فیلمی از سر درماندگی در برابر نفرت جهانی و مستند حقیقی و تاثیرگذارHBO ؛ 23 خرداد

سیمای ولایت برای چندمین بار مجبور شد سناریوی شهادت ندا را عوض کند پیش از گزارش کاملی از دروغ جدید سیما که از سر درماندگی در شب 21 خرداد به نمایش گذاشت لینک عکس العمل های گزارشهای پیشین نیز می آید؛ گزارشهای جدیدتر نیز این قسمت لینک خواهد شد:

قاتل ندا به سبک سیما در تقاطع؛ باقی مقتولین چه ؟در کهریزک؟

قاتلان گام به گام در دام خودنهاده افتاده اند؛ آرش حجازی

تقاطع ِ ندیدن حقیقت؛بعد از مستند HBO در مورد ندا ، طبیعی است که نظام برای توجیه افکار عمومی دست به اینکار بزند؛ آرش سیگارچی

فیلمی مستندگونه با یک سناریوی ضعیف از قتل ندا ساخته شد که پاسخی باشد به فیلم موثر و خوش ساخت شبکه HBO. زمان پخش هم درست در شب 22 خرداد انتخاب شد، تا محلی باشد برای انحراف افکار عمومی و به این امید که بخشی از تلاش های شبکه های خبری را به جای پوشش اخبار روز، به پاسخگویی به این فیلم مشغول دارد.


بازی مصنوعی بازیگران صحنه به خصوص دخترکی که خود را دوست ندا معرفی می کرد جلب توجه می کرد. کاملا مشخص بود که این فیلم نه یک مستند، بلکه بازی مصنوعی بازیگرانی است که نه به دنبال بازگویی حقیقت، که برای تحمیق مخاطب به صحنه آمده اند. صحنه ای که معلوم نیست پس از حبس و شکنجه پذیرفته اند که در آن ایفای نقش کنند، یا پول و تطمیع آنها را متقاعد به دروغ پردازی کرده است. نقش اصلی را خبرنگاری بازی می کند، که انگلیسی صحبت می کند و مثلا بلد نیست فارسی صحبت کند. بدین نحوه خواسته اند اثرگذاری اش را بر بیننده ایرانی یشتر کنند. ( شواهد حاکی از آن است که برخلاف آنکه این خبرنگار ادعا می کند که فارسی بلد نیست، فارسی را به خوبی صحبت می کند! ضمنا در صحنه ای از فیلم وقتی راجع به گزارش پزشکی قانونی با یکی از کارمندان آن اداره صحبت می کند، راجع به گزارش نوشته شده به فارسی، بحث می کند و از اینکه تاریخ گزارش ها کمی عجیب و ناخوانا هستند اعلام تعجب می کند! در حالی که در چند جای فیلم وانمود می کند که فارسی بلد نیست و از معلم موسیقی می خواهد که برایش ترجمه کند.)
به هر حال، فیلم چند محور عمده را دنبال می کند:
1- پزشک بودن آرش حجازی و توانایی های پزشکی او را زیر سوال ببرند. حتی تلاش کردند که مدرک پزشکی او را هم زیر سوال ببرند.
2- قاتل ندا عباس کارگر جاوید به عنوان یک بسیجی نبوده است.
3- قتل ندا توسط مجاهدین خلق صورت گرفته است.
مورد اول، که ارتباطی با قضیه اصلی یعنی قضیه قتل ندا ندارد. دکتر آرش حجازی بعه عنوان یک پزشک تلاش می کند که با دست گذاشتن بر روی محل زخم جلوی خونریزی را بگیرد. یک نفر سومی هم به کمک آرش حجازی می آید و تلاش می کند که مجاری تنفسی ندا را باز نگه دارد. البته آرش حجازی می تواند در مدیریت بحران این صحنه فجیع اشتباه هم کرده باشد ولی این چیزی را اثبات نمی کند.
در مورد دوم،عباس کارگر جاوید، مدعی می شود که پس از اینکه توسط مردم شناسایی می شود، گفته است که من ندا را نکشتم در حالی که آرش حجازی از او شنیده است که گفته است من نمی خواستم بکشمش. معلم موسیقی ندا، حرف های عباس کارگر جاوید را تایید می کند و شهادت می دهد که عباس کارگر جاوید نگفته که من نمی خواستم او را بکشم! در حالی که فیلم های دیگری هست که نشان می دهد که معلم موسیقی ندا، بلافاصله به همراه ندا صحنه را به مقصد بیمارستان ترک می کند و اصولا شاهد دستگیری و ضرب و شتم عباس کارگر جاوید نبوده است!
همچنین عباس کارگر جاوید که مجهز به بی سیم بوده و صدای بی سیم هم باعث لو رفتنش می شود، مدعی است که نیروی عملیاتی نبوده و اصولا نمی توانسته که حامل سلاح باشد. در حالی که موارد بسیاری در فیلم ها و عکس ها دیده شده که نیروهای غیرعملیاتی و لباس شخصی مسلح به سلاح بوده اند و به سوی مردم به صورت مستقیم شلیک کرده اند. عکس های ذیل موارد نقضی است بر این مدعای عباس کارگر جاوید:


