اهمیت ویژه راهپیمایی ۲۵بهمن از زبان صدیقه وسمقی

ندای سبز آزادی_ ایمان مصطفوی: در حالیکه یک روز بیشتر به سالگرد روز ۲۵ بهمن ماه و آغاز حصر رهبران جنبش سبز باقی نمانده است تمامی گروه‌های اصلاح طلب و اپوزیسیون مردم را به راهپیمایی سکوت دعوت نموده اند. دکتر صدیقه وسمقی معتقد است که هر گونه اعتراض مسالمت آمیز ، تجمع وتظاهرات حق مردم وگروه‌های مختلف است. این محقق و قرآن پژوه تاکید می کند: «من ۲۵ بهمن سال گذشته در راهپیمایی بزرگ مردم حضور داشتم . آن راهپیمایی باشکوه  برای حاکمیت، غیر منتظره بود . بسیاری از نیروهای نظامی و انتظامی هم که در کنار خیابانها و پیاده رو‌ها ایستاده بودند با مردم اظهار همراهی می کردند . امیدوارم امسال نیز ۲۵ بهمن دیگری خلق شود و به این ترتیب مردم بار دیگر ، آشکارا با حضور خود به حاکمیت بگویند که مسیر هدایت کشور به بیراهه و سنگلاخ است.»

متن کامل گفتگوی ندای سبز آزادی با خانم دکتر صدیقه وسمقی قرآن پژوه و استاد دانشگاه در آستانه ۲۵ بهمن و انتخابات مجلس نهم در پی آمده است:

با توجه به نزديک شدن زمان برگزاری انتخابات مجلس نهم لطفا در ابتدا بفرمایيد موضع شما در قبال انتخابات پیش رو چیست؟

