نامه های نوریزاد به رهبر

جدید ترین نامه های نوریزاد را از این لینک دنبال کنید

نامه یازدهم محمد نوری زاد به رهبری: “پیش از آنکه به حساب شما رسیدگی کنند، خود به حسابِ خودتان رسیدگی کنید”
نامه ی نهم محمد نوری زاد به رهبر: آیا صدای مرا می شنوید؟ پایه های تخت رهبری شما بر اوضاع اسفباری استوار است
هشتمین نامه نوری زاد از باب سخن بدون لکنت به خامنه ای: ما، هم به مردم خویش، هم به آن آرزوهای چشم به راه، و هم به اسلام راستین جفا کرده ایم
شخص شما، شاید تنها کسی هستید که از لذت غلیظ آزادی بیان در این سرزمین بهره مند است؛ ۲۸ سؤال محمــــــد نوری‌زاد از رهبری؛ با این عملکرد، آیا ما عاقبت بخیریم؟

ششمین نامه ی محمدنوری زاد به رهبر: آرزو دارم در این روزهای پایانی عمر، نام نیکی از خود به یادگار گذارید و خطاهای رفته را به سامان خویش باز آورید؛ 24 مرداد

نامه مهم و پنجم حر زمان به خامنه ای: اگر که با خود صادق باشیم، صدای شکستن استخوان های اقتدارمان را خواهیم شنید؛ 13 خرداد

شما، امروز رهبر کدام مردمید؟ نامه شگرف چهارم محمد نوری زاد از زندان اوین به رهبر؛ 1 اردیبهشت

دانستم شما از محاصره ی آدمهای جاهل، از تماشای افق آرزوهای مردم باز مانده اید/ شما، امروز رهبر کدام مردمید؟ من مردم فراوانی برای شما نم یبینم. رهبری، آن هم بر حداقل مردم، که غرورآفرین نیست./ ما و شما؛ مردم خویش را از دست داده ایم. اگر سکوت و آرامشی در آنان می بینید به ضرب زور و اسلحه است/ بیایید سخن تلخ و صادقانه مرا، بر شیرینی سخن چاپلوسانه ی کسانیکه شما را احاطه کرده اند، ترجیح دهید./ مرا و ما را باور کنید. حتی در خیال احتمال دهید که ما درست میگوییم. این احتمال هیچ هزینه ای برای شما ندارد. در خیال خود باور کنید که دوستان خوب شما، فراتر از شما، و در صنفی که انگ دشمن بر پیشانی آحادش خورده است، غم شما را میخورند و مضطربانه علاقمند درخششِ نابِ شما در این روزهای پایانی آزمون الهیاند

(متن کامل در لینک عنوان)

دادگاه بدوی حکم صادر کرد:شلاق و زندان؛ مجازات صراحت بیان محمد نوری زاد

برگرفته از متن حکم: متهم در دادگاه نیز، ضمن پافشاری بر صحت کردار مجرمانه‌ی خود، تمامی اعمال خود را انتقاد سازنده دانسته است. دادگاه، نظر به اینکه در هیچ آئینی، توهین، انتقاد سازنده محسوب نمی‌شود و هیچ عرفی اهانت را انتقاد و دلسوزی نمی‌داند و نظر به‌اینکه رفتار متهم، هیچ سنخیتی با انتقاد و خیرخواهی نداشته بلکه با ظرافت‌های مکتسبه از وادی هنر به نحو مقتضی به هتک حیثیت افراد و در برخی موارد همه‌ی ملت پرداخته‌است. و متهم چون کاندیدای منظور نظرش نتوانسته اعتماد مردم را جلب کند، توهین‌های زیادی به مردم نیز کرده‌است.

