انتشار فیلم دوم محمد نوری زاد خطاب به خامنه ای + متن نوشتاری

Large

محمد نوری زاده در فیلم کوتاه 18 دقیقه ای خطاب به آیت الله خامنه ای با عنوان «ممد نبودی ببینی»، مشکلات و مسائل سیاسی و اجتماعی ایران را مطرح میکند. او در قسمتی از فیلم میگوید: «چرا اگر محمد نوری‌زاد ناخواسته تو یک خانواده بهایی به دنیا میومد هیچ حق شهروندی نداشت و سیدعلی خامنه‌ای که ناخواسته توی یک خانواده شیعه به دنیا میاد همه حقوق رو داره؟ شما اگر سنی بودید دوست داشتید حاکمان شعیه با شما چگونه رفتار کنند؟ چی از ما کم میشه اگر به اونها اجازه بدیم باشکوه‌ترین مسجد رو در تهران داشته باشند و باشکوه‌ترین نمازها رو اقامه کنند؟ می‌دونید ما از چی نگرانیم؟ از اینکه مساجد اونها و نمازهای اونها پرشکوه باشه و نمازهای ما بی‌رونق! مشکل خودمون رو با ایجاد تنگنا و بن‌بست برای دیگران می‌خواهیم حل بکنیم.»

درباره ی فیلم کوتاه «ممد نبودی ببینی» باید بگویم که این اثرشتاب زده، گرچه ازتمهیدات هنری کم بهره است اما بدلیل محتوای صریح و البته صمیمی آن، یکی از تأثیرگذارترین کارهای بصری من است. مأموران اطلاعات وسپاه، ابزارحرفه ای مرا بردند تا مگر دست مرا از تهیه وتولید فیلم کوتاه سازند. غافل ازاین که خلق یک اثرهنری بیش ازآنکه معطل ابزار جوراجورباشد، به خلاقیت وفکروهنرمندی محتاج است. روزی که برادران سپاه ابزارحرفه ای مرا بارکردند وبردند به یکی ازآنان که حکم بزرگترشان را داشت گفتم: ببین برادر، وسایل من مال شما، اما با اینجا چکارمی کنید؟ ودستم را روی گیجگاهم گذاردم. یعنی: با فکرمن چه می کنید؟ فیلمی که خواهید دید، یک گفتاگفت بی پرده و خیرخواهانه با رهبراست. مدت این فیلم بیش ازسی دقیقه بود که دربازپرداخت مجدد آن، آن را به حدودهجده دقیقه تقلیل دادم. این فیلم را تماشا کنید تا ببینید من به کجای آسیب های این روزهای جامعه مان انگشت نهاده ام. این فیلم کوتاه را به همه ی کسانی که بی گناه وبدون فرصتی برای دفاع ازپای درآمدند و هیچ صدایی نیزازآنان به هیچ کجا نرسید. تقدیم به همه ی بی گناهان اعدامی. تقدیم به همه ی شهدای جنگ. تقدیم به پدران و مادران شهدا و آسیب دیدگان. تقدیم به همه ی مهاجران. وبه آنان که دردوردست ها هستند و دلشان با ایران عزیزاست. تقدیم به شما که آن را با حوصله تماشا می کنید. با احترام وادب: محمد نوری زاد


نوشتار کامل فيلم «ممد نبودی ببينی» محمد نوری‌زاد:

متن کامل پياده‌شده اين فيلم، که استخراج آن توسط وبلاگ نجواهای نجيبانه صورت گرفته است، به شرح زير است:

من يه مثال می‌زنم: فرض کنيم دو نوزاد در دو نقطه از ايران به دنيا می‌آيند، در شرايط مساوی، يکی می‌شود محمد نوری‌زاد و در يک خانواده بهائی، يکی می‌شود سيد علی خامنه‌ای در يک خانواده شيعه؛ حالا يک‌دفعه جمهوری اسلامی ايران می‌آيد که انسانيت را بازتعريف کند؛ محمد نوری‌زاد به خاطر اينکه در يک خانواده بهائی ناخواسته به دنيا آمده، بايد در تنگنا قرار بگيرد، و سيد علی خامنه‌ای به خاطر اينکه ناخواسته در يک خانواده شيعه به دنيا آمده، بايد از همه امکانات شهروندی برخوردار باشد، ما کی هستيم که به تقسيم‌بندی بندگان خدا همت می‌کنيم؟!

