صدیقه وسمقی: حکومت باید پای خود را از موضوع حجاب کنار بکشد

صدیقه وسمقی: حکومت باید پای خود را از موضوع حجاب کنار بکشد
 جرس: تحمیل ها و اعمال سلیقه های حکومتی درباره پوشش زنان در فضاهای عمومی طی سالهای پس از انقلاب، باعث شده که روشنفکران دینی درباره موضوع حجاب در اسلام پژوهش های قابل اعتنایی انجام دهند. پژوهش هایی که اساس آن را آزادی اختیار آدمی تشکیل می دهد و دخالت حکومت برای تعیین نوع پوشش افراد را منطبق با آموزه های اسلامی نمی داند. جرس در ادامه سلسله گفتگوها پیرامون موضوع حجاب به سراغ «صدیقه وسمقی» رفته است که از چهره های نام آشنای دین پژوه ایرانی است. او معتقد است که حجابی که امروز به عنوان حجاب زن مسلمان به ویژه در جمهوری اسلامی معرفی می شود، حجابی افراطی و بی اساس است . از نگاه او این حجاب افراطی ساخته وپرداخته مردان متعصب و علاقمند به محدود کردن زنان واعمال سلطه برآنان است.

در ادامه متن کامل گفتگوی «جرس» با دکتر صدیقه وسمقی در خصوص فلسفه حجاب در پی می آید:

خانم دکتر وسمقی لطفا در ابتدا بفرمایید فلسفه حجاب چیست؟

اینکه انسان به چه دلیل و براساس کدام نیاز، نخستین باربه سراغ لباس رفت ، واقعا معلوم نیست. اما می توان این موضوع را تحلیل کرد. قرائن و شواهد نشان می دهد که انسان، پیش از پوشاندن هر بخش از بدن خود، به پوشاندن عورت توجه داشته است. اولین لباس مورد استفاده انسان ، یک تکه پوست حیوان و یا یک قطعه پوشش از جنس دیگربرای پوشاندن عورت بوده است. هنوزهم در قبایل بدوی به همین مقدار پوشش اکتفا می شود. اینکه چرا انسان به پوشاندن عورت توجه نمود ، می تواند مورد تحلیل قرار گیرد .

اجمالا به نظر من انسان در زندگی اجتماعی، با توجه به عقل خود و علاقه غریزی و طبیعی به شناسائی نسل و اولاد خود، به کنترل غریزه جنسی و تعریف محدوده برای آن توجه نمود. پوشاندن عورت، نشانه حفاظت و کنترل آن است. به تدریج لباس توسعه یافته، انسان از فوائد دیگرآن نیز بهره برده است مانند حفاظت بدن از سرما، اشعه آفتاب و زیبائی. لباس از اختراعات انسان است. در تاریخ نیامده که اولین بار لباس را یک پیامبر از جانب خدا برای انسان آورده است. تصور چنین چیزی نیز معقول نیست. لباس نیزمثل پدیده های دیگر به تدریج تکامل یافته و در زندگی مدنی جایگاه خاصی پیدا کرده است. حجاب زن در واقع پوشش و لباسی است که چنین شهرت یافته که اسلام حدود آنرا برای زنان تعیین کرده است به عبارت دیگر حجاب را لباس و پوشش شرعی می دانند که در ادامه بحث به آن خواهیم پرداخت.