محتوای چهارصد و اندی پرونده که مجموع مصاحبه‌ها و نامه‌های متهم می‌باشد، که شان قلم مانع نقل آن است. ممکن است این الفاظ در محیطی دارای قبح و زشتی کمتری باشد اما نسبت به شخصیت‌هایی که متهم آن الفاظ را به‌کار برده، بسیار وقیح است. البته دادگاه از سن و سال متهم توقع تعادل داشته ولیکن در این سن و سال (پنجاه و هشت سالگی) به جهت عدم موفقیت کاندیدای موردنظر وی اینچنین دچار توهمات سنین جوانی شود که نتواند خود را کنترل کرده و مطالبی که حداقل در ظاهر انتقاد است، به بیانی دور از کینه و بغض بیان کند، خیلی جای تامل دارد و در کلمات و ادبیات دشمنان دیرین و نشانه دار نیز این مقدار هتاکی وجود ندارد. متهم درعین حال خود را دوست و همدم با رهبر معرفی کرده‌ که به نظر می‌رسد با وجود چنین دوستی برای تخریب شخصیت مقامات کشوری نیازی به دشمن نیست.

حال نامه های این عزیز دربند را بخوانید تا سیه روی شود آن حاکم:

حبس و تازیانه سرخ؛  پاداش قلم و زبان سبز نوری زاد؛ حمیدرضا تکاپو

جرس: اولین خبر شنبه ۲۸ فروردین ماه که روی خروجیِ خبرگزاری ها قرار گرفت، محکومیت محمد نوری زاد، نویسنده، مستندساز و وبلاگ نویسِ منتقد آقای  خامنه ای و برخی مقاماتِ جمهوری اسلامی، توسط شعبه ۲۶دادگاه انقلاب، به سه و نیم سال زندان و پنجاه ضربه شلاق بود.

محمد نوریزاد یا همان نویسندۀ سالهای نه چندان دورِ روزنامۀ کیهان، سینماگر و مستندساز حامیِ نظام و صدای آشنایِ سالهای دورِ برنامه های جهاد سازندگی و روایت فتح،  که چند سال اخیر را به تألیف كتاب، نقد آثار ادبی، نگارش فیلمنامه و تولید آثار داستانی روی آورده بود، در یک سالی که گذشت، به سبب نامه های انتقادی و هشدار دهنده اش به رهبر جمهوری اسلامی پیرامون وضعیتِ کشور و همچنین اعتراضاتش به مقامات ارشدِ قضایی، سیاسی و روحانیِ کشور، مهمان بندهای انفرادیِ ۲۰۹ و ۲۴۰ زندانِ اوین شد.

اخبارِ ویژه کیــهان

از نکات حائز اهمیت در حکم صادره از سوی قاضی پیرعباسی (رئیس شعبۀ ۲۶دادگاه انقلاب تهران)، که با استناد به مواد ۵۰۰ و ۵۱۴ و ۶۰۹ و ۶۰۸ مجازات اسلامی، حکم به محکومیتِ این نویسنده داده، کیفرخواست و متن حکمی است که بی شباهت با ادبیات و مفادِ صفحۀ دوم روزنامۀ کیهان و ستون کناریِ خبرگزاریِ فارس نیست. (گویی همه را یک نفر یا یک گروه صادر کرده و نوشته است.)

حکمی به پهنای تاریخ

بدین ترتیب نوریزاد محکوم به حبس و تازیانه شد تا نتیجۀ انتقادِ سبزش به بالایی ها، مشمول احکامی چنین شود:

۱- یک سال حبس با احتساب ایام بازداشت قبلی به جهت فعالیت تبلیغی علیه نظام و تخریب چهره‌ سی‌ساله‌ نظام اسلام
۲- دو سال حبس تعزیری به‌جهت توهین به رهبری
۳- نود و یک روز حبس به‌جهت توهین به محمود احمدی نژاد
۴- نود و یک روز حبس به‌جهت توهین به رئیس‌ قوه قضائیه
۵- پنجاه ضربه شلاق به‌جهت توهین به علم‌الهدی، امام‌جمعه‌ مشهد و نماینده‌ مجلس خبرگان

نامۀ اول؛ از مردم عذرخواهی کنید…

پس از کودتای انتخاباتی و یک هفته پس از خطبه های نماز جمعه ۲۹ خردادِ آقای خامنه ای، نوری زاد نامه ای سرگشاده، خطاب به رهبر جمهوری اسلامی نوشت و در وبلاگ خود (گاهنوشت) پست کرد، که بی شک از سندهای تاریخی جمهوری اسلامی خواهد ماند.