من فکر می‌کنم جنابعالی [خامنه‌ای] توی صحبت‌هايتان عمدتاً روی «رضايت خداوند» بسيار تأکيد کرديد و می‌کنيد؛ يعنی اگر عمده سخنان شما را و عصاره سخنان شما را بخواهيم حول يک موضوع و يک محور جمع‌آوری بکنيم، آن هيچ نيست الا رضايت خداوند، اينکه ما کاری بکنيم که رضايت خداوند در او باشد.

شما اگر سنی بوديد آقا دوست داشتيد با شما چه جوری رفتار می‌کردند؟! به اين پيشنهادات من اگر اقدام بکنيد، ببينيم رضايت خدا در او هست يا نيست؟

– مثلاً اينکه شما سرزده برويد پشت در منزلی که آقای [ميرحسين] موسوی الآن آنجا محصور است، گرفتار است، زندانی است؛ در بزنيد، و اجازه ورود بخواهيد، و با آقای موسوی بنشينيد، صحبت کنيد، او را در آغوش بگيرد؛ فکر می‌کنيد که خشم خدا را برانگيخته‌ايد يا به رضايت او دست يافته‌ايد؟! من اطمينان دارم شما از اينکه کشور ما با مشکلات بزرگ مواجه شده، در رنج هستيد، به آقای موسوی بگوييد آقا، شما به گمان من رهبر، گناهکار هستيد، خطاکار هستيد، شما بايد محاکمه بشويد، ما برای شما يک دادگاه علنی تشکيل می‌دهيم، شما بياييد از خودتان دفاع کنيد؛ اما چطور باور کنم کسی که از تماشای بحران‌های جامعه‌اش در رنج است، اما برای رفع اين آرزوها کاری نمی‌کند؟

– يا همين‌جور برويد سراغ آقای کروبی و او را در آغوش بگيريد، بگوييد که به هر حال، ما بايد اين جامعه را سر و سامان بدهيم، از بحران بيرون بياوريم، الآن به هر حال، اجانب، ديگران، به سمت ما دارند هجوم می‌آورند، برنامه‌هايی را برای ما تدارک ديده‌اند، ما را در تنگنای تحريم قرار داده‌اند، ما داخل را لااقل بايد آرام نگه داريم؛ به نظر شما اين‌گونه سخن گفتن شما با آقای کروبی، خشم خدا را برمی‌انگيزد يا موجب رضايت اوست؟!

ـ آقا بياييد برويد درِ خانه سنی‌ها، در خانه زندانی‌ها، در خانه رنج‌ديده‌ها و آسيب‌ديده‌ها، خودتان پيش‌قدم بشويد، و آنها را دعوت کنيد به يکرنگی، دعوت کنيد به آشتی!

– همين‌جوری خودتان برويد سرزده به زندان سر بزنيد، به يکی از زندان‌ها، مثلاً در تهران به زندان اوين، و در شهرستان‌های ديگر، به يکی از زندان‌های آنجا و با چند تن از زندانيان سياسی صحبت کنيد!

– شما اگر می‌رفتيد در خانه سنی‌ها و می‌گفتيد بياييد با هم مسجد بسازيم، در تهران، خدا راضی نبود؟! شما فيلم «محمد رسول الله» را حتماً ديده‌ايد، توی آن فيلم، که به ظاهر برگرفته از احاديث ماست، [می‌بينيد که] خود پيامبر در ساخت مسجد همراهی می‌کردند؛ اگر شما خشت و آجر در آغوش بگيريد و برای ساخت مساجد سنيان، در تهران، خودتان پيش‌قدم بشويد، اين موجب رضايت خداوند است يا عرصه را بر آنها تنگ بگيريد؟!

