قربانیان یک انتخابات/ در بحبوحه اعتراضات مردمی اعدام شدند و جنازه های آنها هیچ وقت به خانواده هایشان تحویل داده نشد

22 خرداد 1388، انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در کشور و وقایعی که بلافاصله پس از اعلام محمود احمدی نژاد به عنوان برنده انتخابات، رخ داد از اهمیت خاصی برخوردار است؛ انتخاباتی که قربانیان بسیاری داشته؛ معترضان مردمی، روزنامه نگاران و فعالان رسانه ای، حقوق بشر، دانشجویی، فعالان سیاسی و….در مجموعه گزارش»قربانیان یک انتخابات» به اعدام های این سه سال، بازداشت ها و مرگ ها در زندان خواهیم پرداخت.

آغاز اعدام های شتاب زده

هرچند اعدام فعالان سیاسی و مدنی در جمهوری اسلامی سابقه ای 33 ساله دارد اما بعد از انتخابات ریاست جمهوری خرداد 88، صدور حکم اعدام برای متهمانی که در دادگاه های نمایشی محاکمه شدند از سویی و اجرای شتابزده این احکام، آن هم در شرایطی که برخی از آنها همچنان در حال طی روند قضایی بوده و حکم شان به مرحله نهایی نرسیده بود، نگرانی و هراس را بر افکار عمومی حاکم ساخت.اعدام هایی که به صورت مخفیانه انجام شد و در بسیاری موارد جنازه های کسانی هم که اعدام شدند به خانواده های آنها تحویل داده نشد.

احسان فتاحیان، اولین زندانی سیاسی بود که بعد از انتخابات 88 اعدام شد. او از سال 87 در زندان بود و به ده سال حبس در تبعید محکوم شده بود اما در اقدامی عجیب دادگاه تجدید نظر حکم او را به اعدام تغییر داد و این حکم بلافاصله به اجرا گذاشته شد. جنازه این زندانی سیاسی هیچ گاه به خانواده اش تحویل داده نشد.

در حالیکه مردم همچنان در خیابان ها به نتیجه اعلام شده انتخابات معترض و خواهان بازپس گیری رای خود بودند در مرداد 88 بازداشت شدگان پس از انتخابات در دادگاههای نمایشی با اتهامات مختلف سیاسی و امنیتی محاکمه شدند. در جریان همین دادگاهها بود که نماینده دادستان تهران درخواست حکم اعدام برای برخی از بازداشت شدگان کرد.

دوماه نگذشته بود که روابط عمومی دادگستری تهران از صدورحکم اعدام برای «محمدرضا علیزمانی، آرش رحمانی پور، حامد روحی نژاد، امیررضا عارفی و ناصر عبدالحسینی به اتهام جاسوسی، محاربه و ایفای نقش در آشوب های خیابانی» خبر داد.

این در حالی بود که نسرین ستوده و محمد سیف زاده، وکلای برخی از این زندانیان سیاسی همان زمان در مصاحبه با «روز» اعلام کردند که آنها ماهها قبل بازداشت شده و در زمان برگزاری انتخابات و سپس اعتراضات مردمی در زندان بوده اند، پرونده های آنها هیچ ربطی به انتخابات نداشت و هیچ نقشی در اعتراضات نداشته اند. با این حال این افراد در دادگاههای مربوط به معترضان و بازداشت شدگان پس از انتخابات حضور یافتند و محاکمه شدند.

به گفته وکلای این افراد، محمدرضا علی زمانی و حامد روحی نژاد در اوایل اردیبهشت 88 از سوی ماموران امنیتی بازداشت شده بودند. این دو نفر، اعضای انجمن پادشاهی ایران بوده و به کشور عراق سفر کرده بودند. اما پس از سفر به عراق از همکاری با انجمن پادشاهی ایران منصرف شده و داوطلبانه و با همکاری وزارت اطلاعات ایران به تهران بازگشته بودند.

علی زمانی و روحی نژاد پس از بازگشت به ایران، ضمن قطع ارتباط خود با انجمن مذکور، اطلاعات خود درباره این انجمن را در اختیار دستگاه امنیتی قرار داده بودند. در مقابل وزارت اطلاعات به آنها تضمین داده بود که هیچ گونه برخوردی با آنها نخواهد شد. اما اوایل اردیبهشت ماه و در حالیکه چند ماه از بازگشت آنها به ایران می گذشت، این دو نفر به اتفاق تعداد دیگری از اعضای انجمن پادشاهی ایران بازداشت شدند و در حالیکه خانواده هایشان کوچکترین خبری از آنان نداشتند به یکباره در جلسه دوم دادگاه، در کنار کسانی قرار گرفتند که بعد از انتخابات و در جریان اعتراضات مردمی بازداشت شده بودند.

آرش رحمانی پورو امیررضا عارفی نیز دیگر زندانی سیاسی بودند که در ارتباط با انجمن پادشاهی ایران بازداشت شده بودند. ناصر عبدالاحسینی نیز متهم به ارتباط با سازمان مجاهدین خلق شده بود.

هرچند حکم اعدام حامد روحی نژاد، ناصر عبدالحسینی و امیررضا عارفی نقض و به 10 سال، 12 سال و 15 سال حبس تغزیری تبدیل شد اما حکم اعدام محمد علیزمانی و آرش رحمانی پور در حالی به اجرا درآمد که به گفته وکلا و همچنین هم بندی های آنها، این دو زندانی سیاسی از اجرای حکم خود بی خبر بودند؛آنها را به اسم انتقال به بند 350 زندان اوین بردند و اعدام کردند.

