روایت سیامک قادری از برخورد خشونت بار با تظاهرات ۳۰ خرداد / بخش 4 خاطرات

ندای سبز آزادی – سه‌سال می‌گذرد از رخ‌دادهایی که تاریخ انقلاب اسلامی را به سمت و سویی دیگر هدایت کرد. امروز، گذشت سه سال از مرگ جمهوریت نظام و استیلای یکسونگری بر ذهنیت حاکمیت خودکامه، بازخوانی رخ‌دادهای پس از انتخابات ۱۳۸۸ را بیش‌از پیش غیرقابل اجتناب می‌سازد.

سالگرد انتخابات ۱۳۸۸ و وقایع پس از آن فرصتی را پیش‌روی ما گذاشت تا از دریچه دید یک روزنامه‌نگار و فعال رسانه‌ای این رخ‌دادها را بازخوانی کنیم تا مگر از این رهیافت تصویری فارغ از حب و بغض از تمامی آنچه بر این مردم رفت ارائه شده حقانیت اعتراض‌های مردمی پس از کودتای خردادماه ۱۳۸۸ اثبات شود.

در این سلسله یادداشت‌ها (که برای نخستین‌بار نشر می‌یابند) سیامک قادری که به اتهامات واهی هم‌اکنون در زندان اوین به‌سر می‌برد سعی دارد تا تصویری واضح از تمامی رخ‌دادهای پیش و پس از انتخابات پیش‌روی مخاطب قرار دهد.

سیامک قادری روزنامه‌نگار شاخص حوزه اجتماعی و سردبیر اسبق سایت کلمه که مردادماه سال ۱۳۸۹ پس از چند ماه شکنجه‌های طاقت‌سوز ازجمله ضرب و شتم و فروبردن سر در توالت و… به اتهام‌های واهی دوسال است که در زندان اوین به‌سر می‌برد و دادستانی انقلاب تاکنون با مرخصی وی موافقت نکرده‌است.

متن قسمت های پیشین این یادداشت ها را اینجا، اینجا و اینجا می توانید مشاهده کنید.

آنچه در پی می آید قسمت دیگری از سلسله یادداشت های سیامک قادری است که نسخه ای از آن در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است:

گزارشی از برخورد خشونت بار با تظاهرات امروز شنبه ۳۰ خرداد

 

امروز یک روز پس از سخنرانی رهبری است که در آن تکلیف خود و ملت را روشن کرد. شنبه ای که به در خواست مجمع روحانیون مبارز مردم به میدان آمدند اگرچه خود مجمع جای خالی کرد و مردم با نیروهایی  تا دندان مسلح به خشونت بودند روبرو شدند.

قرار بود گزارشهای عینی ماجراهای پس از انتخابات ۲۲ خرداد را پس از گذشتن مدتی بر روی وبلاگ قرار دهم اما صحنه امروز در خیابان ازادی بر آنم داشت تا با انتشار این گزارش بخشی از دین خود را نسبت به جنبش ضد خشونت مردم ایران ادا کنم . بنابر این قسمتهای قبلی را به صورت لینک های جداگانه زیر همین گزارش ارایه دهم.

امروز یک روز پس از سخنرانی رهبری است که در آن تکلیف خود و ملت را روشن کرد. شنبه ای که به در خواست مجمع روحانیون مبارز مردم به میدان آمدند اگرچه خود مجمع جای خالی کرد و مردم با نیروهایی  تا دندان مسلح به خشونت بودند روبرو شدند.

اینجا نزدیک میدان انقلاب در خیابان آزادی است ، مردم سراسیمه به طرف آزادی می دوند. صورت های خونین و همه به یکدیگر در حال فرار کمک می کنند.

صدها لنگه کفش عمدتا زنانه ، کیف ، عینک ، ساعت و جتی کوله ای مدرسه ای ، همه چیز در خیابان رها شده بود . اینجا و انجا لباس های خونین که معلوم بود در حین درگیری و فرار از تن تظاهر کنندگان به در آمده بود و یا از بیم شناسایی چند قدم جلوتر از تن به در آمده بود.

خیابان پر است از دود و گاز اشک آور ، فضا برای نفس کشیدن وجود ندارد . خفقان کامل حکمفرماست چرا که اگر قصد نفس کشیدن هم داشته باشی باید گاز به ریه هایت داخل کنی .

از دور میدان انقلاب پیداست . هنوز در اطراف میدان عده ای به چشم می خورند که حیران و گیج به این صحنه توحش بهت زده می نگرند.

لباس شخصی هایی مسلح به باتوم و کلاه خود مردم را دنبال می کنند و با فحاشی و داد و فریاد مردم را از خیابان اصلی دور می کنند.

