غلامعلی رجاعی: دکتر خزعلی وبسایتش را راه انداخته و می گوید: ترجیح می دهم دوباره به زندان باز گردم و بودن با ذلت را در بیرون نمی پذیرم

دوشنبه ای که گذشت با چند نفر از دوستان به دیدار دکتر مهدی خزعلی رفتم. محل ملاقات ما در محل کار ایشان در موسسه انتشاراتی جابربن حیان بود که کتابهای پزشکی چاپ می کند، یا بهتر بگویم می کرده است!

با مهدی از هر دری سخنی رانده شد. از مهدی پرسیدم در این دوران اعتصاب تر، چه می خوردی و اعتصابت چند روز طول کشید؟ گفت: یک لیوان چای با هشت حبه قند در ۶۴ روز. با خنده می گفت: می خواستم رکورد بابی ساندر را بشکنم که نشد!

کسی پرسید: بعد از آن حکم سنگین، چه جوری آزاد شده اید؟ گفت: فعلا با دخالت و دستور مستقیم رهبری که توسط فرزندشان مسعود به رییس قوه قضاییه ابلاغ شده، با قرار آزاد هستم. البته پیش از آن وی – صادق لاریجانی- وساطت پدرم را در باب آزادی من رد کرده بود.

گفته شد: مثل اینکه نامه مادرتان به رهبری در این جریان موثر بوده. تایید کرد.

می گفت: از او تعهداتی گرفته اند که در بیرون چه کارهایی را نکند و پیش چه کسانی نرود.

وقتی گفت: به دنبال اقدامات فرهنگی است و درصدد نقد فیلم های گشت ارشاد و قلاده های طلاست،

از او پرسیدم: مگر وب سایت تان را راه انداخته اید؟ گفت: بله. البته به من گفته اند نباید این کار را بکنم.

می گفت: اگر بخواهند مرا اینقدر محدود کنند، ترجیح می دهم دوباره به زندان باز گردم و بودن با ذلت را در بیرون نمی پذیرم.

به او گفتم: بودن در بیرون ذلت نیست و تو باید سعی کنی که دوباره پایت به اوین باز نشود. پذیرفت.

به او گفتم حرف هایش را زده است بهتر است فعلا سکوت کند و به انتظار فرجی پس از سختی بنشیند.

پذیرفت.

او که حرف می زد – که گاه حرف هایش بسیار ناراحت کننده بود، مثل نحوه بسیار بد و تحقیرآمیز دستگیری اش در خیابان و در برابر چشم مردم و… که باعث شگفتی من و ما شد- من از بحث های پراکنده او و دوستان ذهنم را به جایی دیگر سیر دادم.

– از اینکه بالاخره، آقا زادگی مهدی خزعلی به دردش خورد و امید که دیگرانی هم که از این نعمت محرومند و دست وساطت شان به رهبری نمی رسد از این ظرفیت بهره مند شوند.

– از اینکه خزعلی بیرون از زندان برای نظامی که او آن را با قلمش به چالش کشیده است، بسیار آرام تر و کم مساله دارتر از خزعلی داخل زندان است و این نکته باید در مورد دیگران در بند و حصر هم جدی گرفته شود.

– از اینکه دستگاه امنیتی کشور می تواند همین مدل را که برای جناب نوری زاد و خزعلی دنبال کرده بعنوان یک مدل موفق برای دیگر زندانیانی که زجر کشیده های این انقلابند و خدمات شایسته ای در دوران اصلاحات و.. برای نظام کشیده اند، ادامه دهد.

– از اینکه روش به زندان بردن نیروهای منتقد اما معتقد به نظام، جواب نداده و نخواهد داد.

– از اینکه منتقدین زندان رفته با نحوه عملکردشان پس از آزادی و در بیرون از زندان نشان داده اند با اصل نظام مشکلی ندارند و تنها نسبت به برخی عملکردها که غالب آن به رفتار رییس دولت بر می گردد، معترضند و همین فرصت گرانبهایی برای اولیای امور در چاره کار است.

– از اینکه بنظر می رسد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی کشور- هرچند با دخالت رهبری- این آمادگی را دارد که با تغییر برخی رفتارها و روش ها و عملکردهای گذشته نسبت به منتقدین، انعطاف و نرمش لازم را از خود نشان بدهد.

– از اینکه می شد و توان با صحبت های قبل از دستگیری و پذیرفتن نقدهای منطقی و مفید و توسعه ابعاد دایره ممنوعه نقد حاکمیت، بسیاری را از بردن به زندان یا نگه داشتن درآن بازداشت.

– از اینکه آزاد کردن هر زندانی سیاسی، انرژی مثبتی در داخل کشور و بویژه در میان جریانات ناراضی یا منتقد تولید و منتشر می کند که باید قدر و بهای آن را در شرایط سخت و حساس وضعیت سیاسی منطقه و دشمنیهای امریکا با ملت ایران دانست.

– از اینکه همچنان که آیت الله هاشمی رفسنجانی عزیز گفت و نوشت و خاتمی محبوب هم بارها بر آن تاکید نمود چاره کار و راه برون رفت از این وضعیت در دست رهبری است و اولین قدم در جهت ایجاد این گشایش، آزادی همه زندانیان و دلجویی از آنان است.

امسال می تواند سال فراموشی رفتارهای اشتباه ما باشد. و چرا نباشد؟ وقتی فراموشی نتیجه ای بهتر از غیر فراموشی می دهد؟

اعتقاد من این است که یکی از ویژگی های مثبت – و گاه منفی – ملت ما صفت فراموشی است! باید جنبه مثبت آن را قدر دانست.

ملت ما در طول تاریخ نشان داده بسیار زود برخی اشتباهات دیگران را هر چند بزرگ باشد نسبت به خود فراموش می کند.

کشتار زوار ایرانی در عربستان، حمایت مردم عراق از خونریزی مانند صدام، بزه کاری منجر به محکومیت قضایی و محرومیت از کار و فعالیت بعضی هنرمندان، ورزشکاران مجریان تلویزیون و… نمونه های آشکار این ادعا هستند. ملت ما در اینگونه مسائل، چنان کریمانه برخورد می کند که گویی اشتباهی را شاهد نبوده است و در این گونه موارد حتی منتظر اعتراف به اشتباه خاطئان نیز نمی نشیند.

من عمیقا بر این اعتقادم که اگر تغییری در روش جاری برخورد با منتقدین داده شود، بنا حق زندان رفته ها و در حصر مانده ها که در اقدام و تلاش سیاسی خود در سال ۸۸، بدنبال منافع فردی خود نبوده اند، همچنان که در گذشته اعتقادشان را به نظام ابراز و دلسوزی خود را نسبت به آن نمایان ساخته اند در جهت حفظ مصلحت نظام و کشور، از حق و حقوق شخصی خود خواهند گذشت و با حاکمیت بر سر مهر خواهند شد به شرط آنکه بجای آنکه همچون گذشته بعضی به خطا بر طبل فتنه و تهمت براندازی و… نکوبند و برای آنان که فرزندان این ملک و ملتند، آغوشی همیشه گشاده داشته باشند.

برای یک هم آغوشی، قلبی پر از مهر و خالی از کینه و لبی خندان و دو آغوش گشاده لازم است آری دو آغوش گشاده! و من اطمینان دارم آغوش منتقدین و محصورین اینک گشاده است!

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s