شما اگر به جامعه خودتان نگاه بکنيد، به ايران نگاه بکنيد، باور می‌کنيد که اين جامعه به يک انشقاق بزرگ دچار شده، و کسی که حالا رهبر هست، از اين انشقاق، از خوف اين انشقاق، نبايد شب خوابش ببرد؛ من تعجب می‌کنم شما چطور راحت شب سر بر بالين می‌گذاريد، در حالی که يک چنددستگی بزرگ توی جامعه هست، ميان مردم هست؟!

شما اگر سنی بوديد، دوست داشتيد حاکمان شيعه با شما چگونه رفتار کنند؟! فرض کنيد شما در مدينه به دنيا آمده‌ايد و سنی هستيد، و من در مدينه به دنيا آمده‌ام و شيعه هستم، شما که حاکميت پشت سرتان است، برای من شيعه تنگنا ايجاد می‌کنيد، و من در ايران مورد تنگنا واقع می‌شوم به خاطر اينکه شيعه نيستم، در مدينه به خاطر اين در تنگنا قرار می‌گيرم که شيعه‌ام؛ در ايران، به خاطر اين در فشار قرار می‌گيرم که بهائی‌ام! خوب ما اين شعار بزرگ را، که بزرگان دينی ما گفته‌اند: «روا دار هر آنچه را که بر خود می‌پسندی بر ديگران»، اين شعار کجا بايد به کار ما بيايد؟!

– شما اگر مثلاً به پاسدارهای اطراف خودتان، به سرانی که دست‌شان توی واردات و قاچاق و قضايايی است که حالا به هر حال، جنابعالی خيلی بهتر از من می‌دانيد، به ايشان بگوييد که آقا طبق قانون، شما مجاز نيستيد قاچاق کنيد، شما مجاز نيستيد وارد مسائل سياسی بشويد، شما طبق قانون، مجاز نيستيد وارد مسائل امنيتی بشويد، اين موجب رضايت خداوند است يا اينکه اگر اينها اين کارها را بکنند، موجب رضايت خودمان است؟!

شما اگر در يک خانواده بهائی به دنيا می‌آمديد، با همين اسم و نام، دوست داشتيد با شما چگونه رفتار می‌کردند؟!

شما رهبر يک جامعه اسلامی هستيد، با ادعاهای بزرگ؛ ما آمده بوديم برای جهان سخن تازه ابراز بکنيم؛ نه اينکه در ليست ورشکستگان بزرگ تاريخ قرار بگيريم؛ ما ورشکسته شديم آقا! باور کنيد!

پس چرا خودتان که از حاکمان شيعه اين سرزمين هستيد، عرصه را بر ديگران تنگ می‌گيريد؟! چرا آنها را به خودی و غيرخودی تقسيم‌بندی می‌کنيد؟! ما چرا چيزی را که بر خودمان نمی‌پسنديم، بر ديگران تحکم می‌کنيم؟! چرا نبايد برای مخالفين خودمان آن‌چنان فضائی ايجاد کنيم که خودمان دوست داريم ديگران در مورد ما اجرا کنند؟! اينها را بايد شما به ما آموزش بدهيد! ما اينها را بايد از شما ياد بگيريم!

چرا به يک جمعيتی که در مقابل ما ايستاده‌اند و ما رهبر همه آنها هستيم، نگاه می‌کنيم و به يک نفر، دو نفر از بين آن‌همه جمعيت می‌گوييم شما بياييد جلو؟! شما بيا جلو! تو يکی بيا جلو! بقيه هم بروند؟! مگر می‌شود؟! شما رهبر همه مردم هستيد! اين پسنديده نيست که ما مردم را به دست خودمان منشق کنيم!

به هر حال، رهبر عزيز! ما با شتاب به سمت سرنوشت نهايی خودمان داريم حرکت می‌کنيم؛ ما روزهای حساسی را در پيش داريم؛ شما اگر يک نفر در يک گوشه از ايران پيدا کرديد که آشفته است، ناراضی است، بايد دنبالش بدويد او را راضی بکنيد؛ چرا؟ به خاطر اينکه شما در قامت يک رهبر دينی قرار گرفتيد بر سر مناسبات اين کشور، يک آدم معمولی نيستيد، شما مدعی جانبداری از اسلام هستيد، مدعی پرچمداری اسلام هستيد، اگر شما رهبر يک کشور ديگری بوديد با يک اعتقادات ديگر، مهم نبود شايد، اختلاف هرچه می‌خواهد باشد!

