«» برای آذربایجان شعر گفت و دستگیر شد / تعطیلی انجمن ادبی امیرکبیر/ آخرین سروده های این طنز پرداز برجسته

عالی پیام در انتقاد از بی‌توجهی تلویزیون دولتی و مقام‌های حکومتی در دو روز اول وقوع زلزله‌ی اهر و هریس و ورزقان، این دوبیتی را سرود: «کی گفته که ما دولت راحت طلبیم؟ / در فکر گرفتاری خلق عربیم / این قدر نگویید اهر زلزله شد/  فعلن که گرفتار دمشق و حلبیم»

 علیرغم پی گیری ها و با توجه به اطلاع رسانی خانواده وی در فیس بوک هالو تاکنون خبر جدیدی از نهاد بازداشت کننده و محل بازداشت محمدرضا عالی پیام(هالو) ، شاعر و طنزپرداز و هیچ خبری از صحت و سلامت خود ایشان وجود ندارد.بنا به اظهارات موجود در فیس بوک ایشان عصر روز سه‌شنبه، ۲۴ مرداد چند لباس شخصی با ارایه حکم و ضبط نوشته ها و کامپیوتر محمدرضا عالی پیام – هالو – (شاعر طنزپرداز)، وی را با خود برده اند و تا کنون خبری از وی و نهاد بازداشت کننده در دست نیست. به گزارش بامدادخبر، نیروهای امنیتی با حکم قضایی وارد منزل این طنزپرداز منتقد شدند و پس از تفتیش منزل و ضبط نوشته‌ها و کامپیوتر شخصی وی، او را با خود بردند.آقای عالی‌پیام که به خاطر سروده‌های طنز انتقادی‌اش از محبوبیت خاصی برخوردار است، پس از زلزله‌ی آذربایجان، در صفحه‌ی فیسبوک شخصی‌اش نوشته بود که «از کلیه هم‌وطنانم درخواست می‌کنم به جبران کم‌کاری رسانه‌های میلی در خبررسانی زلزله آذربایجان، تا یک هفته از عکس‌ها و نمایه‌های مناسب در پروفایل‌های فیس‌بوک‌مان استفاده کنیم. رسانه خود ماییم. خبررسانی کنید.»

سبز بودن چه جرم سنگینی ست

روز: محمدرضا عالی پیام، شاعر و طنزپرداز منتقد حکومت که به «هالو» تخلص دارد، عصر روز سه شنبه در منزل خود دستگیر شد. بر اساس گزارش ها بازداشت این شاعر مشهور توسط ماموران امنیتی و پس از نشان دادن حکم قضایی صورت گرفته است. ماموران پس از تفتیش منزل و ضبط نوشته‌ها و کامپیوتر شخصی عالی پیام، او را با خود بردند. از محل نگهداری یا اتهامات او هنوز اطلاعی در دست نیست و مسئولان قضایی و امنیتی هم تاکنون توضیحی در این خصوص ارائه نکرده اند.

محمدرضا عالی پیام یا هالو در سال های اخیر به دلیل شعرهای طنز و انتقادی خود که اغلب در انجمن ادبی امیرکبیر تهران می خواند، طرفداران زیادی پیدا کرد. اشعار صریح و تند او با تم ملی گرایانه، اغلب روحانیون و مسئولان حکومتی، محمود احمدی نژاد و دیگر مقام های حکومت را نشانه می رفت.

وی همچنین اشعار طنز زیادی در مخالفت با گشت ارشاد و حجاب اجباری، خرافات دینی و مذهبی و در نقد اظهارنظرها و عملکرد مسئولان دولتی و امامان جمعه دارد. دفاع از خلیج فارس و فرهنگ باستانی ایران یکی دیگر از محورهای اشعار اوست.

او پس از آغاز جنبش اعتراضی به نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در خرداد ۱۳۸۸ به یکی از طرفداران این جنبش تبدیل شد. هالو غزلی هم با عنوان «سبز بودن چه جرم سنگینی ست» در حمایت از جنبش سبز خواند و آن را به پسرش تقدیم کرد. این غزل در شبکه های اجتماعی و اینترنت به طور گسترده ای منعکس شد.

در پسین روزهای فصل بهار

برگها در هجوم پائیزند

رزدها روی شاخه می مانند

سبزها روی خاک می ریزند

جای عطر گل اقاقی و یاس

بوی خون در فضای این شهر است

گویی احساس سربلندی و اوج

با تمام درختها قهر است

از کف سنگفرش هر کوچه

خون ناحق لاله را شستند

غافل از اینکه در تمامی شهر

سروها جای لاله ها رستند

شب به شب روی شاخه هر سرو

قمری و چلچله هم آواز است

بانگ الله اکبر از هر سو

نغمه ساز است و نغمه پرداز است

هر دهانی که بوی گل می داد

دوختندش به نوک سوزن ها

بوی گل شد گلاب و جاری گشت

از دو چشم خمار سوسن ها

ناله پر شرار مرغ سحر

معنی اش ارتداد و بی دینی ست

در زمستان ذوق و اندیشه

سبز بودن چه جرم سنگینی ست

ساقه هایی که سبزتر بودند

سرخ گشته به خاک غلتیدند

باقی ساقه ها از این ماتم

برگهای سیاه پوشیدند

نخل را کنده بید می کارند

بید مجنون کجا ثمر بدهد

ای که بر روی ماه چنگ زدی

باش تا صبح دولتت بدمد

علی رغم خواندن چنین اشعار انتقادی تندی، دستگیری محمدرضا عالی پیام پس از آن صورت گرفت که وی به دنبال زلزله اخیر آذربایجان در صفحه فیسبوک خود از همه ایرانیان خواست «به جبران کم‌کاری رسانه‌های میلی» در خبررسانی زلزله آذربایجان، تا یک هفته از عکس‌ها و نمایه‌های مناسب این واقعه در پروفایل‌های فیسبوک شان استفاده کنند.

