فراموش‌کاری‌ تمام نشدنی یک رهبر/ آیت‌الله خامنه‌ای از انتقاد استقبال می‌کند؛ منتقدان روانه زندان می‌شوند

ندای سبز آزادی ـ احمد جلالی فراهانی: در سرزمینی که نام حکومتش میان چهار دشمن اصلی اینترنت در جهان قرار دارد و دولتش بنا بر گزارش نهادهای ناظر مستقل بین المللی (ازجمله «سازمان گزارشگران بدون مرز») دسترسی به اینترنت را تا اندازه‌ای سانسور می‌کند که عملاً شهروندانش هیچ سهمی از مزایای عصر اطلاعات و دنیای ارتباطات ندارند، عالی ترین مقام سیاسی اش این حق را بر خود مغتنم می داند که عضو شبکه اینترنتی – اجتماعی توئیتر شود و بیش از سه هزار پیام برای مخاطبان خود ارسال کند.

آیت الله خامنه ای در حالی این روزها به عضویت وب سایت «اینستگرام» درآمده است که بسیاری از شهروندان ایرانی هنوز که هنوز است به دلیل سرعت کند اینترنت و محدودیتهای فنی و فیزیکی اعمال شده از سوی حاکمیت حتی قادر به استفاده از شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک یا توئیتر هم نیستند؛ و در میان زندانیان سیاسی هستند کسانی که تنها به خاطر عضویت در فیس بوک و اظهار نظر کوتاه علیه آیت الله خامنه ای و یا مجموعه حاکمیت در زندان به سر می برند.

پیام فرستادن یا بازی با توئیتر

این روزها نام آیت الله خامنه ای بار دیگر در حالی بواسطه عضویت وی در شبکه اینستگرام و توئیتر، در رسانه های خارج از کشور مورد توجه قرار گرفته است، که رهبر جمهوری اسلامی با اظهارات متناقضش درباره مخالفان خود رد شبکه توئیتر تعجب و تردید ناظران مستقل را بر انگیخته است.

بنا بر تصاویر منتشر شده از صفحه توییتر دفتر رهبر جمهوری اسلامی، او دوشنبه شب گذشته، شانزدهم امرداد در دیدار با جمعی از دانشجویان گفته است: «در قضیه اخیر اشغال آن سفارت خبیث [بریتانیا]، احساسات جوانان درست بود ولی رفتنشان [به داخل سفارتخانه] درست نبود.»

آیت الله خامنه ای در حالی رفتن به داخل سفارت بریتانیا را نادرست ارزیابی کرده است که تصاویر منتشر شده از هجوم نیروهای لباس شخصی هوادار وی که در همه تجمعات خود را دانشجوی بسیجی می نامند، حکایت از حضور برخی از چهره های سرشناس و هواداران افراطی وی در این تجمع دارد. از جمله شواهدی که نشان می دهد این حمله خودجوش نبوده است، حضور افرادی نظیر رسایی نماینده مجلس هشتم و از هواداران افراطی رهبر جمهوری اسلامی و حامیان احمدی نژاد در این حمله است. حمایت شدید لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی از این اقدام و موضع‌گیری اولیه سیداحمد خاتمی، امام جمعه تهران و پیشگامی مجدد روزنامه کیهان و خبرگزاری فارس و رسانه های مشابه و همسو در پوشش تبلیغاتی رسانه‌ای این حمله همگی از آن حکایت دارد که جریان تندرو طرفدار رهبری در این جریان ابتکار عمل را در دست داشته‌اند.

