پایان کنسرتهای آمریکای شجریان / جلوگیری از اکران «تلفن همراه رئیس جمهور» به فرمان احمدی نژاد!

سعید زندگانی ، جرس – در اولین پرده به آمریکا می رویم تا پایان کنسرتهای استاد شجریان را با ترانه «مرغ سحر» بشنویم؛ در پرده دوم از اصغرفرهادی خبر می گیریم که این بار اسکار ایتالیا را به جوایز «جدائی نادر از سیمین» افزوده است؛ درسومین پرده به جلوگیری از اکران «تلفن همراه رئیس جمهور» به فرمان رئیس جمهور می پردازیم؛ در چهارمین پرده دلیل آشفتگی نمایشگاه کتاب تهران را از زبان رئیس اتحادیه ناشران می خوانیم که معتقد است مدیران فرهنگی ما، فردا را نمی بینند؛ در پرده پنجم پی می بریم که کدام کتابها در نمایشگاه بیست و پنجم پر فروش بوده اند؛ پرده ششم خبری است در مورد «پیتر اشتاین» کارگردان مشهور آلمانی که از خیرکار درایران گذشته و از اجرای «اورستیا» انصراف داده است؛ و درآخرین پرده به نمایش آخرین فیلم «ایرج قادری» می رویم که ده روز پس از مرگ این فیلمساز روی پرده سینماها می رود!

پایان کنسرتهای آمریکا: مرغ سحر به لانه برمی گردد؟

کنسرتهای استاد شجریان و گروه «شهناز» در ایالات متحده آمریکا که درآخرین روز فروردین در شهر «بوستون» آغاز شده بود، یکشنبه هفدهم اردیبهشت با ترانه جاودانه «مرغ سحر» ساخته مرتضی خان نی داوود، با شعر ملک الشعرای بهار در «سن خوزه» کالیفرنیا به پایان آمد، اما روشن نیست که خواننده بزرگ ایران که از پائیز گذشته در خارج از کشور به سرمی برد، کی به خانه برمی گردد؟ یاهمچنان درغربت می ماند تا اسیر خشم حکامی نشود که از موضع گیریهای ضد استبدادی و گفت وگوهای رسانه ای او پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران، دل خوشی ندارند و برگزاری کنسرت و فروش آثارش را در ایران ممنوع کرده اند؟
استاد شجریان پس از خرداد 88 باجنبش اعتراضی مردم ایران همراه شد و دیدگاههای خود را در این مورد و در گفت و گو با رسانه های بین المللی بیان کرد. پائیز گذشته و درطول کنسرتهای اروپائی نیز مواضع خود را تکرار کرد. پس از این کنسرتها اما، شجریان به جای ایران، به آمریکا رفت تا پس از چند ماه اعضای گروه «شهناز» به سرپرستی موسیقی دان نام آشنا «مجید درخشانی» برای کنسرتهای برنامه ریزی شده در این کشور به وی بپیوندند. شنیده می شود که دلیل اصلی ماندن استاد در خارج این بوده است که برخی از دوستدارانش به وی اطلاع داده اند بهتر است تا آرام شدن اوضاع به خانه برنگردد؛ و اینکه در فاصله کنسرتهای اروپائی تا برنامه های اخیر در آمریکا، او جز سخن رانی های تخصصی در چند همایش، از گفت و گوهای رسانه ای خوددداری کرده است، ناشی از همین هشدار است!
در تور آمریکا، در کناردخترش مژگان شجریان که با پدر همخوانی داشت و سه تار می زد، مجید درخشانی علاوه بر سرپرستی گروه «شهناز» آهنگسازی اکثر قطعات و تصنیفها را برعهده داشت و نوازنده تار و کرشمه نیزبود. رامين صفايي نوازنده سنتور، شاهو عندليبي نوازنده ني، حامد افشاري نوازنده شه‌نواز، رادمان توكلي نوازنده تار، كاوه معتمديان نوازنده سبو و صراحي سوپرانو، سحر ابراهيم نوازنده قانون، سامان صميمي نوازنده كمانچه و دل و دل، مهدي اميني نوازنده ساغر، مهرداد ناصحي، نوازنده صراحي آلتو و شهر آشوب، جمشيد صفرزاده نوازنده تندر، سپيده خداوردي نوازنده شه‌بانگ، حميد قنبري نوازنده تنبك و حسين رضايي‌نيا نوازنده دف و دايره، دیگر نوازندگان گروه بودند.
