پدر و مادر صانع در برابر دروغ های شریعتمداری می گریستند

تداوم فشارها بر خانواده شهید جنبش سبز

صانع ژاله، دانشجوی کرد دانشگاه هنر تهران بود که ۲۵ بهمن سال گذشته و درجریان راهپیمایی اعتراضی مردم ایران که به منظورِ حمایت از جنبش اعتراضی مردم تونس و مصر برگزار شده بود بر اثر اصابت گلوله جان باخت.

رسانه‌های حکومتی این جوان معترض را یک بسیجی معرفی کرده و مدعی شدند که صانع ژاله در تظاهرات روز ۲۵ بهمن به دست «منافقین» کشته شده‌است.

خبرگزاری فارس با انتشار خبری ادعا کرد که تصویر کارت عضویت ژاله در نیروی مقاومت بسیج در اختیار آنها قرار گرفت. این در حالی بود که برادر وی در مصاحبه ای با صدای آمریکا از ساختگی و جعلی بودن این کارت بسیج خبر داد و ادعای رسانه های حکومتی را رد کرد.

پس از انتشار تصاویر صانع در دیدار با آیت الله منتظری، حسین شریعتمداری مدیر مسول کیهان در یک برنامه تلویزیونی  مدعی شد که صانع ژاله بسیجی و « نفوذی» آنها در میان سبزها و معترضان بوده است. همزمان فشارها نیز بر خانواده صانع ژاله افزایش یافت و خانواده به ناگزیر سکوت اختیار کردند.

«سرخسبز» همزمان با اولین سالگرد کشته شدن صانع ژاله با یکی از نزدیکان وی در این مورد گفتگویی انجام داده است که در پی می آید:

sn.jpg

اینروزها به بیست و پنج بهمن و راهپیمایی اعتراضی که سال گذشته برگزار شد، نزدیک می شویم. به عنوان یکی از بستگان «صانع ژاله» می توانید بگویید که «صانع ژاله» آنروزها کجا بود، آیا تهران بود یا در شهر خودشان بودند؟

صانع تقریبا چند روز قبل از بیست و پنج بهمن، با اینکه با مخالفت خانواده اش روبرو شد، که نرو، اینجا بمون و از تعطیلات استفاده کن، برگشت به تهران و متاسفانه دیگه برنگشت.

خب یکسال گذشت از کشته شدن «صانع ژاله»،به عنوان یکی از کسانی که به ایشان و خانواده شان نزدیک هستید می توانید بگویید که در این یکسال در واقع به خانواده چه گذشته است؟

در یکسال گذشته، خانواده ی ژاله و مخصوصا پدر و مادرش فقط با فشارهای روحی روانی مواجه بودند، در غم از دست دادن فرزندی که همه ی وجودش عشق به انسانها بود و دغدغه ی نفس کشیدنش آرزوی فیلم ساختن در یک جامعه ی آزاد؛ از سویی دیگر فشار بود و فشار، تهدیدهای امنیتی از سوی اطلاعات، امام جمعه ی «پاوه»، پسرخاله ی «صانع» و نوچه هایش، با اینکه با عکس العمل تند خانواده ی «صانع» مواجه می شدند، باز هم با وقاحت تمام، برای وارد کردن فشارهای بیشتر، به خانواده نزدیک می شدند.

یعنی چه فشارهایی؟ ممکن است بگویید این فشارها چه تاثیری بر روی خانواده گذاشت،چون من شنیده ام که پدرشان هم ظاهرا از نظر سلامتی اوضاع خوبی ندارند، آیا این خبر درست هست؟

بله کاملا درست است، فشارها در ماه گذشته به حدی رسید که پدر صانع دچار حمله ی قلبی شد و به تشخیص پزشکانش، تنها چیزی که باعث این اتفاق شده، فشارهای عصبی و روحی روانی بوده است.

