بایگانی دسته‌ها: ادامه

وقتی اوباما با بی‌بی‌سی فارسی مصاحبه می‌کند، «آیا صدای آمریکا هنوز صدای آمریکا است؟» 4 مهر

رادیو کوچه- آرش آتش‌زاد

«می‌گویند وقتی به خانم هیلاری کلینتون گفته شده است که در لیست رادیو‌ها برای مصاحبه با رییس جمهوری ایالات متحده صدای آمریکا نیز هست، کلینتون با اعتراض اشاره کرده است که: NO WAY!‌»

این جمله‌ای است که بسیاری از کسانی که ارتباطی با دولت آمریکا و این رادیو دارند از روز گذشته زبان به زبان برای یک دیگر نقل می‌کنند. گفته می‌شود خانم کلینتون در اساس هیچ تمایلی برای برگزاری گفت‌و‌گو با باراک اوباما و صدای آمریکا نداشته است و به همین دلیل این فرصت در اختیار رسانه بریتانیایی بی‌بی‌سی بخش فارسی قرار داده شده است.

به خواندن ادامه دهید

كودتاچيان از مرده ها هم هراس دارند؛تخريب مقبره عزت الله ابراهيم نژاد

اعتماد : شنيده شد مقبره عزت الله ابراهيم نژاد که در وقايع هجدهم تير 78 کوي دانشگاه تهران کشته شد، شبانه تخريب و سنگ آن تعويض شده است. به گزارش خبرنگار ما افرادي از قبل سنگ قبر جديدي آماده کرده بودند که در آن هيچ اشاره يي به نوع درگذشت نشده بود و تاريخ را نيز از هجدهم تيرماه تغيير داده بودند. به اين ترتيب در سنگ قبر جديد نوشته شده است جوان ناکام عزت الله ابراهيم نژاد، تاريخ درگذشت 19/4/78. لازم به يادآوري است مقبره عزت الله ابراهيم نژاد در گورستان بهشت زهراي پلدختر واقع است.

5 برابر شدن قيمت برق اولين نتيجه فوری هدفمند کردن یارانه ها

«قیمت هر کیلو وات ساعت برق برای مشترکان در حال حاضر 16 تومان است که پس از هدفمند شدن یارانه ها قیمت هر کیلو وات ساعت برق از مرز 77 تومان می گذرد.» محمد احمدیان معاون وزیر نیرو، روزنامه کار و کارگر سه شنبه1مرداد 87.

- در صد گرانی ( افزایش قیمت) بیش از 5 برابر( بیش از 500 در صد) یعنی از این به بعد قبض های 5 هزار تومانی برق می شود 25 هزار تومان، 10 هزار تومانی می شود 50 هزار تومان، 15 هزار تومانی می شود 75 هزار تومان و….

پيكنت

تهديد ايران و كره شمالي با توليد بمب‌های سنگرشکن (با نام اختصاری MOP ) با حدود ۱۴هزار کیلوگرم وزن و ويرانگري تا عمق 60 متري

به خواندن ادامه دهید

900 هزار کودک 10 تا 18 ساله کشور دارای همسر هستند که از این تعداد 25 هزار کودک طلاق گرفته‌اند

به خواندن ادامه دهید

فن‌آوری سایفون؛ مدرنترين برنامه برای گذشتن از سد ف*ی*ل*ترینگ

وب‌سایت رادیو فردا – با یک بار ورود به «سایفون» بر اساس آنچه در راهنما آمده عمل کنید و از سد فیلترینگ بگذرید.

این‌جا را کلیک کنید

یا  مستقیما به این آدرس بروید:

https://biteintofreedom.info/a.php?token=0738c419b08516dee7d2e431215d73a4

بازخوانی نامه پرویز مشکاتیان در حمایت از میرحسین موسوی

476110724

به خواندن ادامه دهید

«دیر حسین موسوی و فاطی عصبی» ابراهيم نبوي و اعتراض موسوي و جوابيه نبوي

فاطی جان! قربانت گردم! الهی درد و بلایت بخورد توی سر اعضای ستاد میرحسین ‏موسوی، تو بهترینی! تو همان هستی که موسوی نیاز داشت. ورود تو را به ستاد حامیان ‏موسوی تبریک می گویم. تا تو را داریم هیچ غمی نداریم. من و دوستانم تلاش می کنیم تا همه ‏سووالاتی که علیه موسوی وجود دارد جمع کنیم و برایت بفرستیم تا جواب بدهی و موسوی ‏انتخاب بشود، مطمئن باش تا وقتی موسوی دوستی مثل تو دارد هیچ کسی نمی تواند با او ‏دشمنی کند.‏

جناب موسوی عزیز‎

خدمت‌تان عرض می‌کنم که شما لطفاً خودتان‎ ‎را بکشید ‏کنار، ما یک دعوای چهار ساله داریم که باید روشن شود، همان‌طور که موقع‎ ‎دفاع از شما ‏ازتان اجازه نگرفتیم، الآن هم برای ادامه کارمان نیازی به مجوز شما‏‎ ‎نداریم. وقتی ‏رییس‌جمهور شدید، آن وقت اگر خواستید می‌توانید مثل امروز ما را به‎ ‎ایران راه ندهید‎.

