نامزدهای انتخاباتی ما/ روز سی و دوم، صابر، سهرابی، کریم بیگی و تاجمیر

nmzdh32.jpgتهران کربلا شد، عاشورای حسینی بود اما این بار نه در کربلا، نه در نینوا، این بار در تهران؛ در ایران. آمده بودند تا برای حسین(ع) عذاداری کنند، امده بودند تا بگویند حسین دیگر تنها نیست، که نه ۷۲ تن که هزاران یار دارند، آنها بیشمار بودند. اما باز هم تحمل نکردند، ماشین نیروی انتظامی که از روی مردم رد شد، جوانی که از پل به پایین پرت شد و ماموری که در دست مردم اسیر گشت و جوانانی که سپر او شدند تا آنان که زخم خورده بودند زخمی بر پیکر مامور وارد نکنند و از جان خود بیشتر از آن مامور حفاظت کردند وتصویری که در تاریخ ثبت شد. ” مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست . جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می کنند بدانها آسیبی نرسد.” عاشورای تهران سند دیگری شد بر مظلومیت مردم ایران و متاسفانه حاکمیت به جای آنکه بخواهد از خانواده های زجر کشیده گان دلجویی کند داستان را وارونه جلوه دادند و فریاد وا اسلام آنان گوش ها را کر کرد. اما این تمام ماجرای ما نیست؛ روزها گذشت و فعالان سیاسی یک به یک راهی زندان شدند و در این میان مردمانی به زندان رفتند که با تمام وجود عاشق سرزمین خود بودند و نمی توانستند در مقابل بی عدالتی ها سکوت کنند و در راه خود چنان ایمانی داشتند که حتی در زندان نیز در مقابل ظلم ایتسادند و قدمی عقب ننشستند انقدر که جان خود را در زندان از دست دادند. با این اوصاف ما چطور می توانیم در انتخابات شرکت کنیم خصوصا زمانیکه:

nmzdh32.jpg

هدی‌ صابر پهلوان اوین

روزنامه نگار، مترجم، فعال ملی مذهبی، عضو جنبش مسلمانان مبارز، زندانی سیاسی و از گردانندگان مجله توقیف شده «ایران فردا» بود.

هدی ‌صابر ۸ بهمن ۱۳۷۹ دستگیر شد و پس از پایان محاکمه اش در روزهای ۱۴ و ۱۵ اسفند، در ۲۱ اسفند ۱۳۸۰ با سپردن ۱۳۰ میلیون تومان وثیقه آزاد شد.

هدی صابر، در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۲، توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران (در پشت درهای بسته) به ده سال زندان و ده سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد. او، تقی رحمانی و رضا علیجانی که تقاضای تجدید نظر کرده بودند تا برگزاری دادگاه تجدید نظر آزاد شدند امامجددا در ۲۵ خرداد همین سال آنها بدون ارائه هیچ دلیل قانونی و بدون دسترسی به وکیل خود بازداشت شدند و سه ماه در انفرادی به سر بردند. ۲۳ مهر غلامحسین الهام سخنگوی وقت قوه قضاییه بدون اینکه مشخص کند دادگاه آنها کی و کجا برگزار شده‌است اعلام کرد که این سه روزنامه نگار «محکومیت حبس خودرا در زندان آغاز کرده‌اند». او پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران مجددا توسط دو مامور دستگیر شد و تا مدتها از او خبری نبود که بالاخره به بند ۳۵۰ اوین منتقل شد. هدی صابر در ۲۱ خرداد ۱۳۹۰ به دلیل ایست قلبی ناشی از اعتصاب غذا و سهل انگاری مسئولین زندان برای انتقال وی در بیمارستان مدرس تهران درگذشت. وی به همراه زندانی سیاسی دیگر ملی- مذهبی امیر خسرو دلیر ثانی اعلام کرده بود «در اعتراض به مرگ هاله سحابی و برای جلوگیری از تکرار این بیدادگری‌ها علیه انسانهای بی دفاع» دست به اعتصاب غذای تر می‌زند. آنان در بیانیه خود ضمن توصیف اینگونه هاله سحابی «مادر صفت و خواهرگونه در خدمت مردمان و آسیب دیدگان وقایع دو سال اخیر» تاکید کردند که هیچ مطالبه شخصی از اعتصاب غذا ندارند. خانواده وی تا روز ۲۲ خرداد از درگذشت وی بی خبر بودند. هم چنین ۶۴ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین نیز با امضای شهادت نامه ای، علت مرگ هدی صابر را ضرب و شتم از سوی ماموران امنیتی زندان اعلام کردند. به نوشته سایت‌های نزدیک به جنبش سبز نیروهای امنیتی در اطراف بیمارستان مدرس حضور یافتند و پیکر وی توسط آمبولانس به پزشکی قانونی انتقال یافت. فریده جمشیدی همسر هدی صابر، اعلام کرد نیروهای قضایی و امنیتی را «مسئول» مرگ همسرش می‌داند.