خب «صانع ژاله» از جمله کسانی بود که بعد از کشته شدن، هم صدا و سیما و هم حاکمیت ایشان را به عنوان بسیجی معرفی کردند و خودشان هم برای او مراسم برگزار کردند، حالا که به مراسم نزدیک می شویم، این نگرانی وجود ندارد که مبادا دوباره خود حاکمیت وارد شود و سالگرد برگزار کند؟ آیا خود خانواده برنامه ایی دارد برای برگزاری مراسم سالگرد؟

در این مورد باید بگویم مثل پارسال که جز پدر و مادر صانع آنهم صرفا به خاطر دیدن جنازه ی پسرشان، کسی از خانواده در مسجد حاضر نشد، امسال هم خانواده در هیچ مراسم دولتی شرکت نمی کنند و اصولا مردم کردستان هرگز آنها را به رسمیت نشناختند که الان بشناسند. خانواده مراسم سالگرد را در منزل شخصی پدر صانع برگزار می کند و پیشاپیش این را اعلام کنم که اگر دوباره صدا و سیمای جمهوری اسلامی بخواهد انسانهای وقیحی مثل «زین الدین انصاری» که همان پسرخاله ی صانع است را به عنوان پدر صانع جا بزند، یک دروغ بزرگ است و با عکس العمل شدید پدرش مواجه میشود.

اما در یکسال گذشته، پدر و مادر به دلیل فشارهای امنیتی یا تلخی هایی که داشتند، سکوت کردند؟

قطعا همینطور است، پدر صانع در صورتیکه در سالگرد پسرشان از سوی تلویزیون، انسانهای حقیری چون شریعتمداری بخواهند صانع را بار دیگر بسیجی معرفی کنند، پدر قطعا سکوت خود را خواهد شکست و مظلومیت پسرش را با صدای بلند فریاد خواهد زد.

شما بیشتر در جریان بودید، می توانید در مورد جزئیات این سکوت توضیحات بیشتری بدهید؟ در واقع این سکوت چه مفهوم و معنایی و چه پیامی می تواند داشته باشد؟

این سکوت از طرف پدر صانع معانی بسیار زیادی دارد چرا که اینها در این یکسال گذشته با فشارهای زیاد حتی با تحقیر و تهدید سعی کردند از پدرش مصاحبه بگیرند،

من یادم هست که یک مصاحبه ایی در پرس تی وی منتشر شده بود، که شخصی گفته بود پدر صانع هست و اعلام کرد که پسرش بسیجی بوده وتوسط منافقین کشته شد.

بله دقیقا، ایشان زین الدین انصاری پسرخاله ی صانع بودند که خودشان را بجای پدر ایشان جا زدند و نکته ی جالب اینجاست که پارسال صانع را بسیجی اعلام کردند، آقای شریعتمداری آن اتهامات وقیح را به او نسبت داد ولی در یکسال گذشته خودشان هیچ چیز نگفتند، چون هیچ چیز از صانع نداشتند که بگویند، چون اصلا او را نمی شناختند. آقای شریعتمداری با آن وقاحتش حتی جرأت نکرد یک کلمه در کیهان راجع به صانع بنویسد چون واقعا چیزی در مورد صانع ندارند که بنویسند.

شما فکر می کنید که از صانع ژاله چه چیزهایی به یادگار مانده است، به هر حال ایشان دانشجوی هنر بودند، شما خودتان از صانع چه چیزهایی به یاد دارید که فکر می کنید می تونید با آنها صانع را معرفی کنید، حالا ممکن است در داخل ایران رسانه ایی نباشد اما فکر می کنید امکان این هست که صانع را بیشتر معرفی کنید؟

در حال حاضر برنامه ی خاصی وجود ندارد برای این کار اما قول می دهم که به مرور زمان کارها، دستنوشته ها، شعرها و نمایشنامه های صانع منتشر می شوند و مردم مطمئنا با خواندن نمایشنامه ها و ادبیات داستانی صانع بیشتر با تفکر وی آشنا خواهند شد.

روزی که مدیر مسئول کیهان آقای شریعتمداری داشت صانع را به عنوان بسیجی معرفی می کرد و در واقع او را نفوذی خواند و به نوعی ایشان را به عنوان جاسوس کیهان معرفی کرد، خیلی ها زخمی شدند به عنوان مخاطبان معمولی، می توانید بگویید که آیا پدر و مادرش آیا آن صحنه را دیدند اینکه شریعتمداری راجع به پسرشان چه چیزهایی گفت؟

آن صحنه را بعدها دیدند. مطمئنم اگر آن صحنه را از تلویزیون می دیدند، هرگز تاب نمی آوردند و توان و تحملش را نداشتند، ولی خب بعدها آن صحنه را دیدند و کاری جز اشک ریختن و گریه کردن نداشتند برای انجام دادن چون با فشارهای زیادی مواجه بودند، نگران بچه های دیگرشان بودند ولی واقعا صحنه ی تلخی بود. قطعا یک روزی آقای شریعتمداری و امثالهم باید جوابگوی این اتهام هایشان باشند.

