موافقت رهبری با تاخت صندلیهایی از مجلس برای یاران احمدی نژاد با مصوبه افزایش سود بانکی

* قطع ملاقات هفتگی رهبر با هاشمی رفسنجانی به دنبال بیان مسئله اختلاس مجتبی خامنه ائی در آخرین نشست او با خامنه ای صورت گرفت

آ.فرجی

سلسله وقایعی که با مرکزیت رهبری و منزل و دفتر وی در چند ماه اخیر صورت پذیرفته و اخبار آن به بیرون درز پیدا کرده است اگرچه اینده خوبی را نوید میدهد ولی تجزیه و تحلیل شرایط داخلی ایران با وجود انواع فشارهای سیاسی- اقتصادی در حد انفجار به مردم در کنار اوضاع بین المللی و تحولات منطقه ائی و مخصوصا وضعیت سوریه نیازمند هوشیاری بیشتر نیروهای مبارز و ازادیخواه و دقت در بازیهای رهبری و اطرافیانش است. رهبری دریافته است که چگونه برای قبضه قدرت سیاسی در کشور و عدول از اهداف انقلاب اسلامی فرصت تحولات منطقه را به تهدیدی علیه کشور تبدیل کرده است.

وقتی خبر جلسه رئیس جمهور با رهبری در اواخر دیماه در زمینه امضا مصوبه شورای پول و اعتبار برای افزایش سود بانکی به محافل سیاسی راه پیدا کرد همه تعجب کردند چگونه رهبرانقلاب حاضر به چنین معامله ائی شده است؟ در آن زمان و حتی با مسائلی که در حاشیه اختلاس سه هزار میلیاردی بوجود آمده بود همه حدس میزدند که لابد رئیس جمهور دستش پر است و میخواهد پاتک دیگری بدنبال ناکامی قهر و خانه نشینی اش بزند.

رئیس جمهور که با سکوت یکهفته ائی خود و سفر به آمریکای لاتین در زمینه افزایش قیمت سکه و ارز به شایعات دست داشتن دولت در این مسئله برای جمع آوری نقدینگی دامن زده بود[1] و باعث سفر نیم تمام و بازگشت رهبر از مشهد شده بود تا انعقاد آن جلسه کذائی در حضور رهبری از امضا آن مصوبه خود داری کرد. اما در آن جلسه بعد از موافقت رهبر با تخصیص تعداد مشخصی از کرسیهای دور نهم مجلس شورای اسلامی برای داوطلبان طرفدار دولت این مصوبه را امضا و ابلاغ نمود که تا حدی جلوی افزایش بی رویه قیمتهای طلا و دلار در ایران را گرفت.

استدلال رئیس جمهور برای چنین درخواست معامله ائی اینچنین بوده که چون رهبری با کمک او توانسته است مخالفین سیاسی خود را از صحنه خارج کند او نیز نیاز به تضمینی دارد تا بتواند این مدت باقیمانده را بر سر قدرت باقی بماند. زیرا رئیس جمهور که یازده روز خانه نشینی خود را با این توهم که مردم برای بردن او به ریاست جمهوری به خیابانها خواهند ریخت آغاز ، تنها زمانی که به گوشش رساندند که سرپرستی برای ریاست جمهوری تعیین و عنقریب آغاز به کار خواهد کرد سراسیمه خود را به دفترش رسانده بود که صندلی اش غصب نشود! حالا تجربه بیشتری در بازی قدرت با رهبری کسب کرده .

وقتی پرونده سه هزار میلیارد تومانی مطرح شد احمدی نژاد این مسئله را برای حذف خود ونزدیکانش از صحنه سیاسی مطرح و تهدید به افشاگری کرد تا مجلس نتواند اقدام به استیضاح وزیر اقتصاد کند[2]. و در قدم بعدی نیز که هیئتی از سازمان بازرسی کل کشور و قوه قضائیه در خواست استعفای مشائی برای رسیدگی به نقش وی در این ماجرا را نمود رئیس جمهور مسئله دخالت مجتبی خامنه ائی در اختلاس یک و شش دهم میلارد یوروئی و لزوم بررسی هر دو پرونده را مطرح کرد و این شد که پرونده سه هزار میلیاردی بدون مقصر اصلی به دادگاه رفت!

البته ماجرا به اینجا هم ختم نشد و این پرونده و حواشی ان همچنان سایه سنگینش بر سر حلقه قدرت سیاسی سنگینی میکند و به تحول جدید تری منجر شد که میتواند سایه اش را بر مجمع تشخیص مصلحت انداخته و آخرین سنگر رقیب رهبر را نیز از وی بگیرد. قطع ملاقات هفتگی رهبر با هاشمی رفسنجانی نیز چشمه دیگر این سلسله از تحولات بود.[3] در آخرین جلسه ملاقات در بهمن ماه هاشمی مسئله اختلاس مجتبی خامنه ائی را با رهبر مطرح که وی همچنان بر پاک دستی فرزندش تاکید میکند و وقتی هاشمی مستندات خود بر مبنای گفته احمدی نژاد را ارائه میدهد او سکوت نموده و جلسه ملاقات بعدی نیز برگزار نمیشود.

