محمد تقی کروبی: عدم شرکت در انتخابات نمایانگر قدرت مخالفان است

* مهم نیست که حاکمیت چه رقمی را به عنوان جمعیت مشارکت کننده در انتخابات اعلام کند، مهم این است که حاکمیت به قدرت مردم و مردم به ضعف حاکمیت پی می برند.

محمد تقی کروبی: عدم شرکت در انتخابات نمایانگر قدرت مخالفان است
  جرس:محمد تقی کروبی فرزند دوم مهدی کروبی فارغ التحصیل دکترای حقوق بین الملل از انگلستان است اما تحولات سیاسی داخل ایران همواره در کانون توجه اش بوده است. او پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 برای همراهی با پدرش به ایران بازگشت اما فشارهای حکومت علیه پدرش، وی را نیز تحت تاثیر قرار داد و برای مدتی طولانی ممنوع الخروج شد . او که به تازگی برای پیگیری فعالیت های علمی اش به انگلستان بازگشته است در نخستین مصاحبه اش پس از خروج از ایران با » جرس» به گفتگو نشست. گفتگویی که محورهای آن پیرامون توافق گروه های مخالف وضع موجود برای » نه» گفتن به انتخابات مجلس، تشدید شکاف های درون حکومت، وضعیت حصر رهبران جنبش سبز، منشور راه سبز امید و اصلاح قانون اساسی بود.

کروبی در این مصاحبه خلاء حضور میرحسین موسوی و مهدی کروبی بر فعالیت اعتراضی ایران را نیز تایید کرد و اظهار داشت که حکومت توانسته بخشی از پتانسیل جریان اعتراضی را کنترل کند اما اعتراض ها انباشت شده و استعداد بالقوه اعتراضها بالارفته است. او گفت که از نظر کروبی، کلید حل مشکلات ایران در انتخابات آزاد و عادلانه است و وی تابع رای اکثریت در چنین انتخاباتی خواهد بود.

گفتگوی جرس با محمد تقی کروبی در پی می آید:

آقای کروبی!اجماع نسبی میان گروه های هوادار تغییر برای عدم شرکت در انتخابات مجلس نهم در نوع خود منحصر به فرد بوده است. در انتخابات های قبلی هیچ گاه موضع گروه های منتقد تا این حد یکدست نبود. به نظر شما دست یابی به این توافق محصول چیست؟
توافقی که میان گروه های سیاسی با سابقه برای عدم شرکت در انتخابات مجلس شکل گرفت محصول مستقیم عملکرد چهره های ارشد نظام در قبال رای مردم در چند انتخابات گذشته است که اوج رسوایی آن در انتخابات ریاست جمهوری 88 به نمایش گذاشته شد. لذا مادام که شرایط انتخابات عادلانه و سالم فراهم نگردد، شرکت در این فرآیند معنا و معنی مفهومی ندارد. در حالیکه بسیاری از اشخاص حقیقی و حقوقی شرکت در انتخابات مجلس را در فضای امنیتی فعلی امری غیر معقول می دانستند، آقای خاتمی از روی حسن نیت و برای برون رفت از بحران، حضور اصلاح طلبان را منوط به تحقق شرایطی حداقلی کرد که نه تنها مورد مورد پذیرش حاکمیت قرار نگرفت بلکه بخش رسانه ای جریان حاکم ایشان را مورد هتاکی بی رحمانه قرار داد. طبیعی است که نیروهای دلسوز کشور نمی توانند در نمایشی که نتایج آن از پیش تعین شده و مقدمات لازم را ندارد شرکت کنند اما این عدم شرکت به معنای شرکت است یعنی به رخ کشیدن قدرت و توان مجموعه ای مهم و اساسی از مردم.


گروه های مخالف وضع موجود علیرغم همگرایی برای » نه» گفتن به انتخابات،درباره بکارگیری تعبیر عدم شرکت در انتخابات یا تحریم انتخابات اختلاف نظرهایی دارند. تحلیل شما از این اختلاف در گزینش واژگان چیست؟

لفظ تحریم بعد از انقلاب اسلامی از سوی گروه هایی که ساختار جمهوری اسلامی را بطور کل قبول نداشته اند بارها تکرار شده است. جریان اصلاح طلبی جریان نیروهای اصیل انقلاب است که بر این باور است عده ای برای حفظ همیشگی قدرت، اصول مترقی قانون اساسی و جمهوریت و اسلامیت نظام را تعطیل کردند. لذا باید تلاش کرد تا انحراف موجود را با کمترین هزینه اصلاح کرد. این جریان به استیفای حقوق ملت معتقد است و حاضر نیست در نمایش از پیش تعیین شده شرکت کند. سوای اعتقاد یا عدم اعتقاد به ساختار سیاسی کشور فکر نمی کنم که صرفنظر کردن از یکی از مهمترین مصادیق حقوق مدنی و سیاسی بطور عام کار معقولی باشد. بنابراین همواره باید از حق شرکت در انتخابات به شرط آنکه معنای انتخابات نه انتصابات را داشته باشد استفاده کرد و اگر شرایط مناسب نبود این حق را به گونه ای طرح کرد که عدم شرکت پیام جریان معترض را صاحبان قدرت برساند.