استادشجريان در کنار برگزاری هشت کنسرت در شهرهای مختلف آمریکا، دوشنبه نهم آپريل به دعوت انجمن دانشجويان كاليفرنيا در سن‌ديه‌گو سخنراني كرده و باعنوان «موسيقي ايران در ۵۰ سال گذشته» به معرفي موسيقي ايراني و سازهاي ابداعي خود پرداخت و سپس به پرسش‌هاي دانشجويان درباره موسيقي ايراني و سازهاي ابداعي خود پاسخ داد. چهارشنبه 18 آپریل نیز کنسرواتوار معروف «نیوانگلند» میزبان شجریان و گروه شهناز بود. در این همایش، سه تن از اعضای گروه با سازهای ابداعی استاد به همنوازی پرداختند و خود وی شیوه بداه خوانی و بداهه نوازی در موسیقی ایرانی را برای هنرجویان و علاقمندان حاضر در سالن تاریخی این کنسرواتوار تشریح کرد.
فرهادی در ایتالیا «اسکورسیزی» را هم شکست داد!
«جدايي نادر از سيمين» ساخته‌ تحسین شده اصغر فرهادي همچنان به ربودن جوایز جهانی ادامه می دهد و هفته گذشته در جشنواره فيلم «ديويد دوناتلو» که به اسكار سينماي ايتاليا معروف است، عنوان بهترین فیلم خارجی را به دست آورد. پنجاه‌وششمين دوره جشنواره فيلم «ديويد دوناتلو» كه معتبرترين جشنواره فيلم در ايتاليا محسوب مي‌شود، در حالي دررم برگزارشد كه فرهادی با «جدائی نادر از سیمین»، فیلمسازان سرشناسي چون «مارتين اسكورسيزي» (هيوگو)،‌ «ترنس ماليك» (درخت زندگي) و «جرج كلوني» (عید مارس) را که دیگر نامزدهای دریافت جایزه این بخش بودند، شکست داد.
«جدايي نادر از سيمين» كه در جوايز اسكار 2012 موفق به كسب تندیس بهترين فيلم خارجي شد، سال گذشته پس از درو کردن جوایز جشنواره فجر ایران و «برلیناله» آلمان، برنده‌ جايزه‌ي سزار فرانسه و گلدن‌گلوب آمریکا براي بهترين فيلم خارجي نیز شد. به گزارش هاليوود ريپورتر، فيلم «سزار بايد بميرد» ساخته‌ي جديد برادران تاوياني موفق به كسب پنج جايزه‌ از جمله بهترين فيلم، بهترين كارگرداني، بهترين فيلمنامه، بهترين صدابرداري و بهترين تدوين شد. اين فيلم كه در ماه فوريه خرس طلاي جشنواره‌ي برلين را كسب كرد، اثري مستند و داستاني اقتباسي مدرن از تراژدي بزرگ شکسپير «جوليوس سزار» است. «سزار بايد بميرد» تماما در زندان فيلمبرداري شده و بازيگران آن، زندانيان عادي با جرايم سنگين از مواد مخدر تا قتل و محکوميت‌هايي سنگین تا حبس ابد هستند.
فيلم «ما يك پاپ داريم» ساخته‌ي «ناني مورتي» جايزه‌ي بهترين طراحي لباس و بهترين بازيگر مرد را براي «ميشل پيكولي» به همراه آورد. فيلم انگليسي‌زبان «اينجا بايد باشد» ساخته‌ي «پائولو سورنتينو» جايزه‌ي بهترين فيلمبرداري، بهترين چهره‌آرايي و بهترين موسيقي را كسب كرد. همچنين كمدي فرانسوي «دست نيافتني‌ها» به كارگرداني مشترك «اليور ناكاچ» و «اريك تالدانو» به عنوان بهترين فيلم اروپايي جوايز ديويد دوناتلو معرفي شد.
جلوگیری از اکران «تلفن همراه رئیس جمهور» به فرمان رئیس جمهور!


قرار بود فیلم سینمائی «تلفن همراه رئیس جمهور» ساخته علی عطشانی از چهارشنبه بیستم اردیبهشت در سینماهای تهران و شهرستانها اکران شود که نشد. خبرهای رسیده حاکی از آن است که احمدی نژاد در یک نمایش حصوصی این فیلم را دیده و از نمایش عمومی آن تا بازبینی و سانسور دوباره جلوگیری کرده است؛ اما مسئولین امور سینمائی در وزارت ارشاد، منکر این امر هستند و علت اکران نشدن این فیلم را همه چیز ذکر می کنند جز نارضایتی رئیس دولت از آن!
