هشتم مارس و نمادهای مقاومت زنان: زهرا رهنورد، نسرین ستوده، بهاره هدایت، روناک صفارزاده ،زینب جلالیان؛ گلرو و مددزاده ؛نازنین خسروانی

روز جهانی زن و تداوم سرکوب و زندان زنان حق‌جو و آزادی‌خواه در ایران

ندای سبز آزادی – کیان: «هشتم مارس»، روز جهانی زن در حالی فرا رسیده که زنان ایران (همچون مردان و در ابعادی دیگر، خشن تر و گسترده تر) سرکوب و خشونت ناشی از استبداد دینی را تحمل می کنند. در این میان، شماری از آنان، به نمادهای برجسته ای از نه فقط پیگیری حقوق زنان، که تاکید بر آزادی خواهی و دموکراسی طلبی و برابری جویی در ایران تبدیل شده اند.

زهرا رهنورد؛ نماد رهبری در حبس

بدون شک ادامه ی حبس خانگی و زندان غیرقانونی دکتر زهرا رهنورد که از فردای ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ آغاز شد، او را به یکی از نمادهای برجسته مقاومت و آزادی خواهی در ایران امروز مبدل کرده است.

زهرا رهنورد از فردای کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸ پا به پای میرحسین موسوی، و در مواردی، حتی فراتر از او و با تحرک بیشتر از او همراه جنبش اعتراضی شد. جنبش سبز در تمام ماه هایی که مورد سرکوب و خشونت بود، به همراهی ستایش برانگیز رهنورد مفتخر بود. رییس سابق دانشگاه الزهرا، پای ثابت دیدار از خانواده ی شهدا و زندانیان جنبش سبز بود. او البته یکی از اعضای ثابت جلسات هفتگی خانواده زندانیان سیاسی بود؛ حضوری که موجب افزایش حساسیت بر این جلسات می شد. رهنورد بی تردید در کنار موسوی و کروبی، نمادی از راهبران جنبش سبز محسوب می شود.

یکی از مهمترین ویژگی های حبس رهنورد این است که او (همچون موسوی و کروبی) برخلاف دیگر زندانیان سیاسی ایران، بدون انجام هیچ دادگاه تشریفاتی و محاکمه ای نمایشی حتی، حبس غیرقانونی را تحمل می کند.

رهنورد در همین دیدار هفته اخیر خود با فرزندانش، تاکید کرده «اگر پدر و مادرتان را دوست دارید دعا کنید که ما مصداق آیه ی «إن الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة ألا تخافوا ولا تحزنوا وأبشروا بالجنة التی کنتم توعدون» باشیم.»

او در مهرماه ۱۳۸۹ در یکی از مهمترین اظهارنظرهایش تصریح کرد: «ساختار انقلاب اسلامی خیلی زود از مسیر سالم خودش خارج شده بود و بسیاری از اتفاقات و انحرافات در این ایام گریبانگیر کشور ما شده است که کودتای انتخاباتی ریاست جمهوری یکی از آنها و باعث برملا شدن آن شد. من فکر می کنم این اتفاق برای ملت قدم مهمی در دست یابی به دمکراسی و آزادی و قانون‌گرایی است که امیدوارم از طریق جنبش مسالمت جوی اصلاحی تحقق پیدا کند.»

نسرین ستوده؛ ایستادگی کم‌نظیر

نسرین ستوده، وکیل مدافع حقوق بشر که از ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ در زندان اوین منتقل است، بی‌شک یکی از برجسته ترین نمادهای مقاومت و آزادگی زنان حق جوی ایران است. این وکیل دادگستری که به اتهاماتی چون «تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی» به شش سال حبس و محرومیت ۱۰ ساله از وکالت دادگستری محکوم شده، با وجود داشتن دو فرزند خردسال، صبورانه و بدون یأس و تردید، پای مواضع حقوق بشری اش ایستاده است. او حتی بخاطر بر سر نکردن چادر اجباری هنگام ملاقات، قید دیدار فرزندان را در مقطعی زد. ستوده از همراهان کانون مدافعان حقوق بشر، وقتی حاضر نشد که وکالت شیرین عبادی و برخی متهمان دیگر را کنار گذارد، با سرکوب و تهدیدهای شدیدتری مواجه شد که درنهایت منجر به زندانی شدن او در کنار بسیاری از متهمانش گردید.

