بیست و سومین روز؛ نامزدهای انتخاباتی ما در حبس هستند:محسن میردامادی، مهدی کوهکن، محمد داوری و مجید دری

گروه اجتماعی کلمه: قرار بود نظام ما جمهوری اسلامی باشد و جمهوری آن به تعبیر همان جمهوری است که در سایر کشورها هست. قرار بود میزان رأی ملت باشد نه آنکه چند نفر به جای ملت و به نام ملت تصمیم بگیرند و چنان دایره اراده خود را تنگ کنند که پیشگامان انقلاب و دفاع مقدس نیز خارج از صلاحیت قرار گیرند. قرار بود مجلس با رأی واقعی مردم شکل بگیرد و عصاره فضائل ملت باشد، نه آنکه نمایندگان مردم نیز از صافی نظر و سازماندهی اصحاب قدرت در حکومت بگذرند. قرار نبود در نظام جمهوری اسلامی دین خرج سیاست ها و برنامه های غلط مسؤولان شود، قرار نبود به نام دین ظرفیت ها و فرصت های کشور از میان رود و دنیا به کام مردم تلخ شود، بلکه قرار بود با درایت و مدیریت شایسته نشان داده شود. قرار نبود فقر و فساد و نابرابری بنیان ها و نهادهای جامعه ما را به مخاطره بیندازد و احساس ناامنی و ناامیدی و بی اعتمادی زوایای پنهان و آشکار جامعه ما را فرا بگیرد، بلکه قرار بود پایه های قدرت و منزلت بر کفایت و صداقت و شجاعت قرار گیرد. قرار نبود بخش عمده ای از کسانی که بار اصلی انقلاب را بر دوش کشیدند تنها به جرم گفتن حرفی خلاف آنچه در زبان و قرائت رسمی حاکمیت از دین و انقلاب و ارزش ها می آید به انزوا رانده شوند و حتی به زندان بیفتند بلکه قرار بود در سایه اسلام مبشر آزادی، دگراندیشان حتی آنها که با اساس انقلاب مخالف بودند بشرط توطئه نکردن و دست نبردن به اسلحه از آزادی کافی برای ابراز عقیده برخوردار باشند. قرار نبود فقط در تریبون های جهانی مثل سازمان ملل برای نبودن آزادی در آمریکا و اروپا فریاد بر آوریم و اشک حسرت بیفشانیم، اما حقوق اساسی و انسانی شهروندان ایرانی را از یاد ببریم. قرار نبود فقط بر تبعیض های سیاسی و قوانین ناعادلانه جهانی مانند حق وتو بشوریم، اما در داخل کشور خود حق همه مردم را به جمعی اندک و جهت دار واگذار کنیم و بگذاریم که برای منفعتی محدود و جناحی حتی اساس جمهوریت نظام را تهدید کنند. تمام قرارها زیر پا گذاشته شد و امروز از جمهوری اسلامی فقط شیری مانده بی یال و دم نه از جمهوریت نظام مانده نه از اسلامیت آن و حال با این شرایط چطور می توان در نمایشی ترین انتخابات شرکت کرد. نمی توان وقتی که:

محسن میردامادی، دبیر کل آزاده در بند

محسن میردامادی از دانشجویان پیرو خط امام و از جمله رهبران دانشجویانی بود که از دیوار سفارت آمریکا بالا رفتند و ۴۴ ۴ روز گروگان گیری را رقم زدند. او همچنین از موسسین حزب مشارکت است و در سال ۸۴ به دبیر کلی این حزب انتخاب شد. او در دوره ششم مجلس شورای اسلامی نیز نماینده مجلس و رئیس کمیسون امنیت ملی مجلس ششم بود. میردامادی در پایان دوره مجلس ششم در اعتراض به روند غیر قانونی رد صلاحیت ها توسط شورای نگهبان همراه با دیگر نمایندگان مردم دست به تحصن زد. او پس از انتخابات خرداد ۸۸ در تاریخ ۳۰ خرداد ماه بازداشت شد وهم اکنون در زندان اوین به سر می‌برد. مهدی میردامادی فرزند محسن میردامادی نیز پس از انتخابات برای دوران کوتاهی بازداشت شد.

