آگاهی می دهیم و در خانه می مانیم؛ عدم شرکت فعال شهروندان سبز در انتخابات نمایشی و فرمایشی

ندای سبزآزادی_ ریحانه موسوی: اجماع اصلاح طلبان برای عدم مشارکت در انتخابات فرمایشی مجلس نهم، واکنش طبیعی به فشارهای اجتماعی و سیاسی و محدودیت هایی بود که برای فعالان و کنشگران مدنی ایجاد شده بود.

با بی پاسخ ماندن پرسش معترضان به نتایج انتخابات ۱۳۸۸ که «رای من کو؟»، ادامه ی  حبس صدها دانشجو و فعال سیاسی و حصر خانگی دو نامزد اصلی انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸، کمترین امید به نتیجه بخش بودن انتخابات رنگ باخته و عدم شرکت در نمایش انتخاباتی، عاقلانه ترین تصمیمی بود که می توانست اتخاذ شود.

چنین تصمیمی نه بعنوان یک عمل انفعالی که واکنشی فعال و آگاهانه به آنچه که در سپهر سیاسی کشور می گذرد، بار دیگر جنب و جوشی در جبهه اعتراضی مردم کشورمان ایجاد کرد.

همانطور که مسئولان و مقامات بلندپایه کشور خیلی پیش از موعد قانونی به استقبال این انتخابات رفته بودند، مردم نیز با شعارهای سبز خود بر در و دیوار شهرها باورشان به این انتخابات را به نمایش در آورده و نشان داده بودند که مرعوب این صحنه آرایی های انتخاباتی نخواهند شد.

ویژگی بارز جنبش سبز عدم اتکا به رهبران مشخص و جریانات فکری و سیاسی است. حضور میلیونی مردم در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، حماسه ای آفرید که نشان از عقلانیت رفتاری در جامعه مدنی ایران بود. شهروندانی که بدنبال مشارکت فعال در انتخابات اینک در پی نتیجه ای بودند که انتظار داشتند. شعور سیاسی مردم آنان را آگاهانه به صحنه خیابان آورد که نشان دهند، اگر صندوق ها نمی توانند محلی برای یک رقابت سالم در جابجایی قدرت و نخبگان باشد، «توده ها» که در هر انتخاباتی » اهمیت» می یابند می توانند بعد از آن هم در صحنه بوده و از رای خود » پرسشگری» کنند.

این حضور سبز در عرصه خیابان، نشان از فاز جدیدی در جنبش دمکراسی خواهی کشور بود. مردمی که پرسشگرند و حاکمانی می خواهند که با شفافیت و مسئولیت پذیری، پاسخگو باشند.

حاکمیت قادر به پاسخگویی به این نیاز نبوده و نیست و شکاف ایجاد شده طی سه سال گذشته که منجر به کاهش بیش از اندازه اعتماد عمومی شد، نشان از این فاصله عمیق بین نیازهای مردم و ساختار سیاسی کشور است.

انتخابات مجلس نهم هم برای سبزها از اهمیت ویژه ای برخوردار است و هم برای حاکمیت.

حاکمیت با تمام تریبون هایی که در اختیار دارد نه سربسته که صریحا اعلام کرده که این انتخابات «حیثیتی» است و نتیجه آن نشان دهنده ی جایگاه ایران در عرصه بین المللی و نشان از اقتدار و مشروعیت یک حکومت است.

سبزها بجز تریبون های محدودی که در عرصه مجازی دارند، هنوز نتوانسته اند صدای خود را که صدای اکثریت مردم ایران است، بدرستی بازتاب دهند.

قرار بود صندوق رای  محلی باشد برای بازتاب این صدا و خواسته مردمی، اما وقتی حاکمیتی به زور سرنیزه می تواند آرای مردم را جابجا کند، بی شک «صندوق» ها دیگر محلی برای رقابت نخواهند بود.

اینک در آستانه انتخابات فرمایشی و نمایشی، دو رهبر جنبش سبز ، نمادهای مظلومیت یک ملت اند که بی هیچ جرم و بدون هیچ مستند قانونی و حقوقی بیش از یک سال است در حصرند. این دو، ماه ها پیش از انتخابات صریحا اعلام کرده اند که این انتخابات، صحنه واقعی حضور مردم نیست.

هم زمان، ۳۹ زندانی سیاسی بعنوان نمادهای آزادگی و حق جویی ملت ایران از اغلب های سیاسی و فکری و اجتماعی در زندان هم سخن شده و این انتخابات را «فرمایشی » خوانده و نمایشی برای قدرت نمایی حاکمیت توصیف کرده اند.