عالی ترین مقام سیاسی در جمهوری اسلامی هشت ماه پس از انتشار تصاویر حمله نیروهای افراطی حامی خود، به سفارت انگلستان و تحمیل هزینه های گزاف سیاسی و اقتصادی به کشور در اثر این افراطی گری توام با خشونت، در حالی هجوم هواداران خود را به دو ساختمان سفارت انگلستان و باغ قلهک نادرست می داند که همان زمان قریب به اتفاق روزنامه های حکومتی حامی رهبر جمهوری اسلامی از جمله روزنامه کیهان که مدیر مسئولش نماینده رهبری در این روزنامه است، روزنامه جام جم که مدیر مسئول آن به تائید رئیس صدا و سیمای منصوب رهبری انتخاب می شود، روزنامه خراسان که مدیر مسئول آن منصوب رئیس آستان قدس رضوی و از یاران و حامیان و منصوبان شخص رهبر است و … در مدح و ثنای این حرکت به قول آنان «خودجوش» گزارش ها و مقاله ها نوشتند و تعریفها و تمجیدها کردند، و علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی فردای همان روز حمله به سفارت انگلستان را تائید کرد و آن را پیامی آشکار از جانب مردم ایران به حکومت آن کشور دانست.

آیت الله خامنه ای ظاهراً فراموش کرده که حمله به اماکن دیپلماتیک بریتانیا در تهران پس از آن صورت گرفت که مجلس شورای اسلامی در واکنش به تحریم بانک مرکزی این کشور توسط بریتانیا، طی مصوبه ای سطح روابط سیاسی خود را از بالاترین سطح یعنی سفارت به حد کاردار کاهش داد.

او فراموش کرده که سفیر تازه منصوب شده بریتانیا در تهران هنوز برای شروع رسمی کار در انتظار تقدیم استوارنامه خود به محمود احمدی نژاد بود که حمله و اشغال چند ساعته اماکن دیپلماتیک بریتانیا منجر به خروج اضطراری کارکنان سفارت مزبور (و از جمله سفیر بریتانیا) از تهران شد.

رهبر نظام سیاسی ایران، گرچه حمله به سفارت انگلستان را نادرست می داند اما از بکار بردن واژه «خبیث» ابایی ندارد. شاید او و مشاورانش از درک این نکته ظریف بی خبر هستند که وقتی یک رهبر سیاسی که از قضا عالی ترین مقام اجرایی کشور نیز هست و لباس روحانیت هم بر تن دارد و خود را «ولی فقیه» زمانه هم می داند، از چنین واژه بدور از نزاکت و آداب و عرف سیاسی – دیپلماسی استفاده می کند، می تواند احساسات جوانان و هواداران افراطی خود را تحریک کند و این توجیهه را به آنان بدهد که به جای سیب، سر بیاورند.

نه برای نخستین بار

آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود در دیدار روز دوشنبه اش با «نخبگان دانشجو» گفته  «هیچ نظر کارشناسی مخالف با نظر رهبری ، مخالفت با ولایت نیست.» رهبر جمهوری اسلامی در این سخنرانی همچنین اضافه کرده است «من به هیچ وجه اعتقادی به انتقاد نکردن ندارم بلکه همواره اصرار دارم، جریان دانشجویی موضع انتقادی خود را حفظ کند.»

به نظر می رسد اظهارات اخیر رهبر جمهوری اسلامی درباره تحمل مواضع انتقادی مخالفانش، تطابق چندانی با واقعیات درج شده در تاریخ زمامداری او نداشته باشد. درست یک روز پس از سخنرانی معروف آیت الله خامنه ای در پنجمین روز اردیبهشت ماه سال ۱۳۷۹ ، سعید مرتضوی، قاضی وقت دادگاه مطبوعات (رئیس فعلی سازمان تامین اجتماعی که اخیراً از سوی دیوان عدالت اداری ریاستش بر این سازمان غیر قانونی اعلام شده است) به نمایندگی از قوه قضائیه، طی دو نوبت تمام روزنامه‌های اصلاح‌طلب را توقیف کرد. توقیفی که روزنامه‌های تمام احزاب اصلاح‌طلب را بی کم ‌وکاست شامل می‌شد. از روزنامه‌های نزدیک به مجمع روحانیون مبارز گرفته تا روزنامه رسمی حزب مشارکت، و روزنامه های مستقل و منتقدی چون خرداد و عصر آزادگان و صبح امروز، همه و همه به محاق توقیف رفتند و تنها روزنامه‌هایی که وابسته به ارگان‌های دولتی و تحت کنترل بیشتر بودند همچون همشهری و ایران توانستند از آن طوفان توقیف جان سالم به‌در بردند.

