عماد افروغ: در اين نظام «روز به روز نظام قيمی بر نظام وکالتی» غلبه می کند؛ هر عضوی از جامعه باید بتواند رهبر را استیضاح کند

عماد افروغ٬ نماينده سابق مجلس به طور تلويحی نسبت به تبديل جمهوری اسلامی به حکومت امويان هشدار داد و گفت در اين نظام «روز به روز نظام قيمی بر نظام وکالتی» غلبه می کند. وی اين انتقاد را شامگاه يک‌شنبه (۲۵ دی) در برنامه تلويزيونی «پارک ملت» مطرح کرده و گفته است جمهوری اسلامی پس از تشکيل حکومت٬ «قدرت زده» شده است.

وی افزوده در جمهوری اسلامی برخی تفسير‌ها حقی برای «مردم حق» قائل نيستند.مشکل اصلی الان شکاف و فاصله میان دولت و ملت است که مدام بیشتر می‌شود. وقتی می‌گوییم قانونیت نظام در گرو حقانیت حمکران و مقبولیت است، پس نمی‌توان مردم را از آن گرفت. الان تفاسیری در مورد مردم مطرح می‌شود که انگار مردم هیچ حقی ندارند و فقط از سر تکلیف به آنها نگاه می شود.

افروغ گفته امکان اينکه جمهوری اسلامی به مناسبات پيش از انقلاب سال ۵۷ بازگردد وجود دارد٬ همان‌طور که «از درون نظام نبوی و علوی٬ اموی‌ها زاده شدند.» افروغ علت تولد امويان از دل نظام علوی را «سکوت» و «مصلحت انديشی» اعلام کرده و نسبت به تکرار اين تجربه در جمهوری اسلامی هشدار داده است.

وی گفته است: «بحث تعامل، مشارکت و چرخه ديالکتيک بين عرصه رسمی و نقادی روشنفکران، علما و مردم بايد جدی گرفته شود که اکنون چنين نيست و از اين رو روز به روز نظام قيمی بر نظام وکالتی می چربد.»

اين نماينده سابق مجلس با اعلام اينکه حوزه‌های علميه استقلال خود را از دست داده‌اند٬ اين پرسش را مطرح کرده که چرا تنها «فقها» به عنوان اهالی «خبره» در جمهوری اسلامی معرفی می‌شوند و مجلس خبرگان خالی از اقتصاددان و حقوق‌دانان است.

عماد افروغ پس از حسين علايی دومين فردی است که در يک هفته گذشته انتقاد‌های تندی متوجه وضعيت موجود در جمهوری اسلامی می کند.

اظهارات وی با خشم گروهی از محافظه‌کاران مواجه شده به طوری که سايت «رهاپرس» وابسته به تيم احمدی‌نژاد روز دوشنبه (۲۶ دی) انتقاد‌های تندی متوجه وی کرده است. اين سايت نوشته که «افروغ با جويدن کاغذپاره‌های سروش و تلطيف سخنان علائی و مودبانه کردن فحاشی نوری‌زاده در اين برنامه مستقيم مدعی شکاف بين حاکميت و مردم» شده است.
«رها‌پرس» در يادداشت ديگری اعلام کرده که عماد افروغ در برنامه «پارک ملت» به جمهوری اسلامی و علی خامنه ای اهانت کرده و حوزه‌های علميه را به انتقاد از رهبری تحريک کرده است.

سايت محافظه‌کار «۵۹۸» نيز با انتشار يادداشتی از سخنان آقای افروغ انتقاد کرده و نوشته که «گويی دو پهلو گويی و دو پهلو نويسی در اين روزهای حساس انقلاب، در ميان برخی خواص انقلاب فراگير شده است.»
اين سايت نوشته که «سخنان نيش دار برخی از خواص که اتفاقاً تمامی آنان در بزنگاه‌های خطر يک وجه اشتراک مشخص به نام دو پهلويی دارند فقط و فقط به کام استکبار خوشايند است.»

* وقتی دوره هفتم برای نمايندگی مجلس ثبت نام نکردم عده ای درباره نيامدنم سئوال کردند، گفتم هر روز ديوار مصلحت کوتاه تر شده است.

* زمانی که در مجلس هفتم شرط ليسانس برای نامزدی مجلس گذاشته شد بنده از مخالفان آن بودم. وقتی فورماليزم را اصالت می دهيم صحيح نيست. مگر مدارک ليسانس و فوق ليسانس ما چه کاری می توانند بکنند و چه ويژگی دارند؟

* در مورد خبرگان که بحثی کارشناسی است واقعا اين سئوال مفهومی را ميخواهم مطرح کنم که فقط فقها خبره هستند؟ فقط حکم شناسی بايد ورود داشته باشد و موضوع شناسی اهميتی ندارد؟ اقتصاد شناس، فيلسوف، جهان شناس و.. نبايد حضور داشته باشد؟

* گام اول ارائه تئوری صحيحی از انقلاب است و اينکه بايد انقلاب اسلامی را در منظومه ای فکری ببينيم.

* اشتباهی که کرده ايم و هنوز مرتکب می شويم اين است که قدرت يعنی قدرت رسمی و از قدرت غيررسمی غافل می شويم.

* حوزه علميه ما پيش از انقلاب مستقل بود و منبع خوبی برای بسيج توده ها بود ولی بعد از انقلاب نقش نظارت و نظريه پردازی را با تصدی گری فراموش کرد.

