در اعتراض به گرانی و تورم : سه روز اول این هفته، نان و شیر نخریم!

پیشنهاد اعتراضی شبکه‌های اجتماعی: تمرینی برای اعتصاب و نافرمانی مدنی

ندای سبز آزادی – مصطفی خسروی: عصر روز چهارشنبه،  تلفن‌های همراه شهروندان  تهرانی، دریافت کننده پیامکی بود با این مضمون:

«شنبه، یکشنبه، دوشنبه در اعتراض به گرانی و تورم نان و شیر خریداری نمی کنیم. فقط سه روز با هم متحد باشیم. برای کمک به هموطنان کم درآمد و آسیب پذیرمان. لطفا اطلاع رسانی کن هموطن»

پیامی کوتاه که با سرعت بسیار میان شهروندان جابجا می شد، ساعاتی بعد البته، این پیام با طرح‌ها و تصاویر مختلف به شبکه‌های مجازی، نظیر فیسبوک و توییتر رسید و در اندک زمانی، توانست توجه بسیاری از پیج‌های عموما غیرسیاسی را به خود جلب کند.

انتشار برق آسای این خبر، در فضای مجازی، این سوال را نیز با خود به همراه آورد که طراحان این ایده، چه کسانی هستند؟ سوالی که پاسخ آن در فرهنگ کنشگری اجتماعی ما ایرانیان، از کلیدی‌ترین عوامل موفقیت و فراگیری هر ایده‌ای بوده و هست. و سرانجام وبلاگ پرسیس، با انتشار تصویری از این پیامک با تاکید بر غیرسیاسی خواندن این کنش مدعی شد، ایده پردازان اصلی این کنش اجتماعی، جمعی از مادران ایرانی هستند: «عده‌ای از مادران ایرانی در پی افزایش قیمت شیر و نان طی حرکتی که از بطن جامعه است و گروه سیاسی‌ای در آن دخالتی نداشته خواهان تحریم ۳ روزِ خرید شیر و نان شده اند و از همه مردم ایران خواسته اند به این موج متصل شوند. متن تحریم این مادران در دیگر سایت‌های اجتماعی بسرعت در گردش است…»

 شنبه سوم تیر

هرچند سالها گذشته اما، سوم تیر ۱۳۸۴ را نمی توان به راحتی از یاد برد. روزی که محمود احمدی نژاد، شهردار گمنام اما جنجال برانگیز تهران توانسته بود، با همراهی بیت رهبری (مجتبی خامنه‌ای) و بخش امنیتی سپاه و بسیج، در مرحله دوم انتخابات حاضر شده و در رقابت با علی اکبر هاشمی رفسنجانی، کرسی ریاست جمهوری را تسخیر کند.

سوم تیر سالروز آغاز ریاست جمهوری شخصی است  که آن روزها، هویت واقعی اش، برای بسیاری از مردم ایران ناشناس بود. کسی که در مبارزات انتخاباتی شعار اول خود را آوردن پول نفت بر سر سفره‌های مردم قرار داده بود. او از رفع تبعیض و فساد می گفت و برای تنگدستان و نیازمندان آینده‌ای روشن به تصویر می کشید.

اما متاسفانه با  گذشت  هفت سال  از آن روز، مردم ایران، اکنون در موقعیتی قرار گرفته اند، که باید برای تهیه مایحتاج اولیه زندگی خود، چندین برابر گذشته  تلاش به خرج دهند. کسی که قرار بود غم نان مردم را بر طرف کند، امروز خود غم مردمی است که برای تهیه نان شب خود نیز محتاجند.

و شاید انتخاب این تاریخ از سوی این گروه از مادران ایرانی برای دعوت به اعتصابی مدنی بی‌سبب نباشد.

گسترش فقر؛ ناراضیان اقتصادی کنار معترضان سیاسی

سال ۱۳۸۴ هنگامی که محمود احمدی نژاد کابینه خود را تشکیل می داد، منابع وابسته به دولت، رقمی معادل ۱۸۵ هزار تومان را به عنوان خط فقر در ایران عنوان کرده بودند.

گرچه از سال ۱۳۸۷ به بعد دولت حاضر نشد رقم مشخصی را به عنوان معیار خط فقر اعلام کند، اما براساس آمار بانک مرکزی و صرفا با احتساب نرخ تورم هرسال نسبت به سال گذشته، در محاسبه‌ای ساده، مشخص می شود که حداقلِ خط فقر در آغاز سال ۱۳۹۱ برای شهروندان تهرانی مبلغی فراتر از یک میلیون و چهار صد هزار تومان بوده است. البته باید در نظر داشت که این رقم مطمئنا رقم نهایی و علمی نبوده و نیست، چرا که مبنای محاسبه در این روش، آمار بانک مرکزی بوده که متاسفانه در سابقه چند سال گذشته خود، نقاط سیاهی در رابطه با اعلام آمار غیرواقعی را در یدک می کشد.