شما اگر سنی بوديد، دوست داشتيد حاکمان شيعه با شما چگونه رفتار کنند؟! چی از ما کم می‌شود اگر ما به آنها اجازه بدهيم باشکوه‌ترين مسجد را در تهران داشته باشند؟! باشکوه‌ترين نمازها را در تهران اقامه کنند! می‌دانيد ما از چه نگران هستيم؟! از اينکه مساجد آنها و نمازهای آنها پرشکوه باشد و نمازهای ما بی‌رونق! مشکل خودمان را با ايجاد تنگنا و بن‌بست برای ديگران می‌خواهيم حل کنيم!

يک فردی که دزدی کرده، دادگاه علنی برايش تشکيل می‌دهيم، ولی يک جوانی که يک نوشته‌ای داشته، يک انتقادی کرده و انتقادش را توی اينترنت منتشر کرده، دو سال برايش زندان می‌بُريم پشت درهای بسته! ما وقتی يک فرد معترض را زندانی می‌کنيم، يک نويسنده را زندانی می‌کنيم، يک جوانی که توی عرصه اينترنت يک وبلاگ کوچک دارد، دو تا انتقاد کرده، او را می‌گيريم، يک سال، دو سال زندانی می‌کنيم، خودمان را از نعمت پاکسازی دور می‌کنيم.

اينکه ما شعار بدهيم دنبال کسب رضايت خداوند هستيم، يک شکلی دارد، اينکه معتقد به اين باشيم که ما بايد رضايت خدا را کسب کنيم، چيز ديگری است. رضايت خداوند در ايجاد لبخند بر چهره‌هايی است که مدت‌هاست نخنديده‌اند؛ رضايت خداوند در آرامش، آرامش روانی مردمی است که جامعه‌شان پاک باشد، دوست دارند جامعه‌شان آزاد باشد.

برخلاف ما، طبيعت با صداقت تمام به راه خودش می‌رود؛ بهار طبيعت هميشه سر جای خودش است؛ زمستانش به همين شکل؛ اين ما هستيم که ادعای رفاقت می‌کنيم، و خيانت می‌کنيم؛ اين ما هستيم که وعده می‌دهيم، و به وعده‌مان عمل نمی‌کنيم؛ اين ما هستيم که نمايندگی می‌کنيم خواسته‌ها و آرزوهای مردم را و آن آرزوها را تباه می‌کنيم!

ما بخش عمده‌ای از عمر جامعه‌مان را در شعار، تباه کرديم؛ اگرچه برای عمل کردن کمی دير شده، ولی چه ايرادی دارد ما به مردم مراجعه کنيم؟! به مردم بها بدهيم؛ خيلی دوست دارم شما آمار ورشکستگی‌های ما را پيش روی خودتان بگذاريد و يک به يک به اين سؤال بزرگ پاسخ بدهيد که آيا برای اينکه ما بشويم اول کشور پرمصرف مواد مخدر در دنيا، نيازی بود به آن‌همه شهيد؟! به آن‌همه آسيب؟! برای اينکه دختران ما به فاحشگی برده بشوند، نيازی بود ما انقلاب بکنيم؟!

اين زمان با شتاب سپری می‌شود؛ فردا نه من هستم و نه شما و نه بسياری که الآن هياهو می‌کنند و ابراز رفاقت. اين گسستی که توی جامعه ما هست، هم به لحاظ انسانی و هم به لحاظ فرو کشيدن نخبگی در جامعه ما، و فرو کشيدن ادب و ابتدائی‌ترين مناسبات انسانی؛ اين جامعه شايسته آن آرزوهای ما نيست! شما خاطره‌های تلخی داريد از خودتان به يادگار می‌گذاريد!

«ممد نبودی ببينی بعد تو چه کرديم!
يه دين تازه به دنيا آورديم!
در اين دين تازه، دزدی يه امر مقبوله!
دروغ و فريب، بهترين محصوله!
آه و واويلا، جوون‌هامون رفتن!
ما را با دزدا تنها گذاشتن!»

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s