تجاهل رهبری مغرور که اصول بدیهی اقتصاد را هم نمی داند

ندای سبز آزادی ـ احمد جلالی فراهانی: سخنان آیت الله خامنه ای در سومین روز امرداد ماه داغ و تابنده، درباره لزوم بازنگری در سیاست کنترل جمعیت و ضرورت افزایش ضریب رشد جمعیت ایران، نشانی آشکار از ضعف کارشناسی و فاصله محاسباتی رهبر جمهوری اسلامی و مشاوران اقتصادی و اجتماعی اش، در برآورد چالشها و گرفت و گیرهای کشور با واقعیات تلخ و گزنده حاکم بر جامعه ایران و ایرانیان دارد.

آیت الله خامنه ای که در دیدار با جمعی از مقام‌های دولتی و حکومتی ایران، سخن می گفت ضمن تشریح چالش‌های بین المللی و اقتصادی کشور و اعلام اصرار خود بر ادامه سیاستهای هسته ای فعلی جمهوری اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود بر لزوم بازنگری در سیاست کنترل جمعیت تاکید کرد و با خطا توصیف کردن ادامه این سیاست گفت: «بررسی های علمی و کارشناسی نشان می دهد که اگر سیاست کنترل جمعیت ادامه پیدا کند، به تدریج دچار پیری و در نهایت کاهش جمعیت خواهیم شد.»

رهبر جمهوری اسلامی از مسئولان، صاحبان رسانه ها و روحانیون خواست تا با جدیت در جهت «فرهنگ سازی» مقتضی اقدام کنند.

البته این نخستین باری نیست که آیت الله خامنه ای نسبت به افزایش جمعیت کشور ابراز علاقه می کند. چنانکه در ۱۶ مرداد سال گذشته در ديدار با «مسئولان ارشد نظام» به صراحت گفته بود: «من معتقدم که کشور ما با امکاناتی که داريم می تواند صد و پنجاه ميليون نفر جمعيت داشته باشد. من معتقد به کثرت جمعيتم.»

بررسی های علمی و کارشناسی چه می گویند؟

همزمان با سخنان آیت الله خامنه ای درباره ضرورت بازنگری در سیاست کنترل جمعیت، در سومین روز امرداد سال جاری، اما سخنان ریيس مرکز آمار ايران منتشر شد که طی نشستی رسانه ای اعلام کرد که جمعيت کشور از «۳۳ ميليون و ۷۰۸ هزار و ۷۴۴ نفر در سال ۵۵» به «۷۵ ميليون و ۱۴۹ هزار و ۶۶۹ نفر در سال ۹۰» افزايش يافته است.

عادل آذر در ادامه این نشست همچنین اضافه کرده است که با وجود آنکه جمعيت ايران طی سال های ۸۵ تا ۹۰ جمعیت ایران بيش از «چهار ميليون و ۶۵۳ هزار نفر» بيشتر شده است و بنا به محاسبات علمی صورت گرفته در مرکز آمار ایران، «نرخ رشد جمعيت» از «۱.۶۲ درصد» در سال ۸۵ به «۱.۲۹ درصد» در سال نود کاهش یافته است.

گرچه در این نشست خبری رئیس مرکز آمار ایران، آمار دقیقی از وضعیت نرخ رشد جمعیت در ایران ارائه کرده است اما آنچه در سخنان آقای آذر مشهود است، فقدان اعلام آمارهای واقعی از «اشتغال»، «تورم»، «نرخ رشد» و ديگر آمارهای اقتصادی و اجتماعی است که رابطه مستقیمی با افزایش یا کاهش امید به زندگی و در نتیجه آن نرخ رشد جمعیت هر کشوری دارد.

این موضوع البته واقعیت دارد که نرخ رشد جمعیت در ایران کاهش چشمگیری داشته ولی نکته ای که در سخنان اخیر رهبر جمهوری اسلامی تعجب برانگیز است، اصرار وی بر ضرورت افزایش نرخ رشد جمعیت کشور، با وجود اذعان وی به افزایش بی سابقه مشکلات و بحرانهای شدید اقتصادی ناشی از ادامه سیاستهای هسته ای و حقوق بشری جمهوری اسلامی است.

