نامزدهای انتخاباتی ما در حبس هستند/روز نهم:بهنام ابراهیم زاده، مسعود پدرام، رسول بداغی و بهمن احمدی امویی

اعتقاد داشته و داریم که مسیر واقعی اصلاح کشور از طریق انتخابات است، صندوق های رای امن ترین و سالم ترین راه رسیدن به آزادی و دموکراسی هستند. اما تا زمانی این راه میسر است و مسیر هموار که انتخابات آزاد باشد، انتخابات آزاد مصونیت بخش است و انتخابات فرمایشی منشاء هزار فساد و مشکل. برای نخستین بار نیز نیست که قرار است در این سرزمین انتخابات نمایشی برگزار شود، در زمان هر دو پادشاه انتخابات فرمایشی بود و مردم انقلاب کردند تا نمایندگانی که ذات همایونی می پسندیدند راهی مجلس نشوند. ان روزها نگران مجلس بودند تا مبادا صدای مخالفی از درون مجلس بلند شود و با شاه مخالفتی بکند و نهایتا هم مجلس بله قربان گو به اشاره ی ملتی از هم پاشید و نمایندگان آن نتوانستند هیچ کمکی به شاه خود بکنند. حتی در برخی کشورهای عربی که حکومت هایشان ساقط شده مانند مصر، انتخابات برگزارمی شد اما به دلیل آن که نمایشی و فرمایشی بود و منتخبان عده ای بله قربان گو بودند، هیچ نقش مصونیت بخشی برای کشور نداشت. متأسفانه با شرایط موجود،در انتخابات ۱۲ اسفند نیز انتخابانی نمایشی خواهیم داشت و مجلس برآمده ازآن نیز فرمایشی و بله قربان گو خواهد بود و نه تنها بنا نیست تا هیچ باری از دوش ملت بردارد بلکه دستاوردهای انقلاب را هم نابود خواهد کرد. انتخاباتی که بیشتر فعالین آن در حبس هستند نمی تواند انتخابات آزاد باشد، پس نمی توان در انتخابات شرکت کرد زمانیکه آن انتخابات نمایشی بیش نیست خصوصا وقتی که:

بهنام ابراهیم‌زاده، دوست کودکان در بند

فعال حقوق کودکان، فعال کارگری و عضو کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل آزاد کارگری است. بهنام ابراهیم‌زاده، در تاریخ ۲۲ خرداد ماه ۸۹ در تهران بازداشت و به زندان اوین منتقل شده است. او هنگام دستگیری و بازداشتش در بند ۲۰۹ زندان اوین مورد ضرب وشتم قرار گرفته، که در نتیجه به‌شدت زخمی شده و دو دنده‌اش شکست و در وضعیت وخیمی در زندان بسر می‌برد. او از تاریخ ۷ مهر در اعتراض به وضعیت خود دست به اعتصاب غذا زد که ۱۵ روز به درازا انجامید و پس از آن وی را به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل کردند. برای بهنام ابراهیم‌زاده ۱۶آبان ماه سال ۸۹ تعیین دادگاه شده به دلیل عدم حضور نماینده دادستان دادگاه برگزار نشد. نهایتا بهنام ابراهیم زاده از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ۲۰ سال حبس تعزیری محکوم شد. پرونده او ابتدا به دادگاه تجدید نظر و سپس به دیوان عالی کشور ارجاع داده شد که هر دو ارگان حکم صادره را غیر عادلانه خواندند. ولی در مورد تبرئه او هیچ اقدامی نکردند و پرونده را مجددا به شعبۀ ۲۸ دادگاه انقلاب برای محاکمه ارجاع دادند که در این راستا قرار بر آن بود که ۲۹ فروردین ۱۳۹۰ دادگاه او برگزار شود که علی رغم حضور وکیل و خانواده‌ی ابراهیم‌زاده در جلسه به دلیل عدم حضور قاضی مقیسه‌ای این دادگاه برگزار نشد و به زمان نامعلومی موکول شد.

مسعود پدرام، اتهام: انتخابات آزاد

دانش آموخته ی ارشد علوم سیاسی و پژوهشگر اجتماعی نویسنده و فعال ملی – مذهبی است . در جریان بازداشت فله ای نیروهای ملی مذهبی در اسفندماه ۱۳۷۹، بیش از ۳ ماه در سلول های انفرادی بازداشتگاه عشرت آباد سپاه پاسداران بود. او بعد از ۵ ماه حبس، به قید وثیقه آزاد شد. پرونده بداغی همچون پرونده دیگر فعالان ملی مذهبی از آن هنگام تاکنون، در دادگاه تجدیدنظر مفتوح ماند. او در دادگاه انقلاب به ریاست قاضی حداد در سال ۱۳۸۱ به ۴ سال زندان و ۵ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شده بود. این حکم در دادگاه تجدیدنظر متوقف ماند؛ و نتیجه ی این دادگاه هیچ گاه به پدرام و دیگر متهمان پرونده (ازجمله مرحوم مهندس عزت الله سحابی، زنده یاد هدی صابر، حبیب الله پیمان، محمد ملکی، محمد بسته نگار، رضا رییس طوسی و حسین رفیعی) اعلام نشد. این پرونده ۱۵ متهم داشت. دکتر علیرضا رجایی، یکی دیگر از متهمان این پرونده نیز شش ماه پیش بازداشت شد و هم اینک در بند ۳۵۰ اوین محبوس است. مسعود پدرام، نویسنده و پژوهشگر سیاسی حامی جنبش سبز، در ماه های اخیر، مورد احضار و تهدید مکرر نهادهای امنیتی قرار گرفته بود، تا این که بالاخره بازداشت شد. در لیست آثار این نویسنده کتاب هایی چون: «روشنفکران دینی و مدرنیته در ایران پس از انقلاب» و «سپهر عمومی روایتی دیگر از سیاست: نظریات آرنت و هابرماس» و مترجم کتاب «زندگی و زمانه دموکراسی لیبرال» به چشم میخورد. از وی مقالات متعددی در نشریات داخلی کشور در تبیین آراء یورگن هابرماس و هانا آرنت و مفهوم «سپهر عمومی» منتشر شده است.علت بازداشت مسعود پدرام را در ارتباط با نامه فعالان سیاسی به آقای خاتمی می دانند . ۱۴۳فعال مدنی و سیاسی در نامه ای به محمد خاتمی تاکید کرده بودند که حداقل شرایط برای برگزاری انتخابات آزاد، سالم و عادلانه وجود ندارد. فعالان سیاسی و اجتماعی طی نامه‌ای به محمد خاتمی، رییس‌جمهور پیشین ایران اعلام کرده بودند که : چشم‌انداز روشنی برای صیانت از آرای مردم و برگزاری انتخابات آزاد، سالم و منصفانه (در ایران) وجود ندارد.