با این توضیحات آیا حجاب یک امر اعتقادی و اختیاری است؟

به نظر من اساس پیدایش لباس وپوشش و احساس نیاز انسان به آن ، اعتقادی نبوده است. اما از آنجا که یک پدیده پسندیده و خوب به شمار می رود ، مورد توجه قرآن و پیامبر اسلام قرار گرفته است. بسیاری از مسلمانان اولیه که مردم بادیه نشین حجاز بودند، از لباس بی بهره بودند و یا به صورت بسیار ابتدائی از آن استفاده می کردند. پیامبرهم چنانکه می کوشید پیروان خود را با آداب زندگی آشنا سازد و بسیاری از نکات را مانند نحوه معاشرت با یکدیگر، نحوه ورود به خانه یکدیگر، شیوه نظافت کردن ، غذاخوردن و … به آنان بیاموزند. همینطور شیوه لباس پوشیدن و یا پوشاندن بدن را نیزبه آنان در حد وسع و توانشان می آموخت. اینکه پیامبرمثلا زنان را مجبور به استفاده از پوششی خاص کرده باشد و یا برای کسانی که خود را نمی پوشاندند مجازاتی تعیین کرده باشد، فاقد دلیل و مدرک است. لباس یک پدیده مترقی و زیبا محسوب می شده که هر کسی ، به ویژه افراد فقیر ویا فاقد پوشش علاقمند به استفاده از آن بودند. دعوت مردان و زنان مسلمان به استفاده از لباس وپوشش در واقع دعوت آنان به استفاده از یک پدیده زیبا ، مدنی ومورد علاقه آنان بوده است. دراین کار، اجبار، اکراه وافراط وجود نداشته ، دلیل و مدرک قطعی دردست نیست که زنان مجبور به پوشاندن موی سر بوده اند. حجابی که امروز به عنوان حجاب زن مسلمان به ویژه در جمهوری اسلامی معرفی می شود ، حجابی افراطی و بی اساس است . این حجاب افراطی ساخته وپرداخته مردان متعصب و علاقمند به محدود کردن زنان واعمال سلطه برآنان است. این حجاب سلیقه ای وتعصب آمیزبه تدریج به عنوان حجاب شرعی معرفی وبرزنان تحمیل شده است. در مدارک اسلامی ، درآن حدی که دردست است ، این همه افراط واجحاف برزنان وجود ندارد . من پوشش را یک موضوع عرفی واختیاری می دانم . اسلام همانطور که از پیروان خود دعوت کرد که غذای پاکیزه بخورند، خون ومردارنخورند، ازآنان دعوت کرد که تن برهنه خود را بپوشانند ودرواقع کوشید زندگی آنان را ارتقا دهد وازحالت بدوی خارج کند.

روش اجرای حجاب در سطح جامعه بر مبانی چه اصولی باید پیاده شود؟

زنان ایرانی قبل ازانقلاب دارای پوشش متعارف ومناسبی بودند. درجوامع اسلامی دیگر نیز درحال حاضر زنان بدون اعمال فشاربرآنان ، دارای پوشش متعارف وعادی هستند. حجاب درهیچ کجا مثل ایران به یک معضل تبدیل نشده است چرا که مردم خودشان در تعامل با یکدیگردر زندگی اجتماعی معیارها وموازین صحیح ومعتدل را پیدا کرده وعرف را برآن بنا می کنند. دخالت قهرآمیز حکومت درامرحجاب ازاشتباهات بزرگ بوده است که همچنان علیرغم نتایج بسیارناخوشایند آن ، ادامه دارد. هنوز پس از سی وسه سال زنان به حجاب معتدل و رضایت بخش دست نیافته اند. دلیل آن نیز دخالت حکومت و پلیسی کردن این موضوع بسیارابتدائی وساده است. افراط در این مسئله تا بدانجا بوده که حتی حجاب افراطی برهموطنان غیرمسلمان وتوریست ها نیز تحمیل شده است. زیاده روی ها که منشا آن تعصب کوروجهالت است، حجاب را ازوضعیت تعادل خارج کرده واین موضوع شخصی وابتدائی را به یک معضل سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی تبدیل کرده و ازاین ناحیه به زنان ظلم وستم بسیارشده است. همین موضوع یک شکاف بزرگ میان زنان وحکومت ایجاد کرده و سطح برخورد و درگیری حاکمیت با آحاد جامعه را دائما گسترش داده است. به نظر من حکومت باید پای خود را از موضوع حجاب کنار بکشد. جامعه پس از مدتی در این موضوع به یک تعادل و توازن خواهد رسید . کشور ایران از پیدا شدن موی سرزنان آسیب نخواهد دید. موی زنان اسلام را تهدید نمی کند. ستمگری واهانت روزافزون به زنان، فساد ودزدی واختلاس وپایمال کردن حقوق وآزادی های مردم و رفتارهای غیرانسانی است که کشور را به ورطه بحران افکنده و بعلاوه جائی برای دفاع ازاسلام باقی نگذاشته است. اگر همه زنان نیزچادرو روبند بپوشند، مشکلات کشورحل نخواهد شد و کسی ایران را با اینهمه فساد واختلاس وتباهی، اسلامی نخواهد دانست، مگرهمان گروه فریبکاری که خود عامل فساد وتباهی است یعنی همان فرقه طالبانی ومنحرفی که همه کارها را به انحراف کشانده و زنان نیزازجهالت آنان آسیب بسیاردیده اند.

