بایگانی دسته‌ها: نامه به رهبر

نامه سرگشاده پنج فعال ملی و مذهبی به رهبری: برای جلوگیری از تهدید امنیت ملی،زندانیان سیاسی به‌ویژه افراد بیمار را آزاد کنید

نامه سرگشاده پنج فعال ملی و مذهبی به رهبری: زندانیان سیاسی به‌ویژه افراد بیمار را آزاد کنید
جـــرس: پنج فعال سیاسی باسابقه ملی و مذهبی در نامه سرگشاده ای به رهبر جمهوری اسلامی، از وی خواستند دستور رهایی و آزادی کلیه شخصیت‌های زندانی به‌ویژه افراد بیمار را «با توجه به مصالح کشور و جلوگیری از تهدید امنیت ملی و رعایت حقوق بشر و حقوق شهروندی آنها» صادر کند.

به گزارش تارنمای ملی – مذهبی، در این نامه که به امضای احمد صدر حاج سیدجوادی، حسین شاه حسینی، اعظم طالقانی، محمد بسته‌نگار و نظام‌الدین قهاری رسیده، امضاکنندگان ضمن اعتراض به برخوردهای تحدیدکننده‌ حاکمیت علیه فعالان سیاسی، فرهنگی، دانشجویی، کارگری ، رسانه‌ای و حوادثی که منجر به شهادت هاله سحابی و هدی صابر شد؛ از بازداشت فعالان فرهنگی و سیاسی از جمله محمد توسلی، سعید مدنی، مسعود پدرام ، علیرضا رجایی و نرگس محمدی انتقاد کرده اند. به خواندن ادامه دهید

انتشار فیلم دوم محمد نوری زاد خطاب به خامنه ای

Large

محمد نوری زاده در فیلم کوتاه 18 دقیقه ای خطاب به آیت الله خامنه ای با عنوان «ممد نبودی ببینی»، مشکلات و مسائل سیاسی و اجتماعی ایران را مطرح میکند. او در قسمتی از فیلم میگوید: «چرا اگر محمد نوری‌زاد ناخواسته تو یک خانواده بهایی به دنیا میومد هیچ حق شهروندی نداشت و سیدعلی خامنه‌ای که ناخواسته توی یک خانواده شیعه به دنیا میاد همه حقوق رو داره؟ شما اگر سنی بودید دوست داشتید حاکمان شعیه با شما چگونه رفتار کنند؟ چی از ما کم میشه اگر به اونها اجازه بدیم باشکوه‌ترین مسجد رو در تهران داشته باشند و باشکوه‌ترین نمازها رو اقامه کنند؟ می‌دونید ما از چی نگرانیم؟ از اینکه مساجد اونها و نمازهای اونها پرشکوه باشه و نمازهای ما بی‌رونق! مشکل خودمون رو با ایجاد تنگنا و بن‌بست برای دیگران می‌خواهیم حل بکنیم.» به خواندن ادامه دهید

نامه سرگشاده محمدرضا معتمدنیا، زندانی اعتصابی به رهبری: با شجاعت اشتباهات خود را بپذیرید

در برابر آنها که دشمنان خارجی و استکبار بین المللی می نامید پس از مدتی فشار تحریم و تهدید تن به گفتگو و مصالحه می دهید و اما در برابر ملت خود حاضر به خضوع و گفتگو با نمایندگان واقعی آنها نیستید

اکنون بر سر دوراهی تاریخی همسویی با اراده ملت با تقابل با آنها قرار دارید

* قصد ندارم به عنوان رهبر یا مرجعی که از عدل، عدول کرده خطابتان کنم بلکه تنها به مثابه فردی که باید برای متصف به صفت انسان بودن حداقلی از انصاف را رعایت کند، عتابتان می کنم و انذار می دهم…چگونه ممکن است میراث خوار آن همه فداکاری و ایثار که جنابعالی باشید، به خود اجازه می دهد که جوانی ۲۰ ساله را صرفا به اتهام پیامکی انتقادی علیه حکومت یا شخص رهبر آن مقدار در سلول انفرادی و زندان نگاه دارد که خود در دوره مبارزه علیه طاغوت پهلوی حتی یک دهم آن را هم به عنوان یکی از رهبران نهضت تجربه و چه بسا تصور هم نکرده است. والله که پشیزی انصاف هم بد نیست.
* بی انضباطی مالی و فساد دستگاه اداری تا بدان جاست که تنها در یک روز ارزش پول ملی بیش از۲۰٪ نزول می کند. این همان رونق و جهاد اقتصادی بود که وعده داده بودند؟ و آیا در چنین شرایطی سردادن شعار «تولید ملی» حکایت از توسل به سیاست فریب و فرافکنی ندارد؟ در سال «جهاد اقتصادی»مهمترین رویداد در خود توجه چیزی نبود جز اختلاس ۳۰۰۰ میلیاردی که هوش از سر جامعه دزدان در سراسر دنیا ربود

* hمروز که در حبسم و ضعف ناشی از اعتصاب غذا را تحمل می کنم یکی از عمده ترین دردهایی که قلبم را می فشارد حبس و حصر رهبران جنبش سبزاست. به صراحت عرض می کنم که آنچه با این بزرگواران کردید لکه ننگی است که تا ابد از دامان شما و مجموعه حلقه به گوشتان پاک نمی شود. من می دانم که هنوز به جهت حفظ ظاهر هم شده در محل کار و بیت خود تصویری از حضرت امام راحل بر روی دیوار نگاه می دارید اما نمی دانم که چگونه شرم نمی کنید وقتی به این تصویر نگاه می کنید در حالی که نزدیکترین و محبوب ترین یاران حضرت امام را یا چون آقایان موسوی و کروبی در حصر و حبس کرده اید

* دائما دم از خط امام می زنید اما عملکردتان چیزی جز عقده گشایی نسبت حضرت امام و نزدیکان آن رهبر مردمی نیست.
* آنچه که امروز نجات بخش شما خواهد بود «شجاعت» است. شجاعت در پذیرش اشتباه، شجاعت در پذیرش خواست و اراده ملت و از همه مهمتر شجاعت در مقابل هوس قدرت و مقام.
اکنون بر سر دوراهی تاریخی همسویی با اراده ملت با تقابل با آنها قرار دارید
جـــرس:معتمدنیا، فعال سیاسی زندانی که این روزها در اعتصاب غذا ست، در نامه‌اش به رهبر جمهوری اسلامی، با انتقاد از عملکرد وی ونظام ، نوشته است که رهبر اکنون تا فرصت هست باید از میان این دو یکی را برگزیند، «چه بسا که در آینده با الزام ها و نه با انتخاب ها» روبه‌رو باشد.

این زندانی سیاسی خطاب به آقای خامنه ای در خصوص «میزان محبوبیت» وی و میزران مشروعیت انتخابات فرمایشی اخیر می گوید: «اگر در چنین رویای شیرینی هستید باید بگویم که خیر، این نمایشی که برگزار کردید نه تنها حماسه ای غرور آفرین نبود بلکه تراژدی غم باری بود در رثای جمهوریت برباد رفته نظام مقدس جمهوری اسلامی. آیا برگزاری انتخابات در شرایطی که بخش عمده ای از منتقدان جریان حاکم با در زندان هستند و یا با احکام حبس روبرو هستند و احزاب مستقل منحل و توقیف شده، هیچ روزنامه و رسانه آزادی حق اظهار نظر و انتقاد ندارد، امری افتخار آفرین است؟ اینکه حضرت عالی چند روز مانده به انتخابات داد سخن سر دهید و میزان مشارکت را پیش بینی بفرمایید و همان شود که باید، مایه مباهات است؟ خیر؛ اگر چنین بود و در دنیا بابت برگزاری چنین انتخابات هایی نشان افتخار به رهبران می دادند که بایستی بیشترین مدال افتخار را بر روی سینه صدام معدوم و حسنی مبارک مخلوع جستجو کرد. برگزاری چنین انتخابات هایی اگر مشروعیت آفرین بود که هیچ گاه بهار عربی به راه نمی افتاد و لرزه بر تن دیکتاتورهای خاورمیانه نمی انداخت.»
به خواندن ادامه دهید

به اعلی‌حضرت همایونی علی خامنه‌ای : چرا علی وار جلوه می کنید ولی در زمان اجرای عدالت تجاهل می کنید؛ نامه انتقادی مادر شهید اصغر شعله سعدی و قاسم شعله سعدی به رهبری

مجموعه نامه ها به رهبر

یا رب از اندازه بگذشته است ظلم پادشاه
سایه او از سر این خلق کی کم می شود

* اصغر من به دست دشمن شهید شد اما فرزند دیگرم که هم‌اکنون اسیر شماست تنها به جرم دفاع از حقوق ملت، امر به معروف و آزاداندیشی

* چگونه در ارتباط با منتقدین خود و نه حتی مخالفین، آنها را به طلحه و زبیر تشبیه می کنید و خود را بی کم و کاست جای پیشوای منزه می نشانید و علی وار جلوه می کنید ولی در زمان اجرای عدالت تجاهل می کنید و از جمله خواستار عدم کش دادن قضیه فساد سه هزار میلیارد تومانی می شوید؟!

جرس: مادر دکتر قاسم شعله سعدی زندانی سیاسی و شهید اصغر شعله سعدی شهید دفاع مقدس، در نامه ای سرگشاده به آیت الله خامنه ای، با انتقاد شدید از عملکرد رهبری جمهوری اسلامی، از او پرسید «چرا علی وار جلوه می کنید ولی در زمان اجرای عدالت تجاهل می کنید و از جمله خواستار عدم کش دادن قضیه فساد سه هزار میلیارد تومانی می شوید؟!»

 این مادر ۸۶ ساله که یکی از فرزندان خود را در دفاع مقدس از دست داده است و فرزند دیگرش نیز به خاطر انتقادی به رهبری هم اکنون در زندان به سر می برد، در بخشی از نامه خود به رهبری جمهوری اسلامی می گوید» یا دستور فرمایید سینه مرا هم محافل خودسر بشکافند همانطور که سینه پروانه فروهر را شکافتند و مرا به گورستان ببرند تا به فرزند شهیدم اصغر بپیوندم » و یا » دستور فرمایید مرا هم در اوین زندانی کنند تا به فرزند اسیرم بپیوندم شاید بوی پیراهن یوسفم چشم و دلم را روشن کند». به خواندن ادامه دهید

نامه بیست و پنجم محمد نوری زاد به رهبری: آیت الله های ما به کدام افق خیره مانده اند تا غبار نفرت و انزجار از اسلام روفته گردد؟ خود سوزی آیت الله های ایران تنها چاره

*نمی دانم چرا به این همه در کوفتن های من اعتنایی نفرمودید…نگارش نامه های پیوسته ی من به جناب شما پایان یافت. تا مگر به ضرورتی

*ای  شمایانی که بر سر مردم معترض سرزمین خود پای نهادید و بی اعتنا به حاجت های قانونی آنان پای به مجلس گذاردید ، سیر از شیر این شتر بنوشید که فردا – بسیارزود – خواهید دانست آنچه خورده اید، جز خون نبوده است!

* ما به اسم اسلام در این سالهای پس ازانقلاب آدم کشته ایم و اموال مردمان خود را غارت کرده ایم …آیت الله های ما به کدام افق خیره مانده اند تا مگر فرصتی پدید آید و این غبار نفرت و انزجار از اسلام روفته گردد؟ من اما یک توفان سراغ دارم که می تواند این نجاسات را از سر و روی اسلام بروبد و چهره ی آلوده اش را خواستنی کند. و آن: خود سوزی آیت الله های ایران است.

*اگر آیت الله های ما تن به آتش اختیاری این دنیا نسپارند، آتش آن دنیا چشم به راهشان است. آیت الله های ما بر قتل وغارت وآسیب مردم خویش سکوت کرده اند و با همین سکوت یا با اعتراض های نیم بند و بی ضرر خود، دست حاکمیت را و دست عمله های آنان را در رواج کاری ترین زخم ها بر پیکر دین و دنیای مردم وا گشوده اند. آیت الله های ما اگر خود را به آتش نکشند، باید جنازه ی اسلام را به دوش بکشند. و باید هر روز با تماشای مردمی که پرچم نفرت از اسلام برمی افرازند، هزار بار بمیرند و زنده شوند.

خود سوزی آیت الله های ایران موضوع نامه بیست و پنجم محمد نوری زاد به رهبری است که به سکوت کشنده آیت الله های حکومتی که عده ای از ترس و عده ای از آنان به دلیل ذینفع بودن از درآمدهای حکومتی لب به خموشی سپرده اند اشاره می کند . به خواندن ادامه دهید

پاسخ های استاد سید محمد علی ایازی به پرسش های بیست و پنجگانه محمد نوری زاد

 پاسخ جناب  ایازی به پرسش های خود را، زمانی دریافت کردم که غوغایی از درون، مرا به سمت واکاوی چندوچون های بجای مانده از زندان های بی دلیل هموطنانمان ترغیب می نمود. گرچه پاسخ این دانشمند نیک نگر، بلحاظ انتشار شامل مرور زمان شده است، اما صمیمانه اعتراف می کنم که ذات پرسش ها و تروتازگی پاسخ های ایشان نه فرسودگی می پذیرد و نه کهنگی. با پوزش از جناب ایشان به انتشار پرسش های خود و پاسخ های ایشان اقدام می شود.(محمد نوری زاد)

 پرسش های من، گرچه گاه از حوزه ی متداول مراجعات  دینی مردم دور می افتد، باورم اما بر این است که در عالم، هیچ پرسشی یافت می نشود که داٌب دین براو بار نگردد. پس، صراحت نهفته در این پرسش ها را برمن ببخشایید و صبورانه به پاسخگویی آنها همت فرمایید. پرسش های من، برآمده، وگزیده ی مختصری از هزار هزار سخن پنهان مانده در سینه ی مردمی است که این روزها، چشمی از امید به آستان شمایان دارند و متاسفانه، بخش وسیعی از امید خود را به کارکردهای این دینی که جمهوری اسلامی ایران برانتشار آن اصرار می ورزد، از دست داده اند . اگر به پاسخگویی یک یا چند پرسش متمایل نبودید،  به هرچه که مقدور شریفتان است پاسخ گویید . مهم، مشارکت حضرت شماست در این داد و ستد علمی و اجتماعی : به خواندن ادامه دهید

رضا جلالی عضو سابق سپاه: انتخابات پیش رو را تحریم می کنیم تا راه دروغ و تزویر بسته شود

نامه ای به رهبری

جـــرس: «اگر برخی از دوستان هم فکر اینجانب به خاطر لقمه نانی خشک و کپک زده که از این سفره های رنگین به ایشان رسیده جرات افشای فساد و تباهی را ندارند و نمی توانند حتی نیت خود مبنی بر تحریم انتخابات مجلس را علنی کنند، خداوند را سپاسگزارم که این بنده کوچک خود را مشمول لطف و رحمت خود قرار داده تا با داشتن رتبه ۱۸ سرداری سپاه و رتبه ۱۵ علمی همچنان دست هایم پاک بماند و بتوانم قاطعانه این صحنه آرایی را ترک کنم و از همه دلسوزان این مرز و بوم هم میخواهم تا قاطعانه این انتخابات را تحریم کنند و راه دروغ و تزویر بسته شود.»