او از خرداد ۸۸ تا اسفند ۸۸ که به مرخصی بیاید را در سلول های بند دو الف ویژه سپاه پاسدارن سپری کرد. در واقع میردامای به همراه ۷ اصلاح طلب دیگر که از سران احزاب مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی هستند توسط قرار گاه ثارالله بازداشت شد و از متهمین سپاه محسوب می شود. احکام بازداشت این افراد چند روز پیش از برگزاری انتخابات ۸۸ توسط قاضی مرتضوی عامل اصلی جنایات کهریزک صادر شده بود. از این روز نیز مردامادی همراه با ۷ یار دیگر خود پس از سخنرانی سردار مشفق شکایتی را علیه این سردار سپاه و قرارگاه ثارالله به اتهام کودتای انتخاباتی و دخالت در انتخابات تنظیم و تسلیم قوه قضاییه کرد که نهایتا شاکیان به زندان برگردانده شدند و مجرمان واقعی کماکان بر سر قدرت هستند.

هوشنگ پوربابایی، وکیل میردادمادی، اتهامات موکل خود را اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام اعلام کرد و گفت: ‌دادستان در ادعا نامه ‌خود با استناد به مواد ۵۰۰ و ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی ،خواستار مجازات موکلم شد. در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ماه محسن میردامادی در دادگاه بدوی به شش سال حبس و ده سال ممنوعیت از فعالیت حزبی و مطبوعاتی محکوم شد.

میردامادی همچنین در سخنانی درباره مجلس ششم یعنی مجلسی برآمده از آرای مردم گفته است: آیت الله جنتی گفته بود “در زمان مجلس ششم هر زمان که رادیو را روشن می کردیم تن ما می لرزید”. همین جمله بیانگر مهمترین شاخصه مجلس ششم بوده است که تن امثال آقای جنتی را می لرزاند و به واقع مجلس بر طبق گفته های امام (ره) بخواهد در رآس امور و مرکز همه قدرتها باشد باید با صدای آن صاحبان قدرت به وحشت بیفتند. اما امروز اثبات شده است که مجلس هفتم در تحت امور است، خود نمایندگان پاسخ دهند که این مجلس در کجای قدرت جایگاهی دارد؟ مجلسی که نمی تواند مستقل تصمیم گیری کند و از جای دیگر دستور می گیرد خودش پذیرفته است که نه تنها در رآس امور نیست بلکه در نازلترین جایگاه قرار دارد. از مجلسی که مدیحه سرا شده و تحقیر شده است نمی توان انتظار بهبود امور را داشت. اولین مجلس این نظام مجلسی بوده است که رئیس جمهور نالایق را حذف کرد اما امروز مجلسیان برای تبرک از مانده آب رئیس جمهور می نوشند و در مدح وی نطق می نمایند. به عقیده ما پس از مجلس اول مجلس ششم موفق ترین و قوی ترین مجلس شورای اسلامی است. اگر طرف مقابل به حرفش ایمان دارد و صادق است اجازه دهند رقابتی آزاد و عادلانه و به دور از حذف سلیقه ایی افراد مابین گروهای اصلاح طلبان و آنها برگزار شود تا حقیقت را ببینند و مشخص شود که ملت چه کسانی را انتخاب می کنند. در غیر از چنین انتخاباتی کسانی که بر کرسی ها می نشینند نماینده واقعی مردم نیستند.”

مجید دری، دانشجوی ستاره دار

دانشجوی محروم از تحصیل، در تاریخ ۱۸ تیر ماه بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. او در تاریخ ۲۷ دی ماه به ۱۱ سال حبس تعزیری محکوم شده که ۵ سال از این مدت را باید در شهر «ایذه» به عنوان تبعید تحمل کیفر نماید. ۱۰ سال از این محکومیت به اتهام ارتباط با «سازمان مجاهدین» است!

در حالیکه او نیز چون دوستش ضیا نبوی بارها اعلام کرده است که از این سازمان بیزار است و هیچ همکاری با آن نداشته است. خانواده دری با مراجعه به دادستانی بارها درخواست مرخصی و یا آزادی بدون وثیقه تا زمان قطعی شدن حکم فرزندشان را ارائه کرده اند که تاکنون هیچ پاسخی به آنها داده نشده است.