البته رهبری که خود به خوبی واقف است که تنها راه نجات کشور بازگشت به مردم و آزاد نمودن زندانیان سیاسی و برگرداندن نظامیان به پادگانها و برگزاری یک انتخابات واقعی و بدور از دخالت سپاه و دولت در آن و راه یافتن نمایندگان واقعی مردم به مجلس است و از طرفی به مشورتهای دلسوزانه علاقمندان به کشور نیز گوش نکرده است به هر دری میزند تا شاید بتواند روزنه ائی برای فرار از این وضعیت پیدا کند که در یکی از آخرین تلاشهای خود و قبل از اعزام فرزندش به میر حسین موسوی در صدد دلجوئی از سید محمد خاتمی بر می اید و از وی میخواهد که نشستی با او داشته باشد که با جواب منفی وی روبرو میشود!

اگرچه خاتمی دلیل رد درخواست رهبری را جلوگیری از سرایت فتنه به دامن او عنوان نموده! ولی همه سیاسیون ایرانی میدانند که بالاخره آتش این فتنه روزی دامن آتش افروزش را خواهد گرفت و رئیس جمهور رهبری شرش برای وی کمتر از شرش برای مردم و مملکت نخواهد بود. اینبار رهبری دریافته که همیشه نمیتواند همچون انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 با تائید صلاحیت دو تن از نامزدهای انتخابات این سال ریاست جمهوری با حکم حکومتی خود باعث تشتت آرای اصلاحطلبان شود! آنها دریافته اند که اقدام رهبری در بهم زدن توازن قوای سیاسی جامعه طی شش سال گذشته به منظور دخالت در جزئی ترین اقدامات اجرائی کشور که صدای رئیس جمهور منصوبش را نیز در آورده و یکه تازی وی و اطرافیانش برای تمرکز قدرت در دستانشان باعث خالی شدن هر چه بیشتر دور او و رجوع وی به اصلاحطلبان و در آخرین مورد آن به میر حسین موسوی شده است.

اصلاحطلبان که بیشتر کادرهای درجه اول آنها در زندان بسر میبرند و هم آنهائی که بیرون از زندان در یک فضای امنیتی شدید زندگی میکنند و چه رهبران آنها که یا در حبس خانگی هستند و یا آنها که ظاهرا» ازادند ولی به گروگان گرفته شده اند و با کوچکترین تحرک سیاسی برای خود و خانواده اشان خط ونشان کشیده میشود تا بحال نشان داده اند که ظرفیت تجربه اندوزی بالائی یافته و حاضرنیستند مصالح ملی و خواست مردم را در راه کسب قدرت و ملعبه دست رهبری برای داغ کردن تنور انتخابات و بدست آوردن چند صندلی در مجلس شوند.

آنها میدانند که راه اصلاح امور مملکت از طریق تشکیل یک مجلس قوی و موثر و متشکل از کلیه نمایندگان واقعی اقشار و طبقات گوناگون جامعه ایرانی برای حل مشکلات اساسی کشور و اجرای بدون تنازل کلیه بنود قانون اساسی و احترام به کلیه حقوق مردم است. کلامی که میر حسین موسوی میخواهد در درجه اول با خود رهبر اشتباهات وی را به او گوشزد نموده و در مرحله بعدی با مردم بطور مستقیم در میان بگذارد و رهبری راهی جز پذیرش این پیشنهاد ندارد ولی هیچ امیدی به وی نیست. او سخت درگیرشخصیت بر کشیده اطرافیان خویش شده و با حاکم کردن تعدادی از سرداران سپاه بر گرده مردم در نهادهای انتخابی و انتصابی و در دست گرفتن سرنوشت کشور به همان راهی میرود که بسیاری از حاکمان رفتند ولی نه خود به سر منزل مقصود رسیدند و نه ملت را به اینده ائی امید بخش رساندند.

اصلاحطلبان به درستی دریافته اند که ورود در بازی سیاسی کنونی به نفع حاکمان کنونی که خود مشغول جنگ قدرت و تثبیت موقعیت خویش هستند، تمام خواهد شد. هم آنها و هم مردم متوجه شده اند این سیاست سکوت و عدم مشارکت در انتخابات مجلس نیز که همراه با آگاه سیاسی مردمی صورت گرفته است تا کنون خوب جواب داده است و باعث شده فتنه گران علیه منافع واقعی مردم و کشور خود هیزم آتش افروزی خویش را فراهم سازند و دور نیست روزی که شعله های آتش دامن آنها را گرفته و خانمانشان بر باد دهد و هم دود آتش چشم آنهائی را که دیده بر ظلمی که بر این ملت و بهترین فرزندانش رفته و بسیاری از خانواده ها را داغدار و ماتم زده کرده کور نماید.

[1] http://www.fararu.com/vdcefw8znjh87wi.b9bj.html
[2] http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2011/october/31/article/-b03602c3bc.html
[3] http://www.rahesabz.net/story/48997/

جرس

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s