراق در سال ۲۰۰۳ حتی از “بينی” يک سرباز آمريکايی خون جاری نشد و مردم عراق برای ورود پياده نظام آمريکا از شادی برچيده شدن ديکتاتوری صدام ، “هلهله” شادی کشيدند.آخر مردم عراق از صدام و حکومتش به تنگ آمده بودند.

تمام اين خوشحالی مردمی در عراق در حالی صورت پذيرفت که “ايالات متحده امريکا” در روزهای ابتدايی حمله به عراق “سيصد” فروند موشک کروز(تام هاوک) درعرض ۵ هفته به سمت عراق شليک کرد.کليه تاسيسات زير بنايی / مخابراتی / تاسيسات آبهای آشاميدنی و راهها و جاده ها را تخريب کرد. بدون اينکه آسيبی به تاسيسات نفتی عراق وارد شود.

فقط در فاصله ۴۰ روز ابتدايی اين جنگ و در روزهای اوليه تهاجم به عراق ، تعداد “سی هزار” بمب بر روی کشور عراق ريخته شد و تمامی خاک آن کشور بصورت “موزاييکی” هدف بمباران قرار گرفت.
در کنار همه اينها “بيست هزار” موشک هدايت شونده به اهداف از پيش تعيين شده پرتاب شد که همگی آنها بصورت دقيق به اهداف از پيش تعيين شده اصابت کردند.
“پل برمر” حاکم نظامی آمريکا در عراق می گويد: “ وقتی به بغداد رسيديم چراغها همه خاموش بودند و اثری از ماشين يا ترافيک ديده نميشد.

با توجه به اين تهاجم وسيع به کشور عراق باز مردم ستم ديده عراق برای ورود پياده نظام آمريکايی “هلهله” کشيدند و از آنها بابت رفع شر ديکتاتوری صدام حسين تشکر نمودند.
در آخر هم که حتما ميدانيد صدام حسين را از “سوراخ موش” به بيرون کشيدند و به دست عدالت سپردند.

*سوال اينجاست که اين تعداد از هواداران شما که از “اموال عمومی بيت المال” ارتزاق ميکنند و در جايی که “مد نظر” شماست حضور پيدا ميکنند ، در منابر و مساجد خطبه ميخوانند و …. در صورتيکه جيره های حکومتی شان قطع شود يا حمله ای به مراتب گسترده تر به کشورمان صورت پذيرد حاضر به دفاع از شما و حکومتتان هستند؟

*آيا اساسا نظام حکومتی ايران با تمام بضاعت نظامی اش و تجهيزاتی که به زعم کارشناسان حتی تاب تحمل ۱۲ ساعته در برابر چنين هجوم گسترده ای را ندارند، توانايی دفاع از شما و حکومتتان را خواهد داشت؟

*چرا حاضر ميشويد ملتی مظلوم که “سی و اندی سال” تحت حاکميت جمهوری اسلامی انواع مشقتها را متحمل شده اند ، به خاطر مطامع و اهداف سياسی “وهم آلود” خود به مسلخی اين چنينی ببريد؟

*چرا در راه ملت قدم نمی گذاريد و به قانون اساسی وفادار نيستيد؟
*چرا خود را “اعلم ترين فرد زمانه” می پنداريد، در صورتيکه اشتباهات مکرر شما در شيوه حکومتداری بر يک کودک ۱۰ ساله نيزعيان است؟
*چرا به ديکتاتوری خود پايان نمی دهيد و مردم را در “حق” تعيين سرنوشت خويش دخالت نمی دهيد؟

جناب آقای خامنه ای

شما با حمايت بی دريغ خود از ديکتاتور سفاک سوريه به بهانه های واهی وتحت عنوان “خط اول مقاومت در برابر رژيم صهيونيستی” ثابت کرده ايد ابايی از آغشته شدن دستان خود به خون بيگناهان و زنها و کودکان نداريد.
اين “مهم” در تجربه اعتراضات مسالمت آميز مردم ايران در سال ۱۳۸۸ بر همگان آشکار گرديد.همانی که نامش را “فتنه” نهاديد و وابسته به آمريکا و انگليس کرديد!!

در باور ما نمی گنجيد فردی روحانی و سادات از” تبار امامان شيعه “ حاضر است برای حفظ حکومت و دستيابی به آرمانها و”توهمات” فضايی خود، بيش از يکسال دستش تا “مرفق” به خون تعداد زيادی از مسلمانان کشور مسلمان سوريه آغشته گردد.
شما اينکار را با “پول نفت مردم ايران “ و لجستيک عظيم نيروهای نظامی و امنيتی کشوربه انجام رسانده ايد و فضاحت بين المللی عظيمی را برای کشور ايران به ارمغان آورديد.