ابتدا مقاله طنزنبوي:

دیر حسین موسوی و فاطی عصبی

سلام فاطی جان!‏

البته ممکن است ناراحت بشوی که چرا من تو را فاطی خطاب کرده ام، در حالی که من و تو ‏با هم غریبه ایم و اصلا معنی ندارد کسی شما را فاطی خطاب کند، ولی باور کن شما دیگر ‏متعلق به خودت فقط نیستی، تو متعلق به شوهر و بچه هایت فقط نیستی، تو متعلق به همه ‏مردمی، مثل همه قهرمانان و بزرگان تاریخ. حتی اگر دقت کرده باشی، نعوذ بالله علمای اعلام ‏و حجج اسلام و وعاظ مکرم که به همسرشان حمیده خانم می گویند منزل، به همسر حضرت ‏علی می گویند فاطمه جان و به خواهر حضرت امام حسین می گویند زینب جان، طبیعی است ‏که من هم به شما می گویم فاطی جان، البته برای من غلامحسین عزیز هم همان غلومی است ‏و محمود هم همان ماموت است، بالاخره چایی نخورده ماها با هم پسرخاله ایم. ‏

واقعا من و خانواده خودم را به شخص تو و شوهرت و محمود مدیون می دانم، از هر هزار ‏تومان پولی که در این چهار سال درآمد داشتم، حداقل هفتصد تومانش بخاطر حرف های شما ‏بود، اگر شما نبودید من چطور طنز می نوشتم؟ و حالا این کار آخری که کردی واقعا اند مرام ‏است. آبجی، مصب تو شکر که یاد شمسی پهلوون و اجداد طاهرینت یعنی شعبان خان و حسین ‏رمضون یخی و حسین فرزین و حسن اختر را زنده کردی. ‏

فاطی جان! ‏

باور کن تا همین دو روز قبل که نامه تو در مورد میرحسین منتشر نشده بود، ما مانده بودیم ‏چه خاکی به سرمان بریزیم، خاتمی که عبای شکلاتی اش را کشید سرش و اشک ریزان رفت ‏و انصراف داد و رفت استرالیا ببیند این کانگوروها چه شکلی اند، ابطحی هم که فعلا مفقود ‏الاثر است و فعلا خبری از او نیست، اصلاح طلبان هم که محض رضای خدا حرف یومیه ‏شان را بلد نیستند بزنند، از طرف دیگر، همین میرحسین هم بیست سال است حرف نزده، ‏دهانش را باز می کند، دندانهایش تیلیک تیلیک می خورد به هم، یک جوری حرف می زند که ‏باید یک مترجم بیاید از لس آنجلس که زبان سال 1358 را بلد باشد و به ما بگوید، من هم که ‏هر چی تعریف می کردم از میرحسین موسوی ملت می گفتند، تو از خودشان هستی و معلوم ‏است که تعریف اش را می کنی. من هم هرچه گفتم بابا من از خودشان نیستم باور نکردند که ‏نکردند. تا اینکه شما لطف کردی و این نامه را نوشتی.‏

الهی خدا از دهانت بشنود! الهی خدا هر چه خیر می خواهی بهت بدهد! الهی قد شوهرت یک ‏ده سانتی هم شده بلندتر بشود! الهی روی میز آشپزخانه ات همیشه پر از خودکار و کاغذ باشد! ‏الهی هرچه نفرین می کنی، که دائم می کنی اثر کند و هر کسی دشمن توست به زمین گرم ‏بخورد. فاطی جان! تو اصلاح طلب بودی و در تمام این مدت نمی گفتی؟ بدجنس! تو در تمام ‏این مدت نفوذ کرده بودی تا روز مبادا بیایی و پدر این معجزه هزاره سوم را دربیاوری؟ خیلی ‏زرنگی! تو چطوری موفق شدی این کار را بکنی، واقعا غلامحسین الهام کرد یا خودت الهام ‏شدی؟ در هر حال درد و بلایت صاف بخورد توی آن ستاد لالمانی گرفته » دیرحسین». خیلی ‏زود آمده زبانش هم باز نمی شود. دستت درد نکند که هر چه لازم بود بگوییم تو گفتی، ‏چطوری این چیزها به مغزت رسید، من می دانستم حرف هائی که برادر حسین شریعتمداری ‏علیه تو گفت درست نیست و تو آدم خوش فکری هستی، ولی باورم نمی شد.‏

فاطی جان!‏

ما چند ماه است که دارم اثبات می کنیم که موسوی پدر اصلاح طلبی ایران است، ممنون که ‏همین را نوشتی که » ‏‎ ‎موسوي همان‌گونه كه يكي از اصلاح‌طلبان گفته است، به درستي «پدر ‏اصلاح‌طلبي برانداز» است.» حالا البته براندازش را هم نمی گفتی طوری نمی شد، چون وقتی ‏می گویی پدر اصلاح طلبی است، احتمالا 20 میلیون رای می آورد، وقتی بگویی برانداز هم ‏هست، سه میلون هم آن برانداز هایی که ما باهاشان قهریم به او رای می دهند، می شود 23 ‏میلیون، البته اگر بیشتر نشود.‏

فاطی جان!‏

سالها بود که ما می گفتیم که دفتر تحکیم وحدت را موسوی حمایت کرد و این گروه بعدا هم ‏مستقلا عمل کردند، اما عده ای می گفتند که نخیر موسوی هیچ کمکی به دفتر تحکیم نکرد و ‏اگر هم کرده باشد، آنها در خط ولایت فقیه بودند. در حالی که تو مشخص کردی که آن طور ها ‏هم نبود و گفته ای که » تحكيم وحدت در حمايت او جان گرفت و پاي‌گير شد، و با امداد مالي و ‏معنوي اعضاي دولت وي، عليه ولايت‌فقيه، در سال‌هاي رهبري امام تركتازي كرد.» خیلی ها ‏به همین دلیل به این نتیجه رسیدند که باید به موسوی رای بدهند و دقیقا به همین دلیل کلی از ‏اعضای سابق دفتر تحکیم وحدت که فعلا در آمریکا هستند، بعد از گفتن این حرف ها، تصمیم ‏گرفتند با اولین هواپیما برگردند ایران و بروند دست های میرحسین را ببوسند که چنین اقدامات ‏مهمی را انجام داد. البته الآن مشکل پرواز وجود دارد و ممکن است نتوانند خودشان را بموقع ‏به تهران برسانند، اما اینها چیزی از زحمات طاقت فرسای تو کم نمی کند.‏