این بخش پایانی نامه ای است که نگارنده ی آن، رضا جلالی، از پرسنل سابق و ارشد سپاه پاسداران در دوران جنگ هشت ساله ایران و عراق و کاندیدای رد صلاحیت شده سه دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی می باشد؛ که پس از انتخابات گذشته ریاست جمهوری به اتهام حمایت از میرحسین موسوی و فعالیت در ستادهای انتخاباتی میرحسین نیز در زمره دستگیرشدگان حوادث پس از انتخابات قرار گرفت. به خواندن ادامه دهید

نامهٔ بیست و چهارم محمد نوری زاد به رهبر: خبرگان اگر نمایندگان واقعی مردم بودند شما خیلی زود برکنار می‌شدید

* ما و شما در این ملک نخبگی را فرو کشتیم آقا. و تعریف تازه‌ای از نخبگی آراستیم./ توانمندی منحصربفرد شما از همینجا رخ نمود. طوری که نخبگان ازهمان ابتدا برای این گزینش می‌شدند تا به تأیید مکررشما اجتماع کنند…. شما برای نخبگان دایره‌ای ترسیم کردید که جز بر آن قرار نگیرند./ فرموده بودید به خبرگان اجازهٔ ورود به جزییات کارهای خویش نمی‌دهید. می‌گویم نخبگانِ این سال‌ها درهمان کلیات هم مجاز به دخالت نبوده‌اند…قتلهای زنجیره‌ای آیا یک کار جزیی است یا کلی؟ که رهبری یک پوزش مختصر از مردم نخواست./ کجایند نمایندگان و خبرگان واقعی؟ این کهنسالان خموش، فردا پاسخ خدا و این مردم را چه خواهند داد؟ نماینده شدند که سکوت کنند؟ و جز سپاس نگویند؟ پخمگان و هالوهای مدهوش مگر از این استعداد بی‌بهره‌اند؟ ما را که فریاد رسی نیست.

نامهٔ بیست و چهارم محمد نوری زاد به رهبر جمهوری اسلامی در وبسایت این نویسنده منتشر شد.

آقای نوریزاد در این نامه به محدودیت هایی که برای مجلس خبرگان در دوره رهبری آیت الله خامنه ای ایجاد شده اشاره می کند و می نویسد: من بنای توهین به نخبگان این سالهای سپری شده ندارم. بل که می‌گویم بجای نخبگانی که در این سال‌ها به مجلس خبرگان راه یافته‌اند و صباحی بعد جای به دیگران سپرده‌اند، با اعتنا به عمر‌ها و تخصص‌ها وکتاب‌هایی که شیرازه‌اش ازهم دریده‌اند، اگر قصابان و جوشکاران و گله داران بر صندلی‌های مجلس خبرگان می‌نشستند، نتیجه آیا همین نمی‌شد که شده است؟ تأیید مکرر یک رهبر که نیاز به خبرگی ندارد. و به این همه هیاهوی علم و معرفت و تخصص دینی و شیعی.

وی در بخش دیگری از این نامه می نویسد: «مجلس خبرگان اگر شأن بایستهٔ خویش را به کار می‌بست، شما خیلی زود کنار گذارده می‌شدید با یک قلم،‌‌ همان قتل های زنجیره‌ای. چرا که دستگاه مخوف اطلاعاتیِ قاتل و شکنجه گرِ ما، به هیچ دستگاه جز شخص جناب شما پاسخگو نبوده و نیست. و سال‌ها این فاجعه‌ها در بطن این دستگاه مخوف دست به دست می‌شده است. امروز نیز کار به‌‌ همان منوال است. امروز نیز فرزندان پاک ما اسیر این دستگاه بی‌حساب و کتاب‌اند و قانون خاک آلود ما شهامت پرسیدن یک «چرا» از او را ندارد.»

آقای نوریزاد همچنین در پایان این نامه اشاره کرده است که نامه هفته آینده را به جای جمعه در پنج شنبه منتشر می کند.

این تصمیم احتمالا به این دلیل است که جمعه هفته آینده انتخابات نمایشی مجلس توسط حاکمیت برگزار می شود و شورای هماهنگی راه سبز و فعالان جنبش سبز اعلام کرده اند که برای اعتراض به این انتخابات و همبستگی با زندانیان سیاسی و رهبران در حصر جنبش، روز جمعه را در خانه ها خواهند ماند. به خواندن ادامه دهید

روح الله زم در نامه سوم به رهبری از نقش وزیر اطلاعات در بازجویی زندانیان پرده برداشت

روح الله زم، فرزند مدیرکل سابق حوزه هنری در نامه ای سرگشاده به آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی را به شدت مورد انتقاد قرار داده و پرده از پرونده تعدادی از زندانیان سیاسی و نوع برخورد بازجویان با آنان برداشته است. روح الله زم، فرزند محمدعلی زم يكی از مديران و سياست

 پردازان شاخص امور فرهنگی در جمهوری اسلامی است که پیش از این مدیرکل حوزه هنری بوده است.

وی که پس از انتخابات توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان منتقل شده بود، در این نامه همچنین به یادآوری برخورد بازجویان با زندانیان سیاسی پرداخته و وزیر فعلی اطلاعات را به عنوان یکی از بازجویان معرفی کرده است.

زم در این نامه توضیح داده است که بازجویان با شکنجه او می کوشیدند از وی علیه پدرش, مهدی هاشمی رفسنجانی, غلامحسین کرباسچی, سید محمد خاتمی و مهدی کروبی اعتراف بگیرند. زم سپس می نویسد: آن سربازجوی محترم که اکثر زندانیان سیاسی را بازجویی و مورد هتاکی قرار می داد و افراد بسیاری از او یاد میکنند اما او را نمی شناسند را من دیده ام. در روز آخر بازداشت مرا به اتاق او بردند. به صندلی چرخداری نشاندند .چشم بند از چشمان گشودند و من کله طاس او را به همراه جای مهر بر پیشانی و چشمان نیلی رویت کردم. او کسی نبود جز برادر وزیر اطلاعات شما «حیدر مصلحی» که در دولت غاصب فعلی مشغول به کار است. به خواندن ادامه دهید

نامه بیست و سوم نوری زاد به رهبری: دلخوش به حمایت جماعتی از پاسداران فربه و اطلاعاتی های هیولاوش و روحانیونی که دستشان به خون و پول مردم آلوده است نباشید

آنها به ما حمله خواهند کرد! / به طائب بگویید که ( اگر او برای ما بعد از انتخابات خوابی دیده است) ما را باکی نیست ما مهیاییم!

طنز رنج آوری از زبان شاهِ پهلوی درمیان مردم رواج پیدا کرده که: ای همه ی ایرانیان، اگردلتان برای تحریم و سرشکستگی و زد و بند وبیکاری واعتیاد ومصرف و دزدی و دروغ و چاپلوسی وسانسورو ریاکاری و چین و روسیه و موشک وماهواره و انرژی نیم بند هسته ای و دولتمردان بی لیاقت و ساواک اسلامی وحجاب اجباری و اینجورچیزها تنگ شده بود، خوب ما خودمان استاد همین قضایا بودیم.

محمد نوری زاد در بیست و سومین نامه خود با اشاره به سخن رهبری که گفته بود کشور آرام است، نوشته است:  کشورما نه آرام است و نه با نشاط. ما، هم در متن یک بحران بزرگ دست به دست می شویم و هم خُلق مردمانمان تنگ است.

او به نقل از یک سپاهی نوشته است: یکی دوماه پیش، یکی ازسرداران فدایی جناب شما گفته بود: ما با سیدعلی تا خود جهنم هم که شده پیش می رویم. شما خود حدیث مفصل بخوان ازاین مجمل! گویا شمایان دست بکار این حکومت شدید تا ما را به بهشت خدا رهنمون شوید!

وی در این نامه ادامه داده است: هم به قدرکافی برای مجامع جهانی بهانه آراسته ایم تا به دست ماجراجویان و قَدَرقدرتان تکلیفمان روشن گردد، هم از بس دزدی و بی قانونی دیده ایم و رجز و شعارتحویلمان داده اند، به مردمانی بی تفاوت وسردرگم وبلاتکلیف بدل شده ایم تا مگردستی ازآسمان خدا برآید و زنجیرغلامان بشکند. این بلبشو البته بهترین وناب ترین اوضاع برای ابن الوقت های ریزو درشت است تا با گلوگاههایی که دراختیار دارند دارایی های مردم را یک لقمه کنند و همان یک لقمه را به گلوی خود و خویشان خود فرو ببرند.

نوری زاد با اشاره به حمله دشمن و رجز خوانی های مسئولان می نویسد: چه تلخ اگرکه بگویم آن ” دشمن” ی که هماره از آن سخن می گفتید، امروزه برای برچیدن بساط ما شال وکلاه می کند.هموبا عنایت به رجزهای پوک ما وهیاهوهای جاهلانه ی افرادی چون احمدی نژاد  همه ی عرصه های حقوقی وبین المللی را برای یک زنگ تفریح تماشایی آراسته است. برای او برچیدن ما کاردشواری نیست. تجربه اش را دارد. بدا به حال ما و شما در آن روز که هرچه نعره می کشیم: یا ایهاالمسلمون اتحدوا اتحدوا، کسی باورمان نمی کند. می دانید

سلام به رهبرگرامی حضرت آیت الله خامنه ای

یک: کاش متن صوتی نامه ی بیست و دوم مرا می شنودید. من برای این که صدای خود را به شما برسانم، برظرائفِ کلامی و موسیقایی آن متمرکزشدم. تلاش کردم تا “سیدعلی بشنو” کاری متفاوت از آب درآید و حوصله ی شما بهنگام شنودن آن سرنرود. من این متن را دوماه پیش برای جناب شما خوانده بودم. نامه نبود. دکلمه، یا بهتربگویم: گلبارانی از گلایه های گنج گونه بود. آمیزه ای از کلام و موسیقی. به دلیل قفل شدن اینترنت درهفته ی گذشته، این متنِ صوتی به صورت خودکاراز آرشیو داشته های من برآمد ومنتشرشد و دوستان من درچند نقطه ازجهان متن پیاده شده ومکتوب آن را نیز بدان افزودند و اسمش شد: نامه ی بیست و دوم. اگر نشنیده اید تقاضا می کنم حتماً بشنوید. از ابتدا تا پایان آن را. سخنان آهنگین خوبی درآن تقدیم جناب شما شده است. به خواندن ادامه دهید

محمد نوری زاد به رهبری: نه برای برپایی حکومت عدل علی بلکه برای برقراری خودمان آدم کشته ایم و غارت کرده ایم

*  اگر با من هم عقیده نباشی که ما آدم کشته ایم ، بله ، آدم کشته ایم! نه برای برپایی حکومت عدل علی ، بلکه برای برقراری خودمان ، ران ملخ کجا و کشتن آدم کجا؟ ما اگر با من هم عقیده نباشی که ما آدم کشته ایم ، بله ، آدم کشته ایم! نه برای برپایی حکومت عدل علی ، بلکه برای برقراری خودمان ، ران ملخ کجا و کشتن آدم کجا؟ ما آدم کشته ایم ، ما آدم کشته ایم ، ما انسان کشت ایم … بی گناه ، بی دلیل … ما غارت کرده ایم ، ما غارت کرده ایم … ما غارت می کنیم! به زندان انداخته ایم … به زندان می اندازیم … عده ای از مردم خود را از سرزمینمان از سرزمینشان تارانده ایم … اعدام جوانان … قتل های زنجیره ای … کوی دانشگاه … کشتار سال ۸۸

* نوری زاد در بیست و دومین نامه خود نوشته است: دیروز هرچه بود گذشت ، به امروز بیندیش و به فردایی که در پیش است و ممکن است تو در آن نباشی ، ما نام نیک تورا خواهانیم ، دوست نداریم نام تو در کنار نام کسانی ثبت و ضبط شود که بر سر مردم خویش آوار بوده اند ، ما دوست داریم نام تو در کنار نام رهبران خوش نامی چون گاندی و نلسون ماندلا به نیکی به یادگار بماند ، زمان تنگ است ، به فردا بیندیش به عرصه ای که در پیشگاه خدا ایستاده ای و باید به هرچه کرده ای پاسخ بگویی. لینک فایل پی دی اف

لینک مستقیم فایل صوتی سید علی بشنو! (کیفیت بالا)

لینک مستقیم فایل صوتی سید علی بشنو! (کیفیت پایین)

لینک غیرمستقیم با کیفیت بالا(mediafire)

لینک غیرمستقیم با کیفیت پایین(mediafire) به خواندن ادامه دهید

نقد شجاعانۀ رهبری از زبان مداح اهل بیت و شاعر دفاع مقدس

خاکی

 ***
سیّد علی بیا که دلم بی قرار شد             دنیا به پیش دیده ی من شام تار شد
عمرم ز بس به غصّه و محنت دچار شد            آثار مرگ، در بدنم آشکار شد
وقت است عقده های دل خویش وا کنم    اتمام حجتم به تو بهر خدا کنم
به خواندن ادامه دهید

عجبا که شما نام “التماس” به چین و روسیه را استقلال نهاده اید؛ بیست یکمین نامه محمد نوری زاد به رهبر؛سید محمدخاتمی از شما خواستنی تر و درستکارتر است

* “اوباشان مذهبی” از دارایی مخصوص جناب شماست.