نوری زاد با یادآوریِ آنچه آقای خامنه ای در دو دهه اخیر روا داشته بود، خطاب به وی خاطرنشان کرد «در طول سالیان دراز، ما هرگز لذت یک روزنامه مستقل و صدا و سیمای مردمی را نچشیدیم…»

و پیرامون خطبه های نماز جمعه رهبری به وی خاطرنشان کرد «سابقا ما برای دشمن خط و نشان می کشیدیم، حالا کارمان بجایی رسیده است که باید برای بخشی از مردم خودمان خط و نشان بکشیم. این روند کار را بجایی می رساند که در فردای این نظام، جز دشمن، مردمی در کار نباشد…»

وی آقای خامنه ای را دعوت کرد تا شاهد مسئولینی باشد «که به راحتی نوشیدن یک شربت گوارا دروغ می گویند» و کشوری که به «دام روسیه و چین» افتاده است.

نوری زاد در همان نامۀ سرگشاده، پیرامون سخنان احمد علم الهدی امام جمعه مشهد که بعد از انتخابات گفته بود «نخبگانی که وارد سیاست می شوند اگر ولایت پذیر نباشند ولایت ستیزند و ولایت ستیز یعنی ابن ملجم»، خاطرنشان کرد:

«چرا و به چه دلیلی یک رییس جمهور قبل از انتخابات برای یک امام جمعه، یک میلیارد تومان پول می فرستد؟ این در کجای عدل علی است؟»

نوری زاد در انتهای همان نامه از آقای خامنه ای تقاضا کرد که از مردم عذرخواهی نماید که «اگر این نشود و کار به تنگناهای انتظامی بکشد، ما رفته رفته این باقیمانده مردم را نیز از دست خواهیم داد و شما نیک تر از همه ما می دانید: نظامی که مردم نداشته باشد، چه دارد؟»

نامۀ دوم؛ آیا می دانید دوستان و دشمنان چه کسانی هستند؟

وی، دومین نامۀ سرگشاده به رهبر جمهوری اسلامی را، در پانزدهم آبان ماهِ ۸۸ و به بهانۀ آنچه در ۱۳ آبان اتفاق افتاد نگاشت و ضمن بررسی دوستان و دشمنان انقلاب و نظام از دیدگاهی متفاوت، خامنه ای را مورد خطاب قرار داد و خاطرنشان کرد:

«… برای اولین بار در تاریخ سی ساله عمر انقلاب و در مراسم روز قدس و سیزده آبان امسال، نه اسراییل از ما ترسید و نه آمریکا، و البته کشوری که بسیار ترسید، کشور خود ما بود. با آنهمه تسلیحات رسمی و غیر رسمی که برای مقابله احتمالی مردم معترض به خیابانها آورده بودیم …»

نوریزاد با برشمردن بحرانِ حاکم بر جامعه  و تنگناهای موجود، خاطرنشان کرد «کلید  راز عبور از تنگناها را، من  در جابجایی دوست و دشمن می دانم » و بطور صریح خطاب به رهبر جمهوری هشدار داد «…و اینگونه شد که آدمهای زیرک  رگ خواب ما را کشف کردند و با نفوذ در باورهای ظاهرپسند ما، به موقعیت هایی  دست یافتند که هرگز در اندازه و لیاقتشان نبود. من برای این که از کلی گویی پرهیز کرده باشم ، ناگزیر از بیان مصداق و مثالم . و از آنجا که خود ما در این سی سال عمر انقلاب ُ بسیاری از آبروها را برده ایم و بر بسیاری از چهره های خدوم خود تیغ کشیده ایم ، گمان نمی کنم اسم بردن این چند نفری که عملکردشان در منظر همه ما بوده است ، ارکان استوار الهی را به تزلزل  اندازد. کدام چند نفر؟

امروز افرادی چون آقایان حداد عادل، سعید مرتضوی ، حسین شریعتمداری ، صادق محصولی ، محمد جواد لاریجانی ، و محمد حسین صفار هرندی…و بایستی نام برخی از روحانیان، بخصوص امامان جمعه ای را که در نامه نخست بدانها اشاره کرده ام نیز می آوردم .»