فاطی عزیز!‏
ای اصلاح طلب پنهان! ای یار غار خاتمی در لاک اصولگرایی! ای پوشیده شده در نهان ‏برای روز نهایی! ای رفیق! تو می دانی با این نامه ات چه کردی؟ کلی از ایرانی ها و ‏دانشجویان مخالف ولایت فقیه و مخالف حکومت بودند که تنها مشکل شان این بود که فکر می ‏کردند این میرحسین موسوی از آن تدارکاتچی هایی است که هرگز استعفا نمی دهد و هرگز با ‏رئیس اش درگیر نمی شود و به همین دلیل می گفتند، ما به آدمی که هیچ مقاومتی نمی کند رای ‏نمی دهیم. در حالی که تو در نامه ات نوشتی » موسوي به دليل آن در بحران جنگ در سال ‏‏67 با «استعفاي ناگهاني» موجب خشم امام گرديد و استعفاي ناگهاني و بدون اطلاع امام و ‏رئيس‌جمهور نشان داد: اولاً ميزان ولايت‌پذيري موسوي چقدر است»ای فاطی عزیز! من که ‏البته هیچ مخالفتی با ولایت فقیه ندارم و تو هم این را می دانی، ولی خیلی از مخالفان ولایت ‏فقیه که مثل تو فکر می کنند، بخاطر همین حرفی که تو زدی احتمالا می خواهند بروند و به ‏موسوی رای بدهند. البته این میرحسین موسوی هر وقت به ما رسیده بود، می گفت طرفدار ‏ولایت فقیه است. ما هم اصلا به او گیر نمی دادیم، ولی حالا که تو می گویی هم با ولایت فقیه ‏مخالف بود و هم با آقای خامنه ای، تازه دارم می فهمم تو چگونه با همین جمله، یک دفعه دو ‏میلیون رای برای موسوی جمع کردی. باور کن درست بعد از انتشار نامه تو تمام نشریات ‏جهان متوجه ظهور یک اوبامای جدید شدند، و تو کسی بودی که توانستی این کار را بکنی.‏

او شانزده سال در سنگر اصلاحات بود
فاطی جان! خیلی از دوستان من مشکل شان این بود که این میرحسین موسوی وقتی کارش ‏تمام شد، کجا رفت؟ برای چی مملکت را ول کرد و چپید توی خانه؟ برای چی نیامد به هاشمی ‏کمک کند تا نقشی در دولت مثلا سازندگی داشته باشد؟ حالا بفرض این شیخ اکبر سرش را به ‏تاق کوبیده بود، می توانست بعد از دوم خرداد یواشکی بیاید با دولت خاتمی که قبلا وزیر ‏دولت او بود کار کند، نمی توانست؟ خیلی ها به ما گفتند که به همین دلیل موسوی چون ‏شانزده سال است در جریان هیچ چیزی نبوده، به همین دلیل به درد ریاست جمهوری نمی ‏خورد. ‏

حتی عده ای می گفتند، این آقای محترم در تمام این شانزده سال رفته بود در یکی از غارهای ‏اطراف خامنه( آخر ایشان هم همشهری است) و مثل نخست وزیرهای اولیه داشت آنجا روی ‏دیوارهای غار نقاشی اولیه می کشید، یکی هم می گفت که حتی خانم زهرا رهنورد هم چهار ‏پنج سال از او خبر نداشت، یکی اسمش را گذاشته بود » پیرحسین موسوی» یکی گذاشته بود ‏‏»دیر حسین موسوی» یکی گذاشته » میر فسیل موسوی» و از این حرف ها که بخواهم برایت ‏بگویم مثنوی هفتاد من کاغذ است، ولی باور می کنید ما هیچ کدام نمی دانستیم در تمام این ‏سالها میرحسین موسوی نه تنها دور از جریانات نبود، بلکه همیشه مشاور رئیس جمهور( البته ‏هاشمی و خاتمی) بود و علاوه بر همه اینها با اصلاح طلبان همراهی می کرد. ‏

حتی خودش هم دوسه باری از دهانش در رفت و گفت من اصلاح طلب نیستم، حالا یا خجالت ‏کشید یا روش نشد یا چی شد من خیلی خبر ندارم، ولی فکر کنم چیزهایی مطرح بود. ولی ‏فاطی جان! با حرف هایی که تو زدی همه چیز عوض شد، تو در نامه ات نوشتی: » ‏‎ ‎موسوي ‏‏16‌سال مشاور رئيس‌جمهور» بوده است. هم مشاور هاشمي رفسنجاني و هم مشاور محمد ‏خاتمي!» و نوشتی که » وي در «تقديرنامه خود به محمد خاتمي»، دوران سياه 8سال حاكميت ‏اين فرد را براي خود «افتخارآميز» مي‌خواند.» و نوشتی که » ‏‎ ‎موسوي در 16‌سال گذشته سر ‏راحت بر زمين گذارده و از همه بركات دولت‌هاي هاشمي و خاتمي براي كشور و ملت و نظام ‏اسلامي، احساس آسودگي خيال كرده است.»‏