او در همین سخنرانی در حالی خواهان بازنگری مسئولان در سیاستهای کنترل جمعیت و ضرورت افزایش نرخ رشد جمعیت کشور می شود که دقایقی پیش از آن خطاب به مسئولان ارشد جمهوری اسلامی ضمن اعتراف به افزایش مشکلات اقتصادی ناشی از افزایش تحریمها می گوید: «باید با توکل بر خدا، افزایش خطرپذیری، استفاده از تدبیر و درایت، راه مقاومت { اقتصادی }را ادامه داد.» یا در جایی دیگر می گوید: «هدف دشمن از فشارهای اقتصادی در شرایط کنونی، لطمه زدن به رشد و رفاه ملی و ایجاد مشکل برای مردم بمنظور دلسرد و جدا کردن آنان از نظام اسلامی است.»

طنز تلخ موجود در سخنان آیت الله خامنه ای گفتار متناقض او در یک سخنرانی است. رهبر جمهوری اسلامی در این سخنان از یک سو از مردم ایران می خواهد «موضوع پرهیز از اسراف و استفاده از تولیدات داخلی را جدی بگیرند»، و از سوی دیگر به مسئولان ارشد می گوید که آنها «باید با جدیت در سیاست کنترل جمعیت تجدید نظر کنند.»

ظاهراً در دستگاه طویل بیت رهبری مشاور منصف و بی طرفی نبوده که به آیت الله خامنه ای یادآوری کند، پرهیز از اسراف معنایی جز کاهش هزینه برای خانوار ایرانی ندارد و متولد شدن فرزند بیشتر یعنی افزایش هزینه بیشتر!

جمعیت و اقتصاد

سالیان سال است که کارشناسان و خبرگان علم اقتصاد و مردم شناسان قهار شعارشان » فرزند کمتر و زندگی بهتر» است. همین شعار ساده اما عمیق نشان دهنده رابطه مستقیم میان افزایش نرخ رشد جمعیت و افزایش گرفتاریهای اقتصادی کشورهای جهان است.

نخستین بار اين آدام اسميت بود که گفت: » نيروي کار هر کشور بخشي از ثروت ملي آن کشور محسوب مي‌شود که بايد از تمام وسايل و امکانات رفاهي زندگي برخوردار گردد.» مالتوس و ريکاردو نيز ازجمله کساني بودند که خطرات ناشي از افزايش بي‌رويه جمعيت را گوشزد کردند. مالتوس معتقد بود جمعيت با تصاعد هندسي و مواد غذايي با تصاعد عددي افزايش مي‌يابد. یعنی پس از گذشت زمان کوتاهي ميان اين دو شکاف بزرگي پديد مي‌آيد و به­علت کمبود مسکن و غذا، بشر در معرض نابودي قرار مي‌گيرد. بحرانی که امروز روز جهان با آن روبروست افزایش جمعیت و کاهش امکاناتی نظیر خوراک و پوشاک و کار و رفاه اجتماعی برای همه مردم به اندازه متعادل است و ظاهراً آیت الله خامنه ای و مشاوران علمی و اقتصادی اش از همین نظریه ساده غافل مانده اند.

بر این مبنا باید از رهبر جمهوری اسلامی پرسید چطور می شود با همه دنیا بر سر مسائلی نظیر انرژی هسته ای و رعایت حقوق بشر به جنگ رفت و تمام تحریمهای شدید اقتصادی را به جان خرید و همزمان با اصرار بر کنار گذاشتن کارشناسان و دلسوزان و متخصصانی که خود را بیش از آنکه متعهد رهبری بدانند، وفادار به توسعه و پیشرفت کشور می دانند، امر به افزایش جمعیت کشور کرد.