پذیرفتن رنج دوری از فرزندان و تحمل زندان بخاطر دفاع از حقوق بشر، ستوده را به یکی از نمادهای آزادگی و دفاع از «قانون» و سرمایه های اجتماعی زنان ایران مبدل ساخته است.

ستوده که کارشناس ارشد حقوق است مهرماه گذشته در نامه ای به نیما (پسر چهار ساله) و مهراوه (دختر ۱۱ ساله اش) توضیح داد: «می‌دانم شما به آب، غذا، خانه، خانواده، پدر و مادر، محبت خانواده و دیدار با مادرتان نیاز دارید اما به همان اندازه به آزادی، امنیت اجتماعی، قانون مداری و عدالت نیاز دارید و بدانید که این مفاهیم در هیچ کجای دنیا راحت به دست نیامده‌اند. هیچ کجای دنیا «قانون» با نوشتن روی کاغذ پاره‌ها اجرا نشده‌اند. درخواست و پا فشاری ما برای اجرای قانون، به قانون هویت و موجودیت می‌بخشد. بنابراین بدانید «من» و «شما» با هم قانون را می‌سازیم. می‌بوسمتان هزاران بار و از اینکه ماه هاست آغوشم از شما تهی است البته رنج می‌برم اما امیدم به آن است که این رنج‌ها بیهوده نباشد.»

بهاره هدایت؛ بلوغ دانشجویان سیاسی

بهاره هدایت، فعال دانشجویی و عضو شورای مرکزی و سخنگوی دفتر تحکیم وحدت دانشجوی ۳۰ ساله ای است که از دی ماه ۱۳۸۸ در زندان است. او باید محکومیتی ۱۰ ساله را در زندان اوین تحمل کند؛ اگر البته استبداد دینی تا آن هنگام بپاید. فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق مصاحبه با رسانه‌های بیگانه، توهین به رهبری، توهین به رییس جمهور، و اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمعات غیرقانونی اتهاماتی است که این دانشجوی جوان سیاسی را روانه ی زندان کرده است. وی چند ماه پیش، و در پی نوشتن نامه ای به مناسبت روز دانشجو، بار دیگر در زندان محاکمه شد و ۶ ماه حبس اضافه دریافت کرد.

بهاره هدایت آذرماه گذشته در نامه ای خواندنی به همسرش، بلوغ زنان جوان سیاسی ایران را بار دیگر متبلور کرد: «دلم می خواد ۱۰ سال دیگه که برمی‌گردیم و نگاه می کنیم، نگیم که زندان بود و تباهی و فلج شدن و… بگیم تجربه بود و یه جور زندگی و اندوخته و توشه برای آزادی… وقتی به فریبا و مهوش نگاه می کنم، با این همه رنجی که بردن از سالهای قبل، خصوصاٌ فریبا، دو سال و اندی زندگی یکنواخت توی سلول های ۲۰۹- ! که تصورش هم خون رو توی رگهام منجمد میکنه و حالا هم با همچین حکم سنگینی… الان هم نزدیک به ۴ سال حبس بدون یک روز مرخصی، و با این حال پر از ایمان، هنوز محکم و پابرجا، پر از محبت، صبر، سرشار از زندگی و انرژی، اخلاق، روشن بینی… خب من می خوام چی بگم جلوی اینها؟!… ما تنها کسانی نیستیم که به اصطلاح بهای آزادی و عقیدمون رو میدیم… تو خودت بهتر از همه می دونی که من چقدر معمولی ام، قهرمان نیستم و نبودم ، هیچ وقت هم دلم نخواسته که باشم، به قول خودت نمی خوام نمودم از بودم بیشتر باشه، برام هویت فردی جذابیت بیشتری داره و باید خیلی پربارتر از این باشه که بتونه راضی ام کنه… باید بخونیم، بخونیم، بخونیم… باید یه کاری کنیم که بزرگ بشیم… هستی مون نفس بکشه… وسیع بشه…»

نمادهای مظلومیت زنان کرد

یکی از سنگین‌ترین احکام قضایی صادر شده برای زندانیان سیاسی در ایران امروز مربوط به زنیب جلالیان، فعال کرد است. جلالیان شهروند ۳۰ ساله ی کرد متولد ماکو از ۲۵ سالگی در زندان است. او در سال ۱۳۸۸ به اتهام «محاربه» از طریق همکاری با حزب پژاک به اعدام محکوم شد. حکم وی به حبس ابد تبدیل شده و او هم اینک در زندان کرمانشاه محبوس است.