محسن علی اکبری تهیه کننده «تلفن همراه رییس جمهور» در پاسخ به این پرسش خبرنگار «ایسنا» که آیا «تلفن همراه رییس جمهور» توقیف شده است؟ می گوید: «بحث توقیف فیلم مطرح نیست، اما اداره نظارت گفته فعلا زمان برای نمایش این فیلم مناسب نیست!» در این حال عليرضا سجادپور مدیر کل اداره نظارت و ارزشیابی وزارت ارشاد هم گفته است: «قرار نيست فيلم «تلفن همراه رئيس جمهور» مجددا توسط شوراي پروانه نمايش بازبيني شود و لزومي هم براي اين كار ديده نمي‌شود. متاسفانه اخبار نادرستي مبني بر نظر يكي از مقامات بلند پايه در خصوص اين فيلم مطرح شده است كه كاملا بي پايه و بي اساس است و از ديدن اين اخبار و گسترش آن روي سايت‌ها و پايگاه‌‌هاي خبري شگفت زده شدم؛ فیلم در زمان مناسبي اكران خواهد شد.»
مدیر کل اداره نظارت در معاونت سینمائی ارشاد، این حرفها را هنگامی می زند که در دو هفته‌ گذشته اخبار رسمي از اكران فيلم «تلفن همراه رييس‌جمهور» از سوي دست‌اندركاران آن، مبني بر اكران ازبیستم اردیبهشت منتشر شده بود؛ اما به یکباره خبرگزاری «مهر» اعلام کرد این فیلم که در سی‌امین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن را دریافت کرد، پنجشنبه گذشته برای یکی از مقامات عالیرتبه دولتی به نمایش درآمد ومجوز اکران عمومی آن در تاریخ مقرر لغو و تصمیم‌گیری برای اکران یا عدم اکران آن به آینده موکول شد. وقتی وزارت ارشاد مجوز اکران فیلمی را صادر کرده، یعنی که وزیر با اکران آن مشکلی ندارد، پس آن «مقام عالیرتبه دولتی» که در خبر آمده، مقامی بالاتر از وزیر، یعنی خود رئیس دولت یعنی احمدی نژاد است که فیلم را دیده، خوشش نیامده وازاکران آن جلوگیری کرده است، تا زمان مناسب کی برسد؟
«تلفن همراه رئیس جمهور» سومین ساخته بلند سینمایی علی عطشانی است که فیلمنامه آن متعلق به جابر قاسمعلی است و در آن مهدی هاشمی، بهناز جعفری، نیکی کریمی و اکبر عبدی بازی کرده‌اند. داستان این فیلم درباره کارگری ساده است که به طور اتفاقی سیم‌کارت رئیس جمهور به دستش می‌رسد و ناخواسته با سیلی از مشکلات و تماس‌های مردمی مواجه می‌شود. این فیلم جزو آثاری محسوب می‌شود که مسئولان سینمایی از آن‌ها بعنوان نمونه‌های احیای سینمای سیاسی در جشنواره سی‌ام یاد می‌کردند. دو فیلم قبلی عطشانی یعنی «دموکراسی تو روز روشن» و «در امتداد شهر» هم در مقطع حضور در جشنواره و هم در اکران عمومی با حاشیه‌هایی همراه بوده‌اند.
رئیس اتحادیه ناشران:مدیران فرهنگی فردارا نمی بینند
رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران معتقد است مدیران فرهنگی جمهوری اسلامی میلی برای دیدن فردا و برنامه ریزی برای آن ندارند و مسئولان نتوانسته اند همپای مردم به رشد فرهنگی برشند. نادر قدیانی در حاشیه بیست و پنجمین نمایشگاه کتاب تهران به خبرگزاری «مهر» گفته است: «هنوز این تفکر که از الان برای نمایشگاه کتاب در پنج سال بعد برنامه‌ریزی کنیم در میان مدیران ما به وجود نیامده است و میلی برای دیدن فردا وجود ندارد. من اگر بخواهم بی‌پرده صحبت کنم، باید بگویم که 25 سال پس از برپایی نمایشگاه کتاب و 30 سال پس از انقلاب اسلامی مردم رشد فرهنگی زیادی کرده‌اند و این رشد را هم در عرصه‌های مختلف نشان داده‌اند؛ اما متاسفانه مسئولان نتوانسته‌اند همپای این رشد مردمی رشد و حرکت کنند و نتیجه بارز آن هم برگزاری نمایشگاه در وضعیت فعلی است»!