وی ، در انتها خطاب به رهبر جمهوری اسلامی متذکر شد: «من در اینجای سخن  و در نقطه مقابل،  دوستانه و مشفقانه، از دوستان دیگری اسم می برم که برای نظام، و برای شخص شما و برای شخص شما ،  آنهم در بحرانی ترین روزهای عمر انقلاب، یک گشتی در کل کشورمان زدند و میلیونها ایرانی رمیده و پشت کرده به نظام وحتی معاندین داخلی و خارجی را در شورانگیزترین وجه ممکن،  به پای رکاب شما باز آوردند : آقایان میر حسین موسوی ، سید محمد خاتمی و مهدی کروبی . صمیمانه می گویم : دوستان واقعی نظام و شما وما ، اینانند !»

نامۀ سوم؛ شکاف جدی است، چینی نازک نظام ترک خورده است

محمد نوریزاد در اوایل آذرماه گذشته، در سومین نامۀ سرگشاده به رهبر جمهوری اسلامی، خطاب به وی خاطرنشان کرد «جاذبۀ احمدی نژاد باعث شد که شما، آن خود رهبری خود را خرج او کنید . خرج کسی که لیاقت این همه همراهی نداشت. شما بخاطر احمدی نژاد  مراجع را از دست دادید. بخش وسیعی از مردم و نخبگان کشور را از دست دادید . بخاطر او، دوستی ملت های دیگر را از دست دادید و این همان موجی است که درسراسر کشور، به سمت فراگیری می خزد و شما را با آقای احمدی نژاد تنها خواهد گذارد .»

وی در بخشی از همان نامه، رهبر جمهوری اسلامی را به چالش کشیده و هشدار داد: «اکنون که قسمت های پایانی این نامه را می نویسم ، خبردارشدم حضرت آیت الله جوادی آملی، از امام جمعگی قم انصراف داده اند. عزیز گرانمایه، شکاف، جدی است . چینی نازک نظام ، ترک خورده است و اگر شما با اختیارات قانونی خود، و رجعت به اصل انصاف و عدل، چاره ای برای این ترک های یک به یک نیندیشید، چه بسا روزی رسد که اصرار ما برای جابجایی آب با ظرفی شکسته بجایی نرسد…»

سقوط قاضی القضات شهر

محمد نوری زاد یک روز پیش از بازداشتِ خود، در وبلاگش نوشته بود کسی از پلیس امنیت با او تماس گرفته و او را فراخوانده است که وقتی نوری زاد از او دلیل این احضار را می پرسد، پاسخ می شنود: «به جرم توهین به رئیس قوه قضائیه».

نوریزاد یک هفته قبل از این احضار، در پی اظهارات صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه که به مخالفان دولت هشدار داده بود «دستگاه قضایی به اندازه کافی از آنها پرونده دارد»،  نوشته ای در وبلاگِ توقیف شدۀ گاهنوشت، با عنوان «سقوط قاضی القضات شهر» در انتقاد از مدعیات لاریجانی منتشر کرد و نوشت: «…در این چند وقت اخیر ، سخنان نازل و غیر حقوقی و غضبناک و خبری و مطالعه نشده و جناحی و سطحی و غیرکارشناسانه و آشفته و عوامانه و تهدید آمیز آقای صادق آملی لاریجانی که رو به  اصطلاحا «سران فتنه»  ایراد کرده، نشان می دهد که وی از همان صندلی اتاق کارش به دره ای عمیق و ژرف سقوط کرده است. دره ای که از قدیم الایام ، و تا قیام قیامت ، خدای متعال زیرپای قاضیان تعبیه کرده است…اگر یک قاضی ، بویژه یک قاضی القضات ، بلحاظ سستی کلام ، و عدلی که در سخن سست او به زیر پا می افتد ، بجایی برسد که سخنان هردمبیل یک رهگذر سیاسی را واگویه کند ، همان بهتر که درخانه بماند و در کارهای خوب خانه به اهل منزل مدد رساند .»