‏ فاطی عزیز! می دانی با این حرف ها تو توانستی مشت محکمی به دهان مشارکتی هایی که ‏می گفتند میرحسین موسوی اصلاح طلب نیست بزنی و بفهمانی که بقول بنیامین » دنیا دیگه ‏مثل تو نداره، نداره نمی تونه بیاره» و میرحسین همان کسی است که باید می آمد و آمد. فاطی ‏عزیز! بخاطر همه این چیزها از تو متشکرم، بخاطر همه روزهای سختی که در خانه غلوم ‏گذراندی تا بتوانی در بزنگاه به داد اصلاح طلبان برسی و ثابت کنی میرحسین بهترین است.‏

میرحسین موسوی علیه محمود احمدی نژاد ‏
فاطی جان! دوست خوب من! ای همفکر شبهای تار! ای اصلاح طلب قدیمی! تو توانستی یک ‏مشکل بزرگ ما را حل کنی. ما برای همه استدلال می کردیم که میرحسین موسوی با احمدی ‏نژاد خیلی فرق دارد، در حالی که آبجی ما می گفت » هیچ فرقی ندارند، فقط میرحسین یک کم ‏تمیز تره» و همسرم می گفت: » هر دو تاشون مثل همدیگه هستند، فقط میرحسین رو زهرا ‏رهنورد سه ماه انداخته توی وایتکس سفید شده» یا دختر خاله ام می گفت: » هر دو تاشون مثل ‏همدیگه هستند، و اصلا هیچ مخالفتی با هم که ندارند، هیچ، حتی عاشق هم هستند.» یک احمد ‏داداش هم داشتیم آمد و گفت این میرحسین آدم نظام است، اصولا همه فکر می کردند که آقا- ‏که قربان شان بروم- هزار تا کار بلدند، این محمود مشنگ را گذاشته جیب راستش و ‏میرحسین را از جیب چپش درآورده گذاشته روی میز. ‏

به همین سادگی! می بینی! اگر تو نبودی می بینی چه حوادثی رخ می داد؟ این توبودی که همه ‏چیز را روشن کردی، تو! تو! فقط تو! فاطی جان! تازه بعد از نامه تو بود که ما فهمیدیم ‏‏»موسوی عليه دولت پاك احمدي‌نژاد خشمگين شده و احساس مسؤوليت مي‌كند.» و ‏‎ ‎نوشتی: ‏‏»اينك وي مأمور نجات است. «نجات راست ناراست و چپ منحرف»، «نجات هاشمي و ‏خاتمي». «نجات توسعه و اصلاحات» و نجات «دولت ائتلاف ملي» و «دولت وحدت ملي». ‏اما چه بدفرجام كه در بدترين امتحانات الهي وارد شد و خود را به آزمون گذارد. اما آيا ‏موسوي آخرين مهره هاشمي است يا ديگراني در راهند؟» و این جوری بود که ما واقعا ‏فهمیدیم این زیدآبادی داشته شوخی می کرده که گفته میرحسین گزینه حکومت است، وگرنه، ‏تو که اصل جنسی و اصل حکومتی. این تویی که با ماشین از پشت دیوارهای پاستور رد می ‏شوی و این تویی که می دانی پشت پرده کی چکار کرده و چرا آن کار را کرده. وقتی تو می ‏گویی که موسوی برای مخالفت و حذف احمدی نژاد آمده، این خودش انگار کن که » اوپرا ‏وینفری» از اوباما حمایت کرده باشد. ‏

ای فاطی وینفری! ای فاطی کلینتون! این تویی که در آخرین لحظه برای نجات آمدی. البته من ‏دارم یواش یواش شک می کنم، نکند این نامه را فاطمه رجبی در مخالفت با میرحسین ننوشته ‏و زهرا رهنورد در حمایت از شوهرش نوشته است. ‏

سیاست های فرهنگی موسوی و فاطی ‏
فاطی جان! ما خیلی تلاش کردیم، در این ماهها کوشش کردیم که اثبات کنیم میرحسین موسوی ‏همان بود که از سال 1361 تا 1368 سینمای ایران را شکل دارد، وزیر فرهنگش خاتمی ‏بود، مدیر رادیو تلویزیون در زمان او محمد هاشمی بود و تازه در سال 1367 بود که ‏همزمان با وزارت خاتمی در ارشاد اسلامی کیهانی ها تصمیم گرفتند با تهاجم فرهنگی مبارزه ‏کنند. هزار بار گفتیم که بهشتی و انوار و حجت مدیران خوب فرهنگی، مخملباف و مهرجویی ‏و نادری و کیارستمی و همه اینها فرزندان دوره موسوی هستند، اما مگر حرف ما را کسی ‏قبول می کرد؟ همه می گفتند بروید گم بشوید، خاک برسرتان، مگر اینکه فاطی یا غلامحسین ‏بگویند تا باور کنیم. ‏

