دیدار با احمد قابل ؛ دکتر خزعلی و عماد باقی

مهدی خزعلی می نویسد: امروز به ملاقات احمد قابل در سی سی یوی بیمارستان میلاد رفتم، دیروز عمل جراحی داشت و پرستار مشغول تعویض پانسمان بود، خیلی شکسته شده بود، اما با آن حال نزار و درد و فضای سی سی یو، استوار و پابرجا سخن می گفت.

از او فیلمی برای دوستان گرفتم که می گوید: «خدایا می دانی احمد هیچ توقعی از تو ندارد و خود را لایق هیچ کاری نمی داند، اما تو بر اساس لیاقت تقسیم نمی کنی و همه بر اساس فضل است و همین به ما امیدواری می دهد»

و ادامه می دهد: «من هیچ گاه احساس لیاقت لطف دوستان را در خود نمی بینم و توقعی نداشتم و همیشه لطف دوستان بیش از لیاقت من بوده است»

برای شفای عاجل او دعا کنیم

مهدی خزعلی

1391/4/17

جنگ هنوز تمام نشده است
عمادالدین باقی
جنگ هنوز تمام نشده است
 برای   متفکر متعهد و وارسته برادرم احمد قابل از شاگردان زبده و یادگاران استاد عالیقدر مرحوم آیت الله منتظری  که این روزها در بستر بیماری است

یکی درد و یکی درمان پسندد
یک وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد

ده سال پس از جنگ بود که سرمقاله ای در نشریه» یادیاران» نوشتم با عنوانی که بر صدر این گفتار نشسته است. جان کلام این بود که در تیرماه 1367 جنگ 8 ساله ایران و عراق پایان گرفت اما این فقط یک پایان برای شلیک گلوله ها بود و کشمکش های حقوقی و مهم تر از آن رنج های انسانی اش هنوز ادامه دارند. اگر بزرگترین مشخصه شوم جنگ در ایجاد رنج های انسانی است اما با پایان جنگ این رنج ها تمام نمی شوند. آنانکه همسران و فرزندان خویش را از دست داده اند با پایان جنگ دوباره آن را به دست نمی آورند و در فراق عزیز از دست رفته تا پایان عمر می سوزند و یتیمان همچنان تا آخر یتیم خواهند ماند، هنوز عوارض بمباران شیمیایی قربانی می گیرد و چه بسیار بازماندگان جنگ که پس از اینهمه سال و در حالی همسر و فرزندانی دارند در اثر عوارض شیمیایی از میان می روند.

سه چهار سال پیش نیز برای عیادت از جانبازان جنگ که با گذشت بیست سال هنوز در بستر آرمیده بودند به آسایشگاه آنها رفتیم و باز به یاد همین عنوان افتادم. گویی جنگ، تمام قد هنوز جلوی چشم مان ایستاده بود و قربانیانش را می دیدیم که هنوز پس از سال ها بیمارند و در بستر افتاده اند. و این بار روز دوشنبه 12تیرماه بود که باز دیدم «جنگ هنوز تمام نشده است» و آن هنگامی بود که بر بالین متفکر متعهد و وارسته برادرم احمد قابل از شاگردان زبده و یادگاران استاد عالیقدر مرحوم آیت الله منتظری رفتم.

پس از بروز علائم تومور مغزی در زندان در سال گذشته و انتقال به بیمارستان و انجام عمل جراحی در مشهد گرچه از خطر مرگ جست اما جسمی نزار یافت و این احمد دیگر آن احمد نبود. همه امیدوار به قرار گرفتن در مسیر بهبودی بودند که بار دیگر دیو بیماری بر جانش چنگ انداخت اما همزمان میراث جنگ هم به سراغش آمده بود. ترکشی که از آن دوران میهمان این تن عزیز بود به سوی نخاع غلطیده و او را فلج ساخته بود و از سویی وجود این ترکش اجازه MRI برای بررسی مجدد وضعیت بازگشت احتمالی تومور مغزی را نمی داد. آیا پس از سپری شدن 24 سال از جنگ تحمیلی صدام هنوز می توان گفت جنگ تمام شده است به ویژه که هنوز بسیارند کسانی چون او که با این میراث جنگی دست و پنجه نرم می کنند؟ روز یکشنبه 11تیر با عمل جراحی ترکش را از نخاع احمد قابل برداشتند تا راه رسیدگی های پزشکی مربوط به تومور مغزی را هموار کنند و زین پس این دعای مؤمنان است که شاید گشایشی در رنج های او باشد و او بر این دیو نیز غلبه کند .

در دورانی که بی مایگان ترکتازی می کنند و هتاکان مجازی در عرصه مجازی و واقعی، عرصه عقلانیت را تنگ کرده و بر تنور تعصب و خشونت می دمند جامعه رنجورمان به اندیشه ورزی قابل نیازمند است.

ای صاحب کرامت شکرانه سلامت
روزی تفقدی کن درویش بی نوا را

منبع: وب سایت نویسنده

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s