همه جای خیابان پر است از نیروهای گارد ویژه که بی محابا باتوم خود را در هوا رها می کنند. هدف مهم نیست . تظاهر کننده یا پیر مرد و یا پیرزنی و یا حتی کودکی .

کفش های تلنبار شده در وسط خیابان نشان می داد که زنها بیشتر هدف قرار گرفته اند. در جای جای خیابان عده زیادی زخمی افتاده اند . کسی جرات رفتن به طرف آنها را ندارد و نیروهای ویژه هم بی توجه به آنها به تمیز کردن خیابان مشغولند.

در گیری در انقلاب به خیابان امیر آباد شمالی و جنوبی هم کشیده شده است. یکبار دیگر تلاش کردم تا به منطقه ای که دقایقی پیش محل درگیری بود بروم اما با برخورد خشن نیروهای انتظامی مجبور به بازگشت شدم.

بین راه با لشگری از مردم برخوردم که گویی بازماندگان تصادفی خونین بودند ، اغلب از ناحیه سر و صورت دچار زخم های عمیقی بودند.

چند تنی از مجروحان جدی تر را مردم از دست و پاهایشان گرفته و آنها را حمل می کردند. به رغم حضور خودروهای معمولی و موتور سوارها در خیابان آزادی هیچ خودروی امدادی وجود داشت تا به کمک این عده از مجروحان جدی رسیدگی کند.

خیابان ازادی به سمت میدان ازادی مسدود شده است. عده ای زن و مرد میان دو نیروی نظامی گیر افتاده اند و راه فراری برای آنان باقی نیست.

تنها مفر یک کوچه در شمال خیابان بود که عده ای از مردم برای اجتناب از کتک خوردن به آنجا پناه برده بودند.قبلا برای بررسی وضعیت خیابان آزادی از خیابانهایی که به موازات این خیابان قرار دارد بازدیدی کرده بودم .

تقریبا عمده نیروهای پشتیبان عملیات در این خیابانها آماده بودندو برخی اوقات با موتور به طرزی رعب آور به مردمی که هنوز در این کوچه ها پناه برده بودند حمله می کردند.

در های منازل مردمی که ساکن این کوچه ها بودند به روی مجروحان و زنان باز بود و در برخی از کوچه ها بین مردم  ونیروها زد و خورد صورت می گرفت.

کمی بالاتر و نزدیک بزرگراه یادگار امام خیابان با دو لایه از ماموران بسته شده بود و تنها خودروها مجاز به تردد بودند . ناگزیر سوار خودرویی شده و به سمت آزادی حرکت کردم.

تا میدان آزادی فقط در اطراف دانشگاه صنعتی شریف عده زیادی در حال شعار دادن بودند. در میدان ازادی هنوز کسی جمع نشده بود.

ناگزیر مجبور به بازگشت بودم .نیروهای یگان ویژه مقابل دانشگاه شریف با مردم درگیر شده بودند. گاز اشک آور تمام فضای خیابان را پر کرده بود.

عده زیادی از مردم پشت پنجره ها و بر روی پشت بام ها شعار الله اکبر سر داده بودند. اگرچه نیروهای پرشمار تجمع مردم در خیابان آزادی را ناممکن ساخته بود اما مردم در خیابانهای اطراف به اعتراض خود ادامه دادند.

اغلب خودروهایی که از شمال به جنوب در ترافیک قبل از ازادی گیر کرده بودند ، مدعی بودند درگیری ها به خیابان ستار خان ، جایی که نیروهای کمتری حضور داشتند کشیده شده است.

در میان جمعیت سخن از عدم تمکین ۴۰ تن از فرماندهان سپاه از مقابله با مردم بود که مورد تشویق حضار قرار گرفت.

کمی دورتر از تجمع مردمی ، دو لباس شخصی ، جوانی را دستگیر کرده و از پشت دستهای او را بسته بودند و تصمیم داشتند او را سوار موتور کنند.

بازداشتی وسط نشست و مامور پشت سر او قبل از سوار شدن ، بارها با مشت و سیلی به صورت او می کوبید.

چند خبرنگار ایرنا با موتور و بی سیم سعی کردند گزارشهایی از این وضعیت مخابره کنند اما وسیله ارتباطی آنها نیز به کار نمی آمد ، اگرچه تلاش آنها برای توصیف چنین صحنه های وحشیانه ای نیز بخت انتشار در ایرنا به عنوان رسانه ای که زودتر از همه نتیجه انتخابات به نفع رفیق خود اعلام کرد ، نمی یافت.

چند تن از دوستان از چهار راه ولی عصر تماس گرفتند و گفتند مردم آنجا تجمع کرده اند اما اجازه حرکت به سمت خیابان انقلاب را ندارند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s