در تاریخ ۳۰ اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ وکیل مجید دری از تایید شش سال حبس او در دادگاه تجدید نظر خبر داد.

در تاریخ نهم خرداد ماه گزارش شد بیماری میگرن مجید دری فعال دانشجویی، در پی «نداشتن دسترسی» به پزشک و دارو، «تشدید» شده و وضعیت جسمانی او «نگران‌کننده» است.

در تاریخ ۱۱ خرداد ماه مجید دری همچنان خواستار ملاقات با دادستان تهران است. وی تا کنون چهار بار به صورت کتبی تقاضای ملاقات با دادستان تهران را در زندان اوین داده اما تاکنون دادستان واکنشی به درخواست او نشان نداده است. در تاریخ ۱۷ خرداد ماه گزارش شد مجید دری سرانجام موفق به دیدار دادستان شد و دادستان قول مساعده داده است که به خواسته های وی رسیدگی خواهد کرد. مجید دری هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر میبرد.

در تاریخ هفت مرداد ماه ۱۳۸۹ گزارش شد که مجید دری به سلول انفرادی منتقل شده و دست به اعتصاب غذا زده است. در تاریخ نهم مرداد ماه جمعی از فعالان دانشجویی با خانواده دری دیدار کردند.گزارشی از مجید دری در پی اعتصاب غذا

در تاریخ دهم مرداد ماه دری در پی اعتصاب غذا به بهداری زندان اوین منتقل شد. مادر دری در سیزدهمین روز اعتصاب غذای فرزندش گفت از فاجعه‌ای که در حال رخ دادن است، جلوگیری کنید. در تاریخ ۱۹ مرداد گزارش شد مجید دری پس از دو هفته به اعتصاب غذای خود پایان داده است.

پس از این بالاخره مجید دری به زندان بهبهان منتقل شد . مجید از فاصله هزار کیلومتری هنگامی که بهبهان رسید نامه ای نوشت و به مادر و پدرش و همه گفت که تنها نیست. این که در میان استقبال گرم بهبهانی هایی که از دیدن یک زندانی حق طلب خوشحال شده اند و به دیدنش می آیند ،دیگر احساس تنهایی نمی کند . او کیلومترها را درنوردیده و فریاد می زند: ” اما صدای گرم و آشنای بهبهانی ها چنان گرمایی داشت که خون منجمد شده در رگهایم را به جریان انداخت.آنگاه که در روز ملاقات پشت در زندان آمدند و خواستار ملاقات با من شدند و نگذاشتند فاصله هزار کیلومتری خانواده ام در نظرم جلوه کند،انگار به عیان دیدم زنّار را بر کمرهایشان و تاج خار را بر سرهایشان که می درخشید…دیگر غریب نبودم و غریبه نبودند و حال از اینجا، از پشت این دیوارهای ستبر به یکایکشان عرض سلام و ادب و احترام می کنم و به پدر و مادرم می گویم” پدر!مادر!اینجا من تنها نیستم.پدر،مادر،خواهر و برادران بهبهانی ام حس غریب غربتم را شکستند و می توانم فریاد کنم:من یک بهبهانی ام!مردم بهبهان!مرا بپذیرید .درود بر شرفتان!”

با وجود وضعیت وخیم جسمی مجید دری، مسئولان قضایی از اعطای مرخصی به وی ممانعت می کنند و دادستان علت عدم موافقت با مرخصی مجید دری را نامه های نوشته شده توسط وی به مناسب های روزجهانی زن و روز دانشجو اعلام کرده است. این در حالی است که خانواده او تحت فشار شدید از سوی مسئولان اداره اطلاعات کرج هستند تا از هر گونه اطلاع رسانی در خصوص وضعیت مجید به رسانه ها خودداری کنند که در این ارتباط از آنها تعهد نامه ای نیز گرفته شده است. یکی از نزدیکان مجید دری ۲۳ اسفند ۸۹ در خصوص وضعیت “نگران کننده” او گفت: “الان دو سه روز است که مجید دچار سرگیجه شدید می شود و نمی تواند از جایش بلند شود. دو هفته پیش هم زیر سرم بستری بوده و در حالیکه وی نیاز به رسیدگی پزشکی فوری دارد اما از بردن وی نزد پزشک متخصص مغز و اعصاب جلوگیری بعمل می آید.”