از مادر صانع می توانید برای ما مختصری توضیح بدهید؟ چه بر مادر صانع گذشته است؟

مادر صانع هم مثل مادران بسیاری از شهیدان، مثل مادر ندا، مثل مادر شهراب، مثل مادر فرزاد خیلی داغدار و تنهاست، درست است که بسیاری از مردم برای تسلیت گفتن به منزلشان می روند ولی احساس من اینکه از درون خیلی تنهاست، چون گفتن ندارد که ایشان فرزندی را از دست دادند فرزندشان را به صورت خیلی ناجوانمردانه از دست دادند و همیشه این واقعه که واقعا تلخ و دردآور است را نقل می کند که در روز یکم مردادماه ۱۳۶۳ روزی که صانع به دنیا آمده است، مادرش تنها صانع را به دنیا می آورد او به تنهایی به بیمارستان رفته و صانع را به دنیا آورده است. صانع تنها چشم به روی دنیا باز می کند همانطور که تنها چشم از دنیا فرو می بندد. پدر و مادر صانع شعری را بر روی مزار پسرشان حک کردند که هر کسی که شعر را از نزدیک می بیند و می خواند متوجه می شود که معنی عمیقی پشت آن شعر پنهان است.

شعر به زبان کردی هست درسته؟

بله، شعر به زبان کردی هست و ترجمه اش هم به فارسی تقریبا این میشود: برای آن عقاب بلند پرواز اینکه چقدر پرواز کرده مهم نیست، مهم این است که چگونه پرواز کرده چگونه زندگی کرده و چگونه مرده است.

اگر ناگفته ایی باقی مانده در مورد صانع و این یکسالی که بر خانواده گذشته است بفرمایید؟

فقط صحبت از فشارهایی که روی خانواده اش بوده است آنها نتوانسته اند صحبتی بکنند و سکوت کرده اند اما من می خواهم مردم بدانند که خود این سکوت ها معنا دارد.

فکر می کنید با این سکوت ها مردم صانع ژاله را فراموش کرده باشند ؟

فکر نمی کنم چون اصلا اینطور نیست، چرا که از سرتاسر ایران هر کس به شهر صانع می رود، به پاوه ، پاوه را با اسم صانع می شناسد، چه بسیار آدمهایی که حتی خانواده را نمی شناسن اما به در منزلشان می روند و به خانواده تسلیت می گویند. قطعا مردم ایران شریف تر از این هستند که بخواهند صانع و جوانهایی مثل او را فراموش کنند.

من شنیدم برای سنگ قبر صانع هم اتفاقاتی افتاد که خانواده مجبور شدند آن را عوض کنند، آیا می توانید توضیح بدهید که رفتن بر مزار صانع آیا مشکلی برای کسی بوجود آورده یا خیر؟

در یکسال گذشته بنیاد شهید خیلی سعی کرد که پدر صانع را مجاب کند که زیر نامه ایی را امضا کند و صانع را شهید و خودشان را خانواده ی شهید محسوب کند و از مزایای آن استفاده کند؛ بنیاد شهید طبق سنتی که دارد و برای همه انجام می دهد خودشان سنگ مزار را آماده می کنند و بر قبر شهدایشان می گذارند و پرچم جمهوری اسلامی ایران را زیر آن نسب می کنند اما خانواده ی ژاله هرگز همچین اجازه ایی را ندادند و کسانی که مزار را دیده اند می دانند که سنگ را خود خانواده نسب کردند و حتی بر روی آن اشاره شده که صانع توسط گلوله کشته شده و معنی عمیقی پشت آن شعر کردی که بر روی سنگ مزار نوشته شده، پنهان است.

گفت و گو: مسیح علینژاد

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s