*  فساد را درفاضل خداد داد دیدید ودررفیق دوست ندیدید، و غیرت مندی را درپاره شدن عکس امام دیدید اما درمغز متلاشی شده ی جوانان مردم ندیدید

* نمی دانم آیا این را شنیده اید که دروزارت اطلاعات و سپاه و سازمان بارزسی کل کشور و دیوان عدالت اداری، پرونده ی دزدی های آقای احمدی نژاد دراستانداری اردبیل و شهرداری تهران و سالهای ریاست جمهوری اش را، و دزدی های اعوان و انصار او را با فرغون جابجا می کنند؟ شما را به آن خدای خاص ومتفاوتی که می پرستیدش، اگراین دزدی های آشکار، ودزدی های هزاربارثابت شده، در پرونده ی آقای خاتمی واطرافیان اوبود، بازهمچنان سکوت می فرمودید؟ یا همه ی بشریت را برای تماشای این افتضاح بزرگ بسیج می فرمودید؟

* برخلاف شما که حساب و کتاب مالی تان روشن نیست، حساب و کتاب مالی آقای خاتمی روشن است. که اگر نبود، همان آقای طائبِ دم دستتان، هزارباره به سقف آسمانش می چسبانید. مراد من از این سخن، پولهای تریلیاردی این مردم است که به دستوروفرمان وخواست شما به سمت افغانستان وحزب الله و لبنان و سوریه و هزارجای دیگر سرازیرشده.

* عجبا که شما نام “التماس” به چین و روسیه را – برای آنکه درمجامع جهانی جانب ما را داشته باشند – استقلال نهاده اید/ راستی وابستگیِ ما به چین و روسیه آیا بیشتراست یا وابستگی شاه به آمریکا؟

* ومن حیران اینم که شما چرا این مرد بزرگ را وانهاده اید و ازریسمان فردی چون شریعتمداری وعلم الهدا و سید احمد خاتمی و احمدی نژاد آویخته اید.

بیست یکمین نامه محمد نوری زاد به رهبر جمهوری اسلامی منتشر شد. آقای نوریزاد در این نامه به برخی خصوصیات رهبری و سید محمد خاتمی پرداخته و همچنین حساسیت آیت الله خامنه ای نسبت به محبوبیت خاتمی را مورد اشاره قرار داده است.

وی در این نامه خصلت های رهبری و خاتمی را یک به یک مقایسه کرده و خطاب به آیت الله خامنه ای نوشته است که چرا خاتمی از او خواستنی تر و درستکارتر است.

به گزارش وبسایت رسمی محمد نوریزاد، متن نامه بیست و یکم بدین شرح است: به خواندن ادامه دهید

نامه تازه منتشر شده نورالدین کیانوری به خامنه‌ای؛ آقایان بازداشت‌کنند‌ه، در غیاب ما خانه را “غارت” کرده اند.

همسر ۷۰ ساله ام را آنقدر شلاق و سیلی و توسری زدند که ‌گوش چپ او شنوائیش را از دست دادمن در نظر داشتم که این نامه را پیش از نامه‌ای که در چهاردهم مرداد ماه ۱۳۶۸ به حضورتان نوشتم، بحضورتان بفرستم، اما در آن هنگام اینجور اندیشیدم که یادآوری این جریانات دردناک شاید سودی نداشته باشد و از این رو تنها به درخواست بنیادینم بسنده کردم. متاسفانه تاکنون که بیش از ۶ ماه از آن زمان می‌گذرد، هیچگونه اثری از برآورده شدن همه و یا دست کم کمی هم از درخواست‌هایم هویدا نشده‌است و آنجور که از نمونه‌های کنونی می‌توان دید، امیدی هم به آن نمی‌توان داشت. از این رو، بر آن شدم اکنون که دوستانم و من باید در این بیغوله مبپوسیم، دست کم درد سنگین دل خود را درباره آنچه بر ما گذشته است بنویسم. شاید در سرنوشت دیگران که پس از این مانند ما گرفتار خواهند شد، پیامد مثبتی داشته باشد. به خواندن ادامه دهید

مسبب وضعیت فعلی، سیاستهای دیکتاتور مآبانه جمعی از حاکمان کشور است؛ نامه جمعی از پاسداران لشکر امام حسین، نجف اشرف و تیپ قمر بنی هاشم

 جـــرس: در پی نامه های هشدارآمیز و خطاب دوازده تن از فرماندهان سپاه به سردار علایی، جمعی از پاسداران لشکر امام حسین، نجف اشرف و تیپ قمر بنی هاشم، با انتشار نامه ای سرگشاده به این مقامات سپاه، برخی مسائل روز را با آنان در میان گذاشته و با بر شمردن گوشه ای از مشکلات و بحران، مسبب آن را مسئولین حاکم معرفی کرده اند.

به گزارش جرس،جمعی از پرسنل سه مرکز عمده سپاه، در پاسخ به دوازده مقام نامه نگار به سردار علایی خاطرنشان می کنند: «اختلافات و تبعیض های طبقاتی، تورم و گرانی لحظه ای، تعطیلی روزنامه ها و احزاب و مجامع گروههای ملی و دینی و اجتماعی و مدنی ، سانسور فیلمها، کتابها، سریالها، سروده ها، استعدادکشی و نخبه کشی های خاموش، دروغها، غیبتها و اهانتهای دائمی، خرافه گری، تملق های آنچنانی و از همه بدتر و مضرتر تحریک های روزافزون جهت تحریم های کمرشکن و دشمن تراشی ها و جنگ طلبیهای جاهلانه یا خائنانه، همگی دستاورد سیاستهای غلط، نابخردانه، یکجانبه، انحصار طلبانه و دیکتاتور مآبانه جمعی از حاکمان کشور است.» به خواندن ادامه دهید

بیستمین نامه ی محمد نوری زاد به رهبری (+ دانلود ها)؛ از مردم عذرخواهی کنید/ خیر شما در کناررفتن است

* بچشم خود می بینید که این روزها دیگرازشلتاق های رییس جمهورمطلوب تان خبری نیست. و شما نمی دانم چرا مجبورید این جنازه را تا پایان دوره اش به دوش بکشید؟

* آهای رهبران و حاکمان جهان، بگوش باشید، اگر طالب بقا و دوام و همراهی مردمید، با مردم خود یکی باشید. زبان لکنت مردم بگشایید. به خواست آنان بها بدهید. واگرروزی همین مردم شما را نخواستند، ازعلیّ مرتضا بیاموزید و خود کنار بروید. و بدانید که خیرشما درهمین کناررفتن است. وگرنه: این من. سرنوشت شما.

* آقای احمدی نژاد ازاین روی که عقلانیت ما ایرانیان را به طعنه گرفت و برتن بسیاری ازما معده ای از جهالت پوشاند، درنوع خود پدیده ای کم نظیراست. ما که نه، تاریخ باید به تحلیل این پدیده ی نوظهور دورخیز کند.

آقای نوریزاد که طبق روال جمعه شب ها، این نامه را منتشر کرده در نامه این هفته خود، بار دیگر آیت الله خامنه ای را به پندآموزی از سرنوشت رهبران دیکتاتور و مادام العمر فراخوانده و نوشته است: از بشاراسد سوری بپرسید این شبها را چگونه صبح می کند؟ از او بپرسید آیا از شبها و روزهای زندگی اش لذت می برد؟ ازاو بپرسید اگرزندگی اش بهمین منوال بدرازا بیانجامد و مثلاً سی سال دیگر نیزبا کشتار و رعب و زندانی کردن معترضان به حکومت خود ادامه دهد، آیا طعمی ازلذت وآرامش نصیبش می شود؟ ازاو بپرسید برای برقراری چه شرافتی هموطنان خود را ازپا درمی آورد؟

وی افزوده است: به او بفرمایید این قبول که مردمان معترض همگی آلت دست اجانب اند وجاسوس و فتنه گر، اما تو درادامه ی رهبری ات بنا داری چه تاج گلی به سرمردمت بزنی که تا کنون نزده ای؟ حالا به داخل قبر قذافی فرو می شویم وهمین پرسشها را بگونه ای دیگر از او می پرسیم. این که: اگر زنده شوی و مجدداً بدنیا بیایی چه خواهی کرد؟ ازاو می شنویم: من می توانستم با بکار بستنِ کمی تعقل هنوززنده باشم وبا آبرو درگوشه ای ازکشورم زندگی کنم.

نوری زاد در ادامه آورده است: اما لجوجانه خود نخواستم واکنون با هزار خسارتی که برای مردم لیبی ببارآورده ام، درگور خود چشم به راه عقوبت عقبایم. وباز از او می شنویم: آهای رهبران و حاکمان جهان، بگوش باشید، اگر طالب بقا و دوام و همراهی مردمید، با مردم خود یکی باشید. زبان لکنت مردم بگشایید. به خواست آنان بها بدهید. دست به جیب مردم نبرید. دوراز چشم آنان به هزار کار نابجا روی نبرید. واگر روزی همین مردم شما را نخواستند، ازعلیّ مرتضا بیاموزید و خود کنار بروید. و بدانید که خیر شما درهمین کناررفتن است.

آقای نوریزاد در این نامه، تنها راه بازگشت به عرصه ی برقراری را عذر خواهی از مردم دانسته است. به خواندن ادامه دهید

نامه محرمانه دکتر احمد صدر حاج سیدجوادی به رهبر جمهوری اسلامی سرگشاده شد

رهبران جنبش سبز و زندانیان سیاسی را آزاد کنید
رهبران جنبش سبز و زندانیان سیاسی را آزاد کنید
 جـــرس:  حدود هفت ماه پیش، دکتر احمد صدر حاج سیدجوادی، از فعالان و کنشگران سیاسی با سابقۀ چند دهه اخیر ایران با ارسال نامه ای محرمانه به رهبر جمهوری اسلامی، ملاحظات مهمی را به وی خاطرنشان کرده و خواستار محاکمه و طرح عدم کفایت سیاسی محمود احمدی نژاد شده بود.

بنا به گزارش  جرس، وزیر دادگستری دولت موقت مهندس بازرگان، در سن 94 سالگی از موکل پیشین خود در نظام شاهنشاهی، و رهبر کنونی نظام سیاسی، می خواهد که «ضمن صدور دستور آزادی تمامی زندانیان سیاسی و به ویژه رفع حصر از آقایان مهندس میرحسین موسوی و حجه الاسلام و المسلمین مهدی كروبی و اعلام آشتی ملی، زمینه‌ی بازگشت به نظم و آرامش را فراهم نماید.»

گفتنی است، این نامه پیش از فراخوان اخیر محمد نوری زاد و پیشنهاد وی برای ارسال نامه به رهبر جمهوری اسلامی، در 28 اردیبهشت ماه 1390 نگاشته و به شکل محرمانه برای آیت الله خامنه ای فرستاده شده است.  دکتر احمد صدر حاج سیدجوادی، از بنیان‌گذاران نهضت آزادی ایران و فعالان نهضت مقاومت ملی؛ دکترای حقوق و علوم سیاسی؛ دادستان پایتخت در ابتدای دهه 40 و در دولت علی امینی؛ وکیل بسیاری از فعالان سیاسی و روحانیان (ازجمله حجت الاسلام خامنه ای و آیت الله منتظری) در دوران پهلوی؛ از تدوین کنندگان و نویسندگان پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی؛ وزیر کشور و وزیر دادگستری در دولت موقت مهندس بازرگان؛ نماینده مجلس شورای ملی (مجلس اول پس از انقلاب 57)؛ سرپرست دائره المعارف تشیع؛ عضو کمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه؛ برنده قلم طلایی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات در سال 1388؛ و مسن ترین کنشگر سیاسی حال حاضر در ایران است. به خواندن ادامه دهید

نامه ی تکان دهنده ی یک پزشک جوان ایرانی به آقای خامنه ای

* آیا میدانید که ۱۲۰ روز است که مأموران وزارت اطلاعاتتان کوهیار و مادرش را ربوده اند؟ بدون هیچ حکم و سندی، و بدون هیچ دادگاهی…. پس به من حق بدهید که وقتی داستان عدل علی را کنار عدل سید علی میگذارم سردرگم شوم. بپذیرید که داستان کوهیار و اثر مهر بر پیشانی آقای اژه ای (سخنگوی قوه قضاییه، و نه ریاست اسبق سازمان استعدادهای درخشان) و آقای مصلحی مرا و جوانان نسل مرا از اسلام گریزان میکند
به نام او که به محمد (ص) گفت بنویس

باسلام خدمت رهبر انقلاب / از ابتدا بایستی مرا ببخشید که شما را با صفات دور و درازی که مرسوم است خطاب نکردم و قصد دارم وقت گرامی شما را بگیرم اما به عنوان کسی که از نسلی است که ماحصل انقلاب است و در جنگ متولد شده و با اقتصاد جنگ بزرگ شده و با دفتر کاهی به مدرسه رفته و با اجناس کوپنی تغذیه شده و با کنکور سهمیه ای به دانشگاه رفته و اکنون پزشک است به خودم اجازه دادم که این حق را برای خودم قائل شوم و چند دقیقه ای رهبرم را به پای صحبت های خود بنشانم. به خواندن ادامه دهید

در پاسخ به فراخوان دوم محمد نوری زاد(شکایت از آقای خامنه ای)

آقاي حجت الاسلام صادق آملي لاريجاني قاضي القضات جمهوري اسلامي ايران :

با سلام: نظر به وظيفه شرعي و قانوني شما بدينوسيله متن شكايت نامه يك بسيجي ٤٢ ساله و جانباز زمان جنگ از لشگر ١٠ سيدالشهداء (عليه السلام) از آقاي سيد علي خامنه اي رهبر جمهوري اسلامي ايران به شرح زير ايفاد مي گردد. بديهي است بر اساس آموزه هاي علوي وسيره عملي اولياي الهي، همه ی آحاد ملت از ضعيف ترين مردمان، فارغ از رنگ پوست، دين و جايگاه اجتماعي با یکدیگر در برابر قانون مساوي بوده و هيچ مقام و مسند و جايگاهي باعث مصونيت افراد در پاسخگويي به شكايت شاكيان نخواهد بود. شما نيز بدون شك در برابر خداوند و مردم مسئول بوده وهرگونه سستي و اهمال و بي توجهي شما به انجام وظيفه شرعي، عرفي و قانوني تان از هيچ توجيهي برخوردارنمی باشد. شما در پيشگاه الهي در روز حسابي كه همين نزديكي هاست بازخواست خواهيد شد، باشد كه وجدان و خداجویی هنوز در وجودتان خاموش نشده باشد و شما را به نجات فراخواند!