اگر حجاب را یک مسئله فرهنگی بدانیم اجرای و ترویج آن از طریق پلیس و به شیوه های خشونت آمیز چه آثار منفی در سطح جامعه و نگاه افراد به این مقوله اخلاقی به جای می گذارد؟

انتخاب لباس یا پوشش وحد وحدود آن برعهده خود مردم است. دخالت حکومت دراین موضوع وموضوعات نظیر آن بی تدبیری است. عدم موفقیت حاکمیت پس از یک تجربه طولانی دخالت پلیسی و رفتارهای خشونت آمیز برای تحمیل حجاب، خود بیانگراشتباه بودن این سیاست است. توهین به زنان ، درگیرشدن پلیس بامردم که درواقع درگیرشدن هموطنان بایکدیگر است ، ناامن شدن فضای اجتماعی، سوء استفاده برخی عوامل دست اندرکار اعم از پلیس وبسیج ازاین موضوع وایجاد مزاحمت برای زنان، تحقیردین وارزشهای دینی و تبدیل پلیس به افراد مزاحم و مخل امنیت از دستاوردهای تحمیل حجاب برزنان بوده است. استمراراین موضوع درطول زمان آثارمخرب روانی ، اخلاقی واجتماعی فراوانی داشته است. زنان درجامعه ایران احساس امنیت و برخورداری از احترام ندارند وحکومت را عامل این ناامنی وبی احترامی به خود می دانند. یک حکومت عاقل و دوراندیش ازایجاد چنین احساسی حداقل در نیمی از جمعیت کشور- بدون احتساب مردان وابسته به زنان- باید نگران شود. خسارات اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی ناشی ازتحمیل حجاب چنان عمیق است که به راحتی قابل جبران نیست. اگرحجاب آزاد بود، با چنین خساراتی مواجه نمی شدیم. متاسفانه سیاست ها براساس نظرات کارشناسی موجه اتخاذ نمی شود و نتایج آنها نیز مورد بررسی علمی قرارنمی گیرد، چراکه میان قشری گری دینی وعلم رابطه ای وجود ندارد . برخی می خواهند همه مشکلات را با تحمیل حجاب مورد نظرخود بر زنان حل کنند. آنان به تعبیرخود بدحجابی را عامل تحریک جنسی می دانند و گمان می کنند اگر زنان خود را چنانکه آنان می خواهند بپوشانند ، تحریک جنسی رخ نخواهد داد. این عقیده بی اساس و غیرواقعی است. پوشش متعارف و عادی چنانکه در دیگر کشورها معمول است عامل تحریک جنسی نیست. نیاز جنسی یک نیازطبیعی است.هنگامی که به دلیل اعمال مدیریت غلط ، جوانان از داشتن شغل وامکانات اولیه زندگی برای ازدواج محروم باشند ، بی خردی است که حجاب زنان را عامل انحرافات بدانیم. آیا اگرزنان باحجاب باشند غریزه جنسی مردان خاموش می شود؟ درکشورهای دیگر مردان با دیدن موی زنان که امری عادی است دچار مشکل نمی شوند، اما در یک جامعه بسته و محدود که میان زنان و مردان دیوارهای بلند وجود دارد، شنیدن صدای یک زن و یا حتا صدای راه رفتن او می تواند حساسیت برانگیز باشد. شاید به همین دلیل بوده که در گذشته برخی کج اندیشان مذهبی، زنان را موظف می دانستند که هنگام سخن گفتن با مردان ازپشت پرده و یا درچیزی دردهان بگذارند و صدای خود را تغییر دهند. اینگونه رفتارهای بیمارگونه ناشی ازغیرعادی ساختن روابط اجتماعی زنان ومردان است.