ظاهراً هنوز که هنوز است آیت الله خامنه ای و مشاورانش معنا و مفهوم توسعه واقعی و رابطه آن به افزایش نرخ رشد جمعیت را درک نمی کنند. طبق تعريف اقتصاددانان بزرگی نظیر «پيتر دورنر» توسعة اقتصادي یعنی» بسط امکانات و پرورش قابليت‌هاي بشري که براي جلوگيري از فقر، ضروري است.» يعني تقليل دامنة فقر عمومي، بي‌کاري و نابرابري ملازم با توسعه اقتصادي است. رهبر جمهوری اسلامی شاید نمی داند که توسعه اقتصادي فرايندي است که در طي آن بنيانهاي اقتصادي و اجتماعي يک جامعه کاملاً دگرگون مي شود به گونه اي که حاصل آن در درجه اول کاهش نابرابريهاي اقتصادي و تغييراتي در زمينه هاي توليد، توزيع و الگوهاي مصرف يک جامعه خواهد بود. به بيان ديگر، توسعه اقتصادي فرايندي است که يک جامعه را از يک مرحله به مرحله بالاتري از پيشرفت اقتصادي که متناسب با ارزش‌های آن جامعه است، مي رساند.

آیت الله خامنه ای و مشاوران ارشدش فراموش کرده اند که تجربه کشورهای کمتر توسعه یافته جهان سوم نشان می دهد که رشد سريع جمعيت در این کشورها، فرایند توسعه اين کشورها را با مشکلات متعددي مواجه ساخته است. توسعه نه تنها از ابعاد کمي جمعيت و در نتيجه از افزايش تقاضا براي غذا، مسکن، شغل، خدمات، آموزش، بهداشت، انرژي و ساير نيازمندي‌هاي زيستي تأثير مي‌پذيرد، بلکه تغييرات نرخ رشد جمعيت و افزايش سريع آن در برخي مقاطع نابساماني‌هايي در برنامه‌ريزي‌هاي اقتصادي و اجتماعي ايجاد کرده و بر بخش‌هاي خدماتي و توليدي فشار مضاعف وارد مي‌كند.

مهم‌ترين پيامد منفي رشد سريع جمعيت عبارت‌اند از: تقليل درآمد سرانه، افزايش تقاضاي اشتغال و بي‌کاري، افزايش شتابان تقاضاي مصرف توليدات و خدمات (در قالب افزايش تقاضاي مواد غذايي، افزايش تقاضا براي مسکن، افزايش تقاضا براي آموزش و پرورش، افزايش تقاضا براي خدمات بهداشتي و درماني و افزايش تقاضا براي انرژي) كه در نهايت باعث توسعه نامتعادل و تقليل کيفيت مي‌گردد.

شاید باید یک بار دیگر شاخصهای توسعه یافتگی یک کشور را برای رهبر جمهوری اسلامی و حاکمانی نظیر محمود احمدی نژاد یادآور شد که عبارتند از:

1- داشتن درآمد کافي براي خانوارها، به طوري که بتوانند بستة معيشتي خود را که شامل حداقل غذا، سرپناه، پوشاک و بهداشت و درمان مي شود فراهم کنند.

2- داشتن کار براي سرپرستان خانوارها، اشتغال و کار نه فقط تضمين کنندة حداقل معيشت براي افراد مي‌تواند باشد، بلکه بدون داشتن کار و شغل، افراد نمي‌توانند استعدادهاي خود را بروز داده و آنها را شکوفا کرده و در زندگي از نظر مادي و معنوي پيشرفت کنند. کار موجب اعتماد به نفس و بروز احساس نشاط و شور زندگي در افراد مي شود.

3- افزايش دسترسي افراد به آموزش و ازدياد نرخ باسوادي در جامعه؛

4- برخورداري عموم افراد جامعه از امکانات و فرصت مشارکت در ادارة جامعه و حکومت.

5- استقلال ملي، به اين معني که دولتهاي ديگر نتوانند بر تصميمات دولت ملي تأثير و يا نفوذ داشته باشند.

آیت الله خامنه ای نمی گوید کدام یک از موارد فوق در کشور ما مهیاست که بتوان بر مبنای آن دل به افزایش نرخ رشد جمعیت بست.

فقط یک مورد

برای اثبات از ضعف کارشناسی و فاصله محاسباتی رهبر جمهوری اسلامی و مشاوران اقتصادی و اجتماعی اش، در برآورد چالشها و گرفت و گیرهای کشور با واقعیات تلخ و گزنده حاکم بر جامعه ایران و ایرانیان، می توان به موضوع بیکاری و شرایط دشوار اشتغال در ایران اشاره کرد.