خوانده: آقاي سيد علي خامنه اي رهبر جمهوري اسلامي ايران

خواهان: بسيجي دهه ٦٠ وجانباز دفاع مقدس

خواسته: بازگرداندن اخلاق، كرامت انساني وآزادي به عنوان تنها بسترکمالات انسانی، به همه آحاد مردم وجوابگويي خوانده نسبت تبعات نامطلوب مديريت فرهنگي ايشان طي23 سال زمامداري به عنوان رهبر جمهوري اسلامي و فصل الخطابی در همه امور مهمه مملکتی به ویژه تدوین سیاست های فرهنگی کشور .

شرح: به خواندن ادامه دهید

نامه یک روحانی به نوری زاد: سلول های انفرادی مزد الله اکبر هایمان بود

* البته داستان زندگی شخصی ام را به تو می گویم که با سلول های انقرادی و سیاه چال های اوین آشنایی. تا قبل از رفتن به زندان اوین فکر می کردم که داستان سیاه چال و شکنجه گران افسانه هایست که داستان سرایان برای گرم کردن داستان هایشان به کار می برند اما وقتی با صورت به داخل سلول انفرادی پرتاب شدم تازه فهمیدم که این سلول ها مزد الله اکبر های روی پشت بام های زمان طاغوتمان است که فرصت گرفتن آن نرسیده بود ….

* وقتی که از بازجوی خودم علت حمله شبانه برادران سپاه را پرسیدم به من گفت ای ابن ملجم پلید ! بر روی منبر رسول خدا به نائب امام زمان توهین می کنی ؟با دستان و چشمان بسته گفتم : من فقط روی منبر گفتم ولایت فقیه را شیخ مرتضی انصاری  به این صورت که امروز می گویند قبول نداشته است

کلمه: یک روحانی در نامه ای به نوری زاد به توصیف بخشی از رفتار زندانبانان با خود پرداخته و از این نویسنده پرسیده است که در کارهای سینمائیت می توانی چهره یک روحانی را نیمه ی شب در وسط خانه خودش زیر آوار سیلی و لگد سربازان آقا امام زمان قرار گرفته را به تصویر بکشی یا نه؟

این روحانی که نامه اش در وبسایت محمد نوری زاد منتشر شد، آرزو کرده است که به امید برپایی آن دموکراسی واقعی که گاندی در هند اجرا کرد و گفت:خدا را شکر می کنم به گونه ای آزادی را در کشورم شاهدم که گاوپرست در خانه خودش مشغول پرستیدن گاو خودش است و قصاب سر کوچه شان سر گاوی را می برد.

به خواندن ادامه دهید

هشدار عروس آیت الله منتظری به رهبری؛ گزارشی از وضعیت دختران میرحسین موسوی

گزارشی از وضعیت دختران میرحسین موسوی به رهبری؛ زهرا ربانی املشی
گزارشی از وضعیت دختران میرحسین موسوی به رهبری
حال به هر دلیلی، بین جنابعالی و ایشان اختلاف پیش آمده، آیا مناسب است باخانواده محترمشان اینگونه رفتار شود؟
*  آیا این عزیزان همان ذی القربای شما نیستند که خداوند در قرآن بعد از توحید و نیکی به پدر و مادر، نیکی به آنان را سفارش می‌فرماید؟
* حتی اگر آقای موسوی هم محاکمه شده و محکوم به حبس بودند، فرزندان ایشان چرا باید این مقدار هزینه بپردازند
* آیا مطلعید که نه تنها از این خانواده‌ها تفقد نمی‌شود، حتی حقوق آنان را قطع کرده‌اند تا زن و فرزندانشان را زیر فشار قرار دهند، کاری که حضرت علی(ع) حتی با خوارج نکرد.

باسمه تعالی
حضرت آیت الله آقای خامنه‌ای رهبر محترم جمهوری اسلامی ایران
«وَاعْبُدُواْ اللّهَ وَلاَ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنبِ وَالصَّاحِبِ بِالجَنبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ مَن كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا» به خواندن ادامه دهید

نامه نوزدهم نوریزاد به رهبری: در مقابل اقدامات لباس شخصی ها موضع گیری کنید

محمد نوری زاد در آخرین نامه به رهبری با عنوان «اختراع بزرگ» مروری بر اقدامات لباس شخصی ها و حامیان ولایت طی سالهای اخیر شده و خواستار پاسخگویی صریح رهبری در مقابل این اقدامات تخریبی شده است.

به گزارش ندای سبز آزادی، وبسایت محمد نوری زاد امروز زیر حمله شدید ارتش سایبری بود و با وجودی که هر هفته، روزهای جمعه این نامه منتشر می شود، کاربران موفق به دسترسی به سایت نشدند. این حملات همچنان ادامه دارد.

محمد نوری زاد در نوزدهمین نامه خود، وظایف و مسئولیت های رهبری را به وی یادآور شده و نوشته است: شما تا رهبر نبودید، افق مسئولیت هایتان درمحدوده ای مختصرفرو می نشست، اما به محض رهبرشدن، آن افق مختصر وسعت گرفت و به خانه ی تک تک ایرانیان وحتی نسل های برنیامده پای نهاد. بی خبری شما از هرآنچه که در این وسعتِ نفس گیردست به دست می شود، شانه های شما را از حمل مسئولیتی که به رویش آغوش گشوده اید، بدر نمی برد.

وی در ادامه خواستار پاسخگویی و اعلام موضع رهبری در برابر اقدامات تخریبی لباس شخصی ها شده و افزوده است: از آن روز تاکنون امضای شما پای هر اخم و لبخند و حادثه نشسته است و این امضاها نه تنها درآن دنیا که درهمین دنیا شما را به «عرصه ی مطالبه» فرا می خوانند. مگر این که شما از ظهور خطاها و آسیب ها و فاجعه ها برائت بجویید و به همگان خبربدهید: نقش من در این فاجعه هیچ است. یا: سهم من دراین خطا این است.

در این نامه مروری شده است به رفتارهای حاکمیت در برابر اندیشه های مختلف و افرادی که نسبت به عملکرد حکومت معترض هستند و با نقد این اقدامات تخریبی خواستار پاسخگویی صریح رهبری در این خصوص شده است. به خواندن ادامه دهید

نامه‌نگاری به آیت الله به جای مبارزه یا تلنگر به وجدان مردم؟ در مصاحبه با رضا علیجانی و مهدی خلجی

* شاید پیگیر‌ترین و مشهور‌ترین این خطاب‌ها از سوی محمد نوریزاد باشد. پس از آن ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی و از چهره‌های اصلی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، خانواده‌های شهیدان سر‌شناس جنگ، همت و باکری، و مقاله سردار حسین علایی در روزنامه اطلاعات و نامه فرزند آیت‌الله منتظری و چندین مورد دیگر از مشهور‌ترین‌ها هستند.

مهرداد قاسمفر؛ رادیو فردا:
تا پیش از دو سال اخیر و وقایع آن چه به «جنبش سبز» مشهور شد، کمتر خطاب و نامه و مقاله اعتراضی قابل توجهی را در میان چهره‌های سیاسی درون نظام می‌شد یافت که شخص آیت‌الله علی خامنه‌ای را مخاطب خود قرار دهند.اما از آن به بعد بود که به تدریج شمار این خطاب‌های مستقیم افزایش یافت. شاید پیگیر‌ترین و مشهور‌ترین این خطاب‌ها از سوی محمد نوریزاد باشد. پس از آن ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی و از چهره‌های اصلی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، خانواده‌های شهیدان سر‌شناس جنگ، همت و باکری، و مقاله سردار حسین علایی در روزنامه اطلاعات و نامه فرزند آیت‌الله منتظری و چندین مورد دیگر از مشهور‌ترین‌ها هستند. به خواندن ادامه دهید

سند آمریت رهبر در نامه ی دوم احمد صادقی(برادر سه شهید)به نوری زاد؛ مهاجمان می گفتند: «امام خامنه ­ای فرموده اند: نباید لانه منافقین درست شود و هر جا مشاهده کردید خرابش کنید»

* مهاجمین پیراهن مشکی و چفیه بر گردن می گفتند: «امام خامنه­ای فرموده اند: نباید لانه منافقین درست شود و هر جا مشاهده کردید خرابش کنید» عزاداران با دیدن این وضعیت آرام آرام مراسم را ترک کردند و مهاجمین با حرکات غیر انسانی با شعار «مرگ بر منافق» شروع به تخریب میز و تریبون و امکانات موجود کردند پرچم های عزاداری که به نام مقدس امام حسین علیه السلام و علمدار کربلا مزین بود از دیوار کندند و هر کس اعتراض می کرد مورد ضرب و شتم قرار می گرفت.

آقای نوری زاد! ببینید آقای خامنه ای چه بر سر مملکت و اعتقادات این مردم مظلوم آورده است؟!! ببینید دستگاه ظلمیه  قضائیه تحت امر رهبری را چه بر سرش آورده اند!!

حکومت و نهادهای تحت امر آقای خامنه ای با صرف بودجه زیاد می خواستند با برپایی 9 دی خون شهیدان مظلوم جنبش سبز را پای مال کنند. بنابراین زر و زور و تزویر را در حد اعلا برای فریب مردم به کار بستند. امّا مگر خون بناحق ریخته شده به سادگی از دامان این حاکمان خودکامه پاک می شود؟؟!

(+ نامه اول این عزیز) جناب دکتر نوری زاد، به جای علاج درد، محترمانه به خانواده شهدا حق السکوت می دهند تا در مقابل ظلم سکوت کنند./  من معتقدم ملت  باید به راه خود ادامه دهند تا از دست این حکومت غیر اسلامی وانسانی نجات پیدا کنند؟ جنابعالی چند حاکم خود محور سراغ دارید که از کرده خود پشیمان شده باشد؟

به خواندن ادامه دهید

سید بیا برای رضای اله خویش، بشکن غرور و پای بنه روی جاه خویش؛ رهبر در بوته نقد شاعر جنگ

مجموعه نامه ها به رهبرشعر از شاعر و مداح دفاع مقدس

سید علی بیا که دلم بی قرار شد،
دنیا به پیش دیده ی من شام تار شد.
عمرم ز بس به غصه و محنت دچار شد،
آثار مرگ، در بدنم آشکار شد. وقت است عقده های دلخویش وا کنم،
اتمام حجتم به تو بهر خدا کنم. به خواندن ادامه دهید

به کجا می روید تا مقام الوهیت!! نامه به آقای خامنه ای از پاسداری از دوران دفاع مقدس

* آيا جنابعالي خطاب يزعها عندالجمحات(مهار شهوات از جمله شهوت قدرت طلبي و ديكتاتوري) را خوانده ايد يا با تقدس بخشيدن به خود و حكومت سعي در گسترش و مطلقه كردن هر چه بيشتر قدرت داشته ايد؟

مجموعه نامه ها به رهبربسم الله الرحمن الرحیم

آقای سید علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران
با سلام اینجانب یکی ازپاسداران دوران جنگ تحمیلی هستم که صحنه هایی از هشت سال دفاع مقدس را درک رده ام و همواره در پی آرمان هایی هستم که برای جامع عمل پوشاندن آن ها بهترین فرزندان این سرزمین در میدان های مخاطره آمیز، از جمله دفاع از کشور حاضر شدند و بسیاری از آن ها به شهادت رسیدند تا پرچم آزادی و آزادگی را در این سرزمین کهنسال برافراشته دارند. به خواندن ادامه دهید

نامه حسین رحیمی رزمنده دفاع مقدس به رهبری: آیا رهبری غیر معصوم ، بیشتر از اکثریت یک جامعه و یا کارشناسان و متخصصان بر امور واقف است؟

نامه ای به رهبری جمهوری اسلامی؛  از کوچکترین عضو ایران اسلامی

بنام خدایی که می بیند و می شنود

 هو سمیع و العلیم؛  رهبر محترم، شما در بالاترین مقام ایران اسلامی و بنده به عنوان کوچک ترین عضو همان کشور که هر دو طبق آیین اسلام و انسانیت از یک حق بر خورداریم به عنوان یک شهروند و حتی هم میهنان اقلیت مذهبی ما نیز به همان اندازه که من و شما حق داریم، محق می باشند. که این نشانه رشد بالای دین و فرهنگ کهن کشورمان می باشد و اگر غیر این باشد نشانه آیین پوسیده و جهل حاکم بر ادیان و سنن کشور پهناورمان است.

اول- چرا هر کجا که آراء بر خلاف خواست اکثریت و عرف است، شخص شما را هزینه می کنند با این جمله که ” نظر رهبری این چنین است”.
آیا رهبری غیر معصوم ، بیشتر از اکثریت یک جامعه و یا کارشناسان و متخصصان بر امور واقف است؟ چرا نمی گویند نظر کارشناسان و یا اکثریت علما و یا مراجع این چنین است؟ چرا جریانی سعی در القاء عصمت و جایگاه الهی برای رهبری دارد؟ آیا اصرار این تفکر برای شأن رهبری است یا برای سوء استفاده هم فکران خودشان؟ به خواندن ادامه دهید

نامه روحانی زندانی به رهبر :نهضت نامه نگاری فرصتی برای آشتی ملی است، از آن استفاده کنید

احمد رضا احمد پور، روحانی زندانی عضو جبهه مشارکت در استان قم، دومین نامه خود به رهبر جمهوری اسلامی را منتشر کرد.

آقای احمدپور در این نامه از آیت الله خامنه ای خواسته است، از نهضت نامه نگاری های دادخواهانه  به عنوان فرصتی برای آشتی ملی استفاده کند.