متاسفانه پروسه ی انتخابات در کشور ما متناسب با ماهیت یک نظام جمهوری طراحی نشده است. اگرچه در اصل ۶ قانون اساسی آمده که اداره امور کشور باید با اتکا به آرای عمومی و انتخابات باشد و در اصل ۵۶ نیز مردم را حاکم بر سرنوشت خویش دانسته ، اما طراحی پروسه انتخابات و نظام جمهوری اسلامی در قانون اساسی به گونه‌ای است که حاکمیت ملت در این ساختار سیاسی محقق نمی شود و نتیجه انتخابات نیز می تواند چیزی بجز انتخاب واقعی مردم باشد . چرا که نظارت بر انتخابات به نهادهای مردمی و تشکل‌های مستقل از قدرت و حکومت واگذار نشده ، بلکه برعکس نظارت بر انتخابات به شورای نگهبان که نهادی انتصابی و صد درصد وابسته به راس هرم قدرت است ، سپرده شده است . از سوی دیگر تفسیر قانون اساسی هم به همین شورا واگذار شده است . شورای نگهبان با استفاده یا سوء استفاده از حق تفسیر قانون اساسی ، نظارت بر انتخابات را به گونه‌ای تفسیر کرده که نتیجه آن دخالت مطلق در تمام مراحل انتخابات است . شورای نگهبان که نهادی است تحت نظر رهبری و وابسته به او ، از مرحله رد وتایید صلاحیت نامزدها در انتخابات دخالت دارد تا شمارش آرا و اعلام نتیجه انتخابات . در واقع انتخابات در کنترل ملت و تحت نظارت مردم نیست . این معضل که مختصرا زمینه آن را شرح دادم همواره در هر انتخاباتی وجود داشته و بحران ساز و مشکل آفرین بوده است . ردصلاحیت گسترده نامزدها در دوره‌های گوناگون و اعمال نظر سیاسی در این موضوع همیشه چالش برانگیز بوده است . ابطال حدود ۷۰۰ هزار رای مردم تهران در انتخابات مجلس ششم و بازی‌های سیاسی فراوانی که در آستانه تشکیل مجلس ششم ، شورای نگهبان با آرای مردم کرد ، در آن دوره هم به یک بحران جدی تبدیل شد . علی رغم پروسه ناسالم و غیر دموکراتیک انتخابات ، گرایش‌های گوناگون سیاسی در هر دوره ترجیح می دادند که در انتخابات شرکت کنند . در جمع بندی ، فایده مشارکت را بیش از عدم مشارکت برآورد می کردند . اصلاح طلبان سالیان درازی است که به دخالت‌های سیاسی و گسترده شورای نگهبان و به عبارت دیگر حاکمیت در انتخابات اعتراض دارند اما همواره مبنای آنان این بوده که با گفتگو و روش‌های مدنی به این نقض حاکمیت ملت اعتراض کنند و در اصلاح آن بکوشند . در انتخابات سال ۸۸ حاکمیت در بلعیدن و بالا کشیدن آرای مردم آنقدر زیاده روی و افراط کرد که این بار دچار دل درد و مرض وخیم شد . اعتراضات مسالمت آمیز مردم به نتیجه انتخابات به خاک و خون کشیده شد ، هزاران نفر بازداشت و زندانی شدند و قوانین بطور گسترده نقض شد و حوادثی که می دانید پیش آمد و هنوز ادامه دارد . علیرغم نصایح فراوان اشخاص و گروه‌ها ، حاکمان از اعمال غیرانسانی وبحران آفرین خود دست بر نداشته اند . شروطی که برای برون رفت از این بحران توسط خیرخواهان و دلسوزان کشور مطرح شد مورد توجه قرار نگرفت . شروطی مثل آزادی زندانیان سیاسی و سران جنبش وبرگزاری انتخابات آزاد . مجموعه شرایط موجود زمینه را برای برگزاری یک انتخابات حتا مانند گذشته غیرممکن می سازد . بویژه اینکه این بار انتخابات توسط دولتی برگزار می شود که هم مشروعیتش زیر سوال است وهم ناپاکی دستانش برای همه آشکار شده است . دولتی نامشروع و خائن به اموال عمومی آیا امانتدار رای مردم است ؟ تک تک آرای ما محترم است وما خودمان باید نگهبان حرمت رای مان باشیم . انداختن رای در صندوق هایی که در اختیار دستهای ناپاک است ، کاری غیرعاقلانه است . حاکمان نشان داده اند که سرسازگاری با عده کثیری از مردمی که معترضند ندارند و نمی خواهند بحران را با عقل ومنطق حل کنند . تداوم رفتارهای گذشته ، حاکمیت را بدون توجه به عواقب ناهنجار مواضع خود ،به جبهه‌ای در مقابل مردم تبدیل کرده است . در چنین شرایطی هرگز یک انتخابات مشروع و سالم نمی تواند برگزار شود . علاوه بر همه زمینه هایی که بیان شد باید اضافه کنم که انتخابات پیش رو از نظر ماهوی اصولا یک انتخابات محسوب نمی شود . زیرا نه تنها رقابت میان احزاب و تشکلها و گرایش‌های مختلف در آن وجود ندارد، بلکه رقابت میان باندهای درون حاکمیت نیز در آن وجود نخواهد داشت . به نظر می رسید که در این مراسم فرمایشی رقابت میان دو باند رهبری و احمدی نژاد اتفاق خواهد افتاد اما شواهد نشان می دهد باند احمدی نژاد هم از دور رقابت حذف خواهد شد و تنها باند باقیمانده یعنی باند رهبری برای صیانت از آرای خود ! از دستبرد باند احمدی نژاد که علی القائده باید مجری انتخابات باشد ، برگزاری این مراسم را  بطور کامل به نیروهای سپاهی و امنیتی وابسته به باند خود خواهد سپرد .

شما در نامه‌ای خطاب به نمایندگان مجلس از شرایط موجود و امنیتی شدن فضاي سیاسی و اقتصادی کشور انتقاد کردید. در کل ارزیابی شما از عملکرد مجلس چه است و آیا با این کيفیت در جایگاه صلاحیت نمايندگي مردم را دارد؟