۱۶ تیر ۹۰ گزارش شد که مجید دری زندانی سیاسی و دانشجوی رشته ادبیات که از سال ۸۷ تاکنون با تعلیق های پی در پی از سوی کمیته انضباطی دانشگاه مواجه بود، از دانشگاه علامه طباطبایی اخراج شد.

مهدی کوهکن، عاشقان وطن دربند

زندانی سیاسی ملی گرا که در پی حوادث عاشورای ۸۸ بازداشت شده است و در بند ۳۵۰ زندان اوین نگهداری می شود. مهدی کوهکن پس از بازداشت در بهمن ماه ۸۸ و در پی بازجویی ها و فشارهای وارد آمده در زندان دچار بیماری و دردهای شدیدی در پاهای خود شده است.

بیماری و درد پای کوهکن چنان جدی شده که اکنون نیازمند عمل جراحی مینیسک زانو است و نیاز به عمل جراحی توسط دادستان تأیید شده است اما با وجود تأیید دادستان از پیش، اکنون اعلام کرده است که مخارج انجام عمل جراحی بر عهده زندانی خواهد بود.

این در حالی است که بر اساس آیین نامه سازمان زندان ها، هزینه هرگونه درمان زندانی در دوران محکومیت بر عهده دستگاه قضایی خواهد بود. با وجودی که بیماری و مشکلات مهدی کوهکن در زندان و در پی بازجویی هابه وجود آمده است و وی قبل از زندان از سلامت کامل برخوردار بوده، دادستانی تهران از پذیرفتن هزینه ها خودداری می کند.

مهدی کوهکن از حق داشتن وکیل محروم است و هم چنین در دادگاه بدوی به سه سال و نیم زندان و ۱۴۸ ضربه شلاق و پرداخت پنج میلیون ریال محکوم شده است.

محمد داوری روزنامه نگار جانباز

روزنامه نگار، عضو حزب اعتماد ملی، زندانی سیاسی و سردبیر سایت سحام نیوز (سایت رسمی حزب اعتماد ملی) است. محمد داوری زاده ۹ اردیبهشت ۱۳۵۱ در بجنورد و دارای تحصیلات کارشناسی ارشد در رشته مدیریت آموزشی است. او در تجمع های اعتراضی معلمان در ۲۳ اسفند سال ۱۳۸۵ بازداشت و محاکمه شده بود. پس از اعتراضات مردم ایران به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ دستگیر شد. محمد داوری ابتدا به ۵ سال حبس متهم شده بود، اما پس از یک سال زندان به دلیل شرکت در در تجمع های اعتراضی معلمان در اسفند سال ۱۳۸۵، به یک سال حبس دیگر هم محکوم شد و میزان حبس او به ۶ سال افزایش یافت.کمیته حمایت از روزنامه نگاران نیز اعلام کرد: “افزایش محکومیت آقای داوری اقدامی تلافی جویانه بود.”

او پس از نامه ای توسط مهدی کروبی به رئیس مجلس خبرگان پیرامون شکنجه و آزار زندانیان سیاسی در شکنجه گاه کهریزک دستگیر و تحت فشار و شکنجه قرار گرفت تا علیه مهدی کروبی در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران، اقرار کند. مهدی کروبی در نامه‌ای به دادستان تهران، مسئولیت تمام اسناد و فیلم‌هایی را که به عنوان مستندات وجود شکنجه و تجاوز جنسی در زندان‌های ایران ارائه کرده بود بر عهده گرفت و محمد داوری را تنها فیلمبردار مصاحبه‌ها عنوان کرد و گفت او هیج نقش دیگری در این ماجرا نداشته است.خواهر محمد داوری درباره وضعیت محمد داوری در زندان می گوید:” برادر جانبازم از هیچ حقوقی در زندان برخوردار نیست.”

او در دوران زندان از سال ۱۳۸۸، چند نوبت اعتصاب غذا داشته است.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s