این طلبه زندانی در نامه خود یادآوری کرده که بخاطر نوشتن نامه به سازمان ملل متحد و انتقاد به یکی از دستگاههای تحت امر رهبر و احتمالاٌ به خاطر اشعاری که در پیش از دستگیری سروده ، متحمل ستم ناروا شده و در حال گذران دوره زندان در سپیدار است. احمدپور از شاگردان آیت الله منتظری و عضو جبهه مشارکت استان قم است که به اتهام وطئه علیه نظام، نشر اکاذیب و تبلیغ علیه نظام به حبس و تبعید محکوم شده است. به خواندن ادامه دهید

در نامه هجدهم به رهبر (من یهودی تو علی!): فراخوان نوریزاد برای شکایت از آیت الله خامنه ای

* اشاره فرمودید. که: وضعیت فعلی ایران، همسنگ بدر و خیبراست. این یعنی: جایگاه شما همان جایگاه پیامبراست و وضع مخالفین شما همان وضع کفارقریش و یهودیان مدینه. این ترادفِ بی دلیل و بدون پشتوانه،  دربسیاری از مواقع، به دشواری کارما نیزانجامیده است

هجدهمین نامه محمد نوریزاد به رهبر جمهوری اسلامی منتشر شد. آقای نوریزاد که با اعلام فراخوانی نهضت نامه نگاری انتقادی به رهبر جمهوری اسلامی را آغاز کرده است، در هجدهمین نامه خود به آیت الله خامنه ای فراخوان تازه ای داده و خواستار شکایت عمومی از رهبر جمهوری اسلامی شده است. نوریزاد در این نامه ضمن اشاره به روایت تاریخی شکایت یک شخص یهودی از علی ابن ابیطالب (ع) و حضور امام علی در محکمه می نویسد: «ازهمه ی اقشارجامعه، ازنام آشنایان تا گمنامان، از نمایندگان ادوار مختلف مجلس، از قاضیان سابق و اکنون، از دولتمردان و کارشناسان، از دانشگاهیان، از دانشمندان و فرهیختگان و اندیشمندان و روحانیان، از مهاجران و درخانه ماندگان، از نویسندگان و هنرمندان، از فرهنگیان و نظامیان، از زندانیان و خانواده های آنان، ازصنوف سیاسی وحتی صنوف صنعتی و بازرگانی، از دختران وپسران جوان، بویژه از بانوان، چه درداخل و چه خارج، از آنانی که به هردلیل جلای وطن کرده اند و درحسرت بازگشت به میهن خود می سوزند، وحتی از روستاییان بی نشان، تقاضا می کنم دست به قلم ببرند و نامه هایی شکوه گون به دستگاه قضایی کشورمان بنویسند و شکایت های مصلحانه ی خود را از جناب شما مطرح کنند. البته بی آنکه قلم خود را به الفاظ ناشایست بیالایند.» به خواندن ادامه دهید

دو نامه روح الله زم پسر حجه الاسلام محمد علی زم رئیس سابق حوزه هنری به رهبری؛ به ياد دارید فتوای ايشان [مصباح] را در جایز بودن «تجاوز» به زندانيان توسط «بازجوهای مکرم»

* چرا در پس هر انتخابات , از شما و حاميانتان رفتاری «دموکراتيک» بروز ميکند؟ مگر مردم در حکومت شما موثرند؟ مگراين مردم همان فتنه گران حوادث دوسال گذشته لقب نگرفتند؟.. چنانکه قبل از انتخابات و پس از آن , مردم برای شما به مثابه» گوسفندی» بيش نيستند.
* به ياد دارم فتوای ايشان [مصباح] را در «تجاوز» به زندانيان توسط «بازجوهای مکرم» و اعلام جايز بودن اين کار !!
* در همان «گذرگاه بسيجيان» دانشگاه تهران بود.همانجا که بسيجيان پودر شده در شما به کناری می نشستند و خاطرات دلاورانه خود در مضروب نمودن مردم بيگناه کوچه و بازار را با هم نجوا ميکردند می خنديدند و «متلک های ناسزا» به پدرم ميگفتند.
* احمدی نژاد گفت:ميخواهد افشا نمايد که چه کسی دستور سرکوب مردم را داده است؟ ولی او نگفت.چون منافعش اجازه نداد.چون اگر ميگفت آن «اختلاس ۳ هزار ميليارد تومانی» ناتمام می ماند و خانه نشين ميشد.
محمد نوری زاد با نامه نگاری های بيشمار خود به سيدعلی خامنه ای درسی بزرگ به افرادی که دستی بر آتش دارند و به قولی چه قبل چه اکنون در درون نظام بوده اند داد که آری از فردی که خود را در قامت رهبر يکی از ثروتمندترين کشورهای جهان و در جايگاه امام معصوم و امين مردم می داند هم می شود انتقاد و او را به محاکمه نشاند.
 در ادامه اين نامه نگاری ها روح الله زم پسر حجه الاسلام و المسلمين محمد علی زم رئیس سابق حوزه هنری سازمان تبليغات اسلامی و معاون سابق شهردار تهران دومين نامه اش را به رهبری نگاشته است. فرزند حجت الاسلام زم در اين نامه که بازخوانی اعمال وحشيانه انصار حزب الله در دهه هفتاد تا کودتای انتخاباتی سال ۸۸ است ‌خاطره ای از کتک خوردن اش توسط انصار حزب الله با رمز يا زهرا و يا به قولی محاکمه پسر به جای پدر در ملأ اعلی و آنهم در سايه حکومت امام زمانی آيت الله خامنه ای و زندانی شدنش در اوين را بازگو کرده است. به خواندن ادامه دهید

نامه شجاعانه بچه بسیجی‌ سابق و فرزند شهید به خامنه ای

علیرضا پورپیرعلی* بزگترین خیانتی که در حق خودت و مردمان این سرزمین کردی همین دروغ‌های گزافی بود که برای خودت هم توهّم عصمت و طهارت ایجاد کرد

*  مقام معظم! عظیم‌الشأن! هیچ تا کنون به گوشت رسانده‌اند که بسیجیانت چه تقوای کلامی دارند؟ می‌دانی همین فرزندان دلبندت وقتی با مردم طرف می‌شوند، وقتی تحت اسکورت موتورسوارن گارد و نیروی انتظامی و مجهز به باتوم و اسپری فلفل‌اند چگونه عقبه سرکوب شده جنسی شان را فریاد می‌زنند؟

*خواستی راه اصلاح‌گران را خراب کنی. موفق شدی. نمی ‌نتوانستی. انصافاً با این مهره‌چینی و سیّاسی و بسیج نیروهایی که تو کردی کوه را می‌شد جابجا کرد. خاتمی که سهل است. اما اینجای کار را دیگر حسابش را نکرده بودی. اینکه الزاماً اگر ملت از راه اصلاح رویگردان شوند به دامن آن چه تو می‌خواهی آویزان نخواهند شد.

* هنوز بیش از آنکه به قدرت خدا که در دستان مردم است باور داشته باشی، به سردارانت می‌بالیدی. می‌پنداشتی همان سال هشتاد و چهار است که آقا مجتبی با تیم فدائیان مورد وثوقت دوباره با همان رمز «هوالمطلوب»‌شان شعبده کنند…. 22خرداد آخرین آزمون برای سنجش «احتمال» وجود قابلیتی در جمهوری اسلامی برای بقا و احیاناً کارآمدی در اداره کشور بود. این را به قطع و یقین می‌گویم.

* آقای خامنه‌ای! رهبرا! عظیم الشأنا! من همان روزها تصمیم خودم را گرفته‌ام. نخواهم رفت. اینجا خانه من است. ریه‌هایم به هوایش احتیاج دارد. کوچه‌هایش را دوست دارم. شهرهایش را. کودکی دارم که فردای همان نماز جمعه‌ای که حکم تیر صادر کردی به دنیا آمد. همان روز با خود عهد کرده‌ام برای اینکه فردای او بهتر از این روزها باشد هر چه در توان دارم بگذارم. در این زمانه بی مأمن و مأوایی، در این روزهای یأس و انفعال، این شاید سنگ بنای یک ایمان نیم بند باشد: ایستادگی و وا ندادن در برابر حاکمیت فاسد و ظالمی که از طنز روزگار نامش جمهوری اسلامی است. بچرخ تا بچرخیم.

علیرضا پورپیرعلی: به خواندن ادامه دهید

سردار حسین علایی با دعوت ضمنی رهبر به عبرت آموزی: شاه مخالفان را حصر و سرکوب کرد که کارش به فرار کشید

* اگر به مردم معترض اجازه راهپیمایی مسالمت آمیز را می دادم و آنها را متهم به اردو کشی و زورآزمایی خیابانی نمی کردم ، مسئله خاتمه نمی یافت؟

سردار حسین علایی، موسس و فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران در دوران جنگ، به مناسبت قیام ۱۹ دی یادداشتی در روزنامه اطلاعات نوشت که به نظر نیم نگاهی نیز به شرایط فعلی کشور داشته باشد.

آقای علایی از شخصیت هایی است که محمد نوری زاد در فراخوان نامه نگاری به رهبر جمهوری اسلامی از او خواسته بود نامه ای بنویسد. او در این یادداشت به آغاز روند نامه نگاری های اعتراضی به شاه اشاره می کند و خواستار عبرت آموزی دیگران می شود.

سردار علایی در یادداشتی که برای روزنامه اطلاعات نوشته، پرسش هایی را از زبان شاه طرح کرده است. پرسش هایی که به نوشته علایی، احتمالا پس از فرار برای شاه مطرح شده باشد که می تواند برای سایرین تجربه ای مهم و عبرت آموز باشد. پرسش هایی نظیر اینکه: اگر به مردم معترض اجازه راهپیمایی مسالمت آمیز را می دادم و آنها را متهم به اردو کشی و زورآزمایی خیابانی نمی کردم ، مسئله خاتمه نمی یافت؟ اگر به مأمورین دستور می دادم که به تظاهر کنندگان تیراندازی نکنند و هوشمندانه و با تدبیر آنها را آرام کنند ،نتیجة بهتری نمی گرفتم؟ آیا اگر به جای حصر کردن بعضی از بزرگان در خانه هایشان و تبعید تعدادی دیگر به سایر شهرهای دوردست و زندانی کردن فعالین سیاسی، باب گفتگو و مراوده با آنها را باز می کردم کار به فرار من از کشور می انجامید؟ اگر به جای اتهام زدن به مردم که خارجی ها عامل تحریک شما هستند به شعور جمعی آنها توهین نمی کردم حالا خودم مجبور بودم به خارجی ها پناه ببرم؟ آیا اگر به جای متهم کردن مخالفین خودم به اقدام علیه امنیت کشور،وجود مخالف را می پذیرفتم و حتی آن را قانونی تلقی می کردم و برای آنها حق قائل بودم نمی توانستم بیشتر برمسند قدرت باقی بمانم؟

این فرمانده سپاه در دوران جنگ سپس می نویسد: طبیعی است که دیکتاتورها برای خود حق ابدی حاکم بودن بر مردم قائل هستند و در زمانی که در کاخ سلطنت با همراهان متملق و چاپلوس احاطه شده اند فرصت طرح این سوالات را ندارند و زمانی به فکر می افتند که مثل قذافی پس از موش و حشره خواندن مخالفین، مجبور شوند فرار را بر مقاومت و ایستاده مردن ترجیح دهند.  به خواندن ادامه دهید

هزینه های سفرتان با آن گارد ده هزار نفری از کجا تامین می شود؟ نامه به آقای خامنه ای؛ علی تارخ

علی تارخ:  نامه نوشتن به رهبر حکومتی که نه تنها ادعای سالم ترین و مستقل ترین و مردمی ترین و آزاد ترین کشور دنیا را دارد بلکه داعیه دار نمایندگی خدا بر روی زمین را هم دارد، سخت است اما این سختی نه به دلیل شرمندگی در برابر این همه خوبی باشد بلکه ترس از تبعات سختی است که این حکومت نه تنها برای نگارنده بلکه برای خانوادهایمان پیش رو می آورد چرا که آزادی در فرهنگ لغات جمهوری اسلامی معنای اسارت میدهد و افرادی امثال من در برابر این حکومت الهی فرزندان شیطان و محکوم به نیستی هستیم.

گفتنی هایی از نامه هفدهم؛ نامه هفدهم نوریزاد زیباترین و در عین حال غمگنانه ترین تصویر ؛ چه بسیاری که در همان سطور اول ماندند به خطا

گفتنی هایی از نامه هفدهم و دادسرای اوین؛ محمد نوری زاد

* نوشابه امیری به نوریزاد : خواستم بدونین این زیباترین تصویر و در عین حال غمگنانه ترین تصویری بود که پیش رویم گذاشتید. زیبایی اش که روشن است از چه رو اما غمگنانه اش از آن رو که می دانم خیالی بیش نیست

1– همانگونه که خود پیش بینی می کردم، نامه ی هفدهم من به رهبری، با دو رویکرد متغایر از طرف مخاطبان روبرو شده است. امروز نوشته های بسیاری دریافت کردم که نشان می داد خوانندگان نامه، در همان تیتر و یکی دو پاراگراف ابتدایی نامه متوقف مانده اند و از آن جلوتر نرفته اند. من خود این برآیند خام و نادرست را پیش بینی می کردم. با اینهمه متعمدانه اجازه دادم با بدن برهنه دربشکه ای پراز خرده شیشه قرار گیرم و خود را به شیب برداشت های شتابزده ی خوانندگان نامه بسپرم. به خواندن ادامه دهید

هفدهمین نامه نوریزاد به رهبر: من در انتخابات درکنار شماشرکت می کنم!… همان لحظه ای که ذره ذره برخود پای نهید و از مردم حلیت طلبید

 *شما در همان سخنان یکجانبه، فرموده اید: به دلیل این که حدوداً بیست میلیون نفر از مردم ایران به این انتخابات راضی نیستند، من با عنایت به اختیارات قانونی ام، زمان برگزاری انتخابات را به تعویق می اندازم تا همگان – ونه بخش معدودی از مردم – با تماشا و باورِ فضای فراخی که ایجاد شده، در انتخابات شرکت کنند. زندانیان سیاسی را آزاد می کنم. شخصاً به در خانه ی آقایان موسوی و کروبی می روم و جلوی دوربین های رسانه های جهانی، آنان را در آغوش می کشم و از آنان بخاطر رنج هایی که متحمل شده اند پوزش خواهم خواست. دخالت های فراقانونی را محو می کنم. خودم با همه ی وجودم بر روند این انتخابات نظارت می کنم. وسپس درکنار می ایستم و اداره ی کشور را به شایستگان و نمایندگان راستین مردم می سپارم.

