چکیده : علائم ظهور یکی دو تا نیست که یکی را بگیرند و بگویند که این صفت این آقا همان صفتی است که در روایات گفته شده است. علاوه بر اینکه علائم مختلف وجود دارد، منطق و شیوه تبیین خاص خود را هم دارد. اینجور نیست که هر کسی از راه رسید، حرفی بزند و بعد دید که خراب کرده، توجیه کند. اخیرا عده ای آمدند سید خراسانی و شعیب بن صالح درست کردند بعد دیدند که خراب کردند پشت سر هم تکذیب و توجیه کردند و به عقب فرار کردند برخی هم بحث های انحرافی ایجاد کردند تا ضعف و دروغ خود را بپوشانند.
شاید بتوان مفهوم “انتظار” را کلانترین و البته پرچالشترین مفهوم تاریخ ادیان خواند، مفهومی هرمکانی و هرزمانی که بیش از هر واژه دیگری در هاله ابهام و خرافه فرو رفته است. تاریخ انتظار دو پهنا دارد یکی تلاشی جانانه برای ترسیم خوبیها و گشایش راهی به رهایی است و دیگری سعییی میان دروغ و خرافه است تا راهی به منافع شخصی و گروهی برگشاید. عصر انتظار، عرصه جدال بین خرافه و نیازمند حقیقت ناب است. در آستانه نیمه شعبان، برآنیم تا به چرایی خرافهگوییها بپردازیم و از زبان صاحبنظران انتظار بگوییم خرافه چیست؟ محصول کدام کنش است؟ و با خرافهگرایی چه باید کرد؟ آنچه در ذیل میآید، گفتگوی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران با حجت الاسلام و المسلمین محمدعلی ایازی، پژوهشگر و محقق مسائل دینی در همین رابطه است: به خواندن ادامه دهید
* بسیاری از این روایات هم از نظر سند و هم دلالت مخدوش و غیر قابل اعتمادند . مثلاً روایاتی كه قیام آن حضرت را قیام با سلاح و شمشیر و خونریزی و كشتار را لازمۀ قطعی ظهور معرفی می كنند . این گروه از روایات عمدتاً از سوی راویانی روایت شده كه به برخی فرقه ها و جریان های انحرافی شیعه وابسته بوده اند كه در برابر روش مبارزات بدون خشونت امامان اهل بیت (ع) كه معطوف بر روشنگری و آگاهی بخشی بود، جعل شده اند تا قیامها و حركتهای مسلحانه خود را توجیه كنند



































































































