عدم استفاده از واژه تحریم به خاطر تابویی نیست که این مفهوم در میان گروه های اصلاح طلب دارد؟

این را قبول دارم. ببینید هیچ نظام سیاسی با صرف ابزار تحریم عقب نشینی نمی کند. انتخاب شدن و انتخاب کردن از حقوق اساسی ملت است و باید تلاش کرد این حق را اعاده کنیم لذا الگوی غالب باید شرکت موثر در فرآیند انتخابات باشد و هر جا که شرایط حضور فراهم نشد عدم شرکت با برنامه می تواند موثر باشد مانند این انتخابات.من بار دیگر بر این نکته تاکید می کنم که عدم شرکت در این انتخابات خودش یک نوع شرکت است. شهروندان معترض از این طریق به حاکمیت و همچنین جامعه بین المللی می گویند که انتخابات آزاد و عادلانه ای در این کشور وجود ندارد و بنابراین ما به عنوان شهروندان این کشور از دسترسی به حق خود برای تعیین سرنوشت محروم شده ایم.


آیا ایده عدم شرکت در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلام توانست پیام خود را به افکار عمومی و جامعه بین الملل منتقل کند؟

ایده عدم شرکت پیام خود را با قدرت و به صورت موثر به گوش حاکمیت رسانده است. شما به سخنان نابخردانه مقام های قضایی و امنیتی درباره عدم شرکت در انتخابات نگاه کنید.آنها می گویند اظهار عدم شرکت در انتخابات یک فعل مجرمانه است. اصلا توجهی به این نکته ندارند که اگر این اقدام بناست مجرمانه تلقی شود ابتدا باید چنین فعلی در قانون بعنوان فعل مجرمانه تعریف شود و سپس برای مرتکب عقوبت در نظر بگیرند.موقعی که دادستان کشور بر خلاف اصول صریح و شفاف حقوقی مدعی این می شود که بکارگیری عدم شرکت فعلی مجرمانه و قابل پیگیری است بیش از هر چیز آسیب پذیری حکومت را به نمایش می گذارد. به عقیده من اصلا مهم نیست که حاکمیت چه رقمی را به عنوان جمعیت مشارکت کننده در انتخابات اعلام کند، مهم این است که حاکمیت به قدرت مردم و مردم به ضعف حاکمیت پی می برند.


آیا به نظر شما توافق کنونی میان گروه های مخالف حکومت برای شرکت نکردن در انتخابات مجلس،می تواند نشانه ای از همگرایی جریان های حامی دموکراسی ایران در فازهای بعدی باشد؟

چندان امیدوار نیستم.درست است که گروه های سیاسی مخالف وضع موجود در مورد انتخابات مجلس به یک توافق ضمنی و مشترک رسیدند اما معلوم نیست در آینده چنین باشد. در حال حاضر جریان های مختلف دیدگاه های سیاسی متفاوتی را دنبال می کنند. اما امیدوارم در مقام عمل همه گروه های سیاسی کشور به این بلوغ سیاسی رسیده باشند که اولا به انتخاب مردم هر چه که باشد احترام بگذاریم و دیگر انکه تلاش کنیم یکدیگر را تحمل کنیم. دست یابی به توافق جمعی در همین محدوده که شهروندان حق تعیین سرنوشت دارند و این حق را می توانند یک بار با شرکت و یک بار با عدم شرکت در انتخابات به نمایش بگذارند، دستاورد بزرگی است.