قبلا نیز بیان کردم که اساسا ساختار جمهوری اسلامی ساختاری دموکراتیک نیست و جمهوریت در آن یک اسم بی‌مسما است . قوای سه گانه کشور استقلال ندارند . اصل ۵۷ قانون اساسی صریحا می گوید که قوای سه گانه زیر نظر رهبری عمل می کنند . علاوه بر این ، قانون اساسی دست رهبری را برای همه گونه مداخله در امور قوای کشور باز گذاشته است . علاوه بر همه گونه امکان مداخله در امور مجلس ، شورای نگهبان نیز حکم یک لگام را بر دهان مجلس دارد . دراین شرایط توقع برخورداری از یک مجلس مردمی از لحاظ حقوقی توقعی نادرست است . مانند اینست که از منتخبان حکومت توقع داشته باشیم که نماینده مردم و مدافع حقوق آنان باشند . البته این توقع نامعقول نیست زیرا هر کسی که انسانیت وشرف ووجدان دارد در برابر حکومت از حقوق ملت دفاع می کند و در برابر ظلم و ستم سکوت نمی کند . درغیر اینصورت همراهی خود را با حکومت در برابر ملت توجیه می کند و از منافع آن برخوردار می شود . حالا که از قانون اساسی گفتم این نکته را نیز اضافه می کنم که در قانون اساسی جنبه ضعیفی ناظر بر جمهوریت وجود دارد . مثلا در مورد مجلس از یکطرف می گوید زیر نظر رهبری عمل می کند ، بدون شورای نگهبان فاقد اعتبار است و در شمار وظایف و اختیارات رهبری می گوید که رهبر حل اختلاف و تنظیم روابط میان قوا را بر عهده دارد که حکومت می تواند همین اختیار را به حق هر گونه مداخله در قوای سه گانه تفسیر کند . از طرف دیگر عباراتی در قانون اساسی وجود دارد مانند اینکه مجلس مستقل است و یا حق تحقیق و تفحص در همه امور کشور را دارد . در ارزیابی قدرت و استقلال مجلس باید گفت که این قدرت و استقلال غیر واقعی و صوری است . در واقع مجلس به عنوان یک شخصیت حقوقی دارای استقلال نیست اما گاهی ممکنست تحت شرایطی افرادی وارد مجلس شوند که به لحاظ شخصیت حقیقی مستقل باشند .بسیاری از نمایندگان مجلس ششم را از این دست می دانم . این عده که خود مستقل بودند می خواستند که مجلس هم استقلال داشته باشد و بر امور کشور نظارت کند . آنان به این جنبه قانون اساسی توجه داشتند ، اما حاکمیت در برابر آن ، جنبه دیگر قانون اساسی را اعمال می کرد . جنبه‌ای که به رهبری امکان مداخله در مجلس را می دهد . این جنبه در قانون اساسی بسیار قویتر است و نفس مجلس را می گیرد و استقلال آن را له می کند . پس از تجربه مجلس ششم که می خواست مستقل باشد و به استخوانی در گلوی حاکمیت تبدیل شده بود ، سخت گیریها شدیدتر شد . سختگیری‌های مفرط شورای نگهبان در گزینش نامزد‌ها در دو دوره اخیر مجلس باعث شده که افرادی باب طبع وسلیقه شورای نگهبان و رهبری وارد مجلس شوند . این گزینش مجلس را از کار انداخته و اعضای آنرا به مهره‌های بی‌اراده در دست رهبری تبدیل کرده است . شکل گیری این دو مجلس به گونه‌ای طراحی که اعضای آن به استقلال و اختیارات خود فکر نکنند و فقط زیر نظر رهبری عمل کنند .البته همانطور که یکی از نمایندگان مجلس گفت ، بسیاری از آنان زیر بقل احمدی نژاد پرونده دارند . با توجه به این موضوع این مجلس حتی زیر نظر رهبری نیز قادر نیست عمل کند . مجلس الآن دو تا آقا بالاسر دارد نه یکی . این آقا بلاسرها مجلس را میخکوب و از حیز انتفاع نسبی و ناچیز هم خارج کرده اند . عملکرد آن در سالهای اخیر شرم آور است . این مجلس از کنار کشتار دهها نفر در خیابانها و بازداشتگاهها و زندانی و شکنجه شدن صدها نفر در ایران عبور می کند و در باره مسایل کشور دیگری مثل بحرین موضع گیری میکند . این مجلس اراده ندارد به رسوایی بزرگ اختلاس هزاران میلیاردی از اموال عمومی رسیدگی کند . پسر یکی از نمایندگان همین مجلس در جریان اعتراضات پس از انتخابات بازداشت شده بود . او را دیدم . او حتی جرات نداشت با اسم و رسم خودش برای پیگیری کار فرزندش و یا ملاقات او به اوین برود . به او گفتم چرا در نطق پیش از دستور این مسایل را مطرح نمی کنید ؟ شما که از نزدیک می بینید چه خبر است . جواب او سکوت بود . مجلس بعدی از این مجلس از کار افتاده هم فلج تر خواهد بود . اگر این مجلس فلج است ، مجلس بعدی قطع نخاع است و شاید فقط بتواند به فرمانی سرش را این سو و آن سو کند . فلاکتی که مجلس به آن دچار است و حتا قوای دیگر یعنی قضاییه و مجریه نیز به آن مبتلا هستند ناشی از عدم استقلال آنهاست . این قوا ابزاری در دست رهبری هستند . نمایندگان مجلس که با گزینش شورای نگهبان وارد مجلس می شوند در واقع خود را به رهبرپاسخگو می دانند نه به مردم .