* در ترسیم این افق دگرگون، خدای گواه است که من به وادی تخیل و رؤیا سرفرو نبرده ام. من این روز را با همه ی فهم مختصرم در دسترس می بینم.  شما در دوقدمی این افق مبارک ایستاده اید. کافی است دستی برآورید و لبخندی به صورت بدوانید و به روی مردم آغوش بگشایید.

* بله، نقطه ضعف من، همین سخن گفتنِ ملایم با رهبراست. تا مگر خدا به دل او دست ببرد و پیش از آنکه خون معترضان به جوش آید، به جانب آنان متمایل گردد و به حقوق مسلمشان نظر کند. به خواندن ادامه دهید

چو برخاست توفان خاشاک و خس نباشد تو را هیچ فریادرس ؛ صدیقه وسمقی

* سرا پا زبان بودی و ما خموش / کنون باش اما تو یک چند گوش
* دگرگون شود حال دوران ، بسی / بسا بر تو یابد تسلط خسی
ببین آفتابِ لب بام را؛ صدیقه وسمقی
ببین آفتابِ لب بام راچو نمرود را موری از پا فکند   /    به تیغ و سپاهت دگر دل مبند

مپندار خاشاک و خس راحقیر / ویا میکروب را چنین کم مگیر

نباشد خردمند ، گردن فراز / زهشدار خاشاک و خس بی نیاز

خردمند ، اندرز گیرد ز مور / از آن پیش کو را در آرد به گور
سراسر بکاری اگر بذر باد / تورا خرمنی غیر توفان مباد
چو برخاست توفان خاشاک و خس / نباشد تو را هیچ فریادرس
مپندار توفان شود رام تو /  شود باز ایام بر کام تو
خس و مور وبادند در کار خویش  / تو نیز ای عجب گرم کردار خویش !
به غفلت سپاری همی روزگار / ندانی چه سخت است انجام کار
به خواندن ادامه دهید

نامه مجتبی واحدی (مشاور کروبی) به رهبر: خاتمه آن اقدامات و افتضاحات ، جز با کوچ شما به دنیای دیگر یا به پایان رسیدن ریاست متزلزل شما بر کشور ، میسر نخواهد بود

آیت اله خامنه ای! لطفا ًادامه دهید
سحام نیوز: مجتبی واحدی در نامه ای خطاب به رهبری نوشت: “مدت زیادی اندیشیدم که برای شما چه عنوانی انتخاب کنم.آقا؟ سید علی خامنه ای ؟ علی خامنه ای یا آیت اله سید علی خامنه ای ؟ به این نتیجه رسیدم همان عنوانی را به کار ببرم که شما تنها با استفاده از ابزار های حکومتی ، آن را به دست آورده اید و بسیاری از افراد به طمع لقمه ای نان یا به امید رسیدن به مناصبی که لایق آن نیستند شما را با آن عنوان می خوانند. ”
مشاورمهدی کروبی در نامه خود به آیت الله خامنه ای، در خصوص نامه نگاری های برخی افراد همچون نوری زاد به وی، نوشت: “بسیاری از کسانی که دل در گروی ابادانی ایران یا سربلندی اسلام دارند طی ماههای اخیر ، در خطاب های کتبی و شفاهی ، ازشما خواسته اند به برخی اقدامات پایان دهید که البته همه آنها می دانند خاتمه آن اقدامات و افتضاحات ، جز با کوچ شما به دنیای دیگر یا به پایان رسیدن ریاست متزلزل شما بر کشور ، میسر نخواهد بود من هم تا چندی پیش گمان می کردم باید دلسوزان این کشور، شما را به بازبینی اقداماتتان فرابخوانند.”
سردبیر سابق روزنامه آفتاب یزد در ادامه نامه خود مواردی را از رفتارها و برخوردهای چند سال اخیر رهبر جمهوری اسلامی را بر می شمرد و به وی نکاتی را یاد آوری می کند. وی در این نامه در خصوص اصلاح رفتار می گوید: “شما هیچگاه با اراده خود ، تن به تغییر و اصلاح نداده اید و هرگاه که فشارهای داخلی یا خارجی ، تغییر واصلاحی را بر شما تحمیل کرده ، شما پس از پشت سر گذاشتن بحران ، نه تنها به جایگاه پیشین بازگشته اید بلکه تمام تلاش خود را به کار گرفته اید تا احساس حقارت ناشی از تغییر تحمیلی را به نحوی ، جبران نمایید.” به خواندن ادامه دهید

نگارش صفحات آخر کتاب » ظهور و سقوط سید علی خامنه ای» با الهام از نامه قدیانی ؛ سید ابراهیم نبوی

آقای خامنه ای! خودکرده را تدبیر نیست
آقای خامنه ای! خودکرده را تدبیر نیست

* می گویند استبداد آدمها را ساده لوح می کند، چرا که هرگز ذهن شان جز سووالاتی آماده و پاسخ هایی معلوم با چیزی مواجه نیست. … وقتی تنها یک شخص ملاک سنجش خوب و بد است، همه پاسخ ها معلوم است. کشور برای چه اداره می شود؟ برای حفظ رهبر. ارتش برای چیست؟ برای حفاظت از پیشوا. مجلس برای چیست؟ برای تصویب قوانین مورد نظر پیشوا. دولت برای چیست؟ برای اجرای دستورات رهبر. تاریخ برای چه نوشته می شود؟ برای نشان دادن نقش پیشوا. جهان برای چه خلق شده است؟ برای اینکه رهبر بیاید و حکومت کند. بزرگترین سیاستمدار قرن کیست؟ رهبر ما. هدف جنبش بیداری اسلامی چیست؟ اجرای الگوی مورد نظر رهبر ما. موتور تحرک جنبش اسلامی چیست؟ نظرات رهبر ما. متوجه هستید؟ می فهمید؟ این جمله ها را قبلا نشنیدید؟
سید ابراهیم نبوی: می خواستم در میان این همه نامه که از برکت رفتار شما و خواست برادرم جناب نوری زاد برایتان می رسد، من به شعری بسنده کنم و گمان کردم چیزی اضافه بر دیگران ندارم که بگویم، اما نامه جناب قدیانی از زندان اوین مرا بر سر شوق آورد و این می نویسم تا بر صفحات آخر کتاب » ظهور و سقوط سید علی خامنه ای» چیزی افزوده شود و کلماتی شایسته آن ولی خودخوانده بیافزایم. به خواندن ادامه دهید

دومین نامه احمد منتظری خطاب به رهبر حمهوری اسلامی: در مسیر حرکت نظام تجدید نظر کنید و روح امید را در مردم بدمید

احمد منتظری: در مسیر حرکت نظام تجدید نظر کنید و روح امید را در مردم بدمید
 جرس: دومین نامه احمد منتظری به رهبر جمهوری اسلامی منتشر شد. احمد منتظری در این نامه  آزاد نمودن زندانیان سیاسی، دلجویی و عذرخواهی از آنان و جبران خسارات وارده را کم‌هزینه ترین راه خروج از بحران دانست و جابجایی مسئولین افراطی، خشن و هتاک با افرادی معتدل، متدین و عاقل را تکمیل کننده این تصمیم تاریخی عنوان کرده است.  در این نامه آمده است:»چندی است که لحن نامه‌های سرگشاده ارسالی برای شما تند و تندتر شده است. راهی که آغاز شده ممکن است به شکسته شدن هنجارهای سیاسی و حتی هنجارهای اجتماعی و اخلاقی بینجامد که خسارتی جبران‌ناپذیر است و برای پیش‌گیری از آن باید بی‌درنگ اقدام نمود…» به خواندن ادامه دهید

نامه بسیار مهم ابوالفضل قدیانی ؛ آقای خامنه ای عشق به قدرت را از دل بیرون کنید و از سرراه این ملت مظلوم کنار روید

* حماسه خویش پردخته را یوم الله نام نهاده تا از این غده پوسیده برای عریانی تن پادشاه، قبایی بدوزد

* جانمان را برای انقلاب نگذاشتیم که امروز بر کشور سلطنت کنند

* امروز که چهره نکبت بار استبداد سلطانی بار دیگر آشکارا در این مملکت رخ نمایی کرده و بر حیات و ممات ساکنان آن حکومت می کند، نمی توان در برابر آن سکوت کرد و دم نیاورد. و از همین بابت است که اینک از زندان اوین این فریاد را بر می آورم.

* آیا شجاعت دارند که تنها یکبار حقیقت را رک و پوست کنده به مخالفان خود بگویند که در حال حاضر دشمن اول این آب و خاک شخص رهبری و سیاست های نابخردانه اش است؟

* ملت ما آن همه رنج نکشید تا امروز فردی به نام ولایت فقیه قانون را در تمامی مراتب به بازیچه ای برای اعمال قدرت مطلقه خویش بدل سازد

* اگر استبداد امروز ایران آن مقدار حقیر است که قصد کرده سالروز هلهله فریب خوردگان و مزدورانش را بر سر قربانگاه حق جویی و آزادگی رابه روزی همچون هنگامه تاجگذاری شاهان بدل سازد، پس بهتر آنکه او را در جشن نمایش‌اش یاری داده و به قدر وسع و تکلیف خویش، گوشه ای از سیمای استبداد و استکبار وی را نمایان سازد

* آنچه مانعی بر سر راه سرکوب افزون تر است، اولا خوف اوست (رهبر) و ثانیا آگاهی و مقاومت گسترده وسیع مردم در برابر وی است.

* درصدر جرائم رهبری، اعمال استبداد در کشور است…قبضه کردن قدرت و قایل شدن حق مطلقه‌ی ابدمدت برای خود در اداره امور مملکت ایران، عملا مقابله با خواست تاریخی ملت است

* [رهبر] با این پرسش ساده خلوت نمی کند که: چه تفاوتی است میان من و حسنی مبارک، یا سرهنگ قذافی و چرا استبداد در مصر و لیبی نامبارک و مذموم است و در ایران و سوریه ستودنی است؟

* علاج کار در این کشور در آن است که جنابعالی از این قدرت دست کشیده، عشق به قدرت را از دل بیرون کنید و از سرراه این ملت مظلوم و جمهوری اسلامی کنار روید.

به خواندن ادامه دهید

نامه ی شانزدهم به رهبر: شما به سرعت از خاطره ها محو خواهید شد و به فهرست حاکمانی خواهید پیوست که با مردمشان نامهربان بوده اند

نامه ی شانزدهم محمد نوری زاد به رهبری(بیداری یا بیماری اسلامی) / بگویم چرا مردم لیبی آن بلا را برسر قذافی آوردند و مردم مصر آن بلا را برسرمبارک، ومردم یمن و تونس و بحرین نیز؟ به خاطررهبری های طولانی، و رهبری های فرا قانونی

* ببین چه به روز این اسلام آمده که جسم زخمین او برزمین افتاده و دست التماس به سمت همه بالا برده که: شما را بخدا دست از من بدارید. از جان من چه می خواهید؟ اگر به نام و نان و نوا بود که رسیدید، شما را به خدایی که می پرستید بیایید و این مختصر جان مرا مستانید!

* چرا که ما، نه که ازخیزشِ مردم خودمان و اعتراض های فروخورده ی آنان درهراسیم، از همین روی به دیگر مردم معترضِ جهان – حتی به مردمِ معترض انگلستان و آمریکا – آفرین می گوییم، وهمزمان دست به گلوی مردم خود می بریم و اعتراضشان را به اجانب ربط می دهیم و برسرشان می کوبیم. با اصرار فراوان، حرکت های اعتراضیِ مردمان دیگر را به رسمیت می شناسیم و جنبش مردم خود را به فتنه تفسیر می فرماییم…

* کاش این آقا سیدعلی برای ایران و ایرانیان کیخسرو می شد، نه جمشید. که اولی در اوج اقتدار وعزت و بهره مندی وهمراهی غلیظ مردم، به گوشه ای خزید و به عبادت فروشد. ودومی از نردبان پادشاهی بالاتر رفت تا مگربرجایگاهی برترنشیند. اولی به نامی نیک دست یافت و دومی به گودالی از بدنامی فرو غلتید.

 دانلود پی دی اف این مطلب

به خواندن ادامه دهید

نامه مهدی علی پور به رهبر: چنان عصمتی برای شما ساخته اند که جایگاه امامت و نبوت را مورد سوال!!!

عجب فكر بكري!(بقلم یکی از اساتید مهمان دانشگاه مک گیل کانادا) مهدي علي‌پور[1] (به بهانه نامه به رهبري)

محمد نوري زاد عزيز در ابتكاري از برخي سياسيون و نيز برخي روحانيان و انديشمندان نام برده است تا آنان همت و شجاعتي كنند و نامه‌هايي به رهبر جمهوري اسلامي ايران بنويسند. اين پيشنهاد را مي‌ستايم و اميد مي‌برم كه اين خواسته‌ي كوچك نوري‌زاد از سوي آنان كه نام برده شده‌اند و از مشاهير ديگري كه نام برده نشده‌اند، جامه‌ي عمل پوشانده شود!…

* اخبار موثق حكايت از آن دارد كه مستقيما دفتر شما، سپاه و بسيج، خود آستين بالا زده‌اند و مرتب در حال همايش‌سازي ملي و بين‌المللي براي توليد علوم انساني‌اند! لحظه‌اي بينديشيد كه سپاهيان و بسيجيان بخواهند، دانش ديني توليد كنند يا علوم انساني نو برسازند! چه غوغايي است در اين بازار مكاره‌ي علوم انساني؟!

به خواندن ادامه دهید

آغاز به کار سایت کمپین “نامه نویسی به رهبری”

سایت نوریزاد: دوستان خوب ما سایتی در مجاورت سایت آقای محمد نوری زاد راه اندازی کرده ایم.

http://nameha.nurizad.infoبرای نامه های شما

برای  ثبت شدن نامه های شما در تاریخ

برای گلوله باران که نه ، برای گل باران آنانی که برما گلوله می بارند.