آیا دولت احمدی‌نژاد دوام خواهد آورد؟

نوریزاد در جریان حوادث پس از انتخابات و اوج اعتراضات، با طرح پرسشی مبنی بر اینکه «آیا دولت احمدی‌نژاد دوام خواهد آورد؟»، خاطرنشان کرده بود:

» صورت ظاهر می‌گوید بله. ایشان به تکمیل کابینه خود خواهد پرداخت و با وزرای جدید، به سمت چهار سال پیش رو خیز خواهد برداشت. اما این فقط صورت ظاهر است… من طی چهار سال گذشته، از احمدی‌نژاد صد البته بخاطر ساده لوح بودنش، بخاطر نامتعادل بودنش، بخاطر عوامفریبی‌هایش، بخاطر نخبه‌گریزی‌اش، و بخاطر به باد دادن فرصت‌ها و سرمایه‌های بی بدیل این ملک، رنجور بودم. انتخابات اخیر اما برای احمدی نژاد دخمه‌ها و دره‌هایی تدارک دید که شخص ایشان نمی تواند فارغ از این دخمه‌ها و دره‌ها سر به کار متداول خود فرو برد و به کارکرد دیرین خود سرگرم باشد…»

وی همان جا اتمام حجت کرده و صراحتا سرنوشتِ نافرجامِ عملکردِ رئیس دولتِ تحمیلی را چنین نوشت:

» اگر شخص آقای احمدی نژاد را عامل حادثه‌های خونین بعد از انتخابات ندانیم حتما شخص وی را مطلع لحظه به لحظه این فجایع خواهیم دانست. احمدی نژاد، نشست و اجازه داد وزارت اطلاعات زیردستش ، درست پیش چشمش آن کند که دیدیم. و دستگاه قضایی مجاورش، آن کند که دیدیم. و سپاه و نیروی انتظامی و بسیج نیز.

احمدی نژاد بازهم سخنرانی خواهد کرد . بازهم برای آمریکا خط ونشان خواهد کشید . بازهم برای دنیا و اداره جهان پیشقدم خواهد شد. اما مردم ، تنها به نظاره او خواهند نشست. دانشگاهها با او همراه نبودند، بیش از پیش تنهایش خواهند گذارد. مردم به سخنرانی‌های او لبخند خواهند زد. کارهای او را دنبال خواهند کرد اما برای عرق ریزان او وقعی نخواهند نهاد. و شب ها، از فرط خستگی به رختخواب خواهد رفت اما هرگز نخواهد توانست به قدر یکساعت چشم برهم بگذارد. نه صدای سوزناک ناله‌های مادران فرزند ازدست داده، و نوعروسان همسراز دست داده ، و مادران جوان از دست داده، به او اجازه بی خیالی خواهد داد و نه فریاد های گاه و بیگاه الله اکبر مردم.

این مردم داغدارند. غرورشان زخمی شده. به صورتشان آب دهان انداخته‌اند. تا مادامی که غرور این مردم ترمیم نشود، و تا مادامی که برداغ آنان مرهم نهاده نشود، و تا هنگامی که حقشان اعاده نشود، این ناله های پرسوز، و این الله‌اکبرهای گاه و بیگاه ادامه خواهد داشت …»

بدین ترتیب محمد نوریزاد از ۲۹ آذر ماه ۸۸، ماهها بدون ملاقات و بلاتکلیف مهمان سلولهای انفرادی بود و…محکوم به تازیانه و حبس شد…

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بزرگی پناهی و نوری زاد با زندان از بین نمی رود

مردی فرهیخته را به اتهامی واهی درون سلولهای انفرادی تان نگاه داشته اید که چه شود؟…که سر خورده کنید دیگر آزاد مردان هنر را…مگر با زندانی کردن محمد نوریزاد این حر زمان توانستید جعفر پناهی را سرخورده کنید…مگر با زندانی کردن جعفر پناهی توانستید این همه هنرمند آزاده را سرخورده کنید…

کلمه: دانشجویان دانشکده هنر اواخر هفته گذشته در اعتراض به بازداشت جعفر پناهی در دانشکده سینما -تئاتر تهران تجمع های اعتراضی برگزارکردند. دراین تجمع تعداد زیادی از دانشجویان شرکت داشتند و تمامی کلاسهای بعد از ظهر یکشنبه را تعطیل کردند.به همین مناسبت بیانیه ای نیز از سوی انجمن اسلامی این دانشکده منتشر شد.