موضع گیری گروه‌های سیاسی و رهبران جنبش سبز و همچنین بيانیه‌ها و نامه هایي که چهره هاي شاخص اصلاح طلب از داخل زندان مبنی بر عدم شرکت در انتخابات فرمایشي داده اند تا چه حد در روشنگري مردم تاثير دارد و در کنار این آگاهی بخشي شما چه راهکارهای ديگری را برای حضور فعال در صحنه سیاسي پیشنهاد می کنید؟

این بیانیه‌ها مطمئنا موثر و روشنگر است . در شرایطی که احزاب و مطبوعات آزاد وجود ندارد باید راههای دیگری برای روشنگری مردم واعلام مواضع پیدا کرد که صدور بیانیه‌ها ونامه‌ها از جمله این راه‌ها است . توجه به مواضع و خواسته‌های زندانیان عزیزی که در صف اول مبارزه برای آزادی و دفاع از حقوق پایمال شده مردم قرار دارند ، کمترین کاری است که می توان انجام داد . همه ما باید توجه داشته باشیم که اگر خانم رهنورد و آقایان کروبی و موسوی نزدیک به یکسال است که در بازداشت غیر قانونی به سر می برند و از فردای انتخابات تا کنون، خود و خانواده‌هایشان تحت فشار شدید قرار دارند و همینطور بسیاری از فعالان سیاسی که یا بازداشت شده اند و یا به شکلهای دیگر مورد آزار و اذیت واقع می شوند ،همه برای دفاع از حقوق قانونی و انسانی مردم ایستاده اند و این هزینه‌ها را می پردازند. هرگز نباید خون‌های عزیزی را که در این راه ریخت ، فراموش کنیم . باید به یاد بیاوریم که جوانان بسیاری در اعتراضات مسالمت آمیز خود کشته ، مجروح ویا معلول شدند . پاسداری از خون شهیدان جنبش سبز ، پاسداری از آرمان‌های آزادیخواهان که در زندان‌ها هستند وظیفه انسانی و ملی ماست . یکی از راه‌های اعتراض به رفتارهای حاکمیت ، عدم شرکت در انتخابات است این از کم هزینه‌ترین راه‌ها برای معترضان است . نه فقط معترضان به نتیجه انتخابات ۸۸ ، بلکه معترضان به نحوه مدیریت کشور و حیف و میل اموال عمومی ، مشکلات اقتصادی ، گرانی و …  . به هر روش ممکن باید مردم را آگاه نمود . ما باید قدر و حرمت رای خود را بدانیم و اجازه سوء استفاده از آنرا به سودجویان و فرصت طلبانی که اموال مردم را مثل غنیمت به تاراج می برند ندهیم . حاکمیت تا سال ۸۸ نسبت به عدم حضور مردم در انتخابات نگران نبود ، بلکه فقط نگران این بود که مردم به چه کسی یا کسانی رای می دهند ومی کوشید این نگرانی را هم با دخالت در مراحل گوناگون انتخابات بر طرف کند و نهایتا آرای مردم وحضور آنان را امضا مشروعیت خود تعبیر کند . حکومت ممکن است بتواند در آرای مردم دست ببرد و نتیجه را تغییر دهد ، اما بحران عدم حضور مردم را نمی تواند توجیه کند و نیازمند حضور مردم است . باید به همه هشدار داد که ممکن است حکومت از راههای مختلف بخواهد مردم را به شرکت در انتخابات وادار کند و از راه هایی مثل تهدید ، تطمیع ، دادن پاداش به افراد شاغل ، بردن اجباری آنان به سر صندوق و … استفاده کند . ضمن افشای این راههای نادرست باید از تسلیم در برابر آنها جدا خودداری کرد . اگر مردم آینده بهتر می خواهند باید ایستادگی کنند . خوب است که همدیگر را در تاکسی ، اتوبوس ، مدرسه ، دانشگاه ، صف نان و کلا در همه جا آگاه کنیم و در باره انتخابات و پیامدهای شرکت و عدم شرکت در آن بحث کنیم . بویژه برای زنان کنشگر سیاسی و اجتماعی فرصت خوبی است که دلایل عدم شرکت خود را با طرح مطالبات زنان مطرح کنند . دانشجویان ، معلمان و کارگران با طرح مشکلات و تبعیض‌ها و نابسامانی‌ها دلایل عدم شرکت خود را مطرح کنند .