در مورد سوم استدلال مطرح شده چنین است، که مجاهدین خلق هر سال در 30 خرداد یک تعدادی را می کشند، پس امسال هم یک نفر را کشته اند و آن یک نفر ندا بوده است!! جالب اینجاست که دوست ندا که تا لحظه ای قبل نمی دانست مریم رجوی کیست، این سناریو را تایید می کند. و یکی دیگر از حضار میگوید که من فکر کردم عکس مریم رجوی، عکس مادر نداست!! قطعا این جمله ناخودآگاه و بدون منظور گفته نشده است و قصد تخریب خانواده ندا را هم داشته اند.
ضمنا مشخص نیست که چرا تا نیمه های فیلم، عباس کارگر جاوید، صورتش را با ماسک پوشانده بود و مشخص نشد که وقتی مدعی شد که خانه اش را از فشار روانی و اجتماعی جامعه عوض کرده، چرا رفته و در یک اتاق 6 متری ساکن شده است. انگار که می خواهد با این سخن جلوی مخاطب مظلوم نمایی کند.
به هر حال، فیلم در پیگیری اهدافش که فوقا برشمرده شدند، ضعیف عمل میکند. به غیر از این برای آنکه رنگ و بوی پلیسی به فیلم داده شود، موارد نامربوطی در طول فیلم مطرح می شود، که اسمش را قطعات پازل گذاشته اند. مثلا کسانی را نشان می دهد که برمی گردند و به دوربین نگاه می کنند، کسی که به خارج رفته، کسی که می خواهد به خارج برود، کسی که سابقا استاد دانشگاه آزاد بوده است و الان استعفا داده است و ….
در نهایت فیلم بدانجا ختم می شود که یک زن ناشناس به عنوان قاتل احتمالی ندا معرفی میگردد. هدف از این که یک زن قاتل ندا معرفی شود این است که به طور کامل احتمال دخالت بسیج و نیروهای امنیتی در این قضیه منتفی شود. و در درجه بعدی با مشابهت سازی با ترورهای مجاهدین اینگونه القا شود که آن زن وابسته به این گروه بوده است. خود این صحنه پر اشکال ترین صحنه فیلم است و ذیلا این ادعا را بررسی می کنیم.
از این زن که در این فیلم شکارشده است، سه تصویر به بیننده نشان داده شده است. سه تصویر را در کنار هم می بینید. کافی است که عرض و اندام آنها را با هم یک مقایسه چشمی بکنید! جای تعجب است که چگونه یک کارآگاه در این فیلم این سه زن را به عنوان یک زن دیده است. بگذارید دقیقتر به این قضیه نگاه کنیم:

به قد مانتو خوب دقت کنید و نسبت آن با زانو. در تصویر اول سمت راست به وضوح مانتو بالاتر از زانو است و در دو تصویر دوم و سوم پایینتر یا حداقل هم تراز با زانو است . مشخص است که این سه زن، یکی نیستند.
تصویر سوم، اصولا مانتوی قهوه ای رنگ دارد!! در حالی که دو تصویر اول مشکی هستند. رنگ قهوه ای مانتوی زن سوم در همین فیلم واضح است اما در فیلمی که اخیرا از قتل ندا منتشر شده است واضح تر هم دیده می شود:

حالا به کیف های دستی زنی که در تصویر اول و سوم است دقت کنید، به وضوح با هم متفاوت هستند:


ادعا شده است که این زن در حالی که کلت در دستش و دستش در کیف بوده، تیراندازی کرده و سپس از صحنه فرار کرده است. در حالی که در صحنه تیراندازی، کیف بر روی شانه راست، و در صحنه فرار کیف بر روی شانه چپ است. چگونه در آن شرایط می توانسته کیفش را جابجا کند و چه لزومی داشته است؟

این در حالی است که زنی که در عکس سوم در بالا می بینید، از ناراحتی و جنون دست و پایش را گم کرده است و در حال فرار است. فیلم او را  ببینید:


در پایان چند سوال مطرح می شود که پاسخ های جدی را از سوی حاکمیت ایران می طلبد:
1- سناریوهای قبلی درباره ندا آقا سلطان بر چه اساسی بوده است. به عنوان نمونه فیلم زیر را که توسط سیمای ج.ا. پخش گردیده است را ملاحظه فرمایید. http://www.4shared.com/video/HvX5W7W5/neda_Mobarezclipcom_.html?cau2=401…
کافی است که این دو فیلم را که هر دو از سیمای ج.ا. پخش شده ببینید تا به عمق فضاحت امپراطوری دروغ پی ببرید. اینها تا بدانجا پیش رفتند که ادعا کردند ندا خود بازیگر فیلم قتلش یوده، خون روی صورتش ناشی از پمپ خون بوده و نه خون واقعی. ندا که خود آگاهانه در این فیلم نقش بازی کرده قربانی شده و در راه بیمارستان او را به قتل رسانده اند. در سناریوهای دیگری هم آرش حجازی به عنوان قاتل معرفی شد. حتی خود معلم موسیقی را هم به عنوان یکی از قاتلین معرفی کرده بودند. ادعا شد که آرش حجازی توسط اینترپل تحت تعقیب است و عده ای هم در مقابل سفارت انگلیس برای استرداد وی تجمع کردند (البته بدون مجوز!!)
چگونه است که دستگاه اطلاعاتی ج.ا. که مدعی است پشه را در هوا شکار می کند، در این یک سال چنین فشل عمل کرده است. نه تنها موفق به یافتن قاتل ندا نشد، بلکه با طرح سناریوهای جعلی شهروندان و کشورهای مختلفی را متهم به دخالت در این قتل کرد. کشورهای مختلفی از انگلیس و آمریکا گرفته تا شهروندانی همچون آرش حجازی و حتی سازمانهای مرده ای مثل سازمان مجاهدین خلق متهم به قتل شدند!! خلاصه اینکه اینها همه متهم به قتل شدند تا اینکه خدای نکرده دامن ناپاک جمهوری اسلامی به خونریزی آلوده نشود! این سناریو چینی ها آدمی را به یاد فاجعه بمب گزاری حرم امام رضا می اندازد که در آنجا تیم سابق وزارت اطلاعات اندکی قوی تر از تیم فعلی عمل کرد و توانست مدتی اذهان عمومی را گمراه کند، اگر چه حتی در آنجا نیز حقیقت برای همیشه پشت ابر نماند. اصولا واضح بود که دستگاه اطلاعاتی ج.ا. از همان ابتدا هم اراده ای برای روشن شدن ابعد این قضیه نداشته است و این یک مقدار دست و پایی هم که زده است از سر اجبار و در واکنش به امواج تبلیغاتی شهادت یک اسطوره به نام ندا بوده است.
2- گیریم که ندا را جمهوری اسلامی و بسیج به قتل نرسانده است. کهریزک را چگونه توجیه می کنید؟ حمله چندباره به کوی دانشگاه را چگونه توجیه می کنید؟ قتل های زنجیره ای را چگونه توجیه می کنید؟ آنجا هم دستان اسراییل حضور داشت؟ آیا براستی دامن نظام هنوز هم پاک است؟! آیا طرفداران این نظام طشت رسوایی که از بام افتاده است را نمی بینند؟ همین تلاش سازمان یافته رژیم برای مخفی نگاه داشتن ابعاد واقعی این جنایات خود بارزترین دلیل برای فساد این مجموعه است.

ندای سبز آزادی

Advertisements

2 پاسخ به “فیلمی از سر درماندگی در برابر نفرت جهانی و مستند حقیقی و تاثیرگذارHBO ؛ 23 خرداد

  1. بازتاب: مستند تقاطع و چند سؤال؛ 28 خرداد « نهضت سبز آزادي

  2. بابت زحمات بسیار و وب سایت بسیار خوب و این مقاله عالی سپاسگزارم.

    موفق و پیروز باشید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s