حال در این چند روز باقی مانده به برگزاری انتخابات مجلس نهم، شهروندان معترض به وضع موجود در کجای اوضاع سیاسی اجتماعی کنونی ایران ایستاده اند؟

همانطور که در خلال انقلاب اسلامی مردم بدون داشتن رسانه و امکانات قادر بودند پیام انقلاب را به دورترین نقاط کشور برسانند، اینک نیز شهروندان در جایگاه «پیام آوران» شهیدان سبز ی که بی هیچ گناه، و فقط به جرم » پرسشگری در مورد نتایج یک انتخابات» خونشان سنگفرش خیابان ها را گلگون کرد، توانا به آگاهی بخشی در مورد انتخابات ناسالم و غیرآزاد و دروغین اند.

عدم مشارکت فعال در انتخابات فرمایشی آسان است!

کافی است که اراده ای پشت آن مستتر باشد. آنگاه نه وسیله می خواهد نه امکانات. حتی آسانتر از رای دادن است!

در تاکسی باشی یا اتوبوس. در حال قدم زدن در پارک یا خیابان. نشسته باشی یا ایستاده. کارمند باشی یا فروشنده. فقط کافی است که لب بگشایی  و در هر مکالمه ای ولو سی ثانیه بپرسی، «مجلس فرمایشی هشتم چه دستاوردی برای مردم داشت که در انتخابات مجلس نهم شرکت کنم؟»

» کاندیداهای ریاست جمهوری با ده ها سال سابقه سیاسی و خدمت در این حاکمیت اکنون کجایند؟»

«تفاوت مجلس زمان شاه و مجلس امروز در چیست؟»

» چرا جوانان را دسته دسته به زندان بردند؟»

» چه کسی ده ها شهروند را در خیابان های شهر به گلوله بست؟»

» عاملان پرتاب دانشجویان از پنجره خوابگاه به خیابان چه کسانی بودند؟»

» سعید مرتضوی آمر جنایت کهریزک چرا تبرئه شد؟»

» هدی صابر به چه جرمی در زندان به شهادت رسید؟»

» چرا مانع برگزاری مراسم ترحیم آیت الله منتظری شدند؟»

» ضارب ندا آقا سلطان چرا مجازات نشد؟»

» چه کسانی به حسینیه آیت الله دستغیب در شیراز حمله کردند و طلاب جوان را کتک زدند؟»

» چرا منافقین و عوامل بیگانه، در راه پیمایی های فرمایشی حاکمیت حضور ندارند؟»

» عامل شهادت دانشمندان هسته ای چه کسی است؟»

» چرا نمایندگان مجلس در برابر اختلاس سه هزار میلیارد تومانی سکوت کرده اند؟»

» چرا همه ایرانیان حق ندارند در مجلس نماینده داشته باشند؟»

و صدها سوال دیگر، فقط طرح سوال کنید و بگذارید مردم خودشان پاسخی برای این سوالات بیابند.

یک نوشته، یک دنیا آگاهی

تراکت های کوچک و دست نوشته یکی از دستاوردهای جنبش سبز است. در هر جایی که می روی نشانی از آن می بینی. جملاتی کوتاه و روشنگر. عکس هایی از رهبران جنبش سبز و شهیدان این جنبش.

یادی از زندانیانی که نزدیک سه سال است حتی یک روز مرخصی نداشته اند.  مادرانی که آغوششان بر فرزندانشان حرام شده است. همسرانی که سالهاست گرمای وجود همسرشان را گم کرده اند. رزمندگانی که با یادگاری از جبهه این روزها در زندان های حکومتی هستند که برای برپایی اش سالها مبارزه کرده اند. مادران شهیدی که باید هر هفته با بیماری هایی که دارند باز از کریدورهای زندان بگذرند تا شاید ۲۰ دقیقه فرزندانشان را ملاقات کنند. فرزندان شهیدی که در غیاب پدر دل به » عمو» ها بسته بودند و اینک عموها در حبسند.

برخی از شهروندان طی سه سال گذشته در هر مناسبتی با حداقل امکانات توانسته اند در حد روشنگری در محل کار، زندگی و اطراف خود پیام رسان مظلومیت مردم باشند.

اینک نیز در آستانه انتخابات باز دست به کار شده اند و حتی وقتی مهمانی می روند، دست نوشته هایشان را همراه دارند و در همه خانه های اطراف توزیع می کنند.

همیشه تعدادی از این دست نوشته همراهشان است. هر جا که گذر می کنند، چند تایی را به یادگار می گذارند.

اسکناس نویسی

اسکناس نویسی همیشه در ایران رایج بوده است. از پیام های عشقی تا تبریک سال نو. از تبلیغات کالا تا تحریم انتخابات.

طی سالهای گذشته نیز اسکناس نویسی رواج بیشتری یافت. بعد از انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری، هرچند حکومت بارها تهدید کرد که اسکناس های نوشته شده ارزشی ندارند، اما مردم از اسکناس نویسی دست بر نداشتند.

