در ستایش قاضی سعید مرتضوی

* از قاضی سعید مرتضوی باید مجسمه ها ساخت و از فلسطین تا پاستور و بهارستان را  به آن آذین بست…مبادا کسی ازمحافظه کاران حاضر در قدرت فراموش کند که  این جوانک مشهور به جنایتکارکهریزک و جلاد مطبوعات ، جوهر گفتار و پندار و کردار آنهاست

سارا زرتشت- چند روز پس از آنکه دیوان عدالت اداری مصوبه ی برکناری سعید مرتضوی را در روزنامه ی رسمی ابلاغ کرد، و تنها ساعاتی پس از آنکه رئیس دیوان گفت که با کسی «شوخی نداریم»، هیات سراپا معجزه ی دولت دهم، در یک شوخی تلخ با دیوان،مصوبه ای را به امضای محمد رضا رحیمی ابلاغ کرد که به موجب آن اساسنامه صندوق تامین اجتماعی چنان اصلاح شده است که سعید مرتضوی بتواند شرایط ریاست بر ان را احراز کند!

بعید است کسی نداند- چنانچه خیلی ها گفته اند- که ابلاغ مصوبه ی جدید، یعنی واکنش دولت به حکم صادره ی دیوان عدالت اداری و به عبارت روشنتر یعنی تمسخر قانون!

و همگان نیز می دانند که ابلاغ این مصوبه، پیش از هر چیز اعتراف به خطای پیشین و قانون شکنی وزیر کار در انتصاب مرتضوی است؛ که اگر انتصاب قانونی بود، نیازی به تغییر این مصوبه نمی بود.
و ناگفته پیداست که آش چنان شور شده است که محافظه کاران نیز طعم بازی با قانون و بی قانونی حاکم بر رفتار دولت دهم و بلکه نهادینه شدن در حاکمیت را نیز چشیده اند.

اما آگاهان می دانند که نکته ی مهم این این ماجرا نه قانون است و نه مقاومت در برابر قانون و نه حتی اجرای قانون. مسئله ای اصلی این است که آقایان، از هول حلیم در دیگ افتاده اند و «قاعده ی بازی» را فراموش کرده اند!

آقایان فراموش کرده اند که قاعده ی حاکم بر بازی قدرت آنها » قانون» نیست. دوستان دیروز، «رمز عبور» را فراموش کرده اند! که رمز عبور از جمهوریت و اسلامیت نظام ، «قاضی سعید مرتضوی» است.

در میان خیل محافظه کارانی که نام و جایگاه و قدرت و ثروتشان را مدیون قاضی سعید مرتضوی اند، الحق که این تنها محمود احمدی نژاد، محمد رضا رحیمی و هیات دولت بی نام و نشان آنهاست ، که با ابلاغ این مصوبه حق نمک گزارده اند و به ولینعمت خویش پشت نکرده اند!

و براستی اگر قاضی مرتضوی نبود، چه کسی باید 19 خرداد 88، احکام دستگیری فعالان ستاد میر حسین موسوی را امضاء می کرد تا 23 خرداد رهبری بتواند تبریک بگوید؟ و 24 خرداد، محمود احمدی نژاد بتواند جشن پیروزی بگیرد؟ و اگر قاضی سعید مرتضوی نبود، محمد رضا رحیمی، با این خیل عظیم جعل و اتهام و بی ابرویی چگونه می توانست در پناه محمود احمدی نژاد، تا جایگاه مقام سوم کشور برکشیده شود؟

ظاهراً به غیر از این چند نفر، محافظه کاران حاضر در قدرت در مواجهه با قاضی مرتضوی سخت در اشتباه شده اند! آقایان گویی باورشان شده است که اگر قاضی مرتضوی -ها- نبود تا رقیبان انها را متهم و محاکمه و زندانی کند و لانه ی دشمن را پاکسازی کند و یک شبه مطبوعات اندکی آزاد را از دم تیغ بگذارند و خبرنگاران آزاد را بکشد و معترضان را به کهریزک بفرستد،… باز هم جایی برای حضور یکپارچه ی آنان در قدرت وجود داشت!

براستی لاریجانی جایگاه ریاست مجلس شورای اسلامی خویش را بدون وجود قاضی مرتضوی باور کرده است و باورش شده است که برگزیده ی نمایندگان ملت است؟ آیا حداد عادل باورش شده است که از نفر سی ام مشکوک تهران به جایگاه نفر اول تهران رسیده است که اینک نمک خانه ی قاضی می خورد و نمکدان قاضی می شکند؟

آقایان در مواجهه با مراد خویش، سخت در اشتباهند. قاضی مرتضوی، نماد و الگوی حکومتی مطلوب آنهاست. مرتضوی همان «یک قاضی خوب «آقاست. اندکی نمک شناسی اگر باشد، از قاضی سعید مرتضوی باید مجسمه ها ساخت و از فلسطین تا پاستور و بهارستان را  به آن آذین بست  مبادا کسی از آنان فراموش کند که  این جوانک مشهور به جنایتکارکهریزک و جلاد مطبوعات ، جوهر گفتار و پندار و کردار آنهاست

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s