مراسم تشییع وی صبح ۲۳ خرداد در بهشت زهرا برگزار شد. به نوشته وبگاه جرس «مقامات مسئول قضایی خبر انتقال به بیمارستان و درگذشت هدی صابر را به خانواده اش نیز اطلاع نداده بودند و پس از آن نیز از تحویل پیکر آن شهید به خانواده، امتناع ورزیدند.» تشییع جنازه هدی صابر در قطعه ۱۰۰ بهشت زهرا، تحت تدابیر شدید امنیتی برگزار شد.

مراسم سوم هدی صابر در مسجد اعظم قلهک با حضور گسترده مردم با وجود جو امنیتی شدید برگزار شد. بیش از دو هزار نفر در این مراسم حضور داشتند، اما در عین حال حدود ۲۰۰ نیروی امنیتی خیابان های اطراف را در کنترل خود گرفته بودند و حدود ۵۰ نیروی لباس شخصی در داخل مسجد در بین جمعیت پراکنده بودند. در بخش بانوان هم پلیس های زن کنترل این قسمت را برعهده داشتند.فیروزه صابر خواهر هدی صابر جلوی درب مسجد مهمان ها را مشایعت می کرد.نیروهای امنیتی از برگزارکنندگان تعهد گرفتند که سخنی از «شهادت» یا «زندان» در این مراسم به میان نیاید.حسین شاه حسینی، از فعالان جبهه ملی، نیز در این مراسم سخنرانی کرد.نیروهای امنیتی، بسیج و لباس شخصیها در محدوده خیابان یخچال و مسجد اعظم قلهک به وفور دیده می‌شدند و داخل مسجد نیز این نیروها با چندین دوربین از شرکت‌کنندگان در مراسم ترحیم هدی صابر فیلم می‌گرفتند.در میان مراسم یکی از حاضران خواستار فرستادن صلوات برای سلامتی زندانیان سیاسی شد که ماموران امنیتی او را دستگیر کردند. در این مراسم از چهره های شاخصی که حضور داشتند علاوه بر فعالان ملی مذهبی، احمد منتظری، محمد نوری زاد، محمدرضا خاتمی، سعید لیلاز، فرشاد مومنی، حبیب‌الله پیمان، هاشم آقاجری، محسن امین‌زاده، عبدالله نوری، هاشم صباغیان، تقی رحمانی، سعید حجاریان، فرزند اسدالله بیات، محمد توسلی، محسن آرمین، مرتضی الویری، خسرو سیف،‌ خانواده محمود طالقانی، خانواده علی شریعتی، اعضای جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را می توان نام برد.هم چنین زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین نیز مراسمی برای بزرگداشت هدی صابر برگزار کردند.

شبنم سهرابی شهید عاشورای تهران مادر به خانه برنگشت

متولد ۱۳۵۴ از کشته شدگان عاشورای تهران است. شبنم سهرابی یک مادر تنها بود که خود و دخترش نگین را سرپرستی می‌کرد.در جریان درگیری‌ها و اعتراضات روز عاشورای سال ۱۳۸۸ در تهران فیلمی از زیر گرفتن و قتل یک بانو توسط اتومبیل نیروی انتظامی منتشر شد که خودروی نیروی انتظامی چندین بار از روی وی رد شد.فرمانده نیروی انتظامی، پس از بازتاب‌های گسترده این فیلم، ادعا کرد که خودرو پلیس ربوده شده‌بود.

وی ۳۴ سال داشته‌است و در روز حادثه، برای گرفتن نذری از منزلش در خیابان شادمان خارج شده و دیگر بازنگشت. پیکر او ۲۰ روز بعد به خانواه‌اش تحویل داده‌شد.مراسم خاکسپاری سهرابی تحت تدابیر امنیتی شدید در قطعه ۸۶ بهشت زهرا برگزار شد. مادر شبنم سهرابی می‌گوید که برای عدم مصاحبه با رسانه‌ها تحت فشار نهادهای امنیتی قرار داشته‌است.مادر شبنم سهرابی درباره واکنش نیروی انتظامی در رابطه با مرگ دخترش می گوید: ” دخترم را با ماشین نیروی انتظامی زیر گرفته اند اما علت مرگش را نوشته اند برخورد با جسم سخت. می خواهم بدانم که آیا این جسم سخت اسمی ندارد؟ ”

در جریان اعتراضات روز عاشورا ۱۴ کشته و تعداد زیادی دستگیر و یا مجروح شدند.