این راه ، شیوه ی ما در این راه پرخطر است.

ما همچون گاندی و نلسون ماندلا،

به آنانی که مارا می کشند ، به آنانی که ما را می زنند ، به آنانی که مارا غارت می کنند،

لبخند می زنیم و خسته نباشید می گوییم.

البته تا اطلاع ثانوی

برای انعکاس نامه های خود به رهبر جمهوری اسلامی ایران ، می توانید آنان را به ایمیل زیر ارسال فرمائید.

name.to.rahbari@gmail.com

آدرس فیس بوک کمپین نامه نویسی به رهبر جمهوری اسلامی ایران

به خواندن ادامه دهید

دلیری تان را ارج می نهیم و در برابر عظمت آن سر تعظیم فرود می آوریم؛ نامه زندانی سیاسی دهه ۶۰ به محمد نوری زاد

* ارزش این نامه ها با توجه به بهایی که شما و خانواده تان بابت نوشتن شان می پردازید صد چندان می شود. این نامه ها گواه آنند که ملت ما زیر فشار سر خم نکرده است و آقایان هرگز نتوانسته اند هیمنه قدرت را که در بهمن 1357 در هم شکسته شد، بازسازی کنند

لیلا خالدی زندانی سیاسی دهه ۶۰:

برادر گرامی آقای نوری زاد؛  سلام!

چنان که ملاحظه می کنید گویا مردم ترجیح داده اند به خود شما نامه بنویسند. راستش من به این دلیل برای شما می نویسم که اساساً با شماست که حرف دارم و پس از عمری زبان من با زبان شماست که مشترک شده است. به خواندن ادامه دهید

نامه ی مادر داغدار جنبش سبز به آقای خامنه ای

* هر چه تاریخ را زیر و رو کردم نتوانستم جایی ببینم وقتی پیامبر بزرگوارمان سخن می گفتند؛ وقتی مولایم علی سخن می گفته کسی نشسته باشد و گریه کند. باور کنید این ها جز برای باد کردن شما نبوده و نیست.

*باور می کنید همسران فرمانده هان سپاه در مسجد کنار مردم عادی نمی نشستند ؟ باور می کنید خانه آنها با مسجد کمتر از 5 دقیقه راه بود اما باید راننده مخصوص با ماشین دولتی و راننده دولتی آنها را به مسجد می آورد

زمانی دختر جوانی بودم که به همراه پدر و مادرم هر روز به عشق سرنگونی رژیم شاه به خیابان ها می رفتیم. راستی پدرم یک بار طعم زندان را کشید. البته نه از محل کارش اخراج شد و نه به ما آسیبی رساندند. به خواندن ادامه دهید

نامه فرزاد فرهنگیان ديپلمات معترض به آيت الله خامنه‌ای

مدت‌ها بود که می‌خواستم مطلبی خطاب به شما بنویسم، اما با دیدن این همه رقیمه‌های دلسوزانه ارسال شده از ناحیه افراد معروف و غیرمعروف به شما و کمترین اعتنایی از سوی شخص شما برای پاسخگویی به آن‌ها و یا از جانب حتی دفترتان، که فقط خدا می‌داند چند هزار نفر از این محل نان می‌خورند! به خود بارها نهیب زده‌ام که نوشتن نامه‌ای از سوی بنده واجد چه فایده‌ای می‌تواند باشد!؟ سوارکار مرکب قدرت، چنان شیفته‌ی اسب راهوار قدرت می‌باشد، که دیگران را اصلاً به چشم نمی‌بیند، چه رسد به اینکه بخواهد کلمات و صدای آن‌ها را بشنود!؟
اما با دیدن نامه اخیر استاد نوری‌زاد این ابرقهرمان و اسطوره مقاومت و آزادگی و خواست ایشان برای نوشتن نامه و ارسال آن به عنوان جنابعالی، بر خود فرض دیدم، به رسم ثبت در تاریخ، من نیز چند سطری را خطاب به شما نوشته و منعکس نمایم. به خواندن ادامه دهید

نامه فرزند موسوی لاری به رهبری: آقا مصطفای ما چطور است؟

در ادامه ی نامه نگاری های شهروندان و فعالان به رهبری پس از دعوت محمد نوریزاد به این امر، مصطفی موسوی لاری فرزند وزیر کشور در نامه ای خطاب به رهبری می گوید: عمال حکومت یعنی کسانیکه مشروعیت خود را از شما می گیرند و البته مسئولیت اعمالشان نیز بر گردن شماست چنان وحشیانه به خانه ارامنه که هیچ، مسلمانان، آن هم شیعیان انقلابی یورش می برند که گویی گله ای گراز به مزرعه ای یورش برده باشند.

به گزارش کلمه، وی در ادامه ی این نامه که در فیس بوک منتشر شده پرسیده است: اما شما با این اعمال چه کرده اید؟ تصاویر حمله به منزل شیخ هم رزم قدیمتان را دیده اید؟ خرابی های ناشی از حمله وحشیانه به خانه آیات عظام منتظری و صانعی را چطور؟ یکی از هوادارانتان میگفت در زمان امیر المومنین(ع) نیز جریان خلخال زن یهودیه پیش آمد. گفتم آری ولی ایشان به محض اطلاع ندا در دادند که ای مسلمانان اگر امروز از این غم بمیرید سزاست. شما اما حداقل دو بار یورش به بیت یکی از بزرگترین علمای قم را دیدید و دم نزدید. نیروهای خودسر سازمان داده شده هر روز وحشی تر می شوند، تا کی می خواهید حکومت خود را با سکوت به اعمال آنان بیمه کنید؟ به خواندن ادامه دهید

نامه به رهبر: درآزمون سختِ قدرت! عبدالعلی بازرگان

درآزمون سختِ قدرت!عبدالعلی بازرگان
نامه ای خطاب به رهبر نظام ولایت مطلقه فقیه : بپرهیز از این که خود را در عظمت با خدا برابر داری …
نامه ای خطاب به رهبر نظام ولایت مطلقه فقیه  جناب آقای سیدعلی خامنه ای،این نامه نامتعارف و غیر رسمی را به دعوت آزاده استوار «محمد نوری زاد»، که در پانزدهمین نامه بی پاسخش به شما همگان را به مشارکت در این مکاتبه ملی فراخوانده بود می نویسم، همانکه سری نامه های مشفقانه و مصلحانه اش، آن هم از داخل کشور و زیر پتک و سندانِ پاسداران بی پروای اوین و اطلاعات، اشک شوق از مشاهده شرف، شهامت و شجاعت این شیرمردان بیشه ایران از گونه ها جاری می سازد و رهائی از جهل و جور و جنایت را با ایمان به زنده ماندن عزت و آزادگی، به رغم ذلت و اسارت دراستبداد دینی نوید می دهد. به خواندن ادامه دهید

همصدا با نوری زاد در خطاب به مقام رهبری؛ حسین زاهدی

حسین زاهدی وضعیت امروز ایران، معلول سوءمدیریت ها و سیاست های نامناسب است و شما میتوانید تغییرات بنیادی را بدون تلفات  جانی و مالی انجام بدهید.

حضرت آقای ایت الله خامنه ای؛ امروز جنابعالی در مقام رهبری نظام حکومتی کشور، با اختیاراتی همه جانبه و مطلق، امکان آنرا دارید که هر تحول لازمی را برای رفع نابسامانی و معضلات دردناک موجود به انجام رسانید تا ملت ایران بتواند بر طبق خرد جمعی و با وضع قوانین مورد نیاز، در این دوران سرنوشت ساز، که به هیچ وجه با گذشته، حتی قرن پیش هم شباهت ندارد، منافع ملی و سعادت و سربلندی خود را در میان سایر ملل تامین کند .  به خواندن ادامه دهید

در حمایت از پیشنهاد نوری زاد؛ مرتضی کاظمیان

مرتضی کاظمیان نگارش نامه‌های سرگشاده، افزون بر آگاهی‌بخشی،فرهنگ مقاومت را گسترش ‌می‌دهد و امیدافزایی و شورانگیزی ‌می‌کند.

ورود / پیشنهاد محمد نوری‌زاد برای نوشتن نامه‌های سرگشاده به رهبر جمهوری اسلامی، در کنار اقدام شخصی او از کودتای انتخاباتی بدین سو، در تاریخ تحولات سیاسی ایران ثبت خواهد شد. این، مستقل از آن است که ناظر، با کنش و ایده‌ی او همدل باشد یا نه. به خواندن ادامه دهید

کشور در سراشیبی است؛ شورای آشتی ملی تشکیل دهید؛ نامه محافظ رهبری و یک سردار سپاه

 یکی از محافظان رهبری در نامه ای با هشدار نسبت به شرایط موجود نوشته است: با تشکیل شورای آشتی ملی و دعوت از آقایان هاشمی رفسنجانی ،ناطق نوری ، حسن خمینی ،سید محمد خاتمی،محسن رضایی وعلی شمخانی و….همچنین آزادی زندانیان سیاسی، سازو کاری برای آشتی ملی و تشکیل دولتی برآمده از آرا واقعی مردم فراهم آورید.

در همین حال یک سردار سپاه با نوشتن نامه ای به نوری زاد از وضعیت فعلی سپاه پرده برداشته و تصریح کرده که وحشت و سرکوب موجود در پادگانها دهها بار بیشتر از سطح شهرهاست.

وی نوشته است: با اطمینان کامل به اطلاع شماوملت عزیز ایران می رسانم که اکثریت قریب به اتفاق پاسداران از حاکمیت منزجرند امادر سیستمی گرفتار آمده اند که بسیار بی رحم وخون ریز است ونه تنها تاب دگر اندیشی در حوزه به اصطلاح خودی ها را ندارد که به سهل با دادگاههای نظامی وفرمایشی پاسداران را خائن وجاسوس قلمداد وآنان را به جوخه مرگ می سپارد. به خواندن ادامه دهید

نامه ی دکتر سروش به رهبر در اجابت به کمپین نامه نویسی به رهبر (+ فایل پی دی اف)

 

پايان استبداد دینی نزديک است

 ندای سبز آزادی: دکتر عبدالکریم سروش در نامه ای به آیت الله خامنه ای از افول دولت وی خبر داده است.

سروش با انتقاد از سیاستهای جاری نوشته است: رهبری حق شما باشد یا نباشد ،نقد رهبری بی شبهه حق مردم است وگوش کردن به نقد آنان تکلیف شما.آنهم در علن نه در خفا. صد محفل و مجلس برای تائید ولایت فقیه بر پا می‌کنید یکی‌ هم برای نقد و آسیب شناسی‌‌اش بر پا کنید.صد مداح و ثنا خوان در روز نامه و صدا و سیما دارید ،یک  نقاد را هم تحمل کنید. نه فقط تحمل که تشویق کنید تا عیب شما را آشکارا بگویند. زیان نمیکنید.   خشونت نقد را بچشید ، خاصیت‌ها دارد. دانشگاه‌ها را بگذارید حقیقتاً دانش گاه  ودارالعلم باشند . راضی‌ مشوید که حرامیان و راهزنان دهان و استخوان دانشجویان را بشکنند و چشمشان را در آورند . دشنه را به مصاف دلیل نفرستید. بگذارید افکار شاخ یکدیگر را بشکنند. از زوال ایمان جوانان نهراسید. دشمن‌ترین دشمنان ایمان ، مستبدان اند نه نقادان .

در بخشی از این نامه آمده است: مردم « زوال استبداد دینی» را جشن میگرفتند و باد و آتش در کار برکندن خیمه استبداد وسوختن ریشه بیداد بودند که مزدوران و شقاوت پیشگان  فرمان یافتند تا قتل و شکنجه و شرارت و تجاوز و تطاول را به اوج رسانند و عَلَم شقاوت را بر قلٌه قساوت بر افرازند . گورستان‌ها را پر کردند و زندان‌ها را پر تر. اما جنبش فرو ننشست.

وی در ادامه افزوده است: دانستید که کار از گلوله پیش نمی‌رود . به تحبیب پرداختید. هر روز به بهانه‌ای جمعی‌ را فرا خواندید و با آنان به سخن نشستید . حتی شاعران شعر به مزد را ، مگر آب رفته را به جوی بازگردانید. اما شعار‌های ستم رسیدگان نشان داد که شعورشان بسی‌ بیشتر از این هاست و نارضائی آنان فراتر از آن است که به نوازشی فرو بنشیند. شعار» مرگ بر دیکتاتور» نشان آن بود که جز زوال استبداد  و مرگ دیکتاتوری راضی‌ شان نخواهد کرد.

سروش با انتقاد از شیوه های جاری می گوید: آنقدر جامعه را چون کودکی تر و خشک نکنید و پستانک ولایت به دهانش نگذارید .خدایی نکنید بل خدا را در میان آورید ! هر جا عدالت و خلاقیت و رحمت و حرّیت هست ، خدا هم هست. خدایی که ما میشناسیم و می‌‌پرستیم موصوف به این او صاف است. جامعه را لبریز از عدالت و رحمت و خلاقیت کنید ، خدایی می‌‌شود.به قشور و ظواهر دل شاد مکنید و حقیقت را به مجاز نفروشید .

 متن کامل نامه دکتر عبدالکریم سروش که در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفت به شرح زیر است:

 دانلود پی دی اف این مطلب

به خواندن ادامه دهید

تقاضای نوریزاد برای نهضت نامه نویسی به رهبر در نامه ی پانزدهم (بارانی در راه است!)