نخبگان فکری و سیاسی و فعالان جامعه مدنی اعم از زنان و دانشجویان در گسترش جنبش سبز چگونه مي توانند نقش آفرینی کنند؟

فضای کشور بسیار پلیسی و امنیتی است اما به هر نحو ممکن باید این فضا را تغییر داد . مقاومت اقشار گوناگون مثل زنان ، دانشجویان ، روشنفکران ، کارگران و غیر اینها در تغییر این فضا موثر است . شما می بینید که حکومت از انتشار یک بیانیه هم جلوگیری می کند . از برگزاری جلسات خصوصی در خانه‌ها هم جلوگیری می کند . چرا که همین اقدامات به ظاهر ساده ، فضای رعب و خفقان و امنیتی را می شکند . از راههای گوناگون برای تغییر فضا باید استفاده کرد . برگزاری جلسات به هر نحو ممکن و با هر تعداد اندک ، صدور بیانیه‌ها ، اعلام خواسته‌ها و مطالبات صنفی ، سیاسی و اجتماعی و فرهنگی از سوی اقشار گوناگون ، حمایت از خانواده‌های زندانیان ، کشته شدگان و مجروحین و ملاقات با آنان . حاکمیت به شکلهای گوناگون برزندانیان و خانواده‌های آنان فشار می آورد ، از جمله با قطع منبع درآمد مالی آنان . مردم توانمند وظیفه دارند در این شرایط سخت اقتصادی از این خانواده‌ها حمایت کنند . نخبگان و آگاهان ، امروز مسیولیت بزرگی دارند . پس از سی و سه سال تجربه و پشت سر گداشتن حوادث تلخ ، باید از تجربیات گذشته برای نجات کشور از استبداد استفاده کرد . افراد فعال که در صف اول ایستاده اند هزینه‌های سنگینی برای کشور می پردازند . اگر مردم از این افراد و اهداف آنها حمایت نکنند ، آینده این کشور فاجعه بار خواهد بود . وضعیت امروز نتیجه ۳۳ سال اشتباه ، تایید اشتباهات ، سکوت ، تملق گویی ، عافیت طلبی و ویژگی‌های منفی دیگری است که در اکثر ما وجود دارد . نسل امروز ، نسل گذشته خود را مقصر می داند . نباید بگذاریم اشتباهات گذشته تکرار شود . در این میان به ویژه کسانی که در اشتباهات گذشته سهیم بوده اند در جبران آن مسئولیت سنگین تری دارند وباید این فرصت را مغتنم بشمارند . یکی از مسئولیت‌های بزرگ نخبگان دراین دوره ی حساس تلاش برای همگرایی و اتحاد همه اقشار و گروههای اپوزیسیون است . بدون این همگرایی مسیر آینده کشور جهت درستی نخواهد داشت . شکاف هایی که با دلایل غلط و بی‌اساس در طول ۳۳ سال گذشته میان گروههای مختلف به وجود آمده و حکومت نیز به دلیل ماهیتش به آن دامن زده باید به وسیله نخبگان پر شود تا به این وسیله طیف وسیع اندیشمندان و روشنفکران با تجربه سرنوشت کشور را رغم بزنند و تا آینده کشوربه دست نااهلان رقم نخورد .