زینب جلالیان یکی از نمادهای مظلومیت، و البته مقاومت زنان کرد است. زینب بایزیدی، کنشگر حقوق زنان که بیشتر از ۳۰ سال ندارد، یکی دیگر از این زنان است. این فعال کرد، عضو کمپین یک میلیون امضاء است و از تیر ۱۳۸۷ در زندان بسر می برد. اتهامات وی عبارتند از: «گزینش نام کردی «زیلان» برای فروشگاه خود و فعالیت در کمپین یک میلیون امضا»؛ اتهاماتی که باید بخاطرش چهار سال حبس تعزیری را در زندان مرکزی شهرستان زنجان تحمل کند.
روناک صفارزاده، کنشگر کرد و فعال حقوق زنان و عضو کمپین یک میلیون امضا که از مهر ۱۳۸۶ در زندان است دیگر زن حق‌جوی کرد در زندان جمهوری اسلامی است. دادگاه انقلاب سنندج او را چون جلالیان به اتهام محاربه، به شش و نیم سال حبس محکوم کرده است. صفارزاده نیز چون بایزیدی در زنجان زندانی است.

بازخوانی محدودیت ها و فشارها و سختی ها و رنج هایی که زنان کرد ایران در تمام سه دهه ی گذشته متحمل شده اند، محتاج تدوین و انتشار صدها کتاب و پژوهش گسترده است. اگر کردها همواره از تهدیدها و محدودیت ها و ناامنی های مضاعف نسبت به بسیاری دیگر از مناطق ایران در رنج بوده اند، قابل پیش بینی است که زنان کرد بخش بزرگتری از این درد و سختی را به دوش کشند. جلالیان، بایزیدی و صفارزاده (صرف نظر از اتهاماتشان) شاهدی بر این رنج ها و نمونه هایی هستند از قربانی شدن زنان کرد بخاطر بی عدالتی و ستم مضاعف بر کردهای ایران زمین.

گلرو و مددزاده؛ دانشجویان دختر در زندان

شبنم مددزاده و مهدیه گلرو، دو تن دیگر از دختران سیاسی محبوس در زندان های جمهوری اسلامی اند. نمادهایی دیگر از صبوری و استقامت دانشجویان دختری که برای آزادی، حبس را به جان پذیرفتند.

شبنم مددزاده، نایب رئیس شورای تهران دفتر تحکیم وحدت و دبیر سیاسی انجمن دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران بیشتر از ۲۴ سال ندارد. او از اسفند ۱۳۸۷ (همراه با برادرش فرزاد) بازداشت شده و اینک با دریافت حکم ۵ سال زندان ازجمله آزادگان زندان رجایی شهر است. «محاربه و اقدام علیه امنیت ملی» اتهامی است که قاضی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی، محمد مقیسه آن را وارد دانسته و پنج سال زندان برایش درنظر گرفته است.

مددزاده تاکنون از حق استفاده از مرخصی محروم بوده و حتی یک روز نیز به مرخصی نیامده است.

مهدیه گلرو،‌ دبیر انجمن اسلامی دانشکده اقتصاد علامه طباطبایی و نائب دبیر انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی نیز از آذر ۱۳۸۸ در زندان اوین محبوس است. گلرو به ۲ سال ۴ ماه زندان محکوم شد اما به خاطر نوشته‌ ای از درون زندان به مناسبت روز دانشجو شش ماه حبس اضافه دریافت کرد.

گلرو و مددزاده تنها دانشجویان سیاسی درون زندان های جمهوری اسلامی نیستند. عاطفه نبوی، فعال دانشجویی و دانشجوی کارشناسی ارشد و محروم از تحصیل بیشتر از ۲۸ سال ندارد. او چند روز پس از کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸ بازداشت شد. نبوی نیز تاکنون از حق استفاده از مرخصی محروم بوده و و ازجمله زنان سیاسی زندان اوین است.

نازنین خسروانی؛ روزنامه نگار زن در زندان

نازنین خسروانی روزنامه‌نگار ۳۵ ساله دو روز پیش خود را برای اجرای شش سال حبس به اوین معرفی کرد. روزنامه نگاران زن پرشماری در تمام ماه های گذشته دچار حبس و بازجویی شده اند؛ اینک این خسروانی است که باید جای خالی هاله سحابی، هنگامه شهیدی، بدرالسادات مفیدی، ژیلا بنی یعقوب، مهسا امرآبادی، فریبا پژوه، لیلی فرهادپور، مهسا حکمت، فاطمه خردمند، پرستو دوکوهکی، مرضیه رسولی، و بسیاری دیگر را در اوین پر کند.