فاطی جان! حالا که تو گفتی کلی از مشکلات ما حل شد. تو نوشتی که : » موسوي آسوده‌خيال ‏بود كه همواره «هاشمي سكان‌دار دولت‌هاست» و «برنامه توسعه آمريكايي» و «اصلاح‌طلبي ‏برانداز» قدم به قدم پيش مي‌رود. ناله اقتصادي و سياسي ملت به گوشش نرسيد، و خروش ‏رهبري در «تهاجم» و سپس «شبيخون فرهنگي» كمترين حساسيتي برايش ايجاد نكرد. ‏روزگار سياهي كه اصلاح‌طلبان با پشتيباني هاشمي براي «دين و دنياي اين ملت» پيش ‏آوردند، موسوي را نه به عنوان يك مسلمان و نه در زمره يك ايراني، نگران نكرد.» ای به ‏قربان دهانت فاطی جان که همه چیز را روشن کردی. خدا خیرت بدهد. تو فهماندی که ‏موسوی نه از نظر سیاست فرهنگی مثل آقای خامنه ای فکر می کند و نه از نظر اقتصادی ‏مخالف سیاست توسعه اقتصادی هاشمی است و نه در توسعه سیاسی مخالف برنامه اصلاحات ‏است. آخر فاطی جان! تو چطوری این همه دلایل خوب را در یک جمله گفتی؟ ای دلیل ‏آورنده! ای بیان کننده! ای موافق مخالف نما!‏

اسلام ناب موسوی و اسلام ناب رجبی
فاطی جان! راستش را بخواهی ما الآن یک گیر خیلی مهم داشتیم و داریم، این هم حرفی است ‏که میرحسین زده است که طرفدار اسلام ناب محمدی است. راستش را بخواهی ما خودمان هم ‏طرفدار اسلام ناب محمدی هستیم و معتقدیم آدمی که معتنقد باشد، باید دهنش را آب بکشد بعد ‏نماز بخواند، داداش مان هم که به اسلام ناب محمدی معتقد است طرفدار شریعتی است، ‏خواهرمان هم طرفدار آیت الله مصباح است و طرفدار اسلام ناب محمدی است، یک دخترخاله ‏هم داریم که طرفدار اسلام ناب محمدی است و خیلی گوگوش و زیبا شیرازی را هم دوست ‏دارد. ‏

منتهی این دفعه آخر که موسوی درباره اسلام ناب محمدی حرف زد، همه مان چت کردیم که ‏نکند، منظورش یک چیزهایی توی مایه ده نمکی باشد، تازه یادمان افتاد ده نمکی هم خودش ‏مدتهاست توی مایه خودش نیست، بعد فکر کردیم چطوری به مردم جواب بدهیم که بیایند به ‏موسوی رای بدهند، تا وقتی که تو برداشتی نوشتی که «‏‎ ‎موسوي امروز از اسلام‌ناب سخن ‏مي‌راند. اسلام نابي كه در آن «عدالت به مسلخ رفت» و اصلاح‌طلبي اين مولود شوم توسعه و ‏سازندگي اين راهكارها را با رياست محمد خاتمي دنبال كرد، مورد توجه موسوي است! آيا ‏اين اسلام، اسلام ناب امام خميني است؟» تازه بعد از این جمله بود که ما فهمیدیم » از اون ‏نظر» درست است، نه از نظرهای دیگر.‏

نماز جمعه میرحسین موسوی
البته من خودم تا یک روز قبل از خروج از کشور، هر هفته یا حداقل هر یک سال یکی دو بار ‏نماز جمعه می رفتم و سعی می کردم در جریان بزن بزن و حوادث ناگوار کشور باشم، از این ‏نظر واقعا به نظرم مهم است. روزی هم که تصمیم گرفتم از موسوی حمایت کنم سی چهل نفر ‏با من تماس گرفتند و ای میل زدند و نامه نوشتند و با سنگ زدند به شیشه خانه مان و گفتند: ‏‏»مرد حسابی! تو می خواهی به میرحسین موسوی رای بدهی که دائم می رود نماز جمعه و ‏می نشیند ردیف اول و چنان هم شعار می دهد که تمام دندانهای آسیابش را با ماهواره های ‏گوگل ارث می شود دید، این هم شد نامزد؟» ‏

من هم توضیح دادم که بالاخره هر کسی یک اعتقاداتی دارد، به من چه که نماز جمعه می رود ‏یا دوشنبه و پنجشنبه روزه می گیرد، من خودم هم حج رفته ام، چه فرقی می کند! مثلا خانم ‏فاطمه رجبی سالی شش بار مجانی حج می رود، مسلمان شده و ادب یاد گرفته؟ این که دلیل ‏نمی شود. تا اینکه نامه شما را خواندم که نوشته بودید: » همين ديروز يك نفر از نزديكان و ‏همراهان موسوي برايم پيغام داد كه براي مردم بنويسم: من شاهدم 20 سال است موسوي در ‏نمازجمعه شركت نكرده است. صحت و سقم مسأله با گوينده است. اما مردم هم هيچ اثري از ‏حضور او در نماز نديده‌اند. چرا؟» راستی فاطی جان، چرا؟ شما فکر می کنی اتفاقی افتاده ‏است؟

موسوی ساده زیست، احمدی نژاد ساده زیست
‏ فاطی عزیز! یک چیزی در نامه ات نوشته بودی که من می دانستم و دیگران نمی دانستند و ‏هر چه هم می گفتم باور نمی کردند. آنها می گفتند این موسوی ساده زیست است و چون قبلا ‏احمدی نژاد که ساده زیست بود و ساده زیست هست، رئیس جمهور شد و قیمت همه چیز سه ‏برابر شد و با همین ساده زیستی اش نصف بودجه مملکت را برای برطرف کردن عقده های ‏ساده زیستی اش کرد و سفر خارجی رفت و پول مملکت را به باد داد، ما حاضر نیستیم به ‏کسی دیگر رای بدهیم که ساده زیست باشد و این دفعه اگر یک ساده زیست دیگر بیاید قیمت ها ‏شش برابر می شود و گوجه فرنگی می شود کیلویی بیست هزار تومان و رئیس جمهور می ‏خواهد هفته ای یک بار برود به نیویورک. ‏