قدیانی افزود: «مصلی محل مقدسی است. تلاش‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز برای برپایی نمایشگاه در آن ستودنی است، اما این شایسته نظام و کشور ما نیست که هنوز مکان ثابتی برای برگزاری نمایشگاه نداریم و نیمی از آن باید زیر چادر برگزار شود. شایسته نیست که ناشران برای حضور در بخش کودک و نوجوان مجبور به پیش‌بینی وضع آب و هوا شوند و دست و دلشان دائم بلرزد و یا مثلاً ناشرکودک و نوجوان برای داشتن کارتخوان با وجود اینکه هزینه هم پرداخت کرده است، معطل شود و شرمنده مخاطبش شود. باید از آنچه که هست سپاسگزاری کرد، اما هنوز این تفکر که از الان برای نمایشگاه کتاب در پنج سال بعد برنامه‌ریزی کنیم در میان مدیران ما به وجود نیامده است و میلی برای دیدن فردا وجود ندارد و ناشران هم چاره ای ندارند جز اینکه با امکانات کنار بیایند.»
رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران در پاسخ به سئوالی درباره اینکه چرا پادرمیانی این اتحادیه برای حضور برخی ناشران در نمایشگاه نتوانست نتیجه لازم را بدهد، گفت: «اتحادیه ما یک اتحادیه مستقل تحت نظام صنفی کشور است، اما شغل نشر در ایران مجوزی دوگانه برای ایجاد نیاز دارد و این یعنی پادرمیانی ما هم به دلیل این دوگانگی شکلی دوسویه به خود می‌گیرد. اتحادیه حداکثر تلاش خود را کرد و از قضا ناشرانی مثل ثالث و پیدایش به دلیل پادرمیانی ما در نمایشگاه امسال حاضر شدند، اما همین مجوز فعالیت دوگانه باعث می‌شود که در موارد متعددی اختیار عمل از دست اتحادیه نیز بیرون رود. اگر ما مجوز فعالیت ناشری را صادر کرده بودیم، خودمان هم برای فعالیتش تصمیم می‌گرفتیم، اما در این فضای دوگانه اختیار عمل ما هم بیش از این نیست.»
«با چراغ و آئینه» و خاطرات رفسنجانی پرفروش های نمایشگاه کتاب


بیست و پنجمین نمایشگاه کتاب، در حالی در مصلای تهران ادامه دارد که خبرهای منتشر شده حاکی از آن است که پرفروش ترین کتابهای ارائه شده در این نمایشگاه، تست های کنکور و کتابهای کمک آموزشی هستند، اگرچه خبرگزاری «فارس» هر روز خبر از فروش بالای کتابهای حکومتی و سفارشی مانند سفرنامه ها ومجموعه «فرمایشات» رهبری می دهد. در این کسادی بازار کتاب، اما فروش «با چراغ و آئینه» تازه ترین کتاب دکتر شفیعی کدکنی، کتاب خاطرات هاشمی رفسنجانی، «کتاب مستطاب آشپزی» نجف دریابندری و «کلیدر» محمود دولت آبادی چشم گیر است.
دفتر نشر معارف انقلاب اسلامی اعلام کرده در هشت روز نخست نمایشگاه بیش از سه هزار نسخه از چاپ نخست کتاب خاطرات علی اکبر هاشمی رفسنجانی در سال 68 باعنوان «بازسازی و سازندگی» به فروش رفته است. «کتاب مستطاب آشپزی / از سیر تا پیاز» نجف دریابندری هم به چاپ هیجدهم رسیده و در نمایشگاه ارائه می شود. «با چراغ و آیینه» تازه‌ترین کتاب دکترمحمدرضا شیعی کدکنی نیزدر کمتر از یک ماه از انتشار، درنمایشگاه کتاب به چاپ سوم رسیده است. همه هزار و دویست نسخه کتاب 761 صفحه‌ای «با چراغ و آیینه» (در جستجوی ریشه‌های تحول شعر معاصر ایران) در نمایشگاه به فروش رفته و مسئولان انتشارات سخن در حال انتقال نسخه‌های چاپ‌های دوم و حتی سوم این کتاب 27 هزار تومانی به نمایشگاه هستند. دیگر کتاب شفیعی کدکنی «حالات و مقامات میم.امید» هم که در 264 صفحه در قطع رقعی و با بهای 7500 تومان منتشر و در نمایشگاه کتاب عرضه می‌شد به چاپ دوم رسیده است. پیش بینی می‌شود چاپ سوم این کتاب هم در نمایشگاه عرضه شود.