افزون بر اینها، روزنامه های گزارش روز، بامداد نو، آفتاب امروز، پیام آزادی، فتح، آریا، عصر آزادگان، آزاد، صبح امروز، مشارکت، بیان، هفته نامه پیام هاجر، هفته‌نامه آبان، هفته‌نامه ارزش، ماهنامه ایران فردا، روزنامه اخبار اقتصاد و … از جمله مطبوعاتی هستند که تنها به جرم انتقاد کارشناسی و کارشناسانه از رهبری در آن سال توقیف شدند.

آیت الله خامنه ای در آن سخنرانی هم انتقاد از خود را مفید دانسته بود و گفته بود: «من نه با آزادی مطبوعات مخالفم و نه با تنوع مطبوعات. اگر به جای بیست روزنامه، دویست روزنامه هم دربیاید، بنده خوشحال‌تر هم خواهد شد و از زیادی روزنامه‌ها احساس بدی ندارم. اگر مطبوعات آن هر چه بیشتر باشند بهتر است، اما وقتی مطبوعاتی پیدا می‌شوند که همه همتشان تشویش افکار عمومی، ایجاد بدبینی مردم به نظام است، ۱۰ تا ۱۵ روزنامه گویا از یک مرکز هدایت می‌شوند، تیترهایی می‌زنند که هر کس نگاه کند، فکر می‌کند همه چیز در کشور از دست رفته است! امید را در جوانان می‌میرانند، روح اعتماد به مسئولین را در مردم ضعیف می‌کنند، نهادهای رسمی را تضعیف می‌کنند، مدل این‌ها کیست؟ مطبوعات غربی هم این گونه نیستند، این یک شارلاتانیزم مطبوعاتی است.»

پس از این سخنان بود که توقیف گسترده مطبوعات در ایران بوقوع پیوست و میرحسین موسوی برای نخستین بار در همان زمان اصطلاح «توقیف فله ای مطبوعات» را در مخالفت با این نوع برخورد با مطبوعات به کار برد.

رهبر جمهوری اسلامی در حالی انتقاد کارشناسی از خود را روا می داند که در نظام جمهوری اسلامی انتقاد از رهبری از خطوط قرمز در سیاست است که مجازات زندان را در پی دارد. حتی اعضای خانواده آیت الله خامنه‌ای نیز از این قاعده مستثنی نیستند. هادی خامنه‌ای برادر کوچکتر او پس از یک سخنرانی و انتقاد از رهبری در سال ۷۷ از طرف نیروهای بسیج مورد ضرب و شتم قرار گرفت. او نخستین و تنها مخالف رهبری در ایران نبود که مورد ضرب و شتم هواداران شبه نظامی آیت الله خامنه ای قرار می گرفت.

اکبر گنجی در مرداد 1384 و در نامه ای به دکتر عبدالکریم سروش، نمونه دیگری از این رفتارها را بیان می کند و می نویسد:» حتماً به یاد می‌آورید که آقا، فاشیست‌های چماقدار را فرستاد تا در دانشکده‌ی فنی دانشگاه تهران با مشت و لگد و میز و صندلی به جان شما بیافتند و اگر آن روز من و رضا تهرانی شما را در بر نگرفته بودیم و بخشی از کتک‌ها را نخورده بودیم و شما به دست آنها می‌افتادید، امروز شما وضع دیگری داشتید. » گنجی تنها یکی از ده ها روزنامه نگاری است که در سال های اخیر به اتهام اهانت به رهبری  و دیگر اتهام های سیاسی، محاکمه و به زندان محکوم شد.