وی آبان ۱۳۸۹ در منزل پدری بازداشت و پس از چهار ماه از زندان آزاد شد. و بعدتر پس از محاکمه در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب، از قاضی پیرعباس شش سال حبس گرفت.

بازجوها و مقامات امنیتی و قضایی در هفته های گذشته به او تاکید کردند در صورت درخواست عفو و ابراز ندامت، راهی زندان نخواهد شد؛ او ولی در آستانه نوروز ۱۳۹۱، زندان را ترجیح داد. مادر نازنین با اشاره به این که دخترش حاضر به امضای عفو نامه نشده، گفته است: «حکم تجدید نظر که به وکیل نازنین ابلاغ شد، منتظر احضاریه بودیم که یکدفعه اخطاریه ضبط وثیقه آمد. به علت اینکه من وثیقه را گذاشته بودم مراجعه کردم و گفتند دخترت باید بیاید. بعد از مراجعه نازنین به او گفته بودند عفو نامه ای را امضاء کن و بیرون باش، اما نازنین نپذیرفته بود و گفته بود من چیزی را امضاء نمی کنم. به او گفته بودند پس برو فکرهایت را بکن و بعد بیا. بعد از چند بار رفتن و آمدن، تماس گرفتند که نازنین باید به اجرای احکام اوین برود در آنجا بار دیگر عفونامه را جلوی نازنین گذاشتند اما امضا نکرد و متاسفانه او را به زندان منتقل کردند.»

مادر خسروانی می افزاید: «نازنین هر باری که می رفت چمدان خود را با خودش می برد و دیروز تا آخرین لحظه هم خانمی که رئیس دفتر قاضی بود به من گفت که اگر نازنین این عفو نامه را امضاء کند قاضی اجازه می دهد که آزاد باشد، اما نازنین گفت که او امضاء نمی کند. در حقیقت نازنین اتهامات خودش را قبول نداشت و می گفت این حکم من «غیرعادلانه» است. یک نامه نوشت و از قاضی اجرای احکام خواست که یک مهلتی به او بدهند که معالجات خود را ادامه بدهد زیرا همانطور که می دانید نازنین مشکل قلبی دارد اما قاضی نوشت که موافقت نمی شود و گفت که اگر می خواهی بیرون باشی، عفونامه را باید امضاء کنی که نازنین اینکار را نکرد.»

دیگر نمادهای مقاومت و حق‌جویی

فهرست زنان آزاده و حق طلب مزبور البته مطول تر است؛ این فهرست البته از فرشته شیرازی فعال حقوق زنان و از اعضای فعالان کمپین یک میلیون امضا در شهر آمل تا پروین مخترع مادر کوهیار گودرزی؛ از محبوبه کرمی تا زنان بهایی و مسیحی؛ و از ژیلا کرم‌زاده مکوندی فعال حقوق زنان و از همراهان مادران پارک لاله تا مطهره بهرامی حقیقی که با ۶۱ سال سن مسن‌ترین زندانی زن سیاسی است را در بر می گیرد.

فهرست زنان زندانی سیاسی در ایران چندان کوتاه نیست. اینک حدود ۵۰ زندانی سیاسی و عقیدتی زن در زندان های جمهوری اسلامی محبوس اند.

مستقل از اینان، باید به زنان آزاده و حقیقت طلب و دموکراسی خواهی اشاره کرد که در سرکوب های خونین پس از انتخابات ۱۳۸۸ جان باختند؛ از ندا آقا سلطان تا هاله سحابی و دیگران.

و در کنار اینان، مادران و همسران آزاده و صبور و سبزی که پای مطالبات مشروع فرزندان و همسران خود ایستاده اند؛ از پروین فهیمی مادر سهراب اعرابی تا مصطفایی، همسر شهید علی حسن پور و یکایک دیگر همسران و مادران شهید جنبش سبز.

بر این خیل، باید خانواده ی یکایک زندانیان سیاسی را افزود؛ از مادر مهدی محمودیان تا همسر احمد زیدآبادی را.
و این جمله، در کنار زنان آزاده ای قرار می گیرند که در تهدید و فشار دائمی دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی اند؛ از دختران دانشجوی گمنام تا زنان سیاسی مشهور و از کنشگران مدنی پیگیر حقوق زنان برجسته تا نویسندگان و روزنامه نگاران.

«هشتم مارس»، روز جهانی زن در ایران سیمایی متفاوت از دیگر کشورهای جهان دارد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s