اما عمق فاجعه آنجا مشخص می شود که حداقل حقوق دریافتی کارمندان دولت در سال ۸۴معادل ۱۲۲ هزارتومان بوده و امسال یعنی سال ۱۳۹۱ این رقم به ۳۸۹ هزار تومان رسیده است. به عبارت دیگر در طول این ۷ سال، بنابر آمار و ارقام ارائه شده از سوی همین دولت، رقم خط فقر حداقل ۷.۵ برابر رشد کرده و حقوق کارمندان و کارگران، ۳.۲ برابر و تاسف بار تر اینکه کماکان حداقل حقوق کارمندان و کارگران در ایران معادل ۳۰ درصد رقم مورد نیاز برای فرار از خط فقر است.

در این شرایط همسو شدن اعتراض های سیاسی و اقتصادی بیش از پیش عمق می یابد. ناراضیان رو به گسترش اقتصادی در کنار معترضان سیاسی و فرهنگی جامعه قرار می گیرند.

جنبش سبز و شبکه های اجتماعی

انتشار گسترده فراخوان این گروه از مادران، اما، درست زمانی صورت می گیرد، که جامعه روشنفکران و تحلیلگران سیاسی ایرانی، به خصوص بخشی که بیشتر پایه در نهاد‌های خارج از کشور دارند، تلاشی گسترده برای نفی جنبش سبز به مثابه یک جنبش اجتماعی آغاز کرده اند. هرچند صادر کنندگان این فراخوان تاکید کرده اند که اهداف سیاسی خاصی را دنبال نمی کنند، اما مگر می توان تجربه فعالیت‌های مدنی برآمده از سه سال گذشته را در جنبش سبز  و در سازماندهی هایی حداقلی مانند این کنش اجتماعی نادیده گرفت؟

نباید فراموش کرد که صرف ابتکار صورت گرفته از سوی این افراد، بدون داشتن پشتوانه هایی در نیروهای سیاسی و حتی رسانه ها، خود موید تحقق شعارهای معروف میر حسین موسوی و جنبش سبز است، «هر شهروند یک رسانه» ،»هر شهروند یک ستاد» و  » هر شهروند یک رهبر». اقدام گروهی اخیر و اعتراض برخاسته از دل جامعه مدنی همچنین یک بار دیگر اهمیت بحث «شبکه های اجتماعی» مورد تاکید میرحسین موسوی را آشکار کرده و اثرگذاری این شبکه ها را نشان می دهد.

باید دانست و آموخت در هنگامه‌ای  که ماشین سرکوب حکومت، با اقتدار کامل مشغول برخورد با اندک صداهای معترضین سیاسی در کشور است، خلاقیت‌های اینچنینی از بطن جامعه، خود می تواند ترسیم کننده راه هایی باشد که بخشی از فعالان سیاسی  موجود در جنبش سبز در طول این سالها گهگاه از آن غافل مانده اند.

براستی مگر جنبش سبز فراتر از خواست عمومی یک ملت برای داشتن یک زندگی همراه با سعادت، شرافت  و برخورداری از حقوق اولیه و انسانی خود بوده است؟

پیروزی سریع یا تمرینی برای نافرمانی مدنی؟

شاید ارزش گذاری برای کنش‌های اقتصادی – اجتماعی در مواجهه با نیروهایی که غالبا از تجربیات سیاسی با روش‌های کلاسیک می آیند، بسیار دشوار به نظر آید با وجود این باید تاکید کرد، برای کشوری همچون ایران، که در فرهنگ عمومی خود، با روش‌های مقاومت مدنی و مبارزه مدنی همچون اعتصاب بیگانه است،  در پیگیری این دست کنش‌های غیرسیاسی، انتظار از گام اول نباید معادل رسیدن به اهداف نهایی باشد. چرا که نمی توان بدون انباشت تجربیات مختلف و مشترک در یک مسیر مشخص، اهدافی دور از دسترس، ترسیم کرد.

طبیعتا ایده فوق نیز از این قاعده مستثنا نیست، مطمئنا آنها که اولین پیامک‌ها را عصر چهار شنبه ارسال کرده اند، انتظار نداشته و ندارند، تا شنبه و یک شنبه و دوشنبه، نانوایی‌ها تعطیل شوند و فروشگاه‌های لبنیاتی پاکت‌های شیرشان را که ۳ روز مانده و فاسد شده، دور بریزند، بلکه به نظر می رسد، در دورانی که سرکوب حاکمیت همچنان بی‌محابا جامعه مدنی را هدف گرفته، و همزمان برخی نیروهای اجتماعی دچار کرختی و سستی در عمل و اندیشه شده‌اند و عده‌ای نیز بی‌صبرانه منتظر بازگشت به  فضاهای انتخاباتی و تن دادن به وضع ناگوار موجود و تسلیم بی‌صدا هستند اقدام اخیر جز بازیابی اقدام جمعی کنشگران اجتماعی برآمده از شبکه های اجتماعی، تمرینی مشترک و عمومی برای اتحاد در عمل، و گشایش باب گفتمان نافرمانی مدنی و اعتصاب‌های اقتصادی نیست.

موفقیت این طرح و طرح‌های معادل آن می تواند آنجا باشد، که بار دیگر، نیروهای سیاسی، روشنفکران و فعالان جامعه مدنی  را متوجه معضلات روزمره اما فراگیر ملت ایران کند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s