آقای کروبی! در آن سوی صحنه سیاسی شاهد هستیم که گروه های حامی حکومت درگیر اختلاف ها و شکافهای متعددی شده اند و در باره انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز این شکاف ها آشکار و علنی تر شد. به نظر شما شکاف های حاکمیتی چه تاثیری بر جنبش دموکراسی خواهی ایران خواهد گذاشت؟

جریان معترض باید این شکاف ها را رصد کند اما نباید انرژی خود را معطوف به اختلاف های حاکمیت کند و یا احساس کند که این اختلاف ها می تواند در حرکت آنها موثر باشد. شکافی که ما امروز در میان ارکان حکومت شاهد هستیم ناشی از اختلاف بر سر تقسیم منابع حاصل از قدرت است.بخش مهمی از این اختلاف ها دستوری و برخی بدلایل دیگر است اما هر چه باشد با یک دستور بدون توجه به آثار زینبارش پایان می پذیرد. برای مثال گرچه در ظاهر امر اختلاف ها میان مجلس و دولت خیلی بزرگ جلوه داده می شود اما مجلس در عمل حتی قدرت عزل یک وزیر دولت مستقر را هم ندارد. در پرونده اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی دولت به جای پاسخگویی به پارلمان دست به افشاگری علیه برخی اعضای منتقد مجلس زد و بسیاری دیگر را نیز تهدید به افشاگری کرد. همین امر موجب عقب نشینی پارلمان شد. بنابه گفته دکتر علی مطهری به یکباره مود مجلس در ماجرای اختلاس تغییر کرد و استیضاح وزیر اقتصاد ناکام ماند. به عبارت ساده اطلاعات مبتنی بر تخلف دیگران زمینه اخاذی قوه مجریه را فراهم آورد. بدین معنا که متهم پرونده جریان مقابل را تهدید به افشاگری می کند و اتفاقا موثر واقع می شود و پرونده قضایی از دانه درشت ها به کوتوله ها می رسد. با این حال در میانه این شکافها، ریزش هایی در جریان حامی حکومت اتفاق می افتد که این ریزش ها به جریان دموکراسی خواهی کمک می کند. این ریزش ها به ویژه برای کسانی که معتقد به انحراف سیستم حاضر از اصول قانون اساسی و آرمان های انقلاب اسلامی 57 هستند بسیار مهم و موثر است. جریان معترض می تواند از این اختلاف ها در جهت آگاهی بخشی به گروه هایی از جامعه استفاده کند که به دلیل عدم دسترسی به رسانه های مستقل امکان رصد دقیق وضعیت کشور را ندارند و در نتیجه ممکن است تحت تاثیر تبلیغات دروغین حکومت باشند.امروز برخی از اصولگرایان منتقد به صراحت می گویند که دولت کنونی فاسدترین دولت تاریخ ایران است، دستگاه قضایی ناکارآمد و و به جای تظلم خواهی خود مرکز ظلم و تعدی است و فساد در آن بی داد می کند. انتقال این سخنان به شهروندانی که هنوز دارای ابهام هستند کمک می کند که آنان هم با جریان اعتراضی همسو شوند و در روند اصلاح و تغییر شرایط همراهی کنند.


آقای کروبی! بسیاری از ناظران می گویند که وضعیت بحرانی حکومت موید هشدارهایی است که چهره های ارشد جنبش سبز مطرح می کردند. آیا به نظر شما در این شرایط امیدی به آزادی و رفع حصر از آقای میرحسین موسوی-مهدی کروبی و خانم رهنورد وجود دارد؟

به نظر من باید تغییری در نگرش حاکمیت به وجود بیاید تا رفع حصر اتفاق بیفتد. تنها راه، بازگشت به مردم و قبول این واقعیت است که شهروندان حق تعیین سرنوشت دارند و باید این حق خود را اعمال کنند. آقای هاشمی به زیبایی این واقعیت را به حاکمیت یادآور شدند که مانند اول انقلاب تنها راه بازگشت به مردم است. متاسفانه این روزها داغ و درفش را برگزیدند و کشور را در داخل و عرصه بین المللی با چالش مواجه کردند. مادامی که حاکمیت حاضر به پذیرش حق مردم نیست و در جهت نادیده گرفتن و پایمال کردن حقوق شهروندی حرکت می کند و نخبگان و دلسوزان را در زندان ها نگه می دارد زمینه رفع حصر به وجود نخواهد آمد.آقایان موسوی و کروبی بیانیه هایی فردی و مشترک می دانند و بر خود تکلیف می دانستند که مردم را در جریان وضعیت بحرانی کشور بگذارند. یک سال پس از حبس آنان، شرایط کشور در بعد داخلی و نیز بین المللی نه تنها بهبود پیدا نکرده بلکه به مراتب وخیم تر شده است.طبیعی است که اگر آنان از حبس بیرون بیایند به تکلیف شرعی و ملی خود مجددا عمل کنند. زمینه منکر را باید از بین برد نه آنکه ناهی منکر را عقوبت کرد. اگر حاکمیت بپذیرد روند فعلی باعث بن بست در نظام سیاسی شده و حالا زمان تغییر فرارسیده می توان به رفع حصر امیدوار بود در غیر اینصورت خیر. در یکی از دیدارها پدرم با صراحت گفتند که در صورت خروج از حبس مجددا با مردم سخن خواهم گفت. اتفاقا روند فعلی نشان داده است که آنان بصیرت داشتند و به موقع انذار دادند اما گوش شنوایی نبود.