قتلهای زنجیره ای

رهبر جمهوری اسلامی در شرایطی بار دیگر خود را مشتاق انتقادات کارشناسانه می داند که یکی از نقاط تاریک دوران زمامداری آیت الله خامنه ای ماجرای موسوم به قتلهای زنجیره ای است که به قتل روشنفکران و فعالین سیاسی مخالف و منتقد وی منجر شد. بنا به اسناد و گزارشهای منتشره در جریان این قتلها داریوش فروهر (رهبر حزب ملت ایران) و همسرش پروانه اسکندری عصر روز ۱ آذر سال ۱۳۷۷ در منزل شخصی‌شان واقع در محلهٔ فخرآباد تهران با ضربات چاقو به قتل رسیدند و جسدشان به نحو فجیعی مثله شد. در روزهای ۱۲ و ۱۸ آذر، جسد دو نویسندهٔ دیگر محمد مختاری و محمدجعفر پوینده پس از چند روز بی‌خبری در جاده‌های اطراف شهر پیدا شد. گرچه در ماجرای قتلهای زنجیره ای نام قربانعلی دری نجف‌آبادی وزیر وقت اطلاعات، سعید امامی، معاون امنیتی این وزارتخانه در زمان تصدی علی فلاحیان وزیر اطلاعات دوران ریاست‌جمهوری هاشمی رفسنجانی، مصطفی موسوی (کاظمی) معاون وقت وزارت اطلاعات و مهرداد عالیخانی به عنوان متهم به چشم می خورد اما، سعید امامی متهمی که بطور مشکوکی در جریان رسیدگی به این پرونده جان خود را از دست داد در بخشی از اعترافات خود در زمان بازجویی در زندان اوین می نویسد: » من از آغاز انقلاب تا به امروز سرباز گوش به فرمان نظام مقدس اسلامی و مقام ولایت { رهبری}بوده و هستم، هیچگاه بدون کسب اجازه و یا بدون دستورات مقامات عالی نظام کاری انجام نداده‌ام… »

او در بخش دیگری از اعترافات خود می نویسد:» از مدتها پیش قرار بر این بود که عوامل مؤثر فرهنگی وابسته که توطئه‌ تهاجم فرهنگی را در ایران پیاده می‌کردند و جمعا صد نفر بودند اعدام شوند. حکم حذف 29 نفر از نویسندگان از مدتها پیش مشخص و احکام قبلا” صادر شده بود که در مورد 7 تن از آن عناصر احکام در دوره وزارت علی فلاحیان اجرا شده بود. وقتی حکم اعدام فروهر به ما ابلاغ شد پرسیدیم که تکلیف احکام معطل مانده اعضای کانون نویسندگان چه می‌شود که حاج آقا دری نیز گفتند هرچه سریعتر اقدام شود بهتر است و این بار نیز مثل ماقبل انجام شد با فرق اینکه بجای ابلاغ از سوی فلاحیان امور از طریق حاج ‌آقا دری نجف‌آبادی هماهنگ می‌شد.»

اهمیت اعترافات سعید امامی وقتی بیشتر می شود که بدانیم در دوران تصدی گری آیت الله خامنه ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی وزرای اطلاعات تمامی دولتها به دستور شخص وی انتخاب و در دولت منصوب می شده و می شوند و اساساً اختلاف محمود احمدی نژاد با رهبر جمهوری اسلامی بر سر برکناری مصلحی وزیر فعلی وزارت اطلاعات بوده است.

سعید امامی درباره مرگ مشکوک سیداحمد خمینی فرزند رهبر فقید جمهوری اسلامی نیز گفته است: «وقتی باخبر شدیم که حاج احمد آقا در جلسات خصوصی به مسئولان نظام و حتی به ولایت امر اهانت می‌کند. آنرا ارجاع دادیم و بلافاصله دستور آمد که همه رفت و آمدهای ایشان را زیر نظر بگیرید و از مکالمات و ملاقاتهای ایشان نوار تهیه کنید. ما هم بمدت یک سال همین کار را کردیم. متأسفانه حاج احمد آقا به راه یک طرفه بدی وارد شده بود که برگشت نداشت. وقتی دستور حذف حاج احمد آقا را آقای فلاحیان به من ابلاغ کرد مضطرب شدم و حتی به تردید فرو رفتم. دو روز بعد همراه با آقای فلاحیان به دیدار آیت‌الله مصباح رفتیم، آقایان محسنی اژه‌ای و بادامچیان هم آنجا بودند البته بعداً حاج آقا خوشوقت هم از بیت آمدند آنجا و نظر جمع بر این بود که نباید به کسانی که با ولی امر مسلمین {منظور آیت الله خامنه ای است} خصومت می‌کنند، رحم کرد.»