به چه علت حکومت با در دست داشتن کامل ابزارها و امکانات تبلیغاتی به راههای خشونت آمیز رو می آورد؟
نکته نخست اینکه فرهنگ سازی دراین زمینه همانطورکه گفته شد وظیفه حکومت نیست وحکومت، صلاحیت چنین کاری را ندارد. نکته دیگر اینکه حجاب افراطی وتعصب آمیز و بلاوجهی که تبلیغ می شود مورد قبول بسیاری از زنان نیست. حتی بسیاری اززنان علاقمند به رعایت شعائر دینی نیز این حجاب را قبول ندارند و به ویژه اجباری بودن حجاب را بامنزلت وحرمت زن مغایر می دانند. اکنون بسیاری اززنان ، تحصیل کرده وآگاهند ، زنان دین پژوه وصاحب نظرنیز بسیاراست. دیگردلیلی وجود ندارد که مردان بخواهند سلیقه و برداشت خود را درباره حجاب به زنان تحمیل کنند. مهمترین علت شکست حکومت درمسئله حجاب، غلط وافراطی بودن تفسیر حاکمیت از حجاب ونگاه به زن وجایگاه ومنزلت اوست. اندیشه غلط را هرچه تبلیغ کنی، افراد عاقل آنرا نمی پذیرند بلکه بیش ازپیش ازآن روی گردان می شوند. حکومت ازآنجا که از اصلاح تباه کاری های اقتصادی وحل مشکلات فراوان کشورعاجزاست، می کوشد با رفتارهای خشونت آمیز، حجاب را برزنان تحمیل کند و به گمان خود ظاهر جامعه را اسلامی سازد. درحالی که سی وچند سال تجربه نشان داده که این تفکر واین روش اساسا غلط است و زنان نیز اعم از زنان دین باورو غیردین باورزیر بار زور و تحقیرنمی روند . حکومتی که از درون تهی و فاقد ارزشهای اخلاقی و انسانی و دینی است می کوشد با استفاده ابزاری از برخی امور، ظاهردینی را حفظ کند و وسیله ای برای توجیه خود بسازد. می بینیم که چگونه ازنماز، دعا و امثال آن سوء استفاده های ابزاری شده است حجاب نیزازهمین مقوله هاست. اما واقعیت اینست که هرچقدر حکومت براین موضوعات تاکید می کند ازقدر و منزلت آنها می کاهد و حتی گاهی مخالفت با برخی امورحتی اگرریشه دینی هم داشته باشد ابزاری برای مخالفت با حکومت می شود. یکی ازدلایل عدم موفقیت حکومت های دینی همین مطلب است وهمواره حکومت دینی دردرون خود و با عملکرد خود ضدیت با دین را می پرواند.

به عنوان سوال اخر، آثار سه دهه حجاب اجباری پس از انقلاب اسلامی را چگونه ارزیابی می کنید؟

به آثار منفی حجاب اجباری اشاراتی کردم. بگذارید به یک اثر مثبت آن هم اشاره کنم و آن اینکه بسیاری از زنان که عملا رفتار نادرست حکومت دررابطه با حجاب و آثار ناهنجار حجاب اجباری را دیدند، انگیزه یافتند به بررسی موضوع حجاب از جوانب گوناگون به ویژه ازنظر مذهبی بپردازند . حتا برخی ازمردان نیز پژوهش های خوبی دراین باره داشته اند. پژوهش های فارغ ازتعصب نشان دهنده بی اساس بودن حجاب تحمیلی و افراطی است. جایگاه و موقعیت زن ومرد نسبت به گذشته تغییر کرده است. بسیاری از معیارهای فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی تغییر کرده که پاره ای ازاین تحولات اجتناب ناپذیروضروری است. یک زمان برخی روحانیون فرستادن دختران را به مدرسه خلاف شرع می دانستند، چنانکه هنوز هم این عقیده وجود دارد و مثلا طالبان درافغانستان برای جلوگیری ازتحصیل دختران، آب آشامیدنی مدرسه آنان را بارها مسموم کرده اند. زمانی بعضی ازروحانیون، استفاده از دوش را در حمام به جای خزینه دارای مشکل شرعی می دانستند، گوش کردن به رادیو یا تماشای تلویزیون را حرام می خواندند. بسیاری ازمردم نیز به دلیل آنکه آگاهی وسوادشان کمترازآن روحانیون بود، از آنان پیروی می کردند. همان روحانیون معیارعفت وحیا را به زنان عرضه می کردند. خوشبختانه امروزدیگر آنان نمی توانند مفسر حجاب وعفت وحیا باشند. زنان اندیشمند و آگاه و تشکل های زنان دررابطه با مخالفت با حجاب اجباری باید فعال برخورد کنند و دررفع این ظلم بزرگ نسبت به زنان بکوشند. پژوهش های انجام شده نیز پشتوانه و دستمایه ارزشمندی برای حرکت درجهت تغییرسیاست حجاب اجباری است. درهیچ کشوری مانند ایران زنان از بابت لباس و پوشش تحت فشارودرمعرض تهدید قرارندارند. این فشاروتهدید ظالمانه باید پایان یابد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s