با فرارسیدن انتخابات فرمایشی مجلس نهم نیز باز اسکناس های شهر صحنه رقابت با حاکمیت شد.

پول هایی که در دست مردم جابه جا می شود و اسکناس هایی که زبان اعتراض شده اند و می گویند که در این انتخابات فرمایشی شرکت نمی کنند.

وی پی ان و بلوتوث

هرچند سرعت پایین اینترنت امان از مردم بریده است. اما ذهن خلاق ایرانیان ده ها راه برای عبور از این فیلترها و موانع خلق کرده است.

هر سدی که بر سر راه اطلاع رسانی قرار می دهند در کوتاه مدت توسط همین جوانان شکسته می شود و همه تلاشهایشان باطل.

برخی از جوانان با ذوق در ایستگاه های مترو و اتوبوس با بلوتوث کردن فیلترشکنها و جدیدترین وی پی ان ها به کمک شهروندان آمده اند.

این جوانان همچنین کلیپ های کوتاهی که می تواند آگاهی بخش باشد از طریق بلوثوت به اشتراک می گذارند.

انتشار سی دی و نوار

تعدادی از شهروندان خلاق، با جمع آوری عکس های شهیدان سبز و برخی برنامه های صوتی و تصویری سی دی ها و نوارهای تهیه کرده و در نقاط مختلف شهر توزیع کرده اند.

پیش از این در مناسبت های مختلف شهروندان اقدام به توزیع عکس ها و زندگی نامه شهیدان سبز کرده بودند. برخی دیگر از جوانان شهرستانی نیز با ضبط کلیپ » من که دیگه رای نمی دم» از جمله مواردی است که توسط شهروندان با ذوق منتشر شده و در اختبار مردم قرار گرفته است.

بادبادک ها

هرچند حاکمیت مانع از برگزاری پرواز فانوس ها شد، اما بادبادکهای سبزی که به هر بهانه ای در فضای شهرها خود می نمایاند نشان از سر سبزی مردمی دارد که به هر وسیله ای نشان می دهند که سبزند و سر زنده.

جمعی از جوانان با ذوق بر هوا کردن بادکنک هایی که تعدادی تراکت و نوشته در آن بوده است، سعی کرده اند تعداد بیشتری تراکت به دست شهروندان برسانند.
یکی از این جوانان آرزو می کرد که یکی از این بادبادکها در حیاط خانه میرحسین موسوی فروآید تا این رهبر جنبش سبز بداند که در غیابش مردم به توصیه های او گوش جان داده اند و از هر موقعیتی برای رساندن پیام جنبش استفاده می کنند.

همانطور که یک جوان سبز در ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ به بالای جرثقیل رفت و خبرسازترین رویداد شد برای مدت ها و یادش فراموش نمی شود از ذهن سبزها و مردم، اینک نیز هر شهروند می تواند منشا یک «تغییر» باشد.

در نشست های خانوادگی به افراد خانواده، دوستان و آشنایان خود باشهامت بگویید که چرا رای نمی دهید. آنان را تشویق کنید تا دست یاری به شما بدهند.

روز جمعه را به یک روز خانوادگی تبدیل کنید. در خانه بمانید به یاد کسانی که بخاطر ما و آرمان های ما برای فردای فرزندان ما در خانه حصر شده اند و بیش از یک  سال است از ابتدایی ترین حقوق خود محرومند.

برای مادران شهیدی که داغدار عزیزان خود هستند. برای فرزندانی که در انتظار پدران و مادران خود هستند. روز جمعه خانه نشینی کنید در اعتراض به همه ظلمی که به نام دین به مردم شده است.

سبزها در لبیک به دعوت شورای هماهنگی راه سبز امید، می توانند این چند روز باقی مانده را به بستری برای آگاهی رسانی مبدل کنند، و روز جمعه را به روز سکوت اعتراضی با خانه نشینی. فریاد سکوت شهروندان تغییرخواه می تواند فریاد بلندی باشد که نه فقط حاکمیت که دیگر شهروندان و افکار عمومی جهانیان در روز جمعه بشنوند. هر چند صندوق های انتخابات نمایشی حاکمیت استبدادی از پیش پر است و صف های شرکت کنندگان از قبل برای فیلمبرداری آماده است. اما شهروندان معترض و یاران جنبش سبز می توانند با امکانات محدودی که دارند هر یک، چونان «یک رسانه» آگاهی بخشی کنند و انتخابات نمایشی را رسوا نمایند، و  همزمان جنبش سبز خود را گسترش دهند و عمق بخشند.

جمعه ۱۲ اسفند مشخص خواهد شد که مردم آگاه ایران به چه میزان نسبت به انتخابات دروغین و مهندسی شده، شاکی اند و با رنج زندانیان  و  رهبران جنبش سبز همدلی می کنند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s