من چون خودم در تهران آشنایی دوری با میرحسین موسوی داشتم، به آنها می گفتم بابا دروغ ‏می گویند این ساده زیست نیست، اما آنها می گفتند: چرا، ساده زیست است و اگر بیاید دهن ‏مان صاف است، لااقل چهار سال یکی که ساده زیست نیست بیاید ما کمی نفس بکشیم، تا ‏دوباره ساده زیست بیاید. فاطی جان! باور کن هر چه قسم خوردم اثر نداشت، حتی رفتم عکس ‏خانه شان را آوردم که ببینید چقدر شیک است، باز هم اثر نداشت. تا اینکه تو برداشتی نوشتی ‏که » ‏‎ ‎موسوي ساده‌زيست است!؟ كدام ساده‌زيستي؟چه كسي با او همراه بوده است! من مدتي ‏در خانه‌اي زندگي كردم كه 20‌سال پيش خانه موسوي بوده است. چرا او از آن خانه نقل مكان ‏كرد؟ اگر موسوي «در كاخ‌نشين يا شاه‌نشين جماران» سكني ندارد، معنايش ساده‌زيستي است؟ ‏روزي با ماشين، مسافتي را از پشت يك ديوار در منطقه پاستور طي كردم، به من گفته شد ‏‏«اين مسافت ديوار خانه مسكوني موسوي» است! به عمل كار بر آيد به سخن‌داني نيست.» ‏

فاطی جان! قربانت گردم! الهی درد و بلایت بخورد توی سر اعضای ستاد میرحسین ‏موسوی، تو بهترینی! تو همان هستی که موسوی نیاز داشت. ورود تو را به ستاد حامیان ‏موسوی تبریک می گویم. تا تو را داریم هیچ غمی نداریم. من و دوستانم تلاش می کنیم تا همه ‏سووالاتی که علیه موسوی وجود دارد جمع کنیم و برایت بفرستیم تا جواب بدهی و موسوی ‏انتخاب بشود، مطمئن باش تا وقتی موسوی دوستی مثل تو دارد هیچ کسی نمی تواند با او ‏دشمنی کند.‏

مخلص ابراهیم نبوی
هفدهم فروردین 1388‏

http://www.roozonline.com/archives/2009/04/post_12147.php

جوابيه موسوي:

‌ميرحسين موسوي با صدور اطلاعيه‌اي نوشته يک طنز نويس مقيم خارج از کشور را درمورد فاطمه رجبي تقبيح و آن را خلاف اخلاق اسلامي و شان زن ايراني دانست.

به گزارش کلمه، متن کامل اين اطلاعيه به اين شرح است.

اينجانب در بيانيه اعلام نامزدي خود از فعالان سياسي درخواست کرده‌بودم که حتي اگر در معرض توهين قرار گرفتم نسبت به اين امر واکنشي نشان ندهند. هنوز مبارزات انتخاباتي چندان گرم نشده است و مطلب غير قابل تحملي از سوي کسي بيان نگرديده که مقاله خانم نويسنده‌اي در انتقاد از اينجانب موضوع عکس‌العمل قابل تاسف يکي از نويسندگان مقيم خارج از کشور قرار گرفته است.

خداوند به قلمي شيريني طنز مي‌دهد و حتي آن را درخور ثبت در تاريخ ادبيات ملتي مي‌کند که خود پيشتاز ادبيات بشريت است، اما صاحب آن قلم حد ادب را رعايت نمي‌کند و در مورد آن خانم نويسنده مطالبي به نگارش در مي‌آورد که بي‌ترديد بيان‌کننده ي آن زماني که به پختگي برسد و در نظر آورد که چگونه احساس مي‌کرد اگر همان جملات به هر علتي و هر بهانه‌اي در مورد زناني از بستگان خود او بيان شده بود، آرزو مي‌کند هرگز آن را ننوشته و هيچ‌گاه در هيچ کجا ثبت نشده بودند.

سخت ترين قشري‌گري‌ها و مزمن ترين خصومت‌ها و بدترين نيت‌ها براي بيرون کردن زنان ما از ميدان سياست و اجتماع نمي‌توانند آن جفا را بکنند که چنين مرزشکني‌هايي موجب مي‌شود، به صورتي که حق است اگر با رواج چنين شيوه‌هايي ديگر هيچ زني جرات اظهار نظر در سطح جامعه را نداشته باشد. اينجانب به عنوان کسي که مخاطب نامه آن خانم محترم بوده‌ام به جز اطلاع ناصحيحي که در مورد محل منزل مسکوني‌ام به ايشان داده‌اند مابقي اين نوشته را نظري در ميان نظرات يافتم که يک نامزد انتخابات رياست جمهوري بايد طاقت شنيدنش را داشته باشد.