یکی از صدها نمونه

رهبر جمهوری اسلامی در حالی از انتقادپذیری می گوید که نقشی ویژه و محوری در کودتای انتخاباتی داشته است. به دنبال دخالت علنی و آشکار نهادهای نظامی و امنیتی و اطلاعاتی منتصب رهبری در انتخابات ریاست‌جمهوری که در خرداد ماه سال ۱۳۸۸ برگزار شد و تغییر نتیجه آن و تائید چند باره آن از سوی آیت الله خامنه ای – پیش از آنکه شورای نگهبان نتیجه انتخابات را تائید کند ـ  میلیونها ایرانی به نشانه اعتراض به این دخالت اقدام به اعتراضات مدنی کردند و در نتیجه این اعتراضها، ده‌ها شهروند ایرانی به قتل رسیدند، تعداد بسیار زیادی از فعالان سیاسی، مطبوعاتی، دانشگاهی و حقوق بشری دستگیر و روانه‌ زندان شدند و تعداد بسیار بیشتری به‌صورت رسمی و غیررسمی از فعالیت‌های سیاسی، مطبوعاتی، اجتماعی و حتی اقتصادی محروم گشتند و هزاران شهروند معترض به نتیجه انتخابات به شیوه های غیرانسانی و خشونت بار سرکوب شدند.

پس از آن و به دستور شخص رهبر جمهوری اسلامی میرحسین موسوی، همسرش زهرا رهنورد، و مهدی کروبی، دیگر نامزد انتخابات در حدود ۵۰۰ روز است که در بخش کوچکی از محل سکونتشان که به‌صورت زندان درآمده، بدون انجام هیچگونه محاکمه ای محبوس هستند و سیدمحمد خاتمی، رئیس‌جمهور سابق ایران به دلیل اعتراض به نتیجه انتخاباتی که مورد تائید شخص آیت الله خامنه ای است، تحت محدودیت و کنترل‌های شدید امنیتی به‌سر می‌برد.

رهبر جمهوری اسلامی در شرایطی انتقاد از خود را روا می داند که تعداد قابل توجهی از چهره‌های صاحب‌نام سیاسی، مطبوعاتی و حقوق‌بشری از جمله: بهزاد نبوی، نایب ‌رئیس سابق مجلس ایران؛ محسن میردامادی، دبیرکل جبهه مشارکت؛ سیدمصطفی تاج‌زاده، معاون پیشین وزیر کشور؛ نسرین ستوده، عبدالفتاح سلطانی و محمد سیف‌زاده، وکلای مدافع حقوق‌بشر؛ علیرضا رجایی، عیسی سحرخیز، احمد زیدآبادی، بهمن احمدی امویی، مهدی محمودیان و مسعود باستانی، روزنامه‌نگار؛ ابوالفضل قدیانی، کیوان صمیمی، سعید مدنی، حشمت‌الله طبرزدی، مسعود پدرام و امیر خرم، از فعالان سیاسی؛ رسول بداقی، معلم؛ عبدالله مومنی، عماد بهاور، مجید توکلی، ضیاء نبوی، مجید دری و بهاره هدایت، از فعالان دانشجویی و صدها تن از زنان و مردان معترض و منتقد به شیوه زمامداری وی به حبس‌های سنگین محکوم شده اند و یا در زندان بسر می برند و یا دچار تبعید شده اند.

فراموش نباید کرد که آیت الله خامنه ای و دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی و نظامی منصوب وی حتی انتقاد خودی ها را هم تاب نمی آورند؛ افرادی نظیر محمود احمدی نژاد که برکشیده و محبوب وی بوده اند هم اکنون به دلیل عدم توافق با برخی از نظرات رهبر جمهوری اسلامی، در محدودیت به سر می برند؛ کار حتی به برخورد امنیتی و قضایی و دستگیری نزدیکترین یاران احمدی نژاد هم کشیده شده است.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s