مأموران سپاهی شما ، درانتقام از تیزابی که من در نامه هایم برسرشان فرو باریده ام، آشکارا به حریم خصوصی من دخول کرده اند و درکثیف ترین شکل ممکن، برای برهم زدن و متلاشی کردن کانون خانواده ام، بکارهای ابلهانه ای دست برده اند. ای خاک برسرِ دم و دستگاه یک سیستم اطلاعاتی که با ورود به حریم خصوصی منتقدان، به ترمیم عجز خود می پردازد. اگر هنوزدر قاموس فکری و حیثیتیِ شخصِ شما، خانواده و حریم خانواده ارزشی دارند، به مأموران اطلاعات سپاه و سایرینی که در وزارت اطلاعات به همین کارها مشغولند، بفرمایید سراز خانواده ی من وسایر معترضان بیرون کشند. ویا اگرنه، ورود این نابخردان و افسار گسیختگان به اشاره ی جناب شما صورت پذیرفته و می پذیرد، بفرمایید تا ما، باورهای ایمانی و انسانی خود را با شاخص جدیدی که شما باب کرده اید تنظیم کنیم. دانلود پی دی اف این مطلبPDF

به نام خدایی که سیل آفرید

بارانی در راه است!

سلام به رهبر جمهوری اسلامی ایران به خواندن ادامه دهید

نامه ی چهاردهم محمد نوری زاد به رهبری(مرگ رهبران)

یک پرسش! شما اگر بجای آقایان موسوی وکروبی بودید، دوست داشتید با شما چگونه رفتار می کردند؟ حتماً به انصاف و عدل. پس چرا با این دو، بد کردید و نام خود را در امتداد نام حاکمان عبوس و تند خو ثبت فرمودید؟

فایل پی دی اف این مطلب را می توانید از اینجا دریافت کنید

به نام خدایی که مرگ آفرید

مرگ رهبران!

سلام به رهبر گرامی حضرت آیت الله خامنه ای

از دیرباز، همه ی ما را براین اصل اساسی متقاعد کرده اند که: پرنده ی مرگ، یک به یکِ ما را برخواهد چید و به وادیِ دوری که خود می داند کجاست، خواهد بُرد. در این میان، استثنایی در کارنیست. همه رفتنی هستیم. ما کمی زودتر و شما کمی بعد ازما. پس، قبول می فرمایید که رهبران نیز می میرند. گاه چون چوپانان: غریبانه، گاه چون مصلحان: سرفرازانه، وگاه چون صدام و قذافی: تلخ و مفتضحانه. مرگ، نشانه ی هماره ی بشرِ تاریخ بوده است تا او به حتمی بودن کوچِ این جهانیِ خود وقوف یابد و زندگی اش را با این غریو بزرگ هماهنگ کند. پا به پای مرگ، غفلت از مرگ نیز دست بکار برآوردنِ هوس ها و آرزوهای تمام نشدنیِ بشربوده است. به خواندن ادامه دهید

نامه دوازدهم نوریزاد به رهبری: بیایید و جام زهر را سربکشید؛ به مردم بگویید: حرفهای شما را شنیدم و اگر مرا بخواهید می مانم وگرنه این شما و اراده شما

* نوریزاد در جواب تهدید وقیحانه اطلاعاتچی که «یا زیپِ تو می کشی یا هم ترتیب خودتو می دیم هم ترتیب زن و بچه تو! “ با شجاعت و شهامتی که فقط از او ساخته است می گوید:  ” من آنقدر ادب و شعور دارم که با زن و بچه ی  کسی کاری نداشته باشم. اما فعلا این منم که ترتیب همه ی شما را     داده ام.”

* اجازه بدهید مردم همه ی حرف های درگلو مانده ی خود را برسر ما و شما فرو بریزند. حرفشان که تمامی گرفت، حالا به میانه ی میدان بروید و به مردم بگویید: من همه حرف های شما را شنیدم و به تأسی از علی (ع) و به تأسی از دنیای عقل، آینده ی کشور را به تصمیم  خود شما وامی نهم. اگر مرا بخواهید، می مانم و این باقیِ عمر را به جبران مافات می پردازم. وگرنه، این شما و این هرچه که اراده ی آن دارید

* ما: ورشکسته ایم ای عزیز. دستمان از آرزوها و آرمانهای انقلاب تهی ست. افق پیش روی ما تیره و تاراست. نه تنها تحریم ها، که هجومی از جهل های آذین یافته ما را محاصره کرده اند.

* برخلاف امیر قطر که اگر پای به هرکجای دنیا گذارد، همگان برای او و برای دلارهای نفتی اش آغوش می گشایند،  حوزه ی اختیارما و شما حتی درهمین داخل کشورمان به چالش گراییده است.

محمد نوریزاد، نویسنده و هنرمند و جهادگر مدافع جنبش سبز، دوازدهمین نامه خود به رهبر جمهوری اسلامی را منتشر کرد. آقای نوریزاد که پیش از این به خاطر نگارش نامه به آیت الله خامنه ای و انتقاد از او در زندان بوده است، وعده داده که تا انتخابات پیش روی مجلس هر هفته جمعه ها نامه ای را خطاب به رهبری منتشر کند.

وی در ابتدای نامه دوازدهم خود شرحی از تهدید شدنش توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی را برای رهبری بازگو کرده و می نویسد:  این واقعه را از این روی برای جناب شما بازگفتم تا اگر فردا روزی مرا پودر کردند و داغ مرا به دلِ خانواده ام، و داغ آنان را بردل من نشاندند و در یکصد سایت فراگیرشان مرا به خاک انداختند، هم شما و هم مردم ما شاهد باشید که در این مُلک، پاداش خیرخواهی و امربه معروف و نهی از منکر، چه گزاف و چه چشمگیراست.

نوریزاد سپس متن اصلی نامه خود را این گونه آغاز کرده که: چرا نگویم: این روزها، تلخ ترین روزهای عمرشماست؟ وچرا نگویم: سالهای آرام و پرازاختیار شما سپری شد و رفت؟ درجوارما اما، حوزه ی اختیار فردی چون “امیرِ قطر”، هم همه ی کشور یک وجبی اوست و هم همه ی دنیای فراخ. او اکنون به هرکجا که بخواهد سفر می کند و با هرکشوری که بخواهد می آمیزد. چرا؟ چون دراین دنیای پرتلاطم، اندازه ومقدارِ خود را فهم کرده و سفره ای بقدر همان اندازه ی  ناچیز خود گسترانیده است. امروز همان وسعتِ ناچیز او آنچنان قدروقیمت یافته است که هواپیماهای قطری باید آسمان حقارتِ ما را درنوردند و مغرورانه ما و شما را به اسم مسافر جابجا کنند. نمی دانم آیا این را شنیده اید: کشورقطر، درست درهمان سالی تأسیس شد که ” ایران ایرِ” ما تاسیس شد؟!

نوریزاد افزود: من در حیرتم چرا جناب شما نمی توانید از کشور خود پای بیرون بگذارید؟ وچرا حتی نمی توانید برای بجای آوردنِ مناسک حج به عربستان سفرکنید؟ شاید به این دلیل که هم در داخل و هم در خارج، چهره عبوس و تند ما وشما افزون تر از چهره ی متبسم وفهیمانه ی ما به باور مردمان جهان راه یافته است! و بازبه این دلیل که درجمهوری اسلامی ایران، هیچ امری استحقاقِ ثبات ندارد الا این که امضای ثباتش را از بیت حضرت  شما دریافت کرده باشد.

به خواندن ادامه دهید

فایل صوتی نامه ی دهم محمد نوری زاد به رهبر

کیفیت بالا(۱۲۸kb , 22mb)

لینک مستقیم ۱

لینک مستقیم ۲ به خواندن ادامه دهید

نامه حجت الاسلام احمدپور به رهبری: در طول فعاليت دادگاه تحت امر شما، چند هزار روحانی بازداشت ، محبوس، و حتی محکوم به اعدام شده اند

*  امّا در دستگاه ويژه روحانيت بر خلاف اين اصل گاه متهم روحانی يا خانواده او هتک حرمت و هتک حيثيت می شود که نويسنده و خانواده او مشمول چنين جفايی شده و شاهد بر خوردهای زننده بوده اند : از جمله نحوه دستگيری اين جانب در سال ۸۸ همراه با کتک کاری و هتک حيثيت و حرمت و توهين در ملأ عام بوده و نيز نحوه ورود ماموران مرد در بهمن ماه ۸۹ به خانه مسکونی بدون حضور من از اين موارد است، بی حرمتی در قالب الفاظ ناشايست و تفتيش های بدنی غير شرعی و غير قانونی در زندان نسبت به متهم روحانی توقيف شده و فيلم ها و عکس های خانوادگی روحانی در هارد کامپيوتر شخصی و خانوادگی متّهم که فايل شده اند و يا در گوشی تلفن همراه شخص ثبت شده در نزد افراد دادسرای ويژه و کارکنان اداره اطلاعات فاش می گردند و بدينوسيله روحانی متهم و خانواده اش هتک حرمت می شوند!؟

خبرنگاران سبز/جامعه:  احمدرضا احمدپور عضو جبهه مشارکت شاخه قم و وبلاگ نويس و محقق حوزه،برای بار دوم در روز ۲۷ تيرماه توسط نيروهای امنيتی در خانه خود بازداشت وبه زندان مرکزی قم منتقل شده است، در نامه ای خطاب به رهبری می گويد: در طول فعاليت اين دستگاه تا کنون چند هزار تن روحانی دستگير، بازداشت، محبوس و محکوم شده اند و حتی ده ها تن محکوم به اعدام شده و حکم آنها اجرا شده است.

حجت الاسلام احمدپور روحانی وبلاگ نويس، در سال ۸۸ و در جريان حوادث بعد از انتخابات نيز، به اتهام تبليغ عليه نظام، هتک حيثيت روحانيت، توهين به رهبری و نشر اکاذيب به يکسال حبس محکوم شده بود که دوران محکوميتش سال گذشته به پايان رسيد.

نامه یازدهم محمد نوری زاد به رهبری: “پیش از آنکه به حساب شما رسیدگی کنند، خود به حسابِ خودتان رسیدگی کنید”

* قبول می فرمایید اگر این مردم شریف را ارج و بهایی بود، اعتراض ها و پرسش هایشان به هیچ گرفته نمی شد و بُغض شان نیز به چوب و چماق قوای تحت امر شما سپرده نمی شد.

* جناب شما بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار، آری بسیار، با سایر مردم ایران تفاوت دارید. و این، اولین حقّ الناسی است که ما ایرانیان از جناب شما طلبکاریم.

*  آیا منصب های کلیدی کشور از چنگ بی عرضه ها و پوک مغزان به در خواهد رفت؟ آیا کسی برای مردم و خواست ها و افکارشان تره خُرد خواهد کرد و مثلا به مردم گزارش خواهد داد که چه مقدار از پولشان صرف بقای بشاراسد قاتل گردیده و می گردد؟

* من راز بی اعتنایی به این مردم شریف را، وتیرگیِ مستمرِسرنوشت آنان را در سیاهیِ” نفت ” می بینم. آری، بزرگانی که دستشان به پولِ نفتِ این مردم گشوده است و بی اجازه ی آنان هرچقدر که بخواهند برمی دارند،… همین دست هایی که بی اجازه ی مردم در جیب مردم فرومی رود.

“به نام خدایی که می پرسد” به خواندن ادامه دهید

نوری زاد به رهبر: فریب این فربگان فرو مایه را نخوریم با ریسمان اینان اگر به چاه جنگ داخل شویم، درنیمه راه، ما و شما را وا می نهند و با پولهای بالا کشیده به هرکجا گریز می کنند

دهمین نامه ی محمد نوری زاد به رهبری

با این عملکرد، آیا ما عاقبت بخیریم؟

با شرمندگی می گویم: ای عزیز، فریب این فربگان فرو مایه را نخوریم. نقاب اینان را اگر پس بزنیم می توانیم به چهره ی واقعی شان راه یابیم: چهره ی دزدان اموال مردم و قاچاقچیان کارکشته. با ریسمان اینان اگر به چاه جنگ داخل شویم، درنیمه راه، ما و شما را وا می نهند و با پولهای بالا کشیده به هرکجا گریز می کنند. اینان کجا و همت ها و باکری ها و خوبان سپاه کجا؟ چربی مال حرام از اینان، حرامیانی برآورده که حاضرند برای منافع شخصی شان به هر رفتار غیرانسانی دست بزنند.

 

 به نام خدایی که دزدان را دوست ندارد

دزدان اطلاعات و دزدان سپاه

سلام به رهبر گرامی ما حضرت آیت الله خامنه ای

من با اجازه ی حضرتعالی تا روز انتخابات – اسفند ماه آتی – هفته ای یک نامه برای شما خواهم نوشت. گرچه خود می دانم این نامه ها آنجا بها دارند که توسط حضرت شما مورد اعتنا قرار گیرند. نیز این را می دانم که بهای واقعی این نامه های به هیچ گرفته شده، ثبت در سینه ی مردم ما و تارکِ تاریکِ تاریخِ این مرز و بوم است. اگر موافق باشید من برای هرنامه ای که برای شما می نگارم، یک عنوان خاص اختیار می کنم تا  نوشته ام از همان عنوان اصلی روح بگیرد. عنوان نامه ی دهم خود را ” دزدان اطلاعات و دزدان سپاه” نهاده ام. شاید به این دلیل که: قرار بود این دو دستگاه اسلامی و شیعی، جلوی دزدی ها را بگیرند نه این که خود بدان روی برند. به خواندن ادامه دهید

نامه مهدی خزعلی به رهبری: آماده‌ام تا بدون تعظیم، نقد های مردم را بگویم

رهبر محترم جمهوری اسلامی ایران
باسلام؛ سال هاست می خواهم خطی بنویسم، شرایط مهیا نبود، اطراف شما را مداحان و ثناگویان و متملقان گرفته اند، چاپلوسی و دستبوسی و پابوسی بیداد می کند، یکی چفیه را به تبرک می برد، دیگری به عبای شما تبرک می جوید، جمعی بوسه بر جایگاه شما می زنند و جماعتی قدمگاه شما را مسح می کنند، تمسک به کلام شما ناسخ آیه و روایت است، غالیان شما را بالاتر از خدا می دانند، در این هیاهوی بازار آهنگران، که عمود خیمه را در کوره مدح و ثنا نهاده و هریک با تملق و چاپلوسی پتکی بر آن می کوبند، چه جای سخن نقاد است؟ این ها آنقدر می زنند تا عمود نازک و نازکتر شود، من می خواهم با نقد و نقادی عمود خیمه را چون پولاد آب دیده کنم! می خواهم با کلام تند و تیز نقاد آشنایتان سازم. به خواندن ادامه دهید