اميدوارم ابراز تاسف اين خدمتگزار مردم در پيشگاه تمامي بانوان از اقدام آن نويسنده‌ي مقيم خارج از کشور ارزش و اثري در تخفيف اين امر داشته باشد.
ميرحسين موسوي

جوابيه نبوي:

آقای موسوی ما با شما رابطه نداریم ‏

ابراهیم نبوی ‏ e.nabavi@roozonline.com – پنجشنبه 20 فروردین 1388 [2009.04.09]

po_nabavi_01.jpg

آقای میرحسین موسوی‎
بیانیه‌تان را در مورد نوشته‌های‎ ‎یک طنزنویس که در مورد خانم فاطمه رجبی طنزی نوشته ‏است، خواندم و بالطبع توضیحات‎ ‎زیر را ضروری می‌دانم‎.‎

اول: شیوه برخورد شما طبعاً یک رفتار درست و حساب شده در شرایط کنونی انتخابات‏‎ ‎است ‏و من به آن احترام می‌گذارم. اما طبیعتاً اهانت‌های خانم رجبی به بزرگان این‎ ‎کشور مانند آقای ‏خاتمی، آقای هاشمی و بسیاری دیگر از این بزرگان، جای دفاع ندارد،‎ ‎حتی پیرمرد محترمی ‏مانند شیخ علی دوانی، پدر محترم خانم رجبی از دستش همیشه ناراحت‎ ‎بود و برادرانش هم از ‏او گریزانند، و طبیعتاً من به خودم حق می دهم که در شرایطی که‎ ‎این خانم بدون نگاه داشتن ‏هیچ حد و مرزی به جان افراد افتاده، به عنوان طنزنویس در‎ ‎موردش بنویسم. البته شما که نه، ‏ولی بسیاری از دوستان معمولاً یواشکی التماس دعا‎ ‎دارند که من پاسخ خانم رجبی را بدهم‎.‎

دوم: دو مطلب طنز هم‌زمان درباره خانم فاطمه رجبی منتشر شد، یکی را من نوشتم و‎ ‎یکی را ‏دوست طنز‌نویسی دیگر نوشت، البته نوشته این دوست مطلب بسیار شیرینی بود با‎ ‎عنوان ‏‏«فاطی شاه، فاطی ماه…» که در مورد خانه شما و دیوار و ماشین بود که بسیار‎ ‎خواندنی بود، ‏ولی من اصلاً در نامه‌ام به خانم رجبی شوخی از حد نگذراندم، حتی به‎ ‎روال معمول هم چیزی ‏نگفتم، معتقدم متنی که توسط من با عنوان «دیرحسین موسوی و فاطی‎ ‎عصبی» نوشته شده ‏کاملاً مودبانه بوده و احتمالاً چون شما هم مثل خیلی از دیگران فکر‎ ‎می‌کنید هر کسی در ایران ‏یا بیرون طنز می‌نویسد، اسم مستعار من است، گمان کردید نام‎ ‎ایشان هم نام مستعار من است. ‏البته فکر کنم ایشان که در مطالب‌شان از شما طرفداری‎ ‎کرده‌اند، به‌خاطر نامه شما ناراحت ‏شوند و بروند از احمدی‌نژاد طرفداری کنند، اما‎ ‎من به ایشان خواهم گفت که میرحسین زیر لب ‏چیزی گفته و منظور بدی نداشته، و از ایشان‎ ‎می‌خواهم شما را ببخشد‎.‎

سوم: من به جد امیدوارم شما یا یکی دیگر از اصلاح‌طلبان باید رییس‌جمهور شوید،‎ ‎این امر ‏بیش از هر چیز ریشه در رفتارهای زشتی دارد که این گروه (‌احمدی‌نژاد،‎ ‎الهام، فاطمه رجبی ‏و دوستانشان) با ملت و با فرهنگ و با ایرانیان کرده‌اند‌ و ما قصد‏‎ ‎داریم تا با دادن رای به شما ‏شر ایشان را بکنیم و این قصد ما جدی است و فکر نکنند با‏‎ ‎دو تا بیانیه شما علیه همچومنی، ما ‏این‌قدر ساده‌لوح هستیم که دست از حمایت از شما‎ ‎برمی‌داریم. پس شما با خیال راحت بیانیه ‏بدهیم و دهان آن ها را ببندید ما از موقعی که بلاهای پیچیده بر سرمان آمده مردمان پیچیده ای ‏شده ایم و معانی سیاست را هم می‌فهمیم. در دو ماه باقی ما تا می‌توانیم بهترست از دردهایی ‏بنویسیم که ایرانیان در این چهار سال کشیدند، از آن چه احمدی‌نژاد و راست‌ها برسرمان ‏آوردند. خواهیم نوشت و سر این نامه و شبیه به آن با شما دعوا نخواهیم کرد. حسرت ‏چندپارچگی جبهه اصلاحات را بر سرمان خواهیم گذاشت.‏

اگر مقصودتان از نامه این بود که نامه من به خانه رجبی ربطی به شما ندارد به راستی همین ‏است و این حرف‏‎ ‎کاملاً درست است. خیلی‌ها در این طرف دنیا ما را مزدور شما‏‎ ‎می‌دانستند ‏و فکر می‌کردند از شما پول گرفتیم تا هوادارتان باشیم. به آن ها توضیح‏‎ ‎دادیم که حتی ‏چهارتا کوپن هم به ما ندادند، چه برسد به سیب زمینی و آش و پول نفت، اما گوش نکردند‎. ‎ما ‏از شما حمایت می‌کنیم و هیچ ربطی هم به شما نداریم، ما بخشی از مردمی هستیم که‏‎ ‎آمدن شما ‏به نفع آن‌هاست، شما هم بهتر است بگویید که ما ربطی به شما نداریم و‎ ‎مسوولیت کارهای ما ‏با شما نیست، و این هیچ نیست جز واقعیت. باور کنید آقای موسوی،‎ ‎بسیاری از دوستان من که ‏از شما حمایت می‌کنند، اگر بدانند که من با ستاد شما کار‎ ‎می‌‌کنم، مطمئناً از من و در نتیجه از ‏شما حمایت نخواهند کرد. آقای موسوی! ما مردمی‎ ‎هستیم که در این چهار سال له شدیم، ویران ‏شدیم و حالا می‌خواهیم با انتخاب شما،‎ ‎ایران و خودمان و فرزندان‌مان رانجات دهیم‎.‎