رمان قدیمی و معروف «کلیدر» نوشته محمود دولت آبادی نیزبا استقبال قابل توجهی از سوی کتاب خوانان، بویژه مخاطبان جوان در نمایشگاه کتاب مواجه شده است. نشر فرهنگ معاصر «کلیدر» و آثار دیگری از این نویسنده را با همکاری انتشارات «چشمه» به چاپ رسانده است که استقبال از آن‌ها به اندازه استقبالی که از کلیدر شده، نیست. نشر چشمه خود با حکم معاونت فرهنگی وزارت ارشاد اجازه حضور در نمایشگاه را ندارد و بهمین جهت نمایشگاه ویژه ای در فروشگاه خود در خیابان کریم خان زند برپا داشته است.
«پیتراشتاین» از خیرکار درایران گذشت
«پیتر اشتاین» کارگردان برجسته سینما، اپرا و تئاتر آلمان که قرار بود در ایران نمایش «اورستیا» را به صورت مشترک با هنرمندان تئاتر ایران تولید و اجرا کند، به دلیل فراهم نشدن برخی امکانات نظیر محل تمرین، از ادامه این پروژه انصراف داد و تصمیم گرفت به کشورش برگردد. «اورستیا» سه‏‏‏‏‌گانه‌ای از تراژدی‌های یونانی، شامل نمایشنامه‌‎های آگاممنون، نیازآوران و الاهگان انتقام است که توسط «آشیلوس» (آیسخلوس) نوشته شده و سرانجامِ نفرینی را که خاندان آترئوس به آن گرفتار شده، بیان می‌کند.
به گزارش خبرگزاری «مهر» چند ماه پیش بود که خبر حضور «پیتر اشتاین» در ایران و تولید و اجرای اثری نمایشی با هنرمندان تئاتر ایران در رسانه‌ها منتشر شد. این خبر نظر بسیاری از هنرمندان و صاحب‌نظران تئاتر ایران را به خود جلب کرد زیرا حضور وی در ایران تجربه‌ای گرانبها برای تئاتر و هنرمندان نمایشی در کشور ما محسوب می شد. طبق برنامه اعلام شده قرار بود اشتاین نمایش «اورستیا» را با حضور بازیگران تئاتر ایران متشکل از بازیگران چهره و همچنین جوان تئاتر تولید و اجرا کند. او بعد از حضور در ایران و گرفتن تست‌هایی از بازیگران ایرانی، تعدادی از بازیگران مدنظر خود را انتخاب و تمرینات نمایش را هم آغاز کرده بود. اشتاین تمرینات خود را در طبقه هفتم تالار وحدت آغاز کرد اما بعد از گذشت دو هفته از آغاز تمرینات، هماهنگی‌های انجام شده برای دراختیار داشتن سالن تمرین تغییر پیدا کرد و اشتاین نتوانست به همراه گروه خود سالن تمرین را برای زمان موردنظر در اختیار داشته باشد. این مشکل باعث شد تا روند تمرینات نمایش «اورستیا» با مشکلاتی مواجه و شرایط برای کارگردان صاحب‌نام تئاتر جهان سخت شود. متأسفانه در بین ناباوری هنرمندان و علاقه‌مندان به تئاتر ایران و به دلیل نبود همکاری لازم از سوی مدیران و مسئولانی که باید حضور این کارگردان برجسته تئاتر جهان را در داخل کشور قدر می‌نهادند، پیتر اشتاین از ادامه پروژه کار مشترک «اورستیا» انصراف داد و اعلام کرد به آلمان باز می گردد.
اکران «شبکه» ایرج قادری پس از مرگ او


آخرین فیلم ایرج قادری سینماگر سرشناس پیش و پس از انقلاب، از 27 اردیبهشت ماه، ده روز پس از مرگ او، درسینماهای تهران و شهرستانها اکران می شود. این درحالی است که تنها فرزند او «ژوبین قادری» به تشییع بی سروصدا و غریبانه پدر از سوی نامادری خود اعتراض دارد و اعلام کرده است: «من به عنوان تنها پسر ایرج قادری اعلام می‌کنم مراسم سوم، هفتم، چهلم و سایر مراسم را مناسب شان و شخصیت پدرم برگزار می‌کنم.»