به گزارش کلمه دراین بیانیه  آمده است:

در روزهای پایانی سال۸۸،سال بی آبرویی ها،سال بی حرمتی ها  و سال بی عدالتی ها،آقایان بی آبرویی و بی حرمتی را شرمنده کردند و حالا شاهکار دیگری از دولت فخیمه  تبدیل یکی از مفاخر فرهنگی ایران به یک معضل امنیتی، یکی از نامهای بدون مرز فرهنگ این سرزمین را پس از بارها و بارها توهین و ممنوع الخروج کردن،به اتهامات واهی بازداشت نمودند،اتهامی مضحک،تولید فیلم علیه نظام.

آقایان سرتان را از زیر برف بیرون بیاورید ،آقایان کمی به اطرافتان..به کارهایتان بنگرید.اگر خودتان هنوز متوجه نشده اید،ما به شما می گوییم که بدانید هر فیلم ،هر مقاله،هر شعر،هر صدا،هر نفس و هر هر دیگری که بویی از انسانیت ،بویی از شرافت و بویی از صداقت برده باشد،علیه شماست.

مردی فرهیخته را به اتهامی واهی درون سلولهای انفرادی تان نگاه داشته اید که چه شود؟…که سر خورده کنید دیگر آزاد مردان هنر را…مگر با زندانی کردن محمد نوریزاد این حر زمان توانستید جعفر پناهی را سرخورده کنید…مگر با زندانی کردن جعفر پناهی توانستید این همه هنرمند آزاده را سرخورده کنید…چه می خواهید از جانمان آقایان؟…تمام کنید این بازیها را..

اکنون روی سخنمان با سینماگران است…آقایان هنرمند…لااقل به اندازه ذره ای از شهرتتان بزرگ باشید..چه بر سرتان آمده..چه کرده اند با شما…هویتتان را می ربایند و شما دم نمی زنید…آقایان هنرمند شرافتتان کجا رفته؟…همکارانتان را یکی پس از دیگری به اسارت می برند و شما سکوت می کنید..از چه می ترسید..که ممنوع الکار شوید..که دیگر در دایره خودیها نباشید…که دیگر جایزه ها را بی دلیل و با دلیل به شما ندهند..که بودجه بیت المال را،حق ما را،ندهند به شما که ستایششان کنید..

از چه می ترسید؟یعنی باور کنیم کسانی که با کارهایشان گریه کردیم شاید..فکر کردیم شاید..بزرگ شدیم شاید..این قدر کوچک شده اند..این همه حقارت نمی ترساندتان؟..ما ولی از بی هویتی تان می ترسیم..شما هم به جای این همه ترس معامله گرانه کمی آزاد مردانه بترسید..آنگاه دیگر نمی ترسید..ما دانشجویان سینما و تئاتر…ما دانشجویان هنر شدیدا نگران هنرمندان این خاک هستیم.نه نگران اسارتشان.. که آزادترینشان همان اسیرانند..که از مسخ شدنشان می ترسیم .

در پایان نیز آقایان که خیال کردید بزرگی پناهی ها و نوریزادها را با زندان از بین می برید بدانید که در بیرون آن آزاده سرا صدها پناهی و نوریزاد متولد می شود هر روز که آنان در بندند..

آزادشان کنید و تمام کنید این رفتارها را ..

وآقایان سینماگر..شرمنده خودمان می شویم وقتی شما را می نگریم..شما هم بس کنید..کمی شریف باشید

انجمن اسلامی دانشجویان سینما تئاتر

بیشتر در مورد بیانات نوریزاد بخوانیم:

خبر مرگ ما دير يا زود مي رسد، رهبر به اين انديشيده كه چه برجاي گذاشته است براي يك كشور ، از حقهاي ضايع شده تا… (نوري زاد)

محمد نوری زاد خطاب به سردار جعفری : آن نظامی که تو نگران فروپاشی اش هستی ، بدون مردم ، درخیال هم خنده دار است

عزت را به سپاه برگردانيد! من سهم سپاه را می خرم به ده میلیارد دلار !(محمد نوری زاد)

محمد نوری‌زاد: تصور نكنند بعد از انتخابات همه چيز تمام شد،ساکت نمی‌نشینیم، اعتراض می‌کنیم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s