آیا در شرایط فعلی نشانه ای از تصمیم حکومت برای تجدیدنظر در رفتارها و عملکردها مشاهده می کنید؟

متاسفانه باید بگویم که تاکنون نه تنها چنین تغییری دیده نمی شود بلکه شاهد اصرار و پافشاری بر اشتباهات گذشته هستیم.


مطمئنا شما هم مخاطب تحلیلهایی بوده اید که بر خلاء رهبری در جنبش اعتراضی ایران پس از حصر آقایان موسوی و کروبی تاکید دارند. به نظر شما آیا جنبش اعتراضی ایران اکنون از خلاء رهبری رنج می برد؟

من با این تحلیل موافقم. هر حرکتی برای رسیدن به نتیجه نیازمند مدیریت و رهبری است. درست است که اقایان موسوی و کروبی از ابتدا با شکسته نفسی و فروتنی تاکید کردند که رهبر این حرکت نیستند اما واقعیت این است که شهروندان از آنان انتظار داشتند در این مسیر نقش پیشرو داشته باشند.خیلی طبیعی بود که وقتی حکومت مبادرت به حبس آنان کرد یک سرخوردگی و احساس یاسی در بخشی از بدنه جنبش اعتراضی به وجود بیاید.این سرخوردگی به معنای فراموشی نیست.به معنای درخود خزیدن یک مجموعه است.شهروندان امروز اعتراض هایشان نسبت به دو سال پیش بیشتر و انباشه تر شده است اما حضورشان کمرنگ تر است.کمرنگ شدن حضور آنان طبیعی است. نفوذ کلامی که آقایان کروبی و موسوی داشتند با دیگر افراد– حتی افراد منتسب با آنها- متفاوت است.بنابراین حکومت با حصر رهبران جنبش توانسته بخشی از پتانسیل اعتراضی در جامعه را کنترل کند اما کنترل اعتراض ها به معنای متقاعد شدن شهروندان نیست و نارضایتی های عمومی را عمیق تر و پردامنه تر کرده است. این را هم اضافه کنم که نارضایتی در جامعه ایران بالاست اما در جریان جنبش سبز مطالبه برای دستیابی به حقوق توسط یک بخشی از جامعه اتفاق افتاد.ضمن این که معترضان هم آمادگی پرداخت هزینه زیاد-مثلا در حد و اندازه مخالفان سوری- را نداشته و ندارند. آقایان موسوی و کروبی هم راضی به پذیرش چنین هزینه ای نبودند.


آقایان موسوی-کروبی پیش از حصر منشوری را تحت عنوان » منشور راه سبز امید» تایید کردند که بر اصلاحات وسیع در جمهوری اسلامی تاکید داشت. به نظر شما این منشور با توجه به تشدید شرایط انسداد سیاسی در این کماکان می تواند الگوی عمل و نقشه راه گروه های معترض باشد؟