شما بقدری اين آش را شور کرده ايد که نخست وزيراسراييل هم صدايش درآمده و شما را از کشتار مردم مسلمان سوريه “برحذر” می دارد!

سياستهای غلط شخص شما باعث شده است که اکنون ۴۸ نفر از پاسدارانی که بايد “مدافع حيثيت و شرف ايرانی و حافظ مرزهای کشور” باشند اکنون به “اسارت” ارتش آزاديبخش سوريه درآمده اند و شما همانطور که از کنترل “قيمت مرغ” در کشور خود ناتوانيد از آزادی آنها ناتوان تريد.

لازم به ذکر است که ملت سوريه قبل از حمايت ها و جنايات جمهوری اسلامی در آن کشور، بيشترين پيوند دوستی و مذهبی را با مردم ايران داشتند.
اما حالا شما کار را به جايی رسانده ايد که پرچم کشور مرا (با هر علامت منقوش بر رويش) بارها و بارها در سوريه به آتش ميکشند.طوريکه اين امر باعث جريحه دار شدن “غرور ملی هرايرانی آزاده ای “ شده است.
شما را چه شده است؟؟
خبرگان رهبری کجاست؟؟ خواب است؟؟
خبرگانی که در هر جلسه بر روی صندلی های قرمز رنگ ساختمان “بهارستان” در حال چرت زدن مشاهده می شوند و رييس “چاپلوس” و “موزه ای” فعلی اش می گويد: (وظيفه خبرگان حراست از رهبر ايران است) !!
کفن پوشان کجايند؟
سينه چاکان کجايند؟؟
جامه دريدگان کجايند؟؟
نيروهای خودجوش ! چرا جوششی از خود نشان نمی دهند؟

شما با چه حقی نام “مردم بزرگ ايران” را برای سياستهای “توهمی فضايی” خود ضايع نموديد؟ و بدون هيچ ابايی به اعمال اشتباه خود ادامه می دهيد؟
شما همانی نيستيد که بارها از “بصيرت” صحبت کرده ايد. اين است آن بصيرت ؟؟
يا ما معنای بصيرت را نمی دانيم يا شما نمی دانيد بصيرت چيست که مخالفين سياستهای اشتباه خود را به “بی بصيرتی” متهم می نماييد.

جوانی بيست ساله کشور را بهتر از شما ميتواند اداره کند که شما چنين با اموال و داراييهای ملی ايرانيان ميکنيد.عزتی و آبرويی که قرنها ايرانيان برای دست يافتن به آن تلاش کردند شما به راحتی به باد فنا داده ايد.
با آبرويی که شما از ايران و ايرانی برده ايد ، هيچ ايرانی در مسافرتی بين المللی از گزند “توهين” مامورين فرودگاهی کشور مقصد در امان نيست و چاره ای جز “شرمساری” ندارد.
بعد در ملاقاتی عمومی می گوييد: “نظام اسلامی صد برابر نسبت به گذشته قوی تر شده است”؟؟ با چه “متری” صد برابر را تفسير کرده ايد؟؟ چرا اميد واهی به اين مردم بی پناه می دهيد؟
چرا در سياستی نانوشته به مسئولين حکومتی اعلام نموده ايد در هر بيان خود به مردم “اميد به آينده” را تزريق کنند؟

بر اساس چه منطقی ، هزينه گزاف چند صد ميليون دلاری از “پول نفت مردم تحت فشار ايران” را به کنفرانسی اختصاص داده ايد که هدفش “ايجاد جبهه ای متحد و يکپارچه” از سران جنبش عدم تعهد درحمايت از ديکتاتور سوريه است؟

زمانيکه اين مرقومه را برای شما مينويسم “فاروق الشرع” مقام بلند پايه حکومت سوريه به “ارتش آزاد سوريه” پيوسته است و دير نيست که مردم ايران جشن شادی سرنگونی ديکتاتور سوريه را کشور برپا نمايند و پايه های سست حکومت شما را به لرزه درآورند.