مصطفی کریم بیگی تهران کربلا شد

بیگی یکی از کشته شدگان در اعتراضات عاشورای ۱۳۸۸ بود. او در حوالی خیابان نوفل لوشاتو مورد اصابت گلوله از ناحیه سر قرار گرفت. خانواده وی می گویند پیکر او کالبد شکافی شده بود و اثر گلوله در پیشانی‌اش مشهود بوده است.همچنین با وجود سکونت او در تهران، ماموران امنیتی اجازه دفن او را در شهر تهران نداده‌اند، به همین خاطر خانواده او مجبور شدند او را هنگام غروب آقتاب در شهریار کرج دفن کنند. کانون حمایت ازخانواده‌های جان باختگان و بازداشتی‌ها اعلام کرده بود که ماموران وزارت اطلاعات اقوام و بستگان مصطفی کریم بیگی را تهدید کرده بودند تا از اطلاع رسانی در مورد او خودداری کنند.

امیر ارشد تاجمیر، نه اسبان که ماشین نیروی انتظامی از روی شهید عاشورا گذشت

صدابردار رادیو، پسر خانم شهین مهین‌فر گوینده و مجری رادیو و تلویزیون بود. امیر ارشد تاجمیر در روز یکشنبه ۶ دی ١٣٨٨، به دلیل هجوم خودروهای نیروهای انتظامی به میان مردم در میدان ولیعصر تهران مورد اصابت یکی از خودروها قرار گرفت و سپس خودروها پلیس از روی بدن نیمه جان او رد شدند. او پس از انتقال به بیمارستان فوت کرد. جسد آقای امیر ارشد تاجمیر به پزشک قانونی کهریزک برده شد. او ٢۵ سال داشت.

ماموران انتظامی با این که از هویت آقای تاجمیر از روز اول با خبر بودند، اما به خانوادۀ وی اطلاع داده نشد. ماموران ساعت ۳ بعد از ظهر روز ۱۲ دی ماه، به خانواده خبر می‌دهند که برای بردن جسد به پزشک قانونی کهریزک مراجعه کنند. آنها به خانواده تاکید می‌کنند، جز اقوام نزدیک به کسی خبر ندهند و مراقب باشند تا مراسم در «نهایت آرامش و بی‌سر و صدا» انجام شود . محل دفن نیز از طرف ماموران از پیش تعیین شده بود و امکانی برای تصمیم گیری خانواده وجود نداشت.

سه خودرو و تعداد زیادی مامور، اعضای خانواده را در راه بهشت زهرا همراهی کردند. هنگام خاکسپاری مامورین در میان و پیرامون افراد حاضر، ایستادند و از آنها عکس و فیلم تهیه کردند. ماموران زن که در میان بستگان قربانی جاگرفته بودند، با یکی از زنان جوان فامیل، که روسریش عقب رفته بود، برخورد بدی کردند و او را آماج الفاظ زشت و زننده گرفتند. ماموران دولتی، جوانی را که از مراسم عکسبرداری می‌کرد، دستگیرکردند ولی پس از مدتی با چند سوال و جواب و همچنین خالی کردن حافظه دوربینش وی را آزاد کردند.

خانواده تاجمیر یک هفته برای گرفتن جسد فرزندشان به مقامات مسئول مراجعه کردند و جوابی نیافتند. آقای ارشد تاجمیر روز شنبه ۱۲ دی در قطعه ۳۰۲، ردیف ۱۶۶، شماره ۷ بهشت زهرا، به خاک سپرده شده است. مراسم در ساعتی که تمام بخشهای بهشت زهرا از جمله، اداره و غسالخانه تعطیل شده بود، انجام گرفت. بعد از اجرای مراسم شتسشو، جسد را با همراهی ماموران لباس شخصی بیرون آوردند. با پوشاندن و پر کردن قبر از حاضرین خواسته شد تا سریع محل را ترک کنند و به خانواده فرصت عزاداری داده نشد. به گزارش سایت آینده، میزان مواد رنگدار و سفید کننده بر روی صورت او بوضوح نشان می‌داد که سعی زیادی شده تا آثار شدید و فراوان جراحات پیدا نشود.

کاری از گروه اجتماعی کلمه

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s