از سوی دیگر، «تهمینه اطمینان» همسر ایرج قادری در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: «او می خواست آخرین خاطره هایش همانی باشد که روزگاری بر پرده سینما و قاب تلویزیون بود تا وداع ابدی اش در آرامستان نباشد؛ گویی که هر روز به لطف هنرش می شود دیدار تازه کرد تا هر کجا نام ایرج قادری بر صفحه ای نشست همگان به یاد قامت استواری که خم نشد جز در درگاه معبودش از جا برخیزند و این چنین بماند در یادهای عاشقانش. از دوستان واقعی اش، همان مردمی که او هم عاشقانه دوستشان داشت، سپاسگزارم. بنا به خواسته اش هزینه مراسم ترحیم و مراسم مشابه به حساب موسسه محک یعنی موسسه حمایت از کودکان سرطانی واریز شده است تا او که خود پنجه در پنجه سرطان داشت بازیگر لحظات سخت کودکانی باشد که در چنبره این بیماری اسیرند.»
فیلم سینمایی «شبکه» ساخته ایرج قادری از 27 اردیبهشت‌ماه جایگزین فیلم «نارنجی‌پوش» داریوش مهرجوئی می‌شود. اکبر عبدی، ماه چهره خلیلی و خود ایرج قادری بازیگران اصلی این فیلم هستند که با فیلمنامه‌ای از عبدالرضا منجزی ساخته شده وماجرای انتشار فیلم‌های خصوصی افراد در شبکه مجازی واتفاقات پیرامون این موضوع را به تصویر می‌کشد. قادری نخستین فیلم پس از انقلاب خود به نام «برزخیها» را در سال 1361 با شرکت ستارگان قدیمی سینمای تجاری ایران محمدعلی فردین، ناصر ملک مطیعی، سعید راد و خود ساخت وروی پرده برد که یکی از شاخص ترین فیلمهای اولین سالهای حکومت جمهوری اسلامی بود وبسیار پرفروش و جنجال آفرین شد. «برزخیها» که آخرین فیلم فردین و ملک مطیعی محسوب می شود، داستان عده ای افراد شرور است که می خواهند از ایران فرار کنند، اما با شروع جنگ با کشور همسایه، به نیروهای رزمنده می پیوندند و در راه دفاع از خاک وطن شهید می شوند. این ماجرا با انتقاد بسیاری از سوی کسانی مواجه شد که فکر می کردند قادری و یارانش تقدس جبهه های جنگ را زیر سوال برده اند؛ اما سالها بعد سه گانه پرفروش «اخراجیها» را مسعود ده نمکی با استفاده از همان پیرنگ ساخت.
ایرج قادری بعداز ماه‌ها مبارزه با بیماری سرطان، 17 اردیبهشت ماه در سن 77 سالگی درگذشت و یک روز بعد بدون هیچ برنامه خاصي در بهشت بی‌بی سکینه كمال شهر کرج فقط با حضور ۱۲ نفر به خاک سپرده شد. ناصر ملک مطیعی دوست و همکار قادری در این مورد به روزنامه «بانی فیلم» گفت: «شریک و سهیم این مصیبت بزرگ هستیم و شرمنده که مانده‌ایم. کم‌کم تنهای تنها شده‌ایم و همه آن‌هایی که دوستشان داشتیم و داریم رفتند و هزار خاطره و یادبود برای ما باقی گذاشتند. ما مانده‌ایم تا ادای احترام کنیم و جوابگوی مهر و صفای مردم خوب وطن‌مان باشیم. رفیق و همکار عزیز ما مثل دیگر دوستان مظلومانه و غم‌انگیز رفت. مردی که در کارش بسیار موفق بود. بازیگر و کارگردانی که به کارش عشق می‌ورزید. کوشش و جدیت و تلاش سال‌های نوجوانی‌ و جوانی و فرو رفتن در قالب‌های مختلف و نقش‌های فراوان او را ساخته و پرداخته کرده بود. شانس و موقعیت در این پیروزی‌ها نقشی نداشت و همه و همه حاصل زحمات خستگی‌ناپذیرش بود که متأسفانه پایان ناخوشایندی داشت»!

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s