رجوع بی طرفانه و غیرمغرضانه به آمارها و ارقام ارائه شده از سوی منابع رسمی جمهوری اسلامی در سالیان اخیر و بویژه در هفت ساله روی کارآمدن محمود احمدی نژاد – با حمایت مستقیم شخص آیت الله خامنه ای – نشان می دهد که با وجود رشد بی سابقه قیمت نفت در جهان وضعیت معیشتی و اقتصادی مردم ایران روز به روز وخیم تر شده است. نمونه آخر این وخامت حال، اوضاع نابسامان قیمتها و گرانی بی سابقه ارزاق عمومی مردم بویژه خوراکی نظیر مرغ است. تا جائی که کار به اعتراضات خیابانی مردم – مورد نیشابور – کشیده است.

با این همه بنا به آمارهایی که از ده ها فیلتر گذشته، در حال حاضر نزدیک به یک چهارم از نیروی کار ایران فاقد اشتغال و بیکار است و با وجود اینکه حدود ۷۰ درصد جمعیت ایران زیر ۳۵ سال سن دارند اما مرکز آمار ایران میزان بیکاری جوانان را ۲۱٫۸ درصد اعلام کرده که تقریباً دو برابر نرخ متوسط بیکاری در ایران است.

بنا به گزارش بانک مرکزی ایران در سال ۱۳۸۹، ۲۲٫۵ درصد از خانواده‌های ایران بدون فرد شاغل، ۵۵٫۴ درصد دارای ۱ فرد شاغل، ۲٫۱۷ درصد دو فرد شاغل و ۴٫۹ درصد دارای ۲ و بیشتر فرد شاغل بوده‌اند. این در حالی است که بنا بر همین گزارش در سال ۱۳۹۰، هشتصد هزار فرصت شغلی از دست رفته که معادل ۱۸ میلیارد دلار تولید بوده ‌است.

از سوی دیگر بر اساس آمار رسمی، تعداد بیکاران ایران بین سه تا سه و نیم میلیون نفر است اما کارشناسان آمار بیکاران را بیشتر از چهار میلیون نفر برآورد می‌کنند. این در حالی است که هر ساله دست کم حدود هشتصد هزار نفر وارد بازار کار ایران می‌شوند و ایران توان کافی برای پاسخگویی به این حجم از متقاضیان کار را ندارد. کارشناسان اقتصادی بر این باورند که ایران برای این که بتواند بیکاری را کنترل و نرخ آن را کاهش دهد باید سالانه بیشتر از یک میلیون شغل بوجود آورد. در حالی که در طول سال‌های اخیر به طور متوسط نتوانسته برای بیشتر از ۵۵۰ هزار نفر شغل ایجاد کند. بنا به بررسی های علمی کارشناسان اقتصادی، حکومت در ایران برای غلبه بر مشکل بیکاری، نیازمند رشد اقتصادی بالای هفت درصد است اما در طول چند سال گذشته متوسط رشد اقتصادی در حد پنج درصد بوده‌است.

اعلام همزمان نرخ رشد جمعیت از سوی رئیس مرکز آمار ایران و سخنان آیت الله خامنه ای در سومین روز امرداد داغ و سوزان سال جاری، نشان از خیلی چیزها دارد؛ یکی از آنها ناآشنایی رهبر جمهوری اسلامی و مشاوران ارشدش با اصول بدیهی علم اقتصاد است. با این همه مردم آمار ارائه شده از سوی مرکز آمار نشان از هوش بالا و ذکاوت اقتصادی مردم ایران دارد و فاصله گرفتن آنان از شعار زدگی و عوامگرایی. این آمار نشان می دهد اصرار هفت ساله رهبر جمهوری اسلامی و محمود احمدی نژاد در میان عامه مردم خریداری نداشته و ندارد؛ آنان بی توجه به فرامین ماورایی مقامات ارشد نظام درباره آینده اقتصادی خانوار خود تصمیم می گیرند. گرچه کاهش نرخ رشد جمعیت می تواند مضراتی هم برای کشور در آینده خواهد داشت اما مسئول این پیامدها نه مردم ایران، بلکه کسانی هستند که با فروش نفت و گاز و خاک و آب ایران، به جای بسط پایه های توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور به بسط قدرت و حکومت خود می اندیشند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s