خانم وسمقي دو روز بیشتر به سالگرد ۲۵ بهمن ماه روز حضور مردم معترض و آغاز حصر رهبران جنبش سبز نمانده است و بسياري از گروههاي سياسی حامی جنبش سبز مردم را به خيابانها دعوت نمودند تا بار دیگر در این انسداد سیاسی فرياد اعتراض خود را بلند کنند.  به نظر شما اهمیت حضور مردم  در اين روز چیست؟

هر گونه اعتراض مسالمت آمیز ، تجمع وتظاهرات حق مردم و گروههای مختلف است . حکومت این حق قانونی را از گروه‌های معترض سلب کرده است و می کوشد با ارعاب و تهدید شدید ، هرگونه حرکتی را متوقف کند . ازسوی دیگر ناکارآمدی حاکمیت در اداره کشور و سیاستهای نادرست در صحنه بین المللی کشور را با خاطرات گوناگون از جمله تحریم ،و عوارض آن و نیز جنگ مواجه کرده است . اگر حکومت مواضع خود را در قبال مردم و خواسته‌های آنان تغییر ندهد و به همین منوال رفتار کند ، شرایط پیش رو ، شرایط بسیار سختی برای مردم خواهد بود . حکومت برای حفظ کشور باید با مردم خود کنار بیاید . حکومتی که پشتوانه حمایت مردمی ندارد ، نمی تواند کشور را در برابر آسیب‌های خارجی حفظ کند . همواره وظیفه حکومت است که بسوی مردم قدم بردارد و خواسته‌های آنان را تامین کند . این وظیفه در شرایطی که تهدیدات خارجی نیز وجود دارد برای حکومت سنگین تر می شود . حاکمان بی‌تدبیر گمان می کنند وظیفه  ملت است که برای حفظ کشور ، مشکلات خود را با حکومت نادیده بگیرند واز قدرت حاکمان دفاع کنند . حاکمان جمهوری اسلامی باید بدانند که فرصت گفتگو با مردم و تامین خواسته‌های آنان فرصتی همیشگی نیست . کافیست به تجربه‌های تاریخی کشور خودمان و یا تجربه‌های جاری در منطقه توجه کنند ، خواهند دید که این فرصت کوتاه است . بهتر است برای نجات کشور از در افتادن در آشوب ، قدرت را به صاحب آن یعنی ملت واگذار کنند . عجیب است که حاکمان بابصیرت ! با مشاهده این همه نابسامانی در کشور هنوز نفهمیده اند که توانایی اداره کشور را ندارند و باید این کار را به اهل آن بسپارند . اما متاسفانه گویا این حاکمان مصداق این ضرب المثل هستند که اگر همه آب ببرد آنان را خواب می برد . مردم با حضور خود به هر نحو ممکن باید حکومت را به انجام وظایف خود وادار کنند و اعتراض خود را نسبت به این نحوه اداره کشور اعلام کنند . در غیر اینصورت شرایط سخت تری را از نظر اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی باید تحمل کرد . حاکمان فعلی نیز در آینده باید پاسخگوی هزینه‌های گزافی باشند که فقط برای حفظ قدرت و منافع خود بر کشور تحمیل می کنند .

من ۲۵ بهمن سال گذشته در راهپیمایی بزرگ مردم حضور داشتم . آن راهپیمایی با شکوه ، برای حاکمیت ، غیر منتظره بود . بسیاری از نیروهای نظامی و انتظامی هم که در کنار خیابانها و پیاده رو‌ها ایستاده بودند با مردم اظهار همراهی می کردند . امیدوارم امسال نیز ۲۵ بهمن دیگری خلق شود و به این ترتیب مردم بار دیگر ، آشکارا با حضور خود به حاکمیت بگویند که مسیر هدایت کشور به بیراهه و سنگلاخ است . راهپیمایی امسال با توجه به تهدیدات خارجی از این جهت حایز اهمیت فراوان است که جنبش سبز با حمایت خود از رهبران در حصر این جنبش باید به دنیا این پیام مهم را بدهد که سرنوشت ایران در داخل و توسط مردم ایران تعیین می شود و نه در خارج  و اما سرکوب اعتراضات قانونی و جلوگیری از اینگونه راهپیمایی‌ها توسط حکومت راه را برای مداخلات خارجی باز، و دست مردم را از تعیین سرنوشت خود کوتاه می کند .

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s