هالو همچنین یک دوبیتی هم با موضوع عملکرد مجموعه حکومت در ماجرای زلزله آذربایجان بر روی وبلاگ شخصی خود قرار داد:

کی گفته که ما دولت راحت طلبیم؟

در فکر گرفتاری خلق عربیم

این قدر نگویید اهر زلزله شد

فعلن که گرفتار دمشق و حلبیم

او در سال های اخیر چند بار از سوی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی احضار شده و مورد بازجویی و تذکر جدی قرار گرفته است تا اینکه در نهایت دستگیر شد. عالی پیام در حالی دستگیر شد که یک روز پیش از آن در وبلاگ شخصی خود از تعطیلی انجمن ادبی امیرکبیر خبر داده بود.

او علت این مسئله را توضیح نداده اما به نظر می آید استقبال گسترده مردم از اشعار افرادی مانند عالی پیام در این انجمن و خوانده شدن اشعار انتقادی تند علیه حکومت در آن، دلیل تعطیلی انجمن ادبی امیرکبیر بوده است.

هم اکنون به جز محمدرضا عالی پیام، مصطفی بادکوبه ای از دیگر شعرای ملی گرای مخالف حکومت در زندان به سر می برد.

بادکوبه ای که نویسنده کتاب هایی مانند علل شکست ساسانیان از اعراب و زندگی نامه بسیاری از شعرای بزرگ تاریخ ایران است، پس از انتخابات ۱۳۸۸ به سرودن اشعاری در انتقاد از نظام جمهوری اسلامی، دولت احمدی‌نژاد و حمایت از کسانی که او در شعرهایش از آنان به عنوان «فتنه گران» یاد می کرد، پرداخت.

او سپس در دادگاهی به ریاست قاضی صلواتی به سه سال حبس تعزیری و پنج سال محرومیت از شعرخوانی در انجمن‌ها و سه میلیون ریال جریمه نقدی محکوم شد. بادکوبه ای در فروردین ماه سال ۱۳۹۰ در منزلش در تهران توسط مأموران امنیتی دستگیر و روانۀ زندان اوین شد.

هیلا صدیقی دیگر شاعر حامی جنبش سبز بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری دستگیر شد و مدتی را در زندان سپری کرد. علیرضا روشن هم شاعر و روزنامه نگار دیگری بود که به این دلیل محاکمه و محکوم شد.

بامدادخبر: ویدئوی بالا مربوط به یکی از آخرین سروده‌های این طنزپرداز است که در انجمن ادبی امیرکبیر خوانده شده است. متن این سروده‌ با عنوان «چه عرض کنم» در ادامه می‌آید.

کار یک باره شد، چه عرض کنم

سنگ‌ها خاره شد، چه عرض کنم

شیخ آن کاره شد، چه عرض کنم

یار پتیاره شد، چه عرض کنم

آنکه دائم نماز شب می‌خواند

اسب تقوا به نفس خود می‌راند

تا فلک روی صندلیش نشاند

نفس، اماره شد، چه عرض کنم

دائمن ذکر بر لبش جاری

اهل تقوا و خویشتنداری

روز‌ها روزه شب به بیداری

حال می‌خواره شد، چه عرض کنم

گفته بودیم نهی از منکر

مهرورزی بود نه چیز دگر

حال آن پنجه‌ی نوازشگر

قمه قداره شد، چه عرض کنم

اولش اتحاد و یکرنگی

بعد شد دگمی و نظر تنگی

حال آن گفتمان فرهنگی

تیر و خمپاره شد، چه عرض کنم

رفته بودیم انقلاب کنیم

دل خوش را به قند آب کنیم

کی بنا بود «دس به آب» کنیم

خوشی آواره شد، چه عرض کنم

انقلابی که بود جانانه

رفت صادر شود به بیگانه

حال در پشت بام هر خانه

دیش و مهواره شد، چه عرض کنم

گاو کشتیم نذر آقا جان

گوشتش سهم بهتر از مایان

پهن و دم و سم و روده‌ی آن

سهم بیچاره شد، چه عرض کنم

پول نفت میان سفره‌ی ما

خرج شد، خرج، خرج اعطینا

یا انرژی هسته‌ای شد یا

بمب و طیاره شد، چه عرض کنم

رای دادیم و رایمان آری

خشت بر خشت خلق سالاری

حال ملت به جای هر کاری

پاک بیکاره شد، چه عرض کنم

می‌ل بالا نشینی‌اش در سر

رفت بالا و رفت بالا‌تر

آن قدر رفت و رفت تا آخر

مثل فواره شد، چه عرض کنم

هی نمودیم وعده درمانی

برق مجانی آب مجانی

زرد از وعده‌های مامانی

رنگ رخساره شد، چه عرض کنم

تا به سر قله‌ی رفاه رسند

شد مقرر که گام بردارند

گام هالو سریع بود و بلند

خشتکش پاره شد، چه عرض کنم

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s