اجازه دهید خلاصه ای از سند منتشره با عنوان مشهور منشور بگویم. در خلال گفتگو های میان پدر و مهندس موسوی مقرر شد مجموعه ای متشکل از نیرو های توانمند، باتجربه، متخصص و متعهد در چارچوب مطالبات مردم و نظرات رهبران جنبش و ظرفیت های مهم قانون اساسی سندی تهیه کنند تا اهداف و چشم انداز حرکت را معین کند. نسخه اول تنظیم و تقدیم این دو عزیز و بزرگانی دیگر شد. در قبال نسخه اول پدرم ایراداتی را وارد کردند و از تعدادی مشاوران خود خواستند نظرشان را نسبت به سند مکتوب ارائه کنند. ایشان متن تنظیمی را بسیار خوب توصیف کردند و ضمن تشکر از تدوین کنندگان خواستار اصلاحاتی در ویرایش دوم شدند. اندکی بعد رهبران در حصر و حبس قرار گرفتند. کسی مدعی نیست که این سند بدون عیب و نقص است و قطعا در چارچوب تعریف شده قابل اصلاح و بازنگری است. لازم میدانم از شورای هماهنگی که تلاش کرده است در چارچوب این منشور قدم بردارد تشکر کنم و از اندیشمندان و صاحب نظران بخواهم با نقد عالمانه این متن رهبران را در این مهم یاری کنند. طبیعی است که بعد از رفع حصر و حبس موارد مورد ابهام در منشور با آنان در میان گذاشته خواهد شد. اما در ارتباط با سوال شما باید بگویم این منشور می تواند الگوی عملی قرار بگیرد مشروط بر آنکه بدور از حب و بغض زمینه اصلاحات اساسی را فراهم کنیم. باید یادآور شوم که آقایان موسوی و کروبی هیچ وقت ادعای این را نداشته اند که جنبش اعتراضی باید مطابق با سلیقه آنها پیش برود. منشور هم به دنبال این بوده که چشم اندازی از شرایط مطلوب گذار به دموکراسی –شامل تحقق آزادی های اساسی و اصلاح انحراف های نظام کنونی- به دست دهد.قطعا این منشور دربرگیرنده گرایش های همه گروه های منتقد حکومت نیست.منشور راه سبز امید منافاتی هم با کار مستقلانه گروه های هوادار تغییر ندارد. ولی به این نکته باید توجه داشت که آقای موسوی و کروبی باید در چارچوب خودشان سنجیده شوند. نباید چیزهایی را بر این افراد بار کرد که در چارچوب اعتقادی آنها نمی گنجد. نگرش سیاسی آنها متکی به آرمانهای انقلاب است که ماحصل سال ها مبارزه آزادی خواهان با استبداد بوده و بهای آن خون صدها هزار شهید در خاک خفته است. آرمان ها بسیار ارزشمند است اما عملکرد حکومت در تحقق آرمان ها بد بوده بنابراین امروز باید تلاش کرد آن را اجرایی کنیم. بطور مثال اصل تساوی افراد در برابر قانون، اصل برائت، استقلال و آزادی، حق تعیین سرنوشت و … مورد قبول همگان است اما در عمل چنین نشده است..


آقای کروبی! آیا فکر می کنید که در شرایط تصلب و انسداد سیاسی ایران، اصولا امکانی برای تحقق اهداف اصلاح طلبانه ای که در منشور جنبش سبز منعکس شده، وجود دارد؟

ببینید پدرم کلید حل معضل فعلی کشور را در انتخابات آزاد و عادلانه می داند. او معتقد است اصولی ترین و کم هزینه ترین راه برای اصلاح ساختار سیاسی ایران از صندوق رای است لذا باید تلاش کنیم ساختار ناسالم و ناعادلانه انتخابات نظیر نظارت استصوابی و روش آن را بدوا اصلاح و سپس اصلاحات اساسی را مطابق نظر مردم اعمال کنیم. او معتقد است اگر چنین انتخاباتی در ایران برگزار شود، تمامی ارکان قدرت تبلور قدرت ملت خواهد بود نه در مقابل مردم. کروبی بارها گفته است که شخصا قائل به جمهوری اسلامی است.جمهوری که به معنای حاکمیت مردم بر مردم باشد و اسلامی بودنش ناشی از قوانین مترقی اسلامی باشد.


اصلاح وضعیت مشخصا در معنای تغییر قانون اساسی؟

تغییر قانون اساسی چیز جدیدی نیست.ما انسان های زمینی قانونی را وضع می کنیم که در گذر زمان کمال و نقض آن هویدا می شود. به عبارت دیگر در گذر زمان می فهمیم که این قانون دارای اشکالاتی است و عدالت را تضمین نمی کند. قانون اساسی جمهوری اسلامی هم با توجه به گذر زمان اشکالات خود را نمایان کرده است.پیش از انتخابات یکی از شعارهای اساسی پدرم تلاش در جهت اصلاح قانون اساسی بوده است.


اگر مردم روزی بخواهند رفراندومی در باب تعیین نوع حکومت داشته باشند آیا آقای کروبی نظر مردم را اگر بر خلاف دیدگاهش باشد می پذیرد؟ ایشان چه الگویی را ارائه می کنند ؟

ایشان بارها گفته اند که این امر بر عهده مردم است، در مصاحبه ای که در منزل اسیر امروز جنبش دکتر خزعلی داشتند با صراحت گفتند رای من به جمهوری اسلامی است، البته به معنای واقعی آن نه آنچه امروز در ایران حاکم است. اما اگر مردم نوع حکومت دیگری را برگزینند من برای انتخاب آن ها احترام قائلم و آن را حق مردم می دانم. به عبارت ساده حتی اگرمردم اشتباه کنند کسی حق ندارد با استفاده از زور بخواهد رای خود را بر آنان تحمیل کند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s