من خوشحالم که از نامزدی برای انتخابات دفاع می‌کنم که از توهین به مخالفش هم (‌اگر‎ ‎توهینی در کار باشد) خوشحال نمی‌شود و حتی رسماً از مخالفی مثل خانم رجبی دفاع‎ ‎می‌کند و ‏باور کنید بعد از چهار سال، شنیدن چنین چیزی دل آدم را شاد می‌کند‎. ‎این‌قدر خوشحالم که ‏می‌خواستم بگویم که به‌خاطر شما حتی دیگر در مورد این خانم چیزی‏‎ ‎نمی‌نویسم، اما دیدم ‏آن‌قدر هم خوشحال نیستم و اصولاً خانم رجبی کسی نیست که بشود‎ ‎درباره‌اش طنز ننوشت‎.‎

جناب موسوی عزیز‎
خوب می دانید لطمه‌ای که حضور آقای احمدی‌نژاد ‌و‎ ‎خانم رجبی به زندگی زنان ایرانی زده ‏تا چه اندازه است آبروئی که آنان از مردان و زنان مسلمان برده اند بن لادن نبرد. می‌توانید ‏این را از همسر محترمتان و از دیگر فعالان زن بپرسید. چندی قبل به یکی از زنان بزرگ و‎ ‎بزرگوار ایرانی می‌گفتم: «شما چرا به این خانم فاطمه رجبی جواب نمی‌دهید؟» ایشان‎ ‎قیافه‌ای ‏مظلوم گرفت و گفت: «آقای نبوی! ما که نمی‌توانیم با این‌ها دهان به دهان‎ ‎بشویم، مگر این‌که ‏خودتان یک کاری بکنید‎.»‎

‏‌با عنایت به این مورد و مواردی قبلی، خدمت‌تان عرض می‌کنم که شما لطفاً خودتان‎ ‎را بکشید ‏کنار، ما یک دعوای چهار ساله داریم که باید روشن شود، همان‌طور که موقع‎ ‎دفاع از شما ‏ازتان اجازه نگرفتیم، الآن هم برای ادامه کارمان نیازی به مجوز شما‏‎ ‎نداریم. وقتی ‏رییس‌جمهور شدید، آن وقت اگر خواستید می‌توانید مثل امروز ما را به‎ ‎ایران راه ندهید‎.

ابراهیم نبوی‎

‏۱۹‏‎ ‎فروردین۱۳۸۸‏

اما طنز عليرضا رضايي كه اشاره شد:

فاطی شاه ، فاطی ماه ، فاطی بشقاب پرنده ، فاطی سوژه ی خنده !

نظر به اینکه فاطی رجبی گفته : “روزی با ماشین، مسافتی را از پشت یک دیوار در منطقه پاستور طی کردم، به من گفته شد این مسافت دیوار خانه مسکونی موسوی است” نتایجی گرفتیم که اصلاً دست خودمان نبود . تعدادی از آنها در زیر یا رو یا جاهای دیگر می آید :

۱- فاطی روزها در منطقه پاستور ماشین سواری میکند .

۲- فاطی تنهائی ماشین سواری نمیکند یکنفر را با خودش میبرد که بگوید مسافت دیوارهای منطقه پاستور خانه کی هاست .

۳- پشت دیوارهای منطقه پاستور میشود ماشین سواری کرد .

۴- فاطی از پشت دیوار میتواند بفهمد که جلوی دیوار چه خبر است .

۵- فاطی خودش نمیدانست این مسافت دیوار خانه ی میرحسین است بعد که بهش گفتنند فهمید میرحسین برانداز است .

۶- فاطی هنوز خانه ی میرحسین را بلد نیست ولی میداند در خانه اش چه خبر است .

۷- خانه ی محصولی در منطقه ی پاستور نیست نمیشود روزها پشت دیوارش ماشین سواری کرد .

۸- مسافت پشت دیوار خانه محصولی سه ایستگاه راه است ولی چون روحیه اش بسیجی است مسافت مهم نیست .

۹- دیوار میرحسین کوتاه است با ماشین که رد بشی میبینی پشتش چه خبر است .

۱۰- میرحسین آدم اقتصادی ئی است دیوار خانه اش را در منطقه پاستور کشیده که به دیوار محل کارش نزدیک باشد .

چند سوال اساسی :

۱- فاطی احتمالاً پشت دیوار خانه مسکونی میرحسین چیکار میکرده ؟

جواب : فکر بد نکنید بی ادبها ماشین سواری میکرده .

۲- فاطی پشت دیوارهای منطقه پاستور چیکار میکند ؟

جواب : ماشین سواری میکند ولی خیلی بی حیا هستید شما که پشت دیوار اینهمه برایتان مهم است .

۳- دیوار خانه مسکونی میرحسین در منطقه پاستور چیکار میکند ؟

جواب : خودش کاری نمیکند ولی پشتش یک مسافتی را ماشین سواری میکنند بی حیا !

۴- فاطی روزها که پشت دیوار ماشین سواری میکند شبها چیکار میکند ؟

جواب : شبها جریان ماشین سواری روز را برای غلام تعریف میکند ولی بقیه کارهایشان را ما خبر نداریم بی تربیت !

۵- فاطی روزها پشت دیوار منطقه پاستور سوار ماشین کی میشود ؟

جواب : میگیرم میزنمتا !