گنجاندن نام این افراد در پرونده های مربوط به بازداشت شدگان بعد از انتخابات و ارتباط دادن آنها با وقایع پس از خرداد 88 باعث حیرت و نگرانی فعالان و معترضان شده بود. به گفته شیرین عبادی «از این جهت آنها را به پرونده معترضان به انتخابات اضافه کرده اند که از این طریق قصد دارند اعلام کنند کلیه اعتراضات به انتخابات و وقایع بعد از آن، از خارج از کشور نشات می گیرد. در حالیکه این قضیه دروغی بیش نیست و این سناریو ها را کسی باور نمی کند».

اعدام های اردیبهشت

اردیبهشت 89، پنج فعال سیاسی به صورت مخفیانه اعدام شدند. فرزاد کمانگر، شیرین علم هوئی، علی حیدریان، فرهاد وکیلی و مهدی اسلامیان 5 زندانی سیاسی بودند که قبل از انتخابات بازداشت اما پس از انتخابات و در بحبوحه اعتراضات مردمی، اعدام شدند. جنازه های آنها هیچ وقت به خانواده هایشان تحویل داده نشد و خانواده ها از محل دفن فرزندانشان نیز بی خبرند. آنها همچنین از برگزاری هرگونه مراسمی برای اعضای اعدام شده خانواده شان منع شدند.

اعدام های مخفی

جعفر کاظمی، محمد حاج آقایاری، علی صارمی و علی اکبر سیادت زندانیانی بودند که به صورت مخفیانه اعدام شدند و در مراجعه خانواده ها، آدرس محل دفن آنها داده شد.

کاظمی و حاج آقایاری از جمله زندانیان سیاسی دهه 60 بودند که پس از انتخابات و به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق بازداشت و به اعدام محکوم شده بودند. آنها بهمن 89 اعدام شدند. علی امیر سیادت از سوی رسانه های حکومتی به عنوان جاسوس موساد معرفی شد و علی صارمی نیز در حالی اعدام شد که به گفته وکیل و خانواده اش حکم دادگاه بدوی نیز به او و وکیلش ابلاغ نشده بود.

محمد امین ولیان، زهرا بهرامی، رضا خادمی، ایوب پرکار و جواد لاری دیگر بازداشت شدگانی بودند که به اعدام محکوم شدند.

زهرا بهرامی پس از وقایع عاشورای 88 بازداشت، و متهم به نگهداری مواد مخدر و محکوم به اعدام و مصادره کامل اموالش شد. او تبعه کشور هلند بود و به پرونده سیاسی اش که اتهام محاربه از طریق ارتباط با انجمن پادشاهی ایران بود رسیدگی نشد و بدون اطلاع خانواده و وکیلش اعدام شد.

محمدامین ولیان، دانشجو و عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه دامغان هم از بازداشت شدگان عاشورا و متهم به محاربه بود. حکم اعدام او نقض شد. جواد لاری نیز سرانجام با نقض حکم اعدام، از زندان آزاد شد.

حکم اعدام رضا خادمی و ایوب پرکار هم به 12 سال و 20 سال حبس تعزیری تبدیل شد. اما حسین خضری، زندانی سیاسی کرد و از بازداشت شدگان قبل از انتخابات در دی 89 در زندان ارومیه اعدام شد.

در خطر اعدام

مطهره (سیمین) بهرامی حقیقی به اتفاق همسرش، محسن دانش پور مقدم، پسرش، احمد دانش پور مقدم روز عاشورا به همراه یکی از اقوام خود به نام ریحانه حاج ابراهیم و یکی از دوستانشان به نام هادی قائمی از بازداشت شدگان روز عاشورای 88 بودند که به اعدام محکوم شدند.

براساس اعلام وکلا و اعضای خانواده آنها، یک پسر این خانواده که از سالها پیش به عضویت سازمان مجاهدین خلق درآمده، در پایگاه اشرف در عراق به سر می برد و همین نسبت فامیلی مبنای انتساب اتهام محاربه و صدور حکم اعدام برای دیگر اعضای این خانواده شده است.

هرچند حکم اعدام مطهره بهرامی، ریحانه حاجی ابراهیم و هادی قائمی به حبس های طولانی مدت تبدیل شد اما محسن و احمد دانش پور مقدم با تایید حکم اعدام و رد درخواست عفو، در خطر اعدام هستند.

همزمان با این خانواده، عبدالرضا قنبری، معلم پاکدشتی نیز که از بازداشت شدگان وقایع عاشورای 88 است در خطر اعدام قرار دارد. درخواست عفو او نیز رد شده است.

علاوه بر آنها بیش از 9 زندانی سیاسی دیگر محکوم به اعدام هستند. هرچند که اتهامات آنها ربطی به وقایع پس از انتخابات و اعتراضات مردمی ندارد. زانیار و لقمان مرادی، حبیب الله گلپری پور، شیرکو معارفی، حمید قاسمی شال، سعید ملک پور، وحید اصغری، احمدرضا هاشم پور و مهدی علیزاده از جمله این زندانیان هستند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s