با چه سياستی بساط “سور و سات” ميهمانان چند هزار نفری از سی کشور دنيا که “عمدتا” کشورهای تاثير گذاری در معادلات جهانی نيستند را از جيب ملت ايران مهيا نموده ايد و چرا چنين ريسک بزرگی در “قمار سوريه” بر سر ماندن بشار اسد در قدرت ، را بر مردم و کشور ايران تحميل کرده ايد؟؟

اساسا به چه علت روحانيان و رهبران مذهبی پيش از وقوع انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ در ايران ، جشنهای ۲۵۰۰ ساله پهلوی را زير سوال می بردند؟؟؟

حداقل فايده ای که آن جشنها داشت ، نمايش “شکوه و عظمت “ فرهنگ ايران و کرنش سران کشورهای قدرتمند جهان در برابر اين “جلال” بود و عزتی فاخر برای ايران و ايرانی بهمراه داشت.
اکنون فقط يک مقايسه کوتاه و گزيده ميکنم و آن اينکه : در سايه حکومت جمهوری اسلامی ايران ، گذرنامه(پاسپورت) يک ايرانی دارای رتبه چندم جهانيست؟؟

حالا هم از پول نفت و سرمايه ملی ايرانيان که بايد صرف “امور زير بنايی و ساختاری کشور” شود و افزايش بهره وری را بهمراه داشته باشد ، بساط “ تفريح و عيش و نوش” برای ديگران پهن ميکنيد و در آخر هم مانند روز بر ما روشن است که ضربه ای ديگر به “منافع ملی” کشورمان وارد ميسازيد.

شما را چه شده است؟ نکند عارضه نسيان بر شما غالب شده و تاريخ گذشته و حال را به کل فراموش کرده ايد؟؟

يادآوری ميکنم تنها يک دهم هزينه های “چند صد ميليارد تومانی” اين اجلاس شامل :ساخت ساختمانها و بناهای مجلل محل برگزاری اجلاس سران در ولنجک تهران ، خريدهای ميلياردی چند صد دستگاه اتومبيل تشريفاتی ، بازسازی وسيع هتلهای کشور به بهانه برگزاری اين اجلاس و اجاره اماکن لوکس برای تفريح چندين هزارنفر ميهمانان اين کنفرانس،هزينه های سنگين تامين امنيت اين اجلاس و… ميتوانست مرهمی باشد بر زخمهای مردم “زلزله زده استان آذربايجان شرقی” و آبادانی آن مناطق التيامی باشد بر دردهای آنها.
فقط با يک دهم هزينه های اين اجلاس شما می توانستيد محبت جمع کثيری از مردم را تا آخر عمرتان بر خود بخريد و بر “قلب” آنان حکومت کنيد نه بر “جسم” آنها.

اين زخم با عملکرد نابخردانه شما / رييس دولت کودتايتان و صدا و سيمای “ميلی” تان ،عميق و عميق تر گرديد و مردم غيور آن ديار و ساير آزادگان را داغدارتر نمود.
کيست که نداند شما و حکومتتان در سياستی هماهنگ “زلزله مهيب” آذربايجان را کم اهميت جلوه داديد تا مراسم “روز قدس” و حمايت جمهوری اسلامی از سوريه در اجلاس سران جنبش عدم تعهد تحت الشعاع آن قرار نگيرد!

توصيه من به شما اين است:تاريخ ايران را يکبار ديگر مرور کنيد. شما که آموزه های علوم آسمانی و ماوراء الطبيعه را درحافظه خود داريد. ماشاء الله در شعر و موسيقی و تاريخ کشورهای منطقه و علم سياست و اجتهاد دينی و الخ هم که سرآمد مردم زمانه خود هستيد!
با تمام اين معلومات چطور نمی دانيد که مردم استان آذربايجان همواره پيشگام تحولات مردمی و تاريخی در ايران از صدر دوران مشروطه تا کنون بوده اند؟
چرا اينچنين ملت خود را در حادثه ای سخت و تلخ تنها گذاشتيد؟
بد نيست به آقای “وحيد حقانيان” بگوييد فيلم بازی اخير فوتبال در تبريز را برايتان بياورند و شما ملاحظه کنيد که تماشاگران تبريزی چطور يکصدا رهبرشان را “هو” ميکنند؟؟
اخيرا نيز نيروهای “نظامی و امنيتی “ از ارسال کمکهای مردمی به مناطق زلزله زده جلوگيری و فعالين اجتماعی را هم که در غياب “امداد رسانی دولتی” به هم نوعان خود در حال خدمت بوده اند را دستگير و مورد يورش وحشيانه قرار داده اند. گلی به گوشه عبايتان!

ميشد اندکی از پول هنگفت برگزاری اين اجلاس بيهوده را صرف تامين مصارف مردم در بازارهای کشور کرد تا مردم روزه دار مجبور نباشند در گرمای طاقت فرسای تابستان در صفهای کيلومتری بايستند و گوشت مرغ را با قيمتهای نجومی ابتياع نمايند!

(بهترين زمان سرمايه گذاری زمانيست که “ خون “ بر روی زمين است) و شما اين زمان را برای قدرتهای بزرگ فراهم کرده ايد.

اما آخر…

روی سخنم با “ پاسداران پاک” ايران است.
من و بسياری از مردم پاک نهاد سرزمينمان بر قدمگاه اين سربازان گمنام سپاه بوسه ميزنيم.

شماهايی که در فساد سرداران و حکومت فاسد جمهوری اسلامی وارد نشديد و با مشقت زندگی خود را می گذرانيد و در لاک غم فرو رفته ايد که (چه فکر ميکرديم و چه شد) ؟
بی ادعا در ميدانهای جنگ و سازندگی و خدمت خالصانه به مردم و ميهن حضور يافتيد و اکنون نيز از مردم طلب ارث و ميراث نداريد.
من خود افراد زيادی را در سپاه ميشناسم که پاک مانده اند و با سرداران حکومت برای “پاک دستيشان” معامله نکردند.

برادران من !

بدانيد حکومت جمهوری اسلامی به پايان خويش رسيده است و در نازل ترين مرتبه مشروعيت مردمی قرار دارد.
سرداران و سران شما با سرويسهای کشورهای ديگر معامله نموده اند و “امان نامه” دريافت می کنند تا فردای بعد از جمهوری اسلامی بتوانند اموال و خانواده خويش را به مکانهای امن دنيا منتقل نمايند.
اين حکومت و رهبرانش ، خون جوانان ما را پايمال نمودند.هر خانواده در جمهوری اسلامی دست کم يک شهيد در جنگ تحميلی به اين کشور هديه کرد تا خاک وطن از تعرض دشمن مصون بماند.
خون شهيدان ما پايه منبرخونين حاکمان جمهوری اسلامی گشت تا بدين گونه بر ما سيطره يابند ، ما را به استهزاء بگيرند و دائما انگشت خويش را در چشمان ما فرو کنند و به ما بخندند.
بدانيد که تک تک مسئولين کشور، انديشه فردای خود را نموده اند و هر کدام نسبت به اخذ گرين کارت و تابعيت مضاعف از کشورهای ديگر اقدام کرده اند تا در وقت خود ما و شما را تنها گذارند و کوچ ديار ديگرکنند.

بعنوان نمونه عرض ميکنم :

فرزند فرديکه با ادعای “ولايتمداری” ۵ دوره در مجلس شورای اسلامی بعنوان نماينده شهر تهران حضور داشت ، اکنون چهار ماه است که درهتلی گرانقيمت در شهر نيويورک آمريکا اقامت دارد و چندين هزار دلار بابت اين “نگهداری” هزينه نموده است ، بلکه برای فرزند خود گرين کارت کشورآمريکا را اخذ کند و برای خود هم “ نمدی از اين کلاه بدوزد”.

نام ايشان نزد بنده محفوظ است تا در زمان خود آنرا فاش نمايم.آن زمان کاملا با اقدامات سيستم امنيتی حکومت ايران عليه اينجانب و خانواده ام ارتباط مستقيم دارد.
حال بدانيد که ايشان تازه از مسئولين دست چندم حکومتی بوده است.
“ تو خود بخوان حديث مفصل ازين مجمل”

شما پاسداران “دست پاک” خالصانه زندگی کرده و می کنيد.

مبادا در فردای “حکومت اسلامی” نامتان در کنار نام ننگين سرداران و رهبران فاسد نظام برای محاکمه نزد ملت ايران بر روی ميز عدالت قرار گيرد که آن زمان ديگر برای ابراز پشيمانی و ندامت دير است و “تر و خشک “ درهم خواهند سوخت.
از حالا تدبير فردای خود کنيد، نام خود را از نام ننگين خائنين به کشورتان جدا سازيد و سرنوشت خويش را با ايشان پيوند نزنيد و در کنار ملت خود قرار گيريد که “ الله يار و ياور و نگهدار شما “ خواهد بود.

والسلام علی من اتبع هدی
تا گفتار بعدی- يا حق
روح الله زم

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s