رسول بداغی کلاس بی معلم؛ آقا معلم در بند

فعال سیاسی و صنفی و عضو کانون صنفی معلمان است که در شهریور ماه سال ۸۸ به دلیل حوادث پس از انتخابات بازداشت شد و به زندان اوین منتقل گردید سپس یه زندان رجایی شهر منتقل شد و چندین بار مورد ضرب و شتم شدید مسئولان زندان قرار گرفت. دو تن از مسئولان زندان رجایی شهر به نام‌های مستعار شیخ و دایی قاسم ، رسول بداغی را به محلی از زندان برده، دستهای او را از پشت بسته و پس از بستن وی به میله اقدام به ضرب و شتم شدید وی نمودند. علت این اقدام ناجوانمردانه مسئولان زندان اعتراض بداغی به وضعیت نا مناسب زندان رجایی شهر و مشکلات ایجاد شده برای او بوده است. رفتار بی رحمانه مسئولان زندان در ضرب و شتم این معلم زندانی موجب اعتراض دیگر زندانیان شده و آنها با اعلام اینکه نامبرده زندانی سیاسی است و نباید اینگونه مورد هتک حرمت و آزار قرار گیرد به رفتار مسئولان زندان معترض شدند. متاسفانه عوامل این ضرب و شتم در پاسخ به اعتراض زندانیان با هل دادن و فحاشی اقدام به متفرق نمودن آنها کرده و در کمال ناباوری اعلام نمودند : از آنجا که این فرد سیاسی است باید مورد آزار و شکنجه بیشتری قرار گیرد.

بداغی به اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرایم علیه امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام متهم شده است و به شش سال زندان و پنج سال محرومیت از فعالیت های اجتماعی محکوم گردیده است.

بهمن احمدی امویی، روزنامه نگاری که قلم را به قدرت نفروخت

روزنامه‌نگار حوزه اقتصاد و فعال حقوق زنان است. او از دانشگاه مازندران در رشته اقتصاد فارغ التحصیل شده است. «جامعه، توس، صبح امروز، نوروز، شرق، وقایع اتفاقیه و سرمایه» از جمله روزنامه‌هایی بوده‌اند که بهمن با آن‌ها همکاری داشته است. احمدی امویی همچنین دو کتاب به نام‌های «اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی» و «مردان جمهوری اسلامی چگونه تکنوکرات شدند» منتشر کرده است. او در تاریخ ۲۲ خرداد ماه سال ۱۳۸۶ به خاطر حضور در تجمعی در میدان هفت تیر تهران برای دفاع از حقوق زنان بازداشت و مدت یک هفته را در زندان اوین سپری کرد. بهمن چند ماه پس از آن و در تاریخ پنجم مهر ماه ۱۳۸۶ بدین خاطر به ۶ ماه زندان تعلیقی به مدت دو سال محکوم شد. بعد از اتفاقات انتخابات ۸۸ او نیز چون دیگر روزنامه نگاران متعهد و مستقل بازداشت شد و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل گردید و در دادگاه به پنج سال حبس تعزیری محکوم گردید. بهمن هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین در حال گذران دوران محکومیت خویش است و در این دوران نامه هایی منتشر کرده است.

احمدی آمویی از جمله روزنامه نگاران حق طلبی است که هیچ گاه در مقابل ظلم و ستم سکوت نکرد و همیشه به دنبال برقراری عدالت و حق طلبی بود. زندان را به جان خرید اما آگاهی سازی را لحظه ایی متوقف نکرد، روزنامه نگاری که از درون زندان در خصوص وضعیت اقتصادی کشور خطاب به نمایندگان مجلس می نویسد: ” آینده قابل پیش بینی امروز را من و برخی از همکارانم در مقالات متعدد به تصویر کشیدیم. که البته نتیجه این اطلاع رسانی برای من دستگیری، زندان، شکنجه و تحمل بیش از ۹۰ روز حبس در سلول انفرادی و توهین و افترا و حکم غیر قانونی ۵ سال و چهار ماه زندان بود. آنچه را که من در مقالات متعدد خود نوشته بودم، همان است که امروز شما گاه به گاه به آن اشاره می کنید و قوه قضاییه نیز پرونده های زیادی را برای عاملان این فسادهای اقتصادی گشوده است، آنچه را شما و قوه قضاییه گاهی البته گاهی این روزها در باره دولت احمدی نژاد می گویید من و البته تعدادی دیگر از روزنامه نگاران و اقتصاددانان منتقد در چهار سال اول دولت احمدی نژاد و البته بعد از آن، در باره اش گفتیم و نوشتیم.”

کاری از گروه اجتماعی کلمه

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s