* هرکسی در معرض نظارت و نقد قرار نگيرد از قاعده مندبودن خارج می شود.

* نقد فعال و مستمر نداريم.

* سفت و سخت حمايت می کنم که حکومت بايد فقهی باشد چون بايد حکومت الهی باشد. نبايد مقام مظعم رهبری در قم گلايه بکنند که پشتوانه فقه سياسی نداريم.

* فقهای ما بايد مطمئن باشند که کشور ما دارد فقهی اداره می شود و سئوال کنند تصميمی که گرفتيد منبعش کجاست. بايد اطمينان حاصل شود که کشور فقهی اداره می شود. اين يعنی توجه به نيازهای متحول.

* داريم مکانيزم فعالی را که حکومتی نباشد از دست می دهيم و اين شکاف دارد ما را به جايی می رساند که ما فراموش کنيم ما وکيليم و قيم نيستيم.

سايت فردا هم در گزارش خود از اين مصاحبه نوشت:

*روشنفکری امری مذموم نيست بلکه اگر خداگرايانه باشد کار انبياست.چراکه انبيا هم از درد مردم می گويند و می کوشند آنها را به تعالی رهنمون کنند و وظيفه روشنفکران خدا گرا نيز چنين است. توجه داشته باشيد که فقط خداگرايان می توانند روشنفکری کنند  چرا که روشنفکری صحيح بدون توجه به غايت و ذات ممکن نيست و اين امور نيز فقط در ساحت خداگرايی تحقق می يابد.

*پس از تشکيل نظام جمهوری اسلامی ما قدرت زده شديم و فراموش کرديم که چرا جمهوری اسلامی تشکيل شد.به گونه ای که الان تفاسيری از مردم [درباره مردم] می بينيم که مردم واجد حقی نيستند و از سر تکليف با آنها مواجه می شوند. اين امر يقينا مطابق با اهداف انقلاب نيست.

* روشنفکر سر سفره آماده نبايد بنشيند. بايد هزينه دهد مانند انبيا.  انبيا دغدغه معيشت و شغل نداشتند و دلمشغول تعالی مردم بودند

*اعوا پيچيده ترين شکل اعمال قدرت است و وظيفه روشنفکر افشای آن است.

*اکنون در کشور ما هر که لابی گرا تر است راحتتر کارش پيش می رود. بالاخص در خصوص مجلس که در فرايند کانديداتوری و تاييد صلاحيت و حضور در مجلس اين امر وجود دارد.

* وقتی دوره هفتم برای نمايندگی مجلس ثبت نام نکردم عده ای درباره نيامدنم سئوال کردند، گفتم هر روز ديوار مصلحت کوتاه تر شده است. و اين امر دارد گردن مرا خرد می کند

*  زمانی که در مجلس هفتم شرط ليسانس برای نامزدی مجلس گذاشته شد بنده از مخالفان آن بودم. وقتی فرماليزم را اصالت می دهيم صحيح نيست. مگر مدارک ليسانس و فوق ليسانس ما چه کاری می توانند بکنند و چه ويژگی دارند؟

*در مورد خبرگان که بحثی کارشناسی است واقعا اين سئوال مفهومی را ميخواهم مطرح کنم که فقط فقها خبره هستند؟. فقط حکم شناسی بايد ورود داشته باشد و موضوع شناسی اهميتی ندارد؟ اقتصاد شناس، فيلسوف، جهان شناس و.. نبايد حضور داشته باشد؟

*  بحث تعامل، مشارکت و چرخه ديالکتيک بين عرصه رسمی و نقادی روشنفکران، علما و مردم بايد جدی گرفته شده و انجام شود. اکنون چنين نيست و از اين رو  روز به روز نظام قيمی بر نظام وکالتی می چربد.

*    اگر بخواهيم به جايی اميد ببنديم حوزه های علميه است. اما  مستقل بودن حوزه علميه شرط اساسی نقد است. نهادهای روشنفکری دينی ما بايد تقويت شوند. بايد هزينه اش را بدهند مانند همان چيزی که قبل از انقلاب اتفاق افتاد. حوزه علميه ما پيش از انقلاب مستقل بود و منبع خوبی برای بسيج توده ها بود ولی بعد از انقلاب نقش نظارت و نظريه پردازی را با تصدی گری فراموش کرد.

*شايد اين سئوال مطرح شود که مگر امکان دارد مثل قبل از انقلاب شويم. بايد برای توضيح اين مساله بايد بگويم از درون نظام نبوی و علوی اموی ها زاده شدند. چون سکوت شد و مصلحت انديشی کردند.

*  اگر قرار است جا پای امام علی(ع) بگذاريم بايد مانند ايشان باشيم. ايشان درمورد معاويه می گويند اگر خواسته باشم از او سياستمدارتر هستم اما چه کنم که دستم بسته است. اگر ما هم خواسته باشيم سياستمان مانند حضرت علی(ع) باشد بايد دستمان بسته باشد اما بعضی ها دستشان باز شده است.

*امام می فرمودند تمام تشکيلاتی که از صدر اسلام تاکنون بوده است  و تمام چيزهايی که انبيا از صدر خلقت تا حالا داشته اند ،معنويات اسلام ،عرفان اسلام، معرفت اسلام است و…. تشکيل حکومت برای همين است ،البته اقامه عدل است لکن غايت نهايی معرفی خداست و